صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۹۵۳۵

کاپیتولاسیون و خودباختگى‌رژیم پهلوی / حمید حسین زاده


محمدرضا پهلوى سالهاى متمادى شاهان قاجار را به‌خاطر اعطاى حق قضاوت کنسولى به بیگانگان، مورد نکوهش قرار مى‌داد و حاکمیت رژیم کاپیتولاسیون در ایران را از خیانت‌هاى نابخشودنى آنان بر مى‌شمرد و روى این ادعا که الغاى کاپیتولاسیون از سوى رضاخان بوده و در سایه تلاش‌هاى پیگیرانه او صورت گرفته است، جار و جنجال گسترده‌اى به راه‌ مى‌انداخت. وى اعطاى امتیاز کاپیتولاسیون را نشان بى‌لیاقتى شاهان قاجار و الغاى آن را نمونه میهن‌پرستی، غیرت ملى و آزادمنشى دودمان پهلوى قلمداد مى‌کرد و در این راه‌ از هرگونه دروغ‌پردازى دریغ نمى‌ورزید. اما دیرى نپایید که رژیم شاه بر اساس سیاست فزون‌طلبى دولت ایالات متحده آمرکیا به احیاى رژیم کاپیتولاسیون دست زد و در 21 مهرماه سال 43 مصونیت سیاسى و قضائى اتباع آمریکا در ایران را در مجلس شوراى ملى آن روز به تصویب رساند. محمدرضا پهلوى لغو کاپیتولاسیون را از شاهکارهاى پدر خود مى‌دانست و همواره در سخنرانى‌ها و نوشته‌هاى خود آن را از افتخارات دودمان پهلوى بر مى‌شمرد. اما کیست که نداند یک عنصر دست‌نشانده که در خدمت بیگانگان بوده و با سرانگشت آنان به تاج و تخت دست یافته است، هیچ‌گاه نمى‌تواند برخلاف سیاست آنان گامى برداشته و اقدام کند.

پس از روى کار آمدن رضاشاه و انقراض سلسله قاجار در سال 1306 ش وى طى فرمانى خطاب به مستوفى الممالک، رئیس الوزراى وقت کاپیتولاسیون را لغو نمود و 2 هفته پس از آن وزارت خارجه ایران به کلیه نمایندگى‌هاى سیاسى و خارجى در ایران اطلاع داد که معاهدات مربوط به حقوق قضاوت کنسول‌ها ملغى و بى‌اثر گردیده و پس از انقضا به مدت یکسال دیگر هیچ‌گونه حقى در این خصوص به خارجیان داده نخواهد شد. الغاى کاپیتولاسیون به فرمان رضاشاه که با اهداف خاص و جهت بهره بردارى داخلى صورت گرفت سالها به عنوان یکى از بزرگترین دستاوردهاى سلسله پهلوى موردتعریف و تمجید واقع شد و حتى به جهت الغاى آن جشن گرفته و شادى نیز نمودند. با درگیر شدن آمریکا در جنگ جهانى دوم نیروهاى این کشور در اروپا و آسیا مستقر شدند و حضور قابل توجهى در خارج آمریکا پیدا کردند. براى مستشاران نظامى آمریکا که در استخدام دولت ایران بودند یک قرارداددفاعى 2جانبه امضا شد. سپس دولت آمریکا درخصوص وضعیت حقوقى نیروهاى خود مذاکراتى را با مقامات ایران آغاز کردند؛ چون مقامات آمریکایى از سابقه کاپیتولاسیون در ایران آگاه بودند تمایل داشتند که موضوع کاپیتولاسیون را بدون سروصدا و با کمترین هزینه و در حقیقت با موافقت شخص شاه به انجام برسانند. شاه که بزرگترین افتخار خاندان خود را الغاى کاپیتولاسیون مى‌دانست خود بانى زنده کردن قانونى برآمد که به مرگ آن افتخار مى‌کرد. جالب آن است که براى این کار خود توجیه و دلیل هم آوردند. دربار پس از آنکه با مخالفت‌هاى اقشار مختلف مردم و در راس آنان حضرت امام(ره) مواجه مى‌شود در پیامى به حضرت امام(ره) مى‌گوید:‌«آمریکا به‌منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت کرده و پول مى‌ریزد و از نظر قدرت در موقعیتى است که هرگونه حمله به آنان به مراتب خطرناک‌تر از حمله به شخص اول مملکت است. اگر این روزها آیت‌الله خمینى بنا دارند نطقى ایراد کنند باید خیلى مواظب باشند که به دولت آمریکا مربوط نباشد، این خطرناک است و با عکس‌العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هرچه بگویند حتى حمله به شخص شاه چندان مهم نیست.”‌ این پیام به وضوح وابستگى حکومت پهلوى به آمریکا را نشان مى‌دهد و اثبات مى‌کند که این رژیم هیچ‌گونه سهمى در الغاى کاپیتولاسیون در ایران نداشته‌اند بلکه نقش موثرى در احیاى این قانون مرده بازى کرده‌اند. قانونى که با انقلاب اسلامى و سرنگونى این رژیم براى همیشه ملغى اعلام مى‌شود. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات