صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۹۷۲۹۵
واکاوی سخنان خاتمی در جمع فراکسیون اقلیت مجلس

نظام فریب نمی‌خورد باج هم نمی‌دهد

رضا گرمابدرى مقدمه: صحبت های هفته گذشته سیدمحمد خاتمی رئیس بنیاد باران و رئیس جمهور سابق در جمع فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی واکنش های متفاوتی را در پی داشت. بیشتر واکنش های انجام گرفته در بردارنده موضع گیری پیرامون بخش محدودی از اظهارات خاتمی بود و تا حد زیادی از بخش های دیگر بازمانده بود. به نظر می رسد با لحاظ کردن زمان این نشست که در آستانه سالگرد حماسه ماندگار 9 دی برگزار شد و موقعیت جریان فتنه که دوران سخت و تلخ اضمحلال و زوال را می گذراند و محورهایی که خاتمی به آن پرداخت لازم می آید اظهارات خاتمی در دو موضوع جداگانه بررسی شود: الف) محورهایی که خاتمی به آنها پرداخت. ب) چرایی طرح این مباحث توسط خاتمی.

الف) محورهایی که خاتمی به آنها پرداخت
1- مجلس: خاتمی در این نشست بخشی از صحبت هایش را به مجلس اختصاص داد از جمله اینکه گفت: «امروز شایسته مردم ما این است که نظامی مردم سالار و توأم با ارزش های الهی و معنوی از جمله کرامت انسان، عدالت و راستی و پاکی داشته باشند و مجلس در تحقق این خواسته نقش برجسته و غیرقابل انکاری دارد... اگر ما بر برگزاری انتخابات سالم و آزاد تأکید می کنیم، در درجه اول برای این است که مجلسی نیرومند و برآمده از تمامی سلایق و تفکرات همه مردم ایجاد شود و از سوی دیگر مجلسی نیرومند تشکیل شود که در رأس امور بوده و بر تمامی دستگاه ها و ارکان نظارت داشته باشد و همچنین است وضع نسبت به سایر نهادهایی که برآمده از انتخابات هستند.» صحبت خاتمی با اقلیت مجلس اتفاقی و تصادفی نیست خاتمی و دوستانش می دانند با وجود فتنه ای که در شکل گیری و تداوم آن نقش داشته اند، تنها می توانند با جمع هایی گرد آیند و سخن بگویند که از جنس فتنه و نامشروعند و از رهگذر آن نمی توانند بدون پرداخت هزینه فتنه گری با طیب خاطر به عرصه سیاست بازگردند، از این رو فراکسیونی از مجلس برای صحبت انتخاب شد که به واسطه انتساب به مجلس مشروعیت دارد و نشست با آنها و اظهاراتی از قبیل آنچه گذشت، ضمن حفظ موضع انتقادی خاتمی که در لابه لای سخنانش قابل ردیابی و شناسایی است، وی و به تبع دوستانش را به مدخل سیاست نظام نزدیک می کند.
2- حرمت خواست و اراده مردم: رئیس بنیاد باران در ژستی مردم دارانه در خصوص پاسداشت حرمت خواست مردم چنین می گوید: «حرمت نهادن به اراده و خواست مردم مسئله مهمی است و مجلسی که برآمده از اراده آزاد و تصمیم واقعی مردم باشد، علاوه بر آنکه تدوین گر قوانین و سازوکارهای اداره کشور است و بر تمامی امور نظارت دارد، می تواند جلوی دیکتاتوری ها و انحرافات و بسیاری از مشکلات و کج روی ها را بگیرد.» خاتمی گویا فراموش کرده است که در زمان شکل گیری فتنه، تداوم و شکست آن و در حال حاضر اقدامی که حاکی از گردن نهادن وی و دوستانش بر اراده و خواست مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم باشد، انجام نداده اند و برعکس تمام توان خود و آنچه را که دشمن در حمایت از آنها به میدان آورد به کار گرفتند تا نه تنها خواست و اراده مردم بلکه نظام برآمده از اعتقاد تاریخی مردم که بابت ایجاد و حفظش هزینه های جبران ناپذیری پرداخته اند، از بین برود. چگونه است با وجود چنین ننگ و رسوایی در پیشینه نزدیک خاتمی و دوستانش وی از حرمت نهادن به اراده و خواست مردم سخن می گوید! این سخنان از خاتمی پذیرفتنی نیست!
3- رعایت اقتضای حال: خاتمی به خوبی می دانست برای چه جمعی صحبت می کند. همین که این نمایندگان در چنین اوضاع و احوالی پذیرفتند خاتمی در جمع شان حضور یابد و به صحبت هایش گوش سپردند، نسبت میان آنها و خاتمی را بدون نیاز به واکاوی مناسبات و ارتباطات سیاسی مشخص می سازد، به همین سبب خاتمی از موضوعاتی صحبت کرد که مناسب این جمع بود از جمله اینکه: «شما علاوه بر نمایندگی مردم حوزه انتخابیه خود، به خاطر محدودیت هایی که در انتخابات ایجاد شد، وظیفه و مسئولیت نمایندگی بخش های عظیمی از مردمی که از داشتن نامزد مورد نظر و در نتیجه نماینده محروم شدند و نتوانستند در انتخابات شرکت کنند را نیز برعهده دارید.» چند فراز از سخنان خاتمی به همین موضوع اختصاص یافت که تعداد زیادی از نامزدها حذف شدند و بخش عظیمی از مردم در مجلس بدون نماینده هستند و... نشانه های حفظ ادبیات فتنه همچنان در کلام خاتمی موج می زند و این در حالی است که خاتمی پس از فتنه رسوا شده بارها و بارها انتخاب سیاسی مردم و پایبندی آنها به سوگیری کشور و قوانین موجود را دیده است.
4- جبهه رفته‌ها: خاتمی برای جریحه دار کردن احساسات صدها هزار رزمنده که در دوران دفاع مقدس بار سنگین و خردکننده اداره جنگ را بر دوش داشتند و پس از پایان جنگ نیز در تمام فراز و فرودها پای نظام ایستادند، از بخش بسیار ناچیز و اندک آنها که سودای تأمین کردن نظر خاتمی و دوستانش را در سر داشتند استفاده ابزاری کرد و گفت: «کسانی را که در جبهه ها بودند، هشت سال از انقلاب و مردم دفاع کردند و در کنار امام خدمات شایسته ای به نظام داشته اند را به اتهام دروغ ضدیت با نظام حبس یا حذف کرد.»
از بداقبالی خاتمی وی در زمانی دم از حمایت رزمندگان دفاع مقدس می زند و از امام راحل(ره) بزرگوار بهره بردارانه سخن می گوید که مردم بصیر و هوشیار ایران اسلامی بخش زیادی از معیارهای لازم برای تشخیص و داوری در چنین مواردی را یافته اند و فریب اظهارات، ادعاها و اقدامات تظاهری و فریب کارانه را نمی خورند.
5- شکوه و دلسوزی برای نظام!: خاتمی برای اثرگذار کردن کلامش از قاعده «ترسیم تفاوت» استفاده کرد و با روی آوردن به بیان دلسوزانه برای نظام گفت: «فضای امروز کشور نه متناسب با شأن نظام جمهوری اسلامی است و نه به نفع افراد است. فضای امنیتی، سخت گیری های عجیب و غریب و اتهام زنی ها، دروغگویی ها که به نام نظام حاکم شده و با این دروغ ها و دروغ پردازی ها برخورد نمی شود، بلکه احیاناً به عنوان مستند برخی برخوردها مورد توجه نیز قرار می گیرد.» برخلاف نظر خاتمی آن قسمت از فضای کشور که از همت بلند و هوشیاری مردم در برخورد با فتنه گران و ایستادگی قدرتمند در برابر حامیان آن ها و به دام انداختن شان حکایت دارد دقیقاً منطبق بر شأن یک نظام بیدار، قدرتمند و تسلیم ناپذیر در برابر دشمن و عواملش است اما آن قسمت از فضای کشور که آلوده به فضای پلیدی، خیانت و امیدوار ساختن دشمن بوده و از قضا محصول تلاش خاتمی و دوستانش است و در شأن نظام جمهوری اسلامی نیست با غیرت و همت مردم و با رسوا کردن عاملان تا حد زیادی ترمیم شده است.
6- ظلم و ستم: رئیس جمهور سابق با ادامه ادبیات دلسوزانه نظام را متهم به ظلم کرد و اظهار داشت: «ستم و ظلم بد است و بدتر از آن، این است که به نام نظام و انقلاب ستم شود. انقلاب آمد تا به کسی ستم نشود.» گویا خاتمی گمان ندارد این سخنان به گوش مردم می رسد که واقعه فتنه را وارونه تفسیر می کند. اگر مستمعین حاضر در محفل خاتمی به سبب نزدیکی فکری و بینشی با وی این وارونه نمایی را بپذیرند در خارج از این محفل میلیون ها انسان آگاه و فهیم آن را به تمسخر می گیرند و رد می کنند، زیرا آنها به عنوان داوران این صحنه می دانند که آنها به نظام ظلم کردند، ظلمی که از ابتدای انقلاب تاکنون بی سابقه بوده است؛ ظلمی آلوده به خیانت و همدستی با دشمن در براندازی نظام اسلامی.
7- تلاش عمده دشمن: خاتمی پس از وارونگی به سمت ایجاد انحراف میل کرد و ابراز داشت: «تلاش عمده دشمنان انقلاب بر روی این نکته متمرکز شده است که انقلاب همین است که با فرزندان خود این گونه برخورد می کند و تحمل حتی اعتراض و انتقاد فرزندان خود را هم ندارد و متأسفانه در داخل نیز کسانی با برخوردهای تند و اشتباه مستندات این ادعا را فراهم و در اختیارشان قرار می دهند. هر دو این تفکر به اصل انقلاب و نظام لطمه خواهد زد.» خاتمی با دادن آدرس غلط و ایجاد انحراف در سهم حرکت دشمن، آن را به سمت سرزنش نظام و ایراد اتهام علیه آن سوق می دهد. حال آنکه واقعیت امر بر چیز دیگری شهادت می دهد اینکه تلاش عمده دشمن زنده نگه داشتن فتنه و نجات فتنه گران از مخمصه هوشیاری و بیداری ملت است.
8- دفاع از امام(ره)؟!: رئیس بنیاد باران می دانست ادعاهایش فرسنگ ها از حقیقت دور است و چه بسا همین تعداد اندک همفکر را هم قانع نمی کند از این رو برای جبران ضعف بنیادی و جدی سخنانش دست به دامان حضرت امام(ره) شد، غافل از اینکه کار را بر خود و دوستان فتنه گرش سخت می کند. خاتمی ادعا کرد: «ما می گوییم بگذارید مردم آزادانه انتخاب کنند. ما می گوییم چرا به نام امام و از سوی کسانی که هیچ مناسبتی با امام و خط امام نداشته اند از امام چهره زشت ترسیم می شود؟ چرا کسانی که از سینه چاکان نظام و انقلاب و امام بودند به ضدیت با انقلاب و نظام متهم شده اما کسانی که هیچ علاقه ای و ربطی به امام و انقلاب نداشته اند مدعی خط امام می شوند.» خاتمی پاسخ دهد که وی و همفکرانش با انتخاب آزادانه مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم چه کردند؟ خاتمی پاسخ دهد هنگامی که فتنه گران شوریده بر انتخاب آزاد مردم به دنبال آن طغیان و عصیان دشمن شاد کن و پس از تخریب و سلب امنیت و آرامش و جنایت آفرینی به تمثال حضرت امام(ره) اهانت کردند و آن را به آتش کشیدند، چه موضعی گرفتند و در کجا، چگونه و به چه میزان سینه چاک کردند و مزدوران اجنبی و کسانی که کینه امام(ره) و صالحان روی زمین را در دل داشتند و در وضعی بسیار هتاکانه عقده گشایی کردند، شماتت، محکوم و معرفی کردند. خاتمی باید بداند با ابراز چنین ادعاهایی بدهکاری خود و دوستانش را به مردم و نظام بیشتر می کند.
9- آمدن یا نیامدن: خاتمی در این نشست به دو موضوع «کف خواسته دوم خردادی ها» و «آمدن و یا نیامدن شان به عرصه سیاسی» از طریق انتخابات آتی مجلس پرداخت و درباره موضوع اول سه محور را مطرح کرد:
1- آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروه ها و رفع محدودیت های نابجا؛
2- پایبندی همگان به خصوص مسئولان به قانون اساسی و اجرای همه جانبه و کامل آن به خصوص اهتمام به روح قانون اساسی؛
3- فراهم آوردن سازوکاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد.
و در ارتباط با موضوع دوم گفت: «اگر این شرایط محقق شد تصمیم می گیریم که چگونه عمل کنیم. با توجه به روندی که هم اینک حاکم است به نظر می رسد شرایط در آینده سخت تر و راه ها بسته تر و محدودیت ها گسترده تر خواهد شد.»
این بخش از سخنرانی خاتمی بیش از اینکه واقعی باشد، رویایی است. این گونه سخن گفتن و «لاف تاواتاو» زدن و داشتن قصد فریب نظام و باج خواهی ناشی از غفلت سنگین و عمیق خاتمی است. خاتمی چشمانش را بر حقیقت به عیان آشکار شده بسته و از آن می گریزد. خاتمی کلام بی اساس می گوید تا حرفی زده باشد. یک سال و نیم از عمر فتنه ای که خاتمی و دوستانش آتش آن را افروختند گذشته است. دیگر خبری از پیاده نظام ضد انقلاب سر در آخور بیگانه و دست بر جنایت مردم دراز کرده و خون تازه به رگ های خشکیده صهیونیسم جاری کرده و با اهانت به تمثال امام راحل(ره) دل مردم دلبسته به امام(ره) را خون کرده و با هتک حرمت روز عاشورا، مصیبت عاشورای سال 61 را تجدید کرده و دشمن فرسوده و تودهنی خورده را امیدوار کرده نیست. اگر خاتمی گوشه پرده تغافل و تجاهل را کنار بزند و شور، ادراک، بصیرت و اعتقاد مردم به نظام و همبستگی ایجاد شده در برخورد با فتنه و فتنه گران و حامیان اجنبی شان را ببیند این گونه تبخترانه و تجبرانه سخن نمی گوید تا اسباب شوخ و شنگی دوستان گذشته اش را فراهم کند که پس از این سخنان در سایت بالاترین به استهزا و تمسخرش بگیرند. خاتمی دیگر رئیس جمهور نیست و با این مواضع و رفتار اگر رئیس جمهور هم بود، گره از کارش باز نمی شد. اما در خصوص درخواست های سه گانه اش باید اذعان داشت بند دوم و سوم تحصیل حاصل است و بند اول در ردیف موضوعاتی است که باید قانون درباره آن تصمیم بگیرد و خوب است برای فهم بهتر این بند خاتمی به سخنرانی هایی که در دوره ریاست جمهوری اش در خصوص قانون داشت مراجعه کند و دیگر اینکه خاتمی در موضع اتهام است و باید در این باره پاسخگو باشد و اما درباره اینکه خاتمی و دوستان شان بیایند و یا نیایند تصمیم اصلی و نهایی با نظام است و شاید تنها تشخیص درست خاتمی در همین جاست که پیش بینی کرد کار برای آنها سخت تر می شود. حقاً و عقلاً مردم به سمت تکرار تجربه های تلخ و مورد خواست و توجه دشمن نمی روند و باید به این تصمیم مردم احترام گذاشت و در برابر آن تسلیم شد.
ب) چرایی طرح این مباحث توسط خاتمی
1- در حال حاضر روش فتنه گران شکست خورده و سرباز ندارند و افرادی مانند مهدی هاشمی هم یافت نمی شوند تا سربازگیری کنند
2- کروبی و موسوی در اوج منفوریت، مطرودیت و انزوا قرار دارند
3- تلاش برای جلوگیری از عقیم ماندن فتنه پس از انزوا و حذف موسوی و کروبی
4- متفاوت نشان دادن خود نسبت به کروبی و موسوی
5- امیدوار ساختن و منسجم کردن نیروهای واداده و متفرق فتنه
6- پر کردن خلأ سیاسی ناشی از انزوا و حذف فتنه گران
7- عرضه کردن خود به امید جلب حمایت افراد شاخص در نظام
8- ارسال علامت و پیام به خارج برای جلب حمایت و جلوگیری از چرخش آنها به افراد دیگر
9- فرار به جلو- خاتمی و دوستانش دریافته اند نظام با حوصله و برنامه ریزی و مردم نیز مشتاقانه مسائل نهایی فتنه را پیگیری می کنند.
محورهای ذکر شده هر یک به نوبه خود نیازمند شرح و تبیین است که به قصد اختصار از شرح و تبیین صرف نظر شد، زیرا به نظر می رسد محورهای نه گانه فوق از صراحت و دلالت لازم برخوردار است و چنانچه لازم شد در زمان مناسب به شرح و تحلیل آن پرداخته می شود. اما به طور خلاصه می توان گفت خاتمی از وضعیتی که فتنه گران دانه درشت به آن دچارند چندان هم ناراضی نیست، زیرا به زعم وی آنها برای مدتی زمام امور حرکت علیه نظام را به دست گرفتند، مشهور شدند و توجه و حمایت بیگانگان را به خود جلب کردند و خاتمی و برخی از دوستانش را به صف دوم راندند و در حال حاضر با منزوی شدن آنها خاتمی می تواند به صف اول بازگردد و بخشی از نیروهای واداده آنها را به سمت خود بکشاند، از باقی مانده نیروهای سیاسی و میدانی اش استفاده کند و پس از سر و سامان دادن به مجموعه جدید و نزدیک شدن تدریجی و گام به گام به خطوط تماس با نظام از حمایت بیگانگان نیز برخوردار شود و در سال های نه چندان دور ظرفیتی مانند دوم خرداد 76 را البته با روش و شیوه ای دیگر آماده سازد و در یک نقطه با دشمنان نظام تلاقی کند. این بحث همچنان باز است تا در آینده بیشتر به آن پرداخته شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات