صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۹۸۶۸۰

فوتوریسم؛ تخریب سنت و سراب آینده


شهاب زمانى
تا به حال با برخی از واژه های خاص که در عالم فلسفه، سیاست، اقتصاد و هنر از آنها تحت عنوان مکتب فکری نام برده ایم و آخرشان به «ایسم » ختم شده، آشنا شده ایم. البته کمتر کسی یافت می شود که علاقه مند نباشد که به طور کامل مفهوم و معنی همه مکتب های غربی را بداند. از این رو، تلاش ما در این ستون بر آن است که به صورت مختصر و مفید و در حد بضاعت علمی خود برخی از مهم ترین این مکاتب و واژه های ایسم دار را برای مخاطبان عزیز تشریح کنیم تا فتح بابی باشد برای پیگیری بیشتر عزیزان در راستای شناخت غرب و اندیشه های آن که امروزه تمام قد در برابر اسلام سیاسی و انقلابی ما ایستاده است.
قرن 19 تا 20 را در تاریخ فکری به ویژه ادبی غرب به درستی قرن رویش، انشعاب و فروپاشی مکاتب فکری، فلسفی و ادبی دانسته اند؛ کلاسیسیسم، رمانتیسم، رئالیسم، ناتورالیسم، سمبولیسم، سوررئالیسم ، امپرسیونیسم، پارناسیسم، دادائیسم، وریسم و... مکتبهای ادبی متعددی بودند که در این قرن پدید آمدند و پس از طی دوره ای از حیات رو به زوال گذاشته و امروز تنها اسمی از آنها در تاریخ ادبیات غرب مانده است. تا کنون برخی از این مکاتب در این ستون مورد بررسی قرار گرفته اند. حال در ادامه این سلسله مطالب با یکی دیگر از مکاتب ادبی ایتالیا موسوم به مکتب فوتوریسم در این مقاله آشنا می شویم.
مفهوم‌شناسی و تاریخچه فوتوریسم
فوتوریسم(Futurisme) که از کلمه (futur) به معنای «آینده» ساخته شده، در کل به معنای «آینده نگری» است. این مکتب در سال 1909 با بیانیه «فیلیپو - توماسو مارینتی» به عنوان نظریه پرداز و بنیانگذار فوتوریسم بنا نهاده شد. فوتوریسم در آغاز بر ضد سبک و عقاید «دانونزیو» شاعر و رمان نویس ایتالیایی و مغلق گویی های شاعران آن زمان، یعنی سالهای بین 1863 تا 1938 قیام کرد و علی رغم شاخه ای از سمبولیسم که مبتنی بر الهام و مکاشفه و شهود بود، هرگونه تغزل را از شعر طرد کرد و سبکی نثر مانند به وجود آورد که می خواست نشان دهنده تلاش ها و سر و صداهای زندگی صنعتی نو باشد و جز از جنبش و هیجان زندگی جدید و مبارزات صنعتی و حرکت چرخ های ماشین و سیر اتومبیل و غرش هواپیماها که همه مبین «دنیای آینده»اند، سخن نگوید.
این مکتب نیز مانند «وریسم» نخست در ایتالیا پدیدار شد و به تدریج در کشورهای دیگر نفوذ کرد. بانی آن، یعنی مارینتی از شاعران معروف ایتالیایی در قرن بیستم است. وی معتقد بود همان طور که قرن بیستم، عصر تمدن و دوران پیشرفت صنایع و ماشین است باید برای ادبیات هم سبک و زبانی «ماشینی» ایجاد کرد.
فوتوریسم پس از ایتالیا در روسیه گسترش یافت. این دو کشور به عنوان دو قطب نیرومند، به تدریج فوتوریسم را در سراسر اروپا گسترش دادند. حضور و نفوذ قدرتمند فوتوریسم در روسیه به پیش از انقلاب اکتبر و ویران سازی بنیادهای مکتب سمبولیسم برمی گردد. فوتوریسم روسی گرچه در آغاز شباهت هایی با فوتوریسم ایتالیایی داشت ولی خود دارای اختصاصاتی بود که به تدریج آن را از سرچشمه نخستین جدا و متمایز می ساخت. نماینده بزرگ این سبک در ادبیات روسی «ولادیمیر مایاکوفسکی» است که شیوه این مکتب را به صورت وسیله مناسبی برای تبلیغات انقلابی درآورد و آن را به بهترین راه برای نزدیک کردن شعر به ذوق و سلیقه عوام تبدیل کرد. مایاکوفسکی در شعر روسی وزنی تازه و الفاظ و عباراتی جدید و حتی تمثیل ها و استعاراتی عجیب و غریب ایجاد کرد. الفاظ جاری و عبارات روزنامه ای را در شعر به کار برد و قواعد جمله سازی و صرف و نحو زبان ادبی را در هم شکست.
عقاید فوتوریست‌ها
فوتوریسم در میان مکتب های ادبی غرب از جمله انسان گرایانه ترین نهضت ها بود که تحول عمیقی در ادبیات و هنر جهان معاصر به وجود آورد. این مکتب، هنر و ادبیات نوین را به دنیای مدرن و امروزی عرضه کرد و پنجره ای رو به آینده و مکتب های قرن بیستم گشود. فوتوریستها با عملکرد انقلابی خود نهضت و فعالیت هایشان را با مخالفت علیه مکتب سمبولیسم آغاز کردند. آنها برعکس سمبولیست ها با امید و نگاه به آینده، به هنر و تجربه گذشتگان پشت کردند. به همین دلیل به فوتوریسم که به دنبال سازندگی هنری و ادبی بود، مکتب «سنت شکن آینده نگر» نیز لقب داده اند. برخی از عقاید فوتوریست ها به شرح ذیل است:
1- سنت شکنی: فوتوریستها با از بین بردن قانونمندی ها و شکستن قالب های کلاسیک، سنتی و زیبایی شناختی سمبولیست ها، ادبیات و به ویژه شعر نو و تازه ای را به وجود آوردند. آنان حتی قواعد دستوری زبان و نحو را کنار گذاشتند. به عنوان مثال، فعل ها را به صورت مصدر به کار می بردند و یا در نوشته های خود از صفت و قید و نشانه گذاری استفاده نمی کردند.
2- آینده نگری: از نظر فوتوریست ها در آثار ادبی و هنری نباید گذشته را مرور کرد و به بازسازی تاریخی و یا مسائل روزمره و پیش پاافتاده پرداخت، بلکه باید آینده را تصویرسازی کرد.
3- «درباره مردم و برای مردم»: فوتوریست ها «مردم» را مخاطبان اصلی خود قلمداد می کردند. آنان معتقد بودند که هنرمند باید در میان مردم حضور داشته باشد و باگفتن «از مردم و برای مردم» هنری تازه را ارائه دهد.
4- دست یافتن به دنیای والای ذهن و روح انسان: هنر فوتوریستی می خواهد انسان را از غرق شدن در دنیای مدرنیته و افتادن در دام زندگی قراردادی، خشک و بی روح شهری نجات دهد و در این میان تنها هنر و البته هنری متفاوت و آزاد از هرگونه قید و بند گذشته است که می تواند انسان را از این گرداب رها کند و او را به دنیای والای روح و ذهن انسان و در نهایت به لذت زندگی برساند.
آثار و زوال فوتوریسم
فوتوریسم با هرگونه ابراز احساس ها و بیان هیجان های درونی شاعر و رعایت قانون های دستور زبان و معانی و بیان مخالف است و آزادی کلمه های غیرشاعرانه را خواستار است و برای بیان این مقصود کلمه های مقطع و نامربوطی شبیه به اصطلاحات تلگرافی از خود می سازد. بنابراین در آثار فوتوریستها، مناظر طبیعی مانند جنگل، کوه، ساحل و در کل طبیعت جایی ندارد؛ زیرا آنها غرق در زندگی پرهیاهوی شهری و صنعتی شده اند. ادبیات فوتوریستی مانند سیل خروشان و سرکش، مانند پرنده بلند پرواز و آزاد، مانند انسان تب دار بی قرار و تب آلود است. فوتوریستها تنها اثری را که دارای مضامین حرکت، پویایی، سرعت، جسارت، شجاعت و خطر باشد شاهکاری ادبی و هنری محسوب می کنند. چون این موضوعات را لازمه دنیای مدرنیته امروز و آینده می دانند.
فوتوریسم پیش از جنگ جهانی اول در اروپا و تا سال 1921 در روسیه به کلی از میان رفت و دیگر اثری از خود باقی نگذاشت. این زوال غالباً زودهنگام حاکی از نقص دانش بشر و همچنین کاستی عقل انسان غربی در برآوردن نیازهای بشری است که با دور انداختن آموزه های و حیانی و تقلیل امور ثابت به متغیرات نسبی گریبانگیرش شده و می شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات