بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت: هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در یک دوره گردی سیاسی، بار دیگر برای دیدار و مذاکره با مقامات امارات، یمن، قطر و عمان عازم منطقه شده است. وی در این سفر سعی میکند با تکرار ادعاهای همیشگی واشنگتن، شانس خود را برای جلب نظر کشورهای منطقه امتحان نماید و در جهت کمک به دیپلماسی شکست خورده و ناکام آمریکا، استمداد و آنها را به دشمنی با ایران و اعلام حمایت از سیاستهای ضد ایرانی واشنگتن تشویق کند.
این، نخستین سفر یک مقام بلندپایه آمریکا در سال جدید میلادی به منطقه محسوب میشود که قرار است از این طریق، زمینههای خروج آمریکا از بن بست سیاسی در منطقه ارزیابی شود. علیرغم این واقعیتها، تلاشهای مستمر واشنگتن برای محاصره سیاسی - تبلیغاتی ایران همواره استمرار داشته و تقریباً بدون استثنا، همیشه نیز با شکست و ناکامی مطلق مواجه گردیده است.
نباید از نظر دور داشت که پیش از این هم "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه، "رابرت گیتس" وزیر دفاع و سایر مقامات ارشد آمریکائی با سفر به منطقه سعی داشتهاند در ارتباطات منطقهای ایران ایجاد اختلال کنند و روابط سیاسی - اقتصادی و مناسبات فیمابین را مطابق خواستههای واشنگتن، تحت الشعاع قرار دهند. خشم واشنگتن از اینست که علیرغم اصرار فوقالعاده آمریکا برای القای شبهه علیه ایران اسلامی و ارائه چهرهای مخدوش از دیپلماسی منطقهای ایران، این واشنگتن است که در منطقه دچار بحرانهای شدید و گسترده است و در باتلاق حوادث روزمره، دست و پا میزند.
زنجیره بحرانها در آمریکا، از بحران اقتصادی گرفته تا افول ستاره اقبال "باراک اوباما" براثر اثبات بی کفایتی، بیتدبیری و عدم کارآئی وی، همگی نشانگر آنست که اوباما و دستیارانش نتوانستهاند چهرهای موجه و قابل اعتماد از دولت خود به نمایش بگذارند. در واقع، مقامات واشنگتن علیرغم اقدامات و برنامه ریزیهای کوتاه مدت و دراز مدت خود برای تخریب مناسبات ایران و همسایگانش، در کل منطقه شاهد اوج گیری اقتدار سیاسی و نفوذ کلام ایران هستند و حداقل در 3 مورد، عملاً و بطور آشکار، خواستار همکاریها و کمک ایران برای تضمین موفقیت سیاستهای ناکام و انفعالی واشنگتن بوده اند:
الف - در افغانستان
ب - در عراق
ج - در مسأله فلسطین
این برای مقامات واشنگتن، یک شکست بزرگ سیاسی محسوب میشود که در عین ادعای ابرقدرتی و اینکه آمریکا نقش اول و برتر در دنیای تک قطبی را به خود اختصاص داده، دست نیاز به سوی ایران دراز میکند تا بلکه بتواند سیاستهای منطقهای خود را با تضمین و اطمینان بیشتری ادامه دهد لکن در عین حال، نهایت بی اعتباری آمریکا در گفتار و عمل محسوب میشود که واشنگتن در عین استمداد از ایران، برای کارشکنی علیه ایران، از هیچ کوششی فروگذار نمیکند.
کاملاً آشکار است که همسایگان ایران، از تجربههای ناموفق عناصری همچون صدام درس عبرت گرفتهاند و میدانند که نباید با طناب آمریکا به درون چاه بروند و تجربههای ناکام و شکست خورده صدام را تکرار کنند. علاوه بر این، قاعدتاً از فرصتهای کنونی میتوان برای اثبات قانونمندیهای حاکم بر منطقه بهره گرفت. اما آیا کشورهای طرف مذاکره هیلاری کلینتون به وی خواهند گفت که برای تکرار تجربههای ناموفق و ناکام گذشته وسوسه شود چرا که جای هیچگونه امیدی به چشم نمیخورد.
همه به خاطر دارند که 30 سال پیش در چنین روزهائی، صدام برای تحقق برنامههای آمریکا سنگ تمام گذاشت و هر آنچه میتوانست، به انجام رساند ولی سرانجام توسط اشغالگران آمریکائی سرنگون و برای اعدام به دست دشمنانش، معارضین عراقی، سپرده شد. خوبست خانم کلینتون به این سئوال پاسخ دهد که آیا انتظار دارد آمریکا با چنین سیاست پرفراز و نشیبی، در منطقه مورد استقبال قرار گیرد؟ آیا کسی هست که بخواهد دچار سرنوشت صدام شود؟ آیا دیپلماسی ناکام آمریکا با این رفتارهای کینه توزانه، راه به جائی خواهد برد؟
البته دوره گردی هیلاری کلینتون ثابت میکند که وی حتی با وجود آگاهی نسبت به ناکامیها و نامرادیهای دیپلماسی رسوای آمریکا هنوز هم امیدوار است بلکه همسایگان ایران را اغفال کند و آنها را به همراهی با آمریکا وادار نماید اما سرنوشت شوم صدام، برای همگان یک درس عبرت بزرگ و فراموش نشدنی محسوب میگردد، با این تفاوت که امروزه اوباما و دستیارانش حتی درون ساختار قدرت آمریکا هم فاقد کمترین وزن و اعتبارند. نتایج انتخابات آبانماه کنگره، به حاکمیت دمکراتها در مجلس نمایندگان و سنا پایان داد و همین امر نشان میدهد که وزیر خارجه آمریکا، ضعیفتر از هر زمان ممکن دست به این دوره گردی سیاسی زده است، سفری که از همین ابتدا و حتی قبل از شروع آن، یک "مأموریت عقیم" و بیهوده تلقی شده است.