روزنامه اعتماد پنجشنبه گذشته نوشت: خاتمى در همایش مسئولان دفاتر استانى ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، رد صلاحیت داوطلبان نمایندگى مجلس را “فاجعهبار” و “خطرناک” توصیف کرده است.
واقعا خطر چیست؟ فاجعه کدام است؟ آیا رد یا عدم احراز صلاحیت تعدادى از دوم خردادىها در انتخابات مجلس فاجعهبار و خطرناک است. مطابق شرط سنى شرایط انتخاب شوندگان میلیونها فرد واجد صلاحیت اجازه ورود به رقابتهاى انتخاباتى را ندارند. مطابق شرط مدرک تحصیلى دهها میلیون فرد واجد صلاحیت حق ورود به رقابتهاى انتخاباتى را ندارند. چرا آقاى خاتمى آن را خطرناک و فاجعهبار نمىدانند حالا چند ده نفر به دلیل عدم التزام عملى به اسلام و نظام و قانون اساسى “رد” یا “عدم احراز” صلاحیت اعلام شوند، این خطرناک و فاجعهبار است؟!
تردیدى نیست رد صلاحیت حتى یک نفر به ناحق مهم است و باید از حق آنها دفاع کرد اما واقعا از حق مردم، حق مجریان و حق ناظرین در انجام وظایف قانونى آنها چه کسى باید دفاع کند؟ آیا آقاى خاتمى نباید بخشى از دغدغه خود را در این میدان، به دفاع از مردم و نظام در مورد حق داشتن نماینده با صلاحیت اختصاص دهد. اگر یک نفر بىصلاحیت هم به مجلس با حمایتهاى وى راه یابد، او را باید نگران کند.
در مجلس ششم شمارى از نمایندگان مجلس در بخشى از بدنه نظام حاکمیت دوگانه را القا مىکردند و کاخ سفید را به دلیل برپایى پرچم خروج از حاکمیت و یا خروج بر حاکمیت خوشحال و دل مردم بویژه خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان را خون کردند.
آنها با تحصن در مجلس کارنامه زشتى از خود به جاى گذاشتند و بر طبل افراطىگرى آنچنان نواختند که حتى صداى نزدیکترین دوستان همپیمان خودشان را هم در آوردند.
چرا باید با جوسازى فضایى ایجاد کرد و دوباره همانها را به حساسترین نهاد حکومتى یعنى مجلس قانونگذارى براى اخلال در نظام تصمیمگیرى کشور، راه داد.
تردیدى نیست که مردم با تجربهاى که دارند به آنها راى نخواهند داد. ممکن است آقایان بگویند آنها که راى نمىآورند پس بهتر است این رد صلاحیت و یا عدم احراز صلاحیت را به مردم بسپاریم. پاسخ آن است که پس تکلیف قانون و رعایت شرایط انتخاب شوندگان چه مىشود؟ مجریان و ناظرین که در نظام انتخاباتى کشور دکور نیستند آنها وظایف خطیر قانونى به عهده دارند. حداقل کسانى که محکومیت قطعى مبنى بر انفصال دائم از خدمات دولتى و یا محکومیت قطعى فساد مالى و اخلاقى دارند، عقل حکم مىکند که نباید به مجلس که عصاره فضایل ملت هست، راه پیدا کنند. حمایت کلى از رد صلاحیت شدگان بدون مشخص کردن مصداقى (که ممکن است به ناحق هم رد صلاحیت شده باشد) نادیده گرفتن قانون انتخابات، زحمات مجریان و ناظرین و حتى اسناد غیر قابل تردیدى است که در این باره وجود دارد.
انصاف و عدالت حکم مىکند که حداقل افراطیونى که خود آقاى خاتمى بارها تبرى خود را از آنها اعلام کرده، مورد حمایت قرار نگیرند.