بصیرت: مذاکرات ژنو-3 در روزهای 15 و 16 آذرماه با حضور سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان در ژنو برگزار شد.
1-با نگاه به مذاکرات ژنو 3 و فعالیت های صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی، با قاطعیت می توان گفت که ایران اسلامی امروز پرچمدار «نهضت بیداری هسته ای صلح آمیز» در منطقه است. پافشاری و مقاومت ایران در دستیابی به انرژی بومی صلح آمیز هسته ای، موجی از تقاضا و بیداری را در منطقه ایجاد کرده است به نحوی که اکنون بسیاری از کشورهای منطقه در حال انعقاد قرارداد برخورداری از این فناوری هستند. «حفظ فناوری بومی غنی سازی» برای جمهوری اسلامی ایران به منظور پیگیری اهداف صلح آمیز، بسیار حائز اهمیت می باشد که مکانیسم آن را در همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی IAEA می داند.
2- گفتمان آمریکایی- غربی در مذاکرات هسته ای از دو واژه «مذاکره» و «همکاری کامل» در ادبیات آمیخته با «دیپلماسی تهدید» شکل گرفته است. در حالی که براساس راهبرد و سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران، ادبیات غالب گفتمان ایران بر مبنای «دکترین تعامل سازنده» بوده و از سه واژه اساسی «مذاکره»، «تعامل سازنده» و «عدالت» نشات گرفته است. وجه مشترک این دو گفتمان «مذاکره» می باشد. در چارچوب ادبیات گفتمان هسته ای ایرانی و آمریکایی، اصول و مبانی مدنظر طرفین در قالب دو بسته پیشنهادی مطرح و روش مذاکره تا حصول نتایج مرضی الطرفین به شکل دو نامه Non-paper ارائه شده است.
3- همواره برخی از کشورهای غربی اصرار می ورزند که موضوع هسته ای ایران را به عنوان «عامل تهدید امنیت بین الملل» وانمود کنند، اما تهران در مذاکرات سازنده خود، به خوبی بر عوامل «تهدیدکننده صلح و امنیت بین الملل» اشاره کرده و آمادگی خود را برای «مذاکره»، «تعامل طرفینی سازنده» و حصول نتایج ملموس و مبتنی بر «برد- برد» اعلام کرده است.
4- «اسکات سیگن» از نظریه پردازان هسته ای روابط بین الملل در مناظره معروف خود با کنت والتز اظهار می دارد: «معتقدم ایران قدرت هسته ای فاقد سلاح هسته ای است و مدلی است شایسته، از وضعیتی که من برای جهان ترجیح می دهم یعنی برخوردار از قابلیت های هسته ای ضروری، اما فاقد سلاح هسته ای. معتقدم هر حکومتی که خواستار دستیابی به انرژی هسته ای صلح آمیز است باید بتواند به آن دست یابد. همه کشورها نمی خواهند با استفاده از قابلیت های بالقوه هسته ای خود به سلاح هسته ای دست یابند و دوگانگی سابقه دار در سیاست غرب منجر به پیدایش دولت های «هسته ای خاموش» شده است. طبق پیش بینی ها در آینده با تعداد بیشتر و بیشتری از این کشورها روبرو خواهیم شد که برخوردار از قابلیت های هسته ای ضروری، اما بدون
سلاح هسته ای هستند. ما باید در مورد کشورهای دارای سلاح هسته ای به عقب و به دنیایی با قدرت هسته ای اما بدون سلاح هسته ای برگردیم. این بر دنیای «جوجه تیغی هسته ای» که والتز ترسیم می کند ترجیح دارد.»
5- کنت والتز (نظریه پرداز نو واقعگرای روابط بین الملل) با درک شرایط جهانی و منطقه و توانایی ها، منطق و اقتدار جمهوری اسلامی ایران طی مناظره ای علمی، تاکید و توصیه می کند که رئیس جمهور آمریکا باید بار تهدیدها و ترساندن ها را کم کند. ما در حال حاضر صرفا ایران و خطر ایران را در بوق و کرنا کرده ایم، اما لازم است که با خونسردی و تعقل بیشتری درباره ایران امروز صحبت کنیم.
جمع بندی:
اول-باید پذیرفت که بسیاری از مفاهیم در دنیای معاصر متحول شده است. دولت ها و بازیگران جدیدی وارد عرصه شده اند که قواعد سنتی حاکم بر روابط بین الملل را به کلی متحول ساخته اند. اکنون جمهوری اسلامی ایران یکی از بازیگران اصلی به شمار می آید. دموکرات های حاکم بر کاخ سفید باید متناسب با شعار تغییر، خود را از «اتاق بحران» به «اتاق فکر» منتقل سازند و به آن روی سکه سیاست خارجی یعنی دیپلماسی و تعامل سازنده فرصت دهد تا آن را جایگزین استراتژی «فریب، زور و تهدید» سازند.
دوم- اگر (صاحبان خرد) در ایالات متحده آمریکا و مجموعه 1+5 درصدد «فرصت سازی» و «کاهش هزینه های» خود هستند، روش آن مبتنی بر به کارگیری «دیپلماسی مذاکراتی جدی» و سازنده به جای «ادبیات فریب، زور و تهدید» و «دیپلماسی شتاب» است. دراین فرض، باید تلاش 1+6 را با هدف «دیپلماسی جمعی مبتنی بر برد- برد» در راستای کمک به صلح و ثبات امنیت منطقه ای و بین المللی بر روی مذاکراتی جدی و سازنده متبلور سازند. بدون تردید تقویت روند گفت وگوهای 1+6 و حصول نتایج مرضی الطرفین منوط به غلبه ادبیات گفتمان منطقی و اجتناب از تداوم کاربست «ادبیات فریب و تخریب مذاکرات» و اندیشیدن به آثار مثبت هرگونه توافق جمعی و مذاکره هم وزن می باشد. تداوم این گفت وگوهای سازنده می تواند برای طرفین و جامعه جهانی مفید افتد.
سوم- مروری بر دین، فرهنگ، آداب و سنن موجود در جمهوری اسلامی ایران و همچنین دستاوردهای مقاومت و دفاع هشت ساله در مقابل تجاوز رژیم عراق و متحدان وی اثبات می کند که جمهوری اسلامی ایران «دیپلماسی و تعامل سازنده» را درخدمت به منطقه و بشریت دانسته و «دیپلماسی فریب، تهدید و توسل به زور» را برنمی تابد. همچنین سیاست دوستی، محبت و همکاری با جهانیان در قالب احترام متقابل و به ویژه کشورهای منطقه و بالاخص همسایگان را تداوم می بخشد.
هنری کیسینجر درمقاله ای در روزنامه ایندیپندنت خطاب به اوباما می نویسد: اتخاذ دیپلماسی پویا از سوی آمریکا می تواند فرصت های جدیدی را به همراه داشته باشد. ما باید یاد بگیریم به آنچه دست یافتنی است عمل کنیم و آمادگی این را داشته باشیم که با نتایج متفاوتی روبرو شویم. هرچند مذاکرات ژنو-3، برکارآمدی «دیپلماسی مذاکراتی و گفتمان منطقی» صحه گذارد لیکن بدون تردید تقویت روند گفت وگوهای 1+6 و حصول نتایج مرضی الطرفین منوط به غلبه ادبیات گفتمان منطقی و مشترک 1+6 بر فضای مذاکرات و اجتناب آمریکا و غرب از کاربست «ادبیات تخریب مذاکرات» و اندیشیدن به آثار مثبت هرگونه توافق جمعی 1+6 می باشد، با نگاهی بر صبر و مقاومت و بردباری و رفتار اعتمادساز جمهوری اسلامی ایران در موضوع صلح آمیز هسته ای، باید کماکان به مجموعه 1+5 فرصت داد تا صاحبان عقل، فرصت دوباره ای یابند تا شاید به دور از فشارهای لابی صهیونیستی تغییری در فکر و رفتارشان حاصل و در مذاکرات آتی استانبول متجلی شود.
حسین امیر عبداللهیان