صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۹۵۸۲۵
بررسی برخی از تألیفات منسوب به امام رضا(ع)؛

رساله ای که باید با طلا نوشت


بصیرت: برخی از مورخان و تذکره نویسان، از حضرت رضا(ع) به جز احادیث و اخباری که از آن حضرت نقل کرده اند، تألیفاتی را نیز ذکر کرد ه اند، هر چند صحت انتساب آنها به امام نیازمند ادله کافی است که برخی از آثار نامبرده فاقد آن است. ولی شماری از جزوات و رساله ها، که با دلایل و قراین قو ی تری به آن حضرت منتسب می باشد، در این جا معرفی می شوند.
الفقه الرضوی
این کتاب، در میان دانشمندان مورد بحث و جدال بسیار است؛ برخی آن را معتبر شمرده اند و بر صحت انتساب آن اعتماد کرده اند؛ مانند: مجلسی اول و دوم، سید بحرالعلوم، صاحب حدائق، شیخ نوری و...، اما همه علمای محقق، بر اینکه این کتاب تألیف امام رضا(ع) باشد، وثوق نکرده و اعتبار آن را قابل قبول ندانسته اند. اما داستان پیدایش کتاب این است که گروهی از مردم قم، نسخه ای از این کتاب را به مکه مکرمه برده اند و قاضی امیر سیدحسین اصفهانی آن را دیده و چون مطمئن شده که تألیف امام رضا(ع) است، نسخه ای از آن رونویسی کرده، با خود به اصفهان آورده و آن را به مجلسی اول نشان داده است. مجلسی، به صحت انتساب آن یقین کرده و مجلسی دوم نیز به همین اعتقاد، احادیث آن را وارد مجلدات بحارالانوار ساخته، آن را یکی از م؛خذ و مصادر این کتاب قرار داده و از این تاریخ به بعد، کتاب «الفقه الرضوی» اشتهار یافته است.
مجلسی، در مقدمه بحارالانوار می گوید: سید فاضل، محدث قاضی امیرحسین طاب ثراه، مرا از وجود کتاب «فقه الرضا» آگاه کرد و پس از آن که به اصفهان وارد شد، گفت: در یکی از سالهایی که مجاورت خانه خدا را داشتم، اتفاقاً گروهی از مردم قم که برای ادای فریضه حج به مکه مکرمه آمده بودند، نزد من آمدند و کتابی قدیمی که تاریخ تدوین آن با زمان امام رضا(ع) مطابقت داشت، همراه آنان بود. سپس مجلسی می گوید: از پدرم (مجلسی اول) شنیدم که گفت: از سید مذکور شنیده ام که می گفت: خط امام رضا(ع) و اجازات گروه بسیاری از فضلا، در این کتاب وجود داشت. همچنین، سید مذکور گفت: من با مشاهده این قرائن، یقین کردم که این کتاب، تألیف امام رضا(ع) است، از این رو، آن را گرفتم و با اعتقاد به صحت آن، به رونویسی آن پرداختم. پدرم نیز آن را صحیح تلقی کرد و از آن نسخه برداشت. بیشتر عباراتی که صدوق (ابوجعفر بن بابویه) در کتاب من لا یحضره الفقیه، بدون ذکر سند آورده، با آنچه پدرم در شرح خود بر این کتاب بیان داشته، مطابقت دارد و بسیاری از احکامی که اصحاب ما آنها را ذکر کرده اند و سند آنها معلوم نیست، در این کتاب، مذکور است.
اما شیخ صدوق با همه اهتمامی که در دست یافتن به احادیث و اخبار و گردآوری آثار آن حضرت در کتاب عیون اخبارالرضا و غیر از آن داشته است، ابداً به این که آن حضرت تألیفی به این نام دارد، اشاره ای نکرده است.
رساله ذهبیه
رساله ذهبیه، کتابی در پزشکی است و برای آن، اسنادی ذکر شده که برخی از آنها به محمد بن جمهور منتهی می شود و در بعضی از این اسناد، نام حسن بن محمد نوفلی آمده است که نجاشی او را توثیق کرده و درباره او گفته است: ثقه و جلیل القدر است از امام رضا(ع) رساله ای را روایت کرده که احتمال دارد منظور او همان رساله ذهبیه باشد. شاید شهرت این رساله، میان دانشمندان و موافقت آنها درباره نسبت آن به امام در دوران های مختلف و عدم ورود خدشه ای از جانب احدی بر این انتساب، از جمله اسبابی است که به پژوهشگر، اطمینان می بخشد که این رساله از عطایای شخص امام رضا(ع) است.بر این اساس، در انتساب این کتاب به امام رضا(ع) جای شک و تردیدی باقی نمی ماند؛ زیرا طبق قاعده جاری، شرایطی که برای استنباط احکام شرعی و معرفت اصول دین لازم است، در غیر از این موارد، ضروری نیست و چنانچه بنا باشد آن شرایط، در غیر از آن موارد در نظر گرفته شود، درباره نسبت بسیاری از آثار و تألیفات به صاحبان آنها شک و تردید پدید می آید، زیرا راهی و دلیلی در اختیار نداریم که ما را به صحت انتساب آنها کاملاً مطمئن سازد، علاوه بر این، چون بسیاری از محققان، شهرت را یکی از طرق اثبات شرعی شمرده اند، اشتهار این کتاب، صحت انتساب آن را ممکن می سازد و اگر برای ما ثابت شود که مقصود نجاشی در گفتار خود که نوفلی رساله ای از امام رضا(ع) روایت کرده، همان رساله ذهبیه می باشد، از نظر ما این مشکل حل شده است. این رساله بلیغ علمی، از نفیس ترین و گرانبهاترین مواریث اسلامی، در زمینه دانش پزشکی است و به طور مختصر، مشتمل بر رشته هایی از علوم پزشکی، مانند: علم تشریح، زیست شناسی (بیولوژی)، وظائف الاعضا (فیزیولوژی) و علم الامراض (باکتریولوژی) و بهداشت و... می باشد و بخش زیادی از طب پیشگیری را نیز بیان کرده است؛ همچنین، مطالبی از دانش شیمی، تغذیه و بسیاری از دانش های دیگر را در بردارد.
امام رضا(ع) این رساله را در حدود سال 201 هجری، برای مأمون خلیفه عباسی فرستاد در این زمان، دانش پزشکی صورت علمی نداشت و در حالت ابتدایی و اولیه و بر اساس مداومت و تجربه بود، نه بر پایه اکتشافات علمی، در آن زمان هنوز وجود میکروبها کشف نشده، از چگونگی مواد مهم غذایی مانند ویتامین ها آگاهی به دست نیامده بود و از اکتشافات مهم دیگر پزشکی برای مبارزه با میکروبها، مانند پنی سیلین و استرو مایسین و اورو مایسین و... خبری نبود.
این رساله، در ظاهر، ساده و هماهنگ با درک مردم آن زمان است، ولی در باطن، عمیق و پیچیده بوده، نیاز به بررسی های علمی و مباحثات طولانی دارد تا نکات و اسرار آن مکشوف و با حقایق جدید علمی سنجیده و تطبیق شود.
ارزیابی مأمون از رساله ذهبیه
مأمون، این رساله را با خوشحالی بسیار دریافت کرد و برای نشان دادن اهمیتی که به آن می دهد دستور داد که با طلا نوشته و پس از آن، در خزانه دارالحکمه نگهداری شود؛ به همین مناسبت، آن را «رساله ذهبیه» نامیده اند.
مأمون، در ستایش این رساله می گوید: اما بعد، من در رساله پسرعم ادیب و دانشمند حبیب و منطقی طبیب- که در اصلاح ابدان و چاره جویی در برابر مرگ و نگه داشتن حد طعام است- نگریستم و آن را در غایت کمال یافتم. با دقت، به مطالعه آن پرداختم؛ توسن اندیشه را در آن جولان دادم و هر بار که آن را خواندم و در آن، اندیشه را در آن جولان دادم و هر بار که آن را خواندم در آن اندیشه کردم، حکمت هایی از آن بر من ظاهر و فوائدی از آن برایم آشکار و قلبم به سود سرشار آن مطمئن شد؛ از این رو، آن را از برکردم و بر مطالب آن اندیشیدیم و چون آن را از گرانبهاترین خواسته ها و بزرگترین اندوخته ها و سودمندترین فایده ها دیدم و نیز به سبب نفاست و حسن موقعیت و بزرگی سود و فراوانی برکت آن، فرمان دادم با طلا نوشته شود و آن را رساله ذهبیه نام نهادم؛ پس از آن که گروهی از جوانان هاشمی دولت، از آن نسخه برداری کردند، آن را در خزانه دارالحکمه مخزون داشتم...
این رساله، شایسته صیانت و نگهداری و دارای صلاحیت و اعتبار است؛ حکیمی است که می توان بر آن اعتماد کرد و رایزنی است که باید به آن مراجعه کرد؛ ارکان های دانش است و امر و نهی آن باید فرمانبرداری شود.آری، این رساله از خانه کسانی بیرون آمده که مردم احکام پیامبرمصطفی(ص) و پیام انبیا و دلائل اوصیا و دانش علما را از آنان فرا می گیرند و سینه ها از آنان شفا می یابد و بیماران جهل و کوردلی، به وسیله آنان بهبود پیدا می کنند؛ خشنودی و رحمت و برکت خداوند بر آنان باد.من این رساله را به خواص خود، از دانایان و پزشکان و صاحبان تألیف و نویسندگان کتابها و شماری از پژوهشگران و ناموران در حکمت عرضه داشتم؛ همه آن را ستودند و پر ارج و گرانقدر دانستند و به علو مرتبه مصنف آن اعتراف داشته و صحت آنچه را در این رساله آمده تصدیق کردند.
شرح های رساله ذهبیه
گروه بسیاری از علما و دانشوران، این رساله را شرح کرده اند که برای نمونه، نام تنی چند از آنان در زیر می آید:
1. ترجمة العلوی للطب الرضوی، نوشته سیدضیاء الدین ابی الرضا فضل ا... بن علی الراوندی متوفی به سال 548 هجری.
2. ترجمة الذهبیه، از مولی فیض ا... عصار شوشتری، استاد طب و نجوم در زمان فتحعلی شاه، همزمان با حکومت او بر شوشتر به سال 1107 که نسخه خطی است و در کتابخانه مشکات در دانشگاه تهران موجود است و تاریخ نگارش آن سال 1133 هجری است.
3. ترجمة الذهبیة، از مولی محمدباقر مجلسی که نسخه خطی است و در کتابخانه مرحوم سیدحسن صدر در کاظمیه موجود است.
4. عافیة البریه فی شرح الذهبیه، از میرزا محمدهادی فرزند میرزا محمد صالح شیرازی است که در زمان شاه سلطان حسین صفوی تألیف شده و در کتابخانه سیدحسن همدانی، در نجف اشرف موجود است.
5. شرح طب الرضا، از مولی محمد شریف خاتون آبادی که آن را در حدود سال 1120 هجری تألیف کرده است.
6. ترجمة الذهبیه، از سید شمس الدین محمد بن محمد بدیع رضوی مشهدی است که در سال 1155 هجری از نگارش آن فراغت یافته؛ نسخه ای خطی است که در کتابخانه شیخ علی اکبر نهاوندی در خراسان موجود است.
7. شرح طب الرضا، از سید علی اکبر شبر متوفی به سال 1242 هجری؛ شیخ نوری متذکر شده که این نسخه را دیده است.
8. شرح طب الرضا، از مولی حاج محمد فرزند حاج محمدحسن مشهدی، متوفی به سال 1257 هجری.
9. شرح طب الرضا، از مولی نوروزعلی بسطامی.
10 - المحمودیة، از حاج میرزا کاظم موسوی زنجانی، متوفی به سال 1292 که نسخه خطی است و در نزد نوادگان او موجود است.چنان که گفته شد، بسیاری از دانشوران دیگر، به شرح این رساله شریفه پرداخته و اسرار و دقایق آن را توضیح و تفسیر کرده اند. شاید در این تاریخ، آخرین آنها دکتر عبدالصاحب زینی است که مطالب آن را با تازه ترین اکتشافات علمی مقایسه و تطبیق داده و در سلسله انتشارات «ملتقی العصرین» چاپ و منتشر کرده است.
از بررسی صادقانه و صریحی که ما درباره صحت انتساب برخی مؤلفات به امام رضا(ع) انجام دادیم، آشکار می شود، تنها کتابی که با جرأت می توان آن را به آن حضرت منسوب داشت، رساله ذهبیه در طب است که آن را به خواهش مأمون خلیفه عباسی مرقوم فرموده است. گرچه اشکالی ندارد اگر بگوییم مؤلفات دیگر را به این سبب به آن حضرت نسبت داده اند که این تألیفات حامل نظریات و افکاری است که امام در پاسخ پرسش کنندگان و کسانی که خواسته اند از سرچشمه زلال دانش آن حضرت کسب فیض کنند بیان فرموده اند. آشکار است که ارزیابی ها و ایرادهای ما، تنها در جهت صورت و ترکیب این کتابهاست نه محتوا و مدلول آنها.
منابع: 1 - المحاضرات فی الفقه الجعفری.
2 - طب الرضا، مجموعه انتشارات «ملتقی العصرین». گلستان قرآن
3 - اعیان الشیعه، ج 4. 4 - عیون اخبار الرضا، ج 2.
-----------------------
* سید محمدصادق عارف
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات