صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۰۰۱۷۴
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب منحله مشارکت ایران اسلامی (15)

احزاب سیاسی ایران (بخش هشتاد و نهم)


عبدالله شمسى - دکتر صادق سلیمى‌بنى
وجود بحران های چندگانه دیدگاهی بود که حزب منحله مشارکت با معادل سازی نظریات نوسازی و توسعه غربی با جامعه ایرانی، ابراز می کرد. به عنوان مثال« لوسین پای» بر این اعتقاد است که برای تحقق توسعه مطلوب، یک نظام سیاسی باید از یک سلسله بحران هایی به صورت موفقیت آمیز عبور کند که عبارتند از: بحران هویت، مشروعیت، مشارکت، نفوذ و توزیع.
بر پایه این قبیل نظرات حزب مشارکت بحران هایی را برای نظام اسلامی متصور بود که مهمترین این بحران ها در نظام جمهوری اسلامی عبارت بودند از:
1- بحران مشروعیت و اعتبار
از نظر حزب منحله مشارکت، شکاف حقوقی میان ملت و دولت، یعنی عدم پذیرش قوانین از سوی مردم یکی ار عرصه هایی است که بحران مشروعیت خود را نشان می دهد.
«در حوزه شکاف حقوقی میان ملت و دولت می توان به پدیده هایی همچون قانون ممنوعیت ماهواره یا شلاق زدن جوانان و همچنین دادگاه ها در خصوص زندانیان مطبوعاتی و سیاسی اشاره کرد که در مورد اخیر تا بدان حد مخالفت با آن آشکار است که محکومین این دادگاه ها جزء محبوب ترین افراد به شمار می روند ... این شکاف حتی در حقوق مدنی نیز قابل ملاحظه است، به طوری که از نظر جوانان با اهمیت ترین گروهی که وجود دارد طرفداران حقوق زنان است و این امر نوعی تقابل با قوانین موجود در خصوص زنان است.»
حزب منحله مشارکت در ادامه در تبیین ریشه بحران مشروعیت، مدعی بود که:
«هنگامی که به هر نحو ممکن گردش نخبگان در قدرت متوقف می شود و کاست قدرت محدود به جمعیتی در حدود دوهزار نفر می گردد که عموماً سوابق دوستی و خانوادگی داشته باشند، نتیجه ای جز شکاف مزبور نخواهد شد.»
به نظر نمی آمد که مرجع تبیین فوق در مورد گردش نخبگان و ارتباط دادن آن به مشروعیت، دولت آقای خاتمی باشد که محور اصلی مدیریتی آن مشارکتی ها بودند، زیرا مقطع زمانی که این بیانیه صادر شد اوج اقتدار و تسلط دوم خردادی ها بر قوه مجریه و مقننه بود که تعداد چند هزار مدیر در سطح کشور تصفیه و مدیران همسو با دولت در مدیریت های مختلف گماشته شدند. بنابراین منظور نظر حزب، یا نهادهای به زعم آنها انتصابی نظام بود و یا اهداف دیگری در ورای این گونه اظهارات اپوزیسیون گونه پنهان شده بود که در بررسی بحران هویت و باور های دینی مشخص خواهد شد که یکی از این اهداف، زمینه سازی برای سکولاریزاسیون نظام است.
می توان گفت دیدگاه حزب منحله مشارکت در مورد مشروعیت و اعتبار، بر گرفته از نوع نگاه آنها به مردم سالاری بود، که ماهیتاً با مردم سالاری دینی منبعث از گفتمان انقلاب اسلامی متفاوت می باشد و آنجا که از مصادیق این بحران یاد می کنند (مانند موارد فوق)، ابتدا لایه روئین و تبلیغاتی آن برای ایجاد فشار اجتماعی جهت حل مشکلات مقطعی حزب، مد نظر بود و در مرحله بعد و در بلند مدت، ایجاد فضای لازم برای تغییرات بنیادی مد نظر حزب از جمله مردم سالاری تمام عیار، هدف خواهد بود.
جدا از اینکه موارد برشمرده شده قرین به صحت باشد یا خیر؟ با این نوع نگرش به مقوله اعتبار و مشروعیت، چه بسا اجرای بسیاری از احکام اسلام و حتی قوانین، از دید مشارکتی ها غیر مردم سالارانه و غیر مشروع باشد.
2- بحران هویت و باورهای دینی
از نظر حزب منحله مشارکت بحران بعدی که نظام جمهوری اسلامی با آن مواجه بود و ارتباط تنگاتنگی میان این بحران و بحران مشروعیت وجود دارد، بحران هویت و باور های دینی است.
حزب اعلام کرد که این بحران در درجه اول خود را در جایگاه روحانیت و ارتباط آن با دین و مذهب نشان داده و این امر از آنجا نشأت می گیرد که نهاد روحانیت در صدد اصلاح نهاد سیاست برآمد و آنچه که مردم درک کردند این بوده است که نهاد سیاست، نهاد روحانیت را قربانی خویش می کند.
با این وصف حزب با بحرانی نشان دادن وضعیت جایگاه اجتماعی روحانیت، سعی در القاء نوعی سکولاریزم دارد که در دیدگاه های این حزب در مورد روحانیت بررسی شد.
3- بحران ارزش ها و وفاق جمعی
بحران دیگری که حزب منحله مشارکت بر آن تأکید می ورزید، بحران ارزش ها و وفاق اجتماعی بود و از آن به عنوان بحرانی جدی که ریشه در وضعیت سیاسی و اجتماعی دارد، یاد می کرد و با استناد به برخی نظر سنجی ها و مطالعات، مدعی بود که مردم ایران نسبت به خودشان بی اعتماد ند.
حزب منحله مشارکت در بیانیه کنگره پنجم خود با ارائه مطالعاتی در مورد میزان شاخص هایی نظیر صداقت، گذشت، امانت داری، تلاش و جدیت، تملق و چاپلوسی، تقلب و کلاهبرداری و... با بحرانی خواندن این وضعیت این گونه تحلیل می نمود:
«واضح است که این مطالعات حکایت از نگاه بسیار بدبینانه مردم نسبت به خویش و دیگران می کند و نکته مهمتر اینکه پاسخگویانی که معتقدند این خصایل در پنج سال آینده بدتر خواهد شد بیست و هفت برابر کسانی هستند که معتقدند این خصایل بهتر خواهد شد... »
با وجود چهار دوره تسلط اصلاح طلبان بر مناصب دولتی(اعم از دوران سازندگی و دوم خرداد) و همچنین دو دوره مجلس، که قاعدتاً بسیاری از بحران های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به پای خود آنها نوشته خواهد شد، چرا حزب منحله مشارکت سعی دارد آنها را به عوامل دیگر نسبت دهد، خود دلایل متعددی دارد که یکی از آن دلایل، تاکتیک های جنگ روانی است که این حزب در راستای ترویج سوء ظن به برنامه ها و حتی کلیت نظام در صدر کارهای خود قرار داده بود. این امر زمانی قوت می یابد که بدانیم تعدادی از اعضای اصلی حزب نظیر حجاریان و تاج زاده از عناصر قدیمی امنیتی و متخصصان جنگ روانی اند که طراح بسیاری از طرح ها و تاکتیک ها برای به زمین زدن نظام بودند. برخی از این تاکتیک ها عبارتند از:
- القای یأس و ناامیدی و غم در مردم: در این تاکتیک سعی بر این بود که قبل از هرچیز مردم نسبت به یک عنوان و یا مسئله خسته و بیزار شوند و با القای محرومیت ها، خرابی ها، خونریزی، ترور و با بهانه قرار دادن عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روانی حالت سرخوردگی در آنها بوجود آورند.
- القای رعب و وحشت در مردم: این تاکتیک قدیمی یکی دیگر از تاکتیک های جنگ روانی حزب منحله مشارکت بود که با هدف اتهام زنی به مسئولان ارشد نظام و دیگر اهداف، پی ریزی شده بود تا در ذهن و روان مردم ترس را غالب نمایند. این تاکتیک را آن چنان با واقعیت سازی کاذب همراه می ساختند تا مخاطب بدون مقاومت آن را پذیرا باشد. در این راستا تکرار از طریق مطبوعات و رسانه ها موثرترین شیوه بود.
- اطمینان بخشی و امیدوار سازی: این تاکتیک در واقع نتیجه گیری از اجرای دو تاکتیک قبلی است که بعد از القای یأس و رعب و وحشت باید در مردم ترس را فرو نشاند و به آنها قوت قلب داد، زیرا همان گونه که ترس، اثر در رفتار انسان دارد، فروکش کردن ترس نیز باعث تغییر رفتار می گردد.
حزب منحله مشارکت سعی داشت پس از القای تصویری خشن و سیاه از وضعیت جامعه و رقیب، خود را به عنوان ناجی ملت معرفی کند و این طور وانمود نماید که برای رهایی ملت ایران و برقراری آزادی و مردم سالاری آمده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات