صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۹۴۳۹

آخرین نفسهاى پرزیدنت /حنیف غفاری


معمولا در ایالات متحده آمریکا هر رئیس جمهور حامل یک دکترین است و هر دکترین حامل صدها ابهام.! زمانى که جرج واشنگتن در سال 1789 برمسند قدرت نشست، آمریکا کشورى پیچیده نبود،بلکه سرزمینى تازه تاسیس ،بدون هیچگونه پشتوانه تاریخى و تمدنى بود که تنها به حیات حداقلى خود در جهان آن روزمى اندیشید.”جان آدامز”،”مدیسون”،”جفرسون”،”جکسون”،”مونروئه”و...نیز جملگى در فضایى کاملا ساده و ابتدایى پاى به عرصه قدرت نهادند.در آن زمان برده دارى و استثمار آمریکاى جنوبى اصلى ترین دغدغه هاى صاحبان زور در آمریکا بود.اما با گذشت زمان و وقوع دو جنگ جهانى اول و دوم فضاى سیاسى آمریکا کاملا تغییر نمود.”فرانکلین روزولت”و”ترومن”سعى کردند به پیام آوران “گذار آمریکا”در جهان آشفته زمان جنگ تبدیل شوند.ترومن سعى کرد با ارائه دکترین “تحدید کمونیسم” چهره خشونت آمیز آمریکا پس از حمله هسته اى به هیروشیما و ناکازاکى را ترمیم نماید،اما در این راستا موفق نبود.

از زمان ریاست جمهورى ترومن تا کنون شاهد ارائه دکترینهاى متعددى از سوى جمهوریخواهان و دموکراتهاى ایالات متحده آمریکا بودیم.نقطه اشتراک همه این دکترینها،یکى مبهم بودن و دیگرى عدم تطابق آنها با واقعیات نظام بین الملل بود.از آنجا که همه این دکترینها در قالب سلطه خواهى تدوین مى شوند،هیچگاه در عرصه عمل نمى توانند موثر و کارآمد باشند.آنچه مسلم است اینکه دولتها و ملتهاى جهان پس از پایان جنگ جهانى دوم وارد فاز تازه اى از حیات سیاسى و اجتماعى خود گردیده اند در کل با مانور جریان سلطه در مرزهاى جغرافیایى و فرهنگى ملل در تعارض قرار دارد.این حقیقت هیچ گاه از سوى کبوترها و بازهاى ایالات متحده درک نشده است.

اخیرا شاهد برگزارى آخرین نطق سالیانه بوش پسر در طول 8 سال دوران ریاست جمهورى وى بودیم.بوش بنابر رسم رایج در میان روساى جمهور آمریکا،در مقابل نمایندگان کنگره،سیاستمداران و شخصیتهاى حقوقى بلندپایه قرار گرفت تا از عملکرد خود در دو حوزه سیاست داخلى و خارجى دفاع نماید.بوش پسر از سیاستهاى جنگ طلبانه اى که کشورش را به سوى ویرانى و رکود اقتصادى برده بود دفاع کرد.وى در عین حال نتوانست رکود اقتصادى آمریکا را لاپوشانى نماید،اما تاکید کرد که على رغم وضعیت اقتصادى نا بهنجار ،آمریکا در بهترین وضعیت ممکن از لحاظ بین المللى قرار دارد!این ادعاى مضحکانه بوش با واکنش شدید نمایندگان حزب دموکرات و حتى برخى از جمهوریخواهان سنتى روبه رو شد.واقعیت امر این است که سیاست خارجى دولت بوش،آمریکا را با متحدین کمتر و دشمنان بیشتر مواجه کرده است.این حقیقتى است که اخیرا “کتلین سبلیوس”فرماندار ایالت کانزاس و سخنگوى حزب دموکرات نسبت به آن تاکید نموده است.از سوى دیگر،بوش سعى کرده است در سخنرانى سالیانه خود باردیگر بر نگاه تهدید محور نومحافظه کاران نسبت به تهران تاکید نموده است.بوش بدون اشاره به کشتار 700 هزار عراقى بى‌گناه در دوره پنج ساله اشغال این کشور توسط سربازان آمریکایى ادعا کرده است که شکست واشنگتن دربغداد منجر به تقویت ایران خواهد شد.بوش همچنان بر لزوم ادامه فشارها بر جمهورى اسلامى ایران تاکید نموده است.

واقعیت امر این است که بوش پسر و برخى جمهوریخواهان و دموکراتهاى افراطى هنوز از منظر دکترین مبارزه نامحدود با تروریسم تحولات خاورمیانه را مورد بررسى قرار مى دهند.مسلما نگاهى که مبتنى بر دولت محورى افراطى باشد و توزیع قدرت را نابرابر بداند،نمى تواند در آنالیز قدرتهاى مستقل منطقه اى موفق عمل نماید.از این رو بوش و همراهانش بر خلاف برخى سیاستمداران و نظریه پردازان آمریکایى مانند جیمى کارتر،برژینسکى و نوام چامسکى هیچ‌گاه توان درک قدرت تهران به عنوان قدرت اول خاورمیانه را ندارند.این در حالیست که عدم درک این حقیقت مى تواند به پاشنه آشیل دولتهاى جمهوریخواه و دموکرات آمریکا تبدیل شود.ایران کشورى است که اعمال هرگونه فشار بر روى آن بازخوردى معکوس دارد.بر این اساس کبوترها و بازهاى واشنگتن با عدم درک این حقیقت هزینه هاى زیادى را بر پیکره دستگاه سیاست خارجى خود تحمیل نموده اند.

بوش در سخنرانى سالیانه خود سعى کرد شکست سهمگین خود در سیاست داخلى و خارجى آمریکا را در لابه لاى بهانه جویى‌ها واغراق گویى‌هاى خود پنهان سازد.رئیس جمهور کنونى آمریکا در حالى آخرین نفس هاى خود را مى کشد که وجهه آمریکا در جهان امروز به شدت خدشه دار شده است.مسئله اى که دولتهاى بعدى آمریکا،اعم از دموکرات و جمهوریخواه را به شدت درگیر خواهد نمود.شاید بتوان نظریه پایان تاریخ فوکویاما (نظریه مورد استناد نومحافظه کاران) را به “نظریه پایان نومحافظه کارى آمریکایی” تغییر داد.”آمریکاى ناتوان و درهم ریخته” تنها میراثى است که بوش براى رئیس جمهور بعدى آمریکا به یادگار خواهد گذاشت.میراث تنفر آورى که وارثان قدرت استرداد آن به نوادگان “پرسکات بوش”(1)را ندارند.

پى نوشت:-1پرسکات بوش پدر جرج بوش اول است که وقتى در ایالات متحده سناتور شد مدعى نسبت اشرافى براى خانواده خود شد و خود را از تبار هنرى سوم، پادشاه انگلستان از خاندان آنژو خواند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات