بصیرت: اکو ظرفیتی خاموش و ناشناخته است.این مسئله ای است که همگان نسبت به آن آگاه هستند.تقویت جایگاه اکو در نظام بین الملل با توجه به اعضای تشکیل دهنده و ظرفیتهایی که در این مجموعه وجود دارد به طور کامل میسر است.با این وجود اکو هنوز بسیاری از توانایی ها ی فوق العاده نهفته در خود را آشکار نکرده است.به نظر می رسد وقوع بحران اقتصادی و ناکارآمدی سازمانهای بین المللی و دولتهای غربی در حل و فصل بحران اقتصادی جهانی زمینه مناسبی را جهت احیای اکو فراهم ساخته باشد.اعضای اکو می توانند با اتکا بر ظرفیتهای اقتصادی موجود در این مجموعه بر بحرانهای اقتصادی در جهان غلبه پیدا کنند.
سخنرانی اخیر رئیس جمهور کشورمان در نشست اکو خود حاوی نکات مهمی در خصوص تقویت جایگاه اکو می باشد.واقعیت امر این است که در حال حاضر اقتصاد سرمایه داری ضعف خود را در ایالات متحده و غرب نمایان ساخته است.واشنگتن و اتحادیه اروپا به دو کانون بحران اقتصادی در نظام بین الملل تبدیل شده اند.کانونهایی که مخاطرات ناشی از بحران اقتصادی در جای جای آنها به چشم می خورد.گسترش بحران اقتصادی در غرب به خودی خود نشان از ناکارآمدی این مجموعه در مقابله با بحرانهای عمیق دارد.به عبارت بهتر غرب خود مولد بحران بوده اما در مقابله با آن ناتوان است.در چنین شرایطی پیمانهای منطقه ای نقش مهمی در احیای اقتصاد کشورها دارد.پیمانهای منطقه ای با توجه به ظرفیتهای منطقه ای و خلاقیتهای مشترک تعریف می شود .در نشست استانبول آقای احمدی نژاد با بیان اینکه اشتراکات عمیق فرهنگی اعضای عضو سازمان اکو ، سرمایه عظیمی را برای تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سازنده بین کشورهای عضو فراهم کرده است،اظهار داشته است که در شرایط افول نظامات جهانی که اهمیت همکاری های منطقه ای را چند برابر کرده است، می توان با اتکا به منابع عظیم طبیعی و استعدادهای درخشان ملت های خود و تجربیات گذشته سازمان، قدم های بلندتری را در همکاری های بازرگانی، بانکی و پولی، گردشگری، حمل و نقل ، انرژی، کشاورزی و صنعتی، بهداشتی و مبارزه با مواد مخدر و تروریسم برداریم.یکی از اصلی ترین پیامهای جمهوری اسلامی ایران برای سایر اعضای اکو این است که این مجموعه باید خلاقیتهای خود را از حالت نهفته خارج ساخته و آنها را شکوفا نماید.در این صورت اکو می تواند به پویایی مدنظر خود دست پیدا کند.همچنین همکاریهای جمعی و مشترک می تواند به سایر حوزه ها از جمله مسئله بهداشت،مبارزه با مواد مخدر و تروریسم نیز تعمیم پیدا کند.همان گونه که رئیس جمهور کشورمان تاکید کرده است،هم اکنون به طور واضحی شاهد از هم گسیختگی و فروپاشی نظامات جاری و کهنه بین المللی هستیم. آنچه به عنوان نظام سرمایه داری لیبرال از آن نام برده می شود به کابوسی برای بشریت تبدیل شده است.ناکامی های پی در پی، بحران بی سابقه اقتصادی، گسترش فقر و فاصله طبقاتی، بحران های اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی، بی اعتمادی فزاینده ملت ها به دولت های سرمایه داری و نظام های موجود بین المللی، نادیده انگاشتن اراده ملت ها در زمامداری، فریبکاری گسترده در مدیریت افکار و ناامیدی بخش های وسیعی از ملت ها به آینده با وجود ادامه روند موجود از علائم بارز ناکارآمدی و فروپاشی است.
نظام اقتصادی حاکم بر جهان در حال حاضر ناکارآمد است.پس از فروپاشی کمونیسم نیز شاهد بودیم که نظام سرمایه داری نتوانست خود را به عنوان نظامی کارآمد به اثبات برساند و در ابتدای هزاره سوم میلادی شاهد شکست این نظام سرمایه داری در غرب هستیم.به عبارت بهتر ،رئیس جمهور کشورمان در ابتدا ناکارآمدی نظام اقتصادی حاکم در غرب را مطرح می کند و سپس به نتیجه گیریدر این خصوص می پردازد:"روشن است که امروز جهان نیازمند نظامات جدیدی در مناسبات بین ملت ها و در سطح بین الملل است. مناسباتی که بر پایه عشق و عدالت و یگانه پرستی راه را برای کمال انسان و سعادت جامعه هموار سازد. متاسفانه برخی از دولت هایی که با اتکا به اندیشه مادی و سکولار مسبب همه این بدبختی ها برای بشریت شده اند امروز حل بحران های اقتصادی و اجتماعی را در چارچوب همان تئوری هایی جستجو می کنند که عامل بی نظمی و چالش های موجود هستند."واقعیت امر این است که مولدین بحران اقتصادی در جهان خود نمی توانند ادعای حل آن را داشته باشند.بر این اساس غرب نمی تواند بحران سرمایه داری را در قالب نظام سرمایه داری و در بطن آن حل و فصل نماید.از سوی دیگر، سایر بازیگران نظام بین الملل نیز باید ساختار نظام سرمایه داری را شکسته و به همکاریهای جمعی و ایجاد نظام نوینی روی بیاورند که بحران ساز و ناکارآمد نباشد.این مهم در سایه تلاش سایر بازیگران آگاه نظام بین الملل امکان پذیر خواهد بود.
ریشه یابی بحران اقتصادی ایالات متحده و اتحادیه اروپا در برهه فعلی برای همه کشورهای دنیا و افکار عمومی لازم است.اینکه همگان بدانند چرا این بحرانها رخ داد و در خلال این بحرانها چگونه نظام سرمایه داری به چالش کشیده شده است.آقای احمدی نژاد در خصوص نحوه مواجهه واشنگتن و اتحادیه اروپا با بحران اقتصادی به نکات مهمی اشاره کرده است .بر این اساس دولت آمریکا و اخیرا برخی دولت های اروپایی بهجای حل ریشه ای مشکلات و باز پس گیری حقوق ملت ها از سرمایه داران بی فرهنگی که با چپاول و فریبکاری موجب بحران اقتصادی شده اند، دارایی های کاغذی و بی ارزش منتشر می کنند و با تزریق حجم فراوانی از این دارایی ها تلاش می کنند تا سرمایه داران متخلف را نجات دهند. آنان با این اقدام از دسترنج مردم خود و سایر ملت ها برداشت و به جیب سرمایه داران سرازیر می کنند. مردم همچنان فراموش بلکه قربانی می شوند.
واقعیت امر این است که ایالات متحده و اتحادیه اروپا خود نیز درکی از بحران اقتصادی ندارند.غرب هم اکنون به شدت در شوک ناشی از اثبات ناکارآمدی نظام سرمایه داری قرار دارد.در چنین شرایطی وظیفه اعضای سازمان اکو این است که مشارکت اقتصادی خود را در سایه کارکردها و اصول تعریف شده در این مجموعه تقویت نموده و نگاه احیاگرایانه و موثر نسبت به اکو را در دستور کار خود قرار دهند.در برهه فعلی باید روحی تازه در کالبد اکو دمیده شود و اکو به نماد پویایی و موفقیت اقتصادی در جهان تبدیل شود.با توجه
به ساختار اکو این موفقیت کاملا امکان پذیر است.موفقیتی که همت والای همه اعضا و مسئولیت پذیری آنها را می طلبد.
سحاب فاطمی