رضا گرمابدرى
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی متن کامل یادداشتی پیام گونه منسوب به ایشان به مناسبت سالروز قیام 19 دی مردم قم در سال 56 را درج کرد. برخی از رسانه ها، هفته گذشته بخش هایی از این یادداشت را منعکس کردند. یادداشت مذکور از دو جهت تأمل برانگیز بود: الف- غیرمعمول بودن: کمتر اتفاق افتاده و یا اصلاً اتفاق نیفتاده که آیت الله هاشمی طی سال های گذشته به این مناسبت بیانیه ای داده باشد. ب- بهانه بودن : یادداشت مورد بحث دارای 7 بند است که تنها یک بند آن به 91 دی سال 56 قم اختصاص دارد. در میان 6 بند باقی مانده نیز، پنج بند جنبه مقدمه دارد برای رسیدن به بند ششم که به حادثه 19 دی قم می پردازد و به نظر می رسد، بند آخر که همان بند هفتم باشد بندی است که یادداشت صرفاً به خاطر آن نگاشته شده است. در این بند آمده:
اینک 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد و بقایای فکری دین زدایی و روحانیت ستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقی های سیاسی و اختلافات سلیقه ای، پوست اندازی کرده و سر برآورده اند و خاکریز به خاکریز جلو می آیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیده اند.
تأسف آور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس «رشیدی مطلق» ها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیده اند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد می دانند، مزورانه پشت خاکریزی پناه گرفته اند که مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.
همانگونه که از متن بند هفتم بر می آید، حرف اصلی یادداشت در آن نگاشته شده است. این بند از اجزایی مستتر تشکیل و در قالب عبارت هایی کلی ارائه شده است. این کلی گویی هدفمند، دایره مخاطبینی که قصد و مراد نویسنده را درک کنند، کم می کند، اما پیامش را به کسانی که باید آن را دریافت کنند، منتقل می سازد. به منظور افزایش تعداد مخاطبینی که پیام این نوشته را بهتر درک کنند و نیز شفاف تر شدن این کلی فشرده به اختصار توضیحی داده می شود.
متن تنظیم شده همه واقعیت و مسئله اصلی امروز نظام و مردم نیست، در حالی که متن درصدد است القاء کند که هست. در متن به بقایای فکری دین زدایی و روحانیت ستیزی اشاره شده است. این حرکت از پیش از انقلاب بوده، پس از انقلاب هم ادامه حیات داد، الان هم وجود دارد، اما مسئله اصلی نیست. مردم همچون گذشته، حواسشان جمع است و کم و بیش با آن آشنا هستند و چنانچه لازم باشد به وقتش همچون گذشته، با آن برخورد می کنند. در ادامه بند مورد نظر، حرکت صورت گرفته در «پاییز بداخلاقی های سیاسی و اختلافات سلیقه ای» توصیف شده است، حال آنکه حقیقت غیر از این است که در ادامه به آن پرداخته می شود. در ادامه در ارتباط با بحث آمده: «شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در30 سال گذشته به فضلا، علما و مراجع قم رسیده اند.» کلیت به کار گرفته در این فراز هم با منحرف ساختن ذهن مخاطب، حقیقت را مهجور می سازد.
و اما اینک حقیقت ماجرا!
رفتار براندازانه فتنه گران به بهانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و روشنگری های انجام گرفته از سوی افراد دلسوز، آگاه، هوشیار و با بصیرت، چشم مردم را متوجه عمق ماجرا کرد. آنها با معیارهایی که یافته بودند، گفتار، رفتار و مواضع افراد و گروه ها را سنجیدند و شخصاً اقدام به داوری کردند.
فهم و درک مردم از ابعاد فتنه و فتنه گری ها موجب شد تا نام ها و منصب ها مانع از داوری صحیح نشود. نتیجه این داوری، مردود شدن افرادی از صنوف مختلف با اسامی و عناوین مختلف بود. در حاشیه این رفتار هوشمندانه مردم، جمع قلیلی همچون گذشته، فاصله گرفتن از روحانیت را دنبال می کرد و می کند و قطعاً هم محکوم است، اما اقدام این گروه نباید آنقدر برجسته و بزرگ شود که آن حرکت عظیم مردم که از سر شناخت و بصیرت بود و رفتار برخی روحانیان و دانشگاهیان و صاحب منصان را نپذیرفتند در دل این حرکت قلیل نامقبول قرار گیرد. خروش مردم علیه فتنه که موضوع اصلی بوده و است نه از جنس بداخلاقی بود و نه از جنس اختلاف سلیقه. تنزل اصلی به فرعی فاقد اهمیت، سر بریدن حقیقت است. مردم در فتنه 88 تمام عیار به جنگ فتنه گران براندازی رفتند که اتاق جنگ شان از عوامل داخلی و حامیان و طراحان اجنبی تشکیل شده بود. در اینجا جایی برای طرح بحث بد اخلاقی و اختلاف سلیقه نیست! در 30 سال گذشته کسانی که بازی دشمن را خوردند و مقابل نظام ایستادند، متعلق به یک قشر خاص نبودند، در بین آنها نظامی، روحانی، دانشگاهی، بازاری، دولتی و ... بودند. پس از آشکار شدن تمایل و وابستگی این افراد به دشمن، مردم از آنها بیزاری جستند و در این خصوص هیچ کس با دیگری فرقی نداشت، با این حال در بحث «توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته «از همان گروه قلیلی که پیشتر از آنها یاد شد، استفاده ابزاری شده و با جلوانداختن آنها تلاش شده مردمی که به سبب رفتار دشمن شادکن افرادی که در بینشان روحانی هم وجود دارد، از آنها رویگردان شده اند، دیده نشوند و این گروه قلیل بزرگ شوند و ذهن ها از اصل مسئله منحرف و به سمت این گروه هدایت شود. پس حقیقت عبارت است از: وقوع فتنه و وجود فتنه گرانی که برای براندازی نظام با اجانب پیوند خوردند و عده ای نیز در داخل به جای دفاع از نظام با آنها هماهنگ شدند و در نتیجه پایگاه مردمی خود را از دست دادند و در این میان مردم تمام این حوادث را به دقت رصد، مشاهده و تحلیل کردند و با حضور تحسین برانگیز در صحنه، با تمام توان از نظام اسلامی دفاع کردند و همواره در کنار روحانیت اصیل و پیرو آرمان های حضرت امام(ره) و منویات مقام معظم رهبری ایستادند و بیشترین اعتماد و احترام را به آنها ارزانی داشتند و می دارند و هوشمندانه موضوع اصلی مورد طمع دشمنان را فتنه می دانند و اجازه نمی دهند با فرافکنی و اختلاط موضوعات فرعی و آدرس های غلط در مراقبت از فتنه دچار غفلت شوند. بله! در این بین گروه اندکی نیز وجود دارند که با روحانیت سر دوستی و صمیمت ندارند. مردم آنها را نمی پذیرند و رفتار آنها هیچ ارتباطی با مواضع رفتار آگاهانه مردم ندارد و نباید با پنهان شدن پشت سر آنها در اولویت مسائل جابه جایی ایجاد کرد.