صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۹۷۳۰۱
نگاهی بر همگرایی آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا

مثلثی که هرگز تشکیل نخواهد شد


کیومرث شهبازی
روابط میان آمریکا و اروپا با روسیه از مسائل مهم در معادلات جهانی است که تأثیر قابل توجهی بر تحولات عرصه بین الملل داشته است. نکته قابل توجه در روابط این کشورها، گرایش آنان به بهبود مناسبات و به اصطلاح کاهش تنش های موجود می باشد. دعوت از مدودف رئیس جمهور روسیه برای حضور در نشست سران ناتو در پرتغال (29 آبان)، برگزاری نشست امنیتی اروپا پس از 11 سال وقفه با حضور سران اروپا، روسیه و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در قزاقستان(11آذر)، انجام نشست مشترک روسیه و اتحادیه اروپا در بروکسل (17آذر)، توافقات صورت گرفته میان ناتو و روسیه برای مشارکت مسکو در افغانستان، سفر مقامات ارشد کشورهایی مانند انگلیس، فرانسه و آلمان به روسیه و بالعکس و... نشانه هایی از رویکرد طرفین برای بهبود مناسبات می باشد.
این روند چنان گسترده بوده که برخی ناظران سیاسی از ایجاد مثلثی جدید در معادلات جهانی با محوریت همکاری اروپا، روسیه و آمریکا سخن به میان آورده اند. هر چند که این کشورها در تبلغیات رسانه ای ادعای همگرایی همه جانبه را مطرح کرده اند اما بررسی ریشه ای مناسبات آنها از نامتقارن بودن اهداف و خواسته های آنها حکایت دارد که در نهایت طرفین را به رویارویی و تقابل سوق خواهد داد چرا که، سه طیف مذکور از نظر نوع نگاه به تحولات منطقه ای و جهانی دارای همگونی نبوده و هر کدام اهداف ویژه ای را پیگیری می کنند. روسیه همچنان اولویت سیاسی و نظامی خویش را حفظ اقمار شوروی سابق و جلوگیری از نفوذ سایر کشورها به این مناطق می داند. روسیه برای تحقق این مهم قرارداد های بلندمدت نظامی و سیاسی با کشورهای منطقه امضا کرده و در برابر سایر کشورها در این مناطق واکنش نشان می دهد.
این حساسیت موجب شده تا به رغم اعلام همکاری با ناتو در طرح سپر موشکی، مسکو بر شفاف شدن موقعیت طرح مذکور تأکید کند، همچنین به رغم اختلاف های شدید میان دو کشور، مدودف رئیس جمهور روسیه از لهستان دیدار کرده و در عین حال بر اصل توسعه مناسبات با بلاروس به عنوان یکی دیگر از چالش های منطقه ای خویش نیز اصرار ورزیده است.
در نقطه مقابل اروپا نیز به رغم تمایل به توسعه روابط با روسیه همچنان بر هم پیمانی با آمریکا تأکید دارد. توسعه طلبی در اروپای شرقی، به چالش کشاندن منافع روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز، گسترش ناتو به شرق اروپا و... از اقدامات اروپا در برابر روسیه است. البته اروپا تقابل کامل با روسیه را پیگیری نمی کند و خواستار بهبود روابط اروپا و آمریکا با روسیه است.
بازیگری میان روسیه و آمریکا موجب انحراف اتحادیه اروپا از اهداف داخلی و خارجی اش شده است. اروپا امید دارد با کاهش تقابل میان روسیه و آمریکا به نوعی از این فضا خارج و به اجرای اهداف داخلی و جهانی خود بپردازد.
این قاره هر چند که اتحاد و همگرایی میان روسیه و آمریکا را همسو با اهداف خود نمی داند، اما تقابل های گسترده میان طرفین را نیز مغایر با خواست خود ارزیابی می کند. اروپا در حالی با بحران اقتصادی مواجه است که آمریکا دیگر تأمین کننده منافع اقتصادی آن نمی باشد. از سوی دیگر مشارکت اروپا با اقدامات آمریکا در تحریم سایر کشورها، عملاً منابع مالی و تأمین انرژی اروپا را با چالش مواجه ساخته است. در چنین شرایطی اروپا اجباراً باید به سمت روسیه گرایش یابد تا حداقل انرژی مورد نظر خود را از روسیه و اقمار گذشته آن تأمین کند.
در کنار این کشورها، آمریکا نیز به رغم مطرح کردن ادعای بهبود مناسبات با روسیه، همچنان به دنبال مهار و مقابله با آن است. بسیاری از ناظران سیاسی مواضع نرم آمریکا در زمینه تمدید پیمان استارت با روسیه، تأکید واشنگتن بر حضور مسکو در جمع ناتو و ائتلاف جنگ افغانستان و... را بیش از هر چیز برگرفته از سیاست آمریکا برای مهار مسکو می دانند که در لوای تحرکات دیپلماتیک صورت می گیرد. آمریکا تلاش دارد ضمن سوق دادن روسیه در مسیر اهداف خویش از حساسیت های آن در قبال توسعه طلبی واشنگتن در آسیای مرکزی و قفقاز و اجرای طرح سپر موشکی بکاهد. البته آمریکا همچنان سیاست های خصمانه خود در برابر مسکو نظیر حمایت از گرجستان، دخالت در امور مسکو و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را ادامه می دهد که خشم مسکو را به همراه داشته است.
ناظران سیاسی گرایش مسکو به مخالفان آمریکا از جمله در آمریکای لاتین را نشانه این نارضایتی می دانند. آنچه مسلم گردیده آنکه، دو کشور در بعد سیاسی و نظامی و منافع بین المللی نمی توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
نکته مهم آنکه بحران اقتصادی حاکم بر جهان هر چند می تواند به پیوند اروپا، آمریکا و روسیه کمک کند، اما از دیدگاه های مختلف اقتصادی آنها و نیز بحران های اقتصادی حاکم شده بر این کشورها مانع از همگرایی آنها در بعد اقتصادی می شود.
بسیاری از تحلیلگران اقتصادی جمع شدن این کشور در یک حوزه اقتصادی را دور از ذهن می دانند هر چند در ظاهر از همگرایی اقتصادی سخن می گویند.
در جمع بندی کلی از روابط جدید ایجاد شده میان روسیه، اروپا و آمریکا می توان گفت که این روابط بیش از هرچیز برگرفته از نیازهای مقطعی آنها بوده و در نهایت نیز به نتیجه مطلوبی نیز دست نخواهد یافت. هر کدام از طرفین اهدافی خاص را پیگیری می کنند و اصل مقابله با منافع جهانی دیگری را در دستور کار دارند. بر این اساس روابط این کشورها را می توان به مثلثی با اضلاع ناهمگون تشبیه کرد که در نهایت نخواهند توانست به دیدگاه مشترکی در قبال تحولات جهانی دست یابند و فروپاشی ائتلاف های آنها امری مسلم می نماید.
این روابط بیش از هرچیز برگرفته از نیازهای مقطعی آنها بوده و در نهایت نیز به نتیجه مطلوبی دست نخواهد یافت. هر کدام از طرفین اهدافی خاص را پیگیری می کنند و اصل مقابله با منافع جهانی دیگری را در دستور کار دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات