صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۰۰۱۶۷

اونانیمیسم و جستجوی زندگی همگانی


شهاب زمانی
یکی از اندیشمندان غربی در کتاب «فهم نظریه های سیاسی» به رابطه ای مستقیم در خصوص فراوانی اندیشه پردازی با بحران اجتماعی اشاره می کند و معتقد است هر چقدر میزان نظریه پردازی فلسفی، سیاسی و هنری در یک جامعه بیشتر باشد، مشخص می شود آن جامعه بیشتر از بحران های گوناگون رنج می برد. لحاظ نظری این نکته و مطالعه تاریخچه مکاتب ادبی و فکری غربی که خاستگاه بیشتر آنها در کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه و آلمان و تا حدودی انگلیس بوده است، ما را به راز مهم پیدایش و زوال این قبیل جریان های فکری و سیاسی در غرب واقف می نماید؛ و آن وجود بحران های مختلف در این جوامع از گذشته به خصوص پس از آغاز دوره موسوم به رنسانس و محوریت انسان مداری به جای خدامداری تا کنون بوده است. غفلت انسان غربی از خدا و جایگزینی خودش به جای خدا فصل مشترک و در عین حال بزرگترین گمشده فلسفه، هنر، اقتصاد و سیاست غربی است که موجب رویکرد انسان غربی به مکاتب گوناگون فکری و هنری مصنوع فکر بشری می شود. در این شماره هم به بررسی مکتب یگانه گرایی(اونانیمیسم)، یکی دیگر از این مکاتب ادبی غربی که در فرانسه توسط شاعر و نویسنده معروف «ژول رومن» در اوایل قرن بیستم بنیانگذاری شد، خواهیم پرداخت.
مفهوم و تاریخچه اونانیمیسم
اونانیمیسم (Unanimisme) مرکب از کلمه «اونانیم» (Unanime) به معنای «همدل، هم رأی، متفق القول و همگانی» است که در اصل از کلمه لاتین Unanimus ریشه گرفته است که در قرن شانزدهم از زبان لاتین وارد زبان فرانسه شد. در اوایل قرن بیستم، حدود سال1910«اونانیمیسم» یا یگانه گرایی به مکتب ادبی اطلاق شد که شاعر و نویسنده معروف فرانسوی، «ژول رومن» به یاری «ژرژ شنویر» آن را در پاریس بنا نهاد. البته باید این نکته را متذکر شد که شاعران و هنرمندان گروهی موسوم به «گروه صومعه» پیش از این باعث ایجاد جریان ادبی در فرانسه شده بودند که در شکل گیری پایه های اولیه این مکتب بسیار موثر و دخیل بود.
گروه صومعه (Abbaye) متشکل از هشت شاعر و نویسنده با نام های؛ رنه آرکو، شارل ویل دراک، پیر - ژان ژوو، ژرژ دوهامل، آلبر دواین، کوک دورتن به علاوه ژول رومن و ژرژ شنویر بود. در سال 1906 این گروه به نیت اینکه دور از هیاهوی شهری باشند و به یک آرامش، همبستگی و زندگی مشترک هنرمندانه دست پیداکنند، در خانه ای روستایی به دور هم گرد آمدند و بر در این خانه تابلویی با این عنوان «Abbaye، گروه برادرانه هنرمندان» نصب کردند و برای گذران زندگی و کسب درآمد در همان خانه انتشارات Abbaye را تأسیس کردند. آنان با تأثیرگرفتن از اندیشه دموکراتیک و گرایش های سوسیالیستی، در جست وجوی زبانی نو و سبکی تازه بودند تا افکار و عقاید خود را در ارتباط با ستایش «اصالت زندگی حقیقی» بیان کنند، اما به تدریج، مشکلات مالی و اختلاف نظرهای آنان باعث جدایی و از هم پاشیدن «گروه هنرمندان Abbaye» شد. اما در همان مدت کوتاه نیز فعالیت این گروه برتاریخ شعر و ادب فرانسه بسیار تأثیر گذاشت.
با از بین رفتن گروه Abbaye، ژول رومن که یکی از اعضای این گروه بود، سعی کرد که اهداف این گروه را در مکتب اونانیمیسم دنبال کند و در این راه شنویر نیز با او همکاری کرد و بدین ترتیب نطفه این مکتب با افکار «گروه صومعه» شکل گرفت. در سال 1908 انتشارات Abbaye کتابی باعنوان «زندگی همگانی» (La Vie Unanime) اثر ژول رومن را منتشر کرد که در واقع مرامنامه مکتب اونانیمیسم محسوب می شود.
طرز تفکر و نگرش رومن به عنوان بانی این مکتب و در پی او عقاید اونانیمیست ها بسیار متأثر از ادبیات قرن نوزدهم بود. هوگو و عقیده او در مورد نقش شاعر در جامعه، مترلینگ و اشعارش در مورد زندگی روزمره شهری، زولا و نظراتش در ارتباط با اجتماع و همچنین والت ویتمن به عنوان شاعر دنیای ادب نو، از جمله شخصیتهایی بودند که اونانیمیستها بسیار از آنان الهام و تأثیر گرفتند.
نگاهی به عقاید اونانیمیستی
اونانیمیستها معتقدند که در وجود هرکس دونوع احساس و افکار وجود دارد. نخستین افکار و احساساتی که ویژه درون و خاص هر فرد است و دیگر افکار و احساساتی که از طرف اجتماع و افراد جامعه و در کل محیط پیرامون (مانند خانواده، همکاران، گروههای اجتماعی و حتی محیط زندگی) بر فرد تلقین و تحمیل می شود. مکاتب ادبی و هنری تا پیش از اونانیمیسم اعتقاد داشتند که فرد برای رسیدن به کمال و بلوغ باید افکار و احساسات درونی خود را رشد و پرورش دهد. در حالی که پیروان مکتب اونانیمیسم عکس این موضوع را معتقد بودند. از نظر آنان جامعه و دنیای خارج بیشترین تأثیر را بر فرد می گذارد و منشأ شکوفایی نیروهای او برای رسیدن به کمال است. احساسات و عقاید فرد در اجتماع ذوب می شود و حرکت جامعه خواه ناخواه فرد را با خود همراه می کند. چرا که نیرو و درایت جامعه بر نیرو و افکار افراد ارجحیت و تسلط دارد و این نیرو باعث هماهنگی، همدلی و وحدت نظر در جامعه می شود.
البته این طرز تفکر و جهان بینی اونانیمیست ها متأثر از عقاید فلسفی «آگوست کنت» و نظرات جامعه شناختی «دورکیم» (جامعه شناس فرانسوی) و آرای فلسفی ایده آلیسم بود. مکتب اونانیمیسم برای جامعه بشری پیام آزادی، دموکراسی، دوستی و همبستگی داشت. از آنجایی که آنان جامعه را منشأ تکامل و بلوغ فکری و روحی انسان می دانستند، معتقد بودند که افراد جامعه باید بدون خودخواهی در شادی و غم یکدیگر شریک باشند و به دور از انزوا و گوشه گیری در جامعه حضوری فعال و موثر داشته باشند.
ژول رومن با بررسی کوچکترین اجتماع که یک زوج آن را تشکیل می دهد تا بزرگترین اجتماع که یک کشور یا شاید جهان را شامل می شود به این نتیجه رسید که این همدلی، همبستگی و وحدت نظر(اونانیم) مبتنی بر قوه اختیار و انتخاب افراد بدون اعمال هرگونه فشار و جبری است که از احساسات درونی هر فرد نشأت می گیرد.
از نظر اونانیمیستها، فرد همان طور که با خانواده و محیط خانه خود رابطه برقرار می کند، به همان اندازه نیز با افراد جامعه و تمام اجزای جاندار و غیرجاندار شهر خود (مانند خیابانها، میادین، درختان، ساختمانها و...) رابطه برقرار می کند و از شهر و جامعه شهری خود تأثیر می پذیرد و به نوعی دلبسته و وابسته آنها می شود. در اندیشه اونانیمیستی اشیا و اجزای بی جان جامعه شهری همانند تمام افراد آن جامعه دارای روح و احساس هستند که در درون جامعه انسانی اهمیت و ارزش پیدا می کنند و برتک تک شهروندان آن جامعه تأثیر می گذارند.
اونانیمیستها همین خصوصیت روح بخشیدن به شهر و جامعه و ارتباط و تأثیر آن بر افراد جامعه را موضوع و مضمون اصلی آثار خود قرار داده بودند و در آثار خود بدون استفاده از کنایه و نماد در قالب نظم یا نثر این مضامین را به تصویر می کشیدند. اشعار اونانیمیستها بیانگر احساس انسان در برابر زندگی پیرامونش همراه با تصویرسازی و اندرزگویی بود.
از جمله آثار اونانیمیستی می توان رمان بلند «رادمردان» اثر ژول رومن را ذکر کرد که تحولات جامعه فرانسوی و بطور کلی جامعه اروپایی را در سالهای بین 1908 تا 1933 با دیدی اونانیمیستی به تصویر کشیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات