بصیرت: برخی تصمیمات به «بادی» بند هستند، بعضی دیگر به «گردباد» بندند و برخی هم به «سونامی.» سادهترش این است که برخی تصمیمات با وزش یک باد عوض میشوند، برخی با گردباد تغییر میکنند و بعضی هم با وقوع سونامی سر به جاده تغییر و تبدیل میگذارند. ماجرای تغییر پایتخت ایران یا دوپایتختی شدن کشور هم که قصهای قدیمی و کهنه است و هر بار با اضطراری شدن هوای تهران بر سر زبانها میافتد جزء آن دسته از تصمیمات بادی است که پس از وزش یک باد و رفع آلودگی هوا به همت نعمت باد، فراموش میشود و بر زمین میماند.
طی روزهای اخیر هم که قصه تکراریتر آلودگی هوای تهران، «ابر تعطیلی» و «باد مصنوعی» و «مه زوج و فرد خودروها» و «خورشید کاهش ساعات کاری ادارات» را برای رفع آلودگی به تکاپو انداخته، آوای خوش دوپایتختی شدن کشور نیز از ساز مجلس طنینانداز شده است.
این بار، نائب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس به نمایندگی از سایر همکسوتان خود و برای آنکه شفاف شده باشد که مجلس هم نسبت به آلودگی هوای تهران بیتفاوت نیست بار دیگر از طرح نمایندگان برای دوپایتختی شدن ایران خبر داده است. طبق گفتههای سید کاظم دلخوش، بر اساس این طرح که بناست یکماه دیگر در مجلس بررسی شود، قرار است تهران پایتخت اقتصادی کشور باشد و شهری در نزدیکی تهران، پایتخت سیاسی شود. این طرح هرچند در ظاهر مطلوب به نظر میرسد، اما بطن آن بسیار انتقاد برانگیز است. مهمترین انتقادهای وارد به این طرح را شاید بتوان به صورت زیر برشمرد:
1- باد که بوزد طرح را با خود میبرد: نمایندگان محترم مجلس بهتر از هر کسی میدانند که طرح دوپایتختی شدن ایران یا تغییر پایتخت از تهران به یک شهر دیگر هر از چند گاهی و در بحبوحه آلودگی هوا مطرح میشود، اما پس از آن که در نهایت، وزش باد سبب خروج آلودگی از هوای تهران میشود، این طرح نیز بر زمین بایکوت و مسکوت میماند. از این رو، منطق حکم میکند که تصمیمات بادی را نباید جدی گرفت.
2- تفسیر معکوس از طرح رئیس جمهور: از ابتدای سال جاری دکتر احمدینژاد رئیس جمهور ایده ضرورت خروج 5 میلیون جمعیت را از تهران مطرح کرده و چندین بار آن را مورد تأکید قرار داده است. از سوی دیگر، بر اساس طرح دوپایتختی شدن ایران قرار است که شهری در نزدیکی تهران پایتخت سیاسی کشور باشد و تهران پایتخت اقتصادی باقی بماند. منظور از پایتخت سیاسی این است که نهادهای سیاسی و مدیران به خارج از تهران منتقل شوند که جمعیت آنها اگر از 200 هزار نفر کمتر نباشد بیشتر نیست. با یک محاسبه ساده ریاضی میتوان نتیجه گرفت که اگر 200 هزار را از 5 میلیون کسر کنیم رقم 4 میلیون و هشتصد هزار باقی میماند و این یعنی اینکه آب از آب تکان نمیخورد و کماکان جمعیت زیاد، آلودگی فلجکننده و ترافیک غیرقابل تحمل تهران پابرجاست. بنابراین، طرح دوپایتختی شدن کشور و اعطای لقب پایتخت سیاسی به شهری نزدیک تهران تفسیری معکوس از ایده خروج 5 میلیون نفری احمدینژاد است.
3- اقتصاد و سیاست یک روحاند در دو بدن: بر کسی پوشیده نیست که سیاست و اقتصاد در هم تنیدهاند. به طور طبیعی، نهادهای سیاسی و اقتصادی همچنان ارتباطهای تنگاتنگی با هم دارند که دوام و بقای آنها بسته به همین ارتباط دو سویه است. از این رو، تفکیک پایتخت به دو بخش سیاسی و اقتصادی به منزله اختلال در این رابطه و نابسامانی در امور است.
4- مدیران در سلامت، مابقی در مرارت: تعیین شهری در نزدیکی تهران به عنوان پایتخت سیاسی که به احتمال زیاد جایی خوش آب و هوا و بیترافیک خواهد بود و مدیران و نمایندگان مجلس به آنجا عزیمت خواهند کرد به این معناست که طراحان این ایده بیشتر به فکر سلامت و آسایش خود هستند تا شهروندان!
بنابراین ضمن احترام به همه کسانی که طراح یا حامی این طرح هستند و با توجه به ایرادهایی که به این طرح وارد است میتوان نتیجه گرفت که به گفته مولانا:« این طرح، همانا مصداق گم کردن سوراخ دعاست.»
محمد صادق زمانی