توصیف آنچه در غزه مى گذرد به هیچ عنوان آسان نیست.زبان قلم،هر اندازه نیز که متبحرانه عمل کند،نمى تواند اشکهاى مادران و گرسنگى کودکان فلسطینى را به تصویر کشد.سکوت وقیحانه شوراى امنیت سازمان ملل متحد نیز بر وخامت اوضاع افزوده است.به راستى چه کسانى مسئول ایجاد شرایط فعلى در غزه هستند؟آیا صرفا قدرت پوشالى تل آویو که در جریان جنگ 33 روزه در هم شکسته است،قدرت تحمیل فشارهاى اقتصادى و حملات نظامى بر علیه ملت فلسطین را خواهد داشت یا باید در این خصوص به دنبال عوامل مکمل دیگرى بود؟بهتر است در پاسخدهى به این سوال دچار کژتابى نشویم.!بسیار ساده انگارانه است که فجایع غزه را معلول اراده تل آویو و حمایت کاخ سفید بدانیم.جهت واکاوى بیشتر در این خصوص لازم است میان نفس عمل جنایت و بسترى که در آن جنایت صورت مى گیرد تفکیکى واقع گرایانه ایجاد نمود.
واقعیت امر این است که بستر وقوع یک جنایت بر نفس عمل جنایت محاط است.این رابطه عام و خاص زمانى پررنگ تر مى شود که بخواهیم فجایع انسانى را به دور از نگاههاى عوام پسندانه و سطحى مورد واکاوى قرار دهیم.فاجعه غزه نیز از این قاعده کلى مستثنى نیست.
در بررسى جنایات رژیم صهیونیستى در غزه،باید در وهله اول به دنبال بسترى بود که فرصت را جهت اعمال خشونت و توحش صهیونیستها و کشتار انسانهاى بىگناه توسط آنها فراهم ساخته است.در این راستا انگشت اتهام را باید به سوى جهان عرب نشانه گرفت.متاسفانه اتحادیه عرب طى سالهاى اخیر بارفتارهاى منفعلانه و سازشکارانه خود فضا و بستر را جهت مانور رژیم صهیونیستى فراهم آورده است.اتحادیه عرب با وجود انتشار گزارش وینوگراد و اعتراف مقامات ارشد رژیم صهیونیستى نسبت به شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه،هنوز قدرت بازتعریف خود در معادلات سیاسى خاورمیانه را ندارند.شرکت کشورهاى عربى در کنفرانس خزان زده آناپولیس و حمایت آنها از رفتارهاى خفت آمیز ابومازن مسائلى نیستند که بتوان آنهارا با وقوع جنایات اخیر در غزه بى ارتباط دانست.پس از وقوع حادثه11 سپتامبر2001 سردرگمى اعراب خاورمیانه نسبت به گذشته دو چندان شد.واشنگتن و تل آویو نیز سعى کردند از این سردرگمى مفرط بیشترین استفاده را برده و آن را در راستاى اهداف و برنامه ریزیهاى میان مدت خود هدایت نمایند.ناکامى اعراب در حل بحرانهاى خاورمیانه ،در طول 5 سال اخیر خودرا بیش از هر مقطع دیگرى جلوه گر ساخته است.مسلما اگر اعراب در حل مسائل فلسطین،عراق،لبنان،سودان و... کارآیى لازم را داشتند،جریان سلطه قادر به پایمال نمودن حقوق زنان و کودکان بىگناه در مقابل نگاههاى بى روح و بى خاصیت آنها نبود.
اخیرا دبیرکل اتحادیه عرب با انتقاد شدید از جانبدارى شوراى امنیت از رژیم صهیونیستى و بى توجهى آن به سیاستهاى تجاوزکارانه این رژیم، تاکید کرده است که رژیم اشغالگر قدس مصونیت بى سابقه اى در شوراى امنیت دارد که مانع هرگونه مجازات و حتى انتقاد از این رژیم مى شود.
بنا بر اظهارات عمرو موسى مشکلات غزه ناشى از سیاستهاى تجاوزکارانه اسرائیل است که با وجود تعهدات قانونى و بین المللى که دولت اشغالگر را به حفظ و نظارت بر امور ساکنان اراضى اشغالى مجبور مى کند؛ باز هم اسرائیل سیاستهاى تجاوزکارانه خود را بر ضد شهروندان فلسطینى اعمال مى کند.
واقعیت امر این است که اعراب خاورمیانه باید سهم خود را در وقوع فجایع غزه پذیرا باشند.مسلما انتقاد اتحادیه عرب از شوراى امنیت سازمان ملل متحد از بار تقصیرات و اهمالکارىهاى اعراب طى سالهاى اخیر نخواهد کاست.دایگان نامهربانى که خصلتهاى پراگماتیستى بالقوه خود را درماوراى دیوار رابطه با آمریکا پنهان ساختهاند.