هماکنون در آستانه برپایى راهپیمایى 22 بهمن ماه ، روز تجدید میثاق مردم با نظام اسلامى قرار داریم. روزى که هر ساله با حضور پرشور اقشار مختلف جامعه گرامى داشته مى شود و عقبه مردمى و کارآمدى نظام اسلامى را به عرصه ظهور میرساند.سالیان متمادىاست که میزان حضور مردم در روز 22 بهمن سیر صعودى داشته است و پیش بینى مى شود که 22 بهمن 86یکى از پرشکوه ترین راهپیمایى ها در طول تاریخ انقلاب اسلامى باشد.
در پیرامون چرایى حرکت مردم به سوى پشتیبانى از حکومت اسلامى دلایل متعددى ذکر شده است که اهم این موارد را مى توان در کارآمدى نظام جمهورى اسلامى و پاسخگویى نظام در قبال مطالبات مردمى جستجو کرد.انقلاب اسلامى در بدو پیدایش یعنى 22 بهمن 57 با استفاده از مبانى اسلامى و تعالیم رهبر انقلاب ، به نظام سیاسى مترقى اى دست یافت که آن را مى توان شکل تکامل یافته مردم سالارى دینى دانست.به عقیده بسیارى از صاحب نظران گفتمان حاکم بر نظام اسلامى یکى از پیشرفته ترین و مدرنترین و در عین حال متعالى ترین شیوه هاى حکومت مردمى است که در عین توجه به خواسته هاى مادى جامعه از نقش الهى خود فاصله نگرفته و هر دو جانب امر یعنى مسائل دنیوى و اخروى جامعه را مدنظر قرار داده است.تمسک به چنین گفتمانى در اداره کشور ملزم به بهره گیرى از کارویژه هایى متناسب با نوع حکومت است.در واقع مى توان کارآمدى یک نظام در عرصه سیاست را بسته به هماهنگى میان وظایف و کارکردهاى سایر ساختارها دانست.پس از انقلاب اسلامى در ساخت سیاسى شاهد یک تحول جدى و اساسى بودیم. اما سایر زیرمجموعه ها مانند اقتصاد و فرهنگ دچار تغییر چشم گیر و بنیادى نشد.لذا عدم تعادل و تعامل سازنده میان ساحت هاى سیاست ، اقتصاد و فرهنگ موجد نوعى ناهماهنگى و تنش میان اجزاى سیستم حکومتى و نتیجتا القاى گفتمان بدکارکردى شد که على رغم تلاشها و توفیقات دولتهاى گذشته مى توانست به ایجاد شکاف میان مردم و حکومت دامن بزند و سرمایه هایى که مردم سالیان متمادى در قبال آنها خون بها داده اند از بین ببرند لذا به نظر مى رسید که مى بایست کارگروهى براى بازخوانى بایسته هاى اسلامى در مجموعه هاى اقتصادى ،فرهنگی،اجتماعى و... به عرصه بیاید تا بتواند در عین اداره دستگاه سیاسى به سایر بخش ها نیز بپردازد.در واقع این امر را مى توان موجد اصلى گفتمان اصولگرایى در داخل کشور دانست.
پس از بازپرورى این گفتمان در سیستم حکومتى شاهد حرکت مجموعه هاى بازمانده به صورت چشمگیر و خیره کننده بودیم.جهشهاى اقتصادی،علمى و فرهنگى که در مدت زمان پیدایش این گفتمان به وجود آمد به خوبى موید کارآمدى اصولگرایان مى باشد.ظهور نخبگان علمى در عرصه هاى مختلف که به بازپرورى مفاهیم اسلامى با بهره گیرى از متدهاى جدید مى پرداختند پس از مدت زمانى توانست هماهنگى لازم را براى همراهى سایر بخش هاى جامعه با نظام حکومتى اسلامى را پدید آورد و چالش اصلى پیش روى نظام اسلامى یعنى عدم کارآمدى را برطرف کند.از جمله این شکوفایى ها مى توان به اصلاحات جدى در ساختار اقتصادى کشور با حذف تدریجى آثار سوء نظام ربوى از ساختار پولى و مالی،واگذارى هاى بى سابقه شرکت هاى دولتى به بخش خصوصی، ارائه سهام عدالت وکاهش فاصله طبقاتی،تحول در نظام بودجه نویسى ،سرمایه گذارى کلان در بخش تحقیقات علمی،ورود به علوم نوین در عین بهره گیرى از ظرفیت هاى داخلی،مبارزه با مخلان آسایش عمومى و اجراى طرح ارتقاى امنیت اجتماعى و...اشاره کرد.چنین فعالیت ها و گام هاى پویشگر ى در تمام زمینه ها منجر به آن شد تا نگاه مردم نسبت به مفهوم کارآمدى نظام اسلامى تغییر کند.ایجاد هماهنگى میان اجزاى حکومت در حقیقت امرى بود که اصولگرایان از ابتدا به دنبال آن بوده و هماکنون نیز خود را مصرانه تابع این امر مى دانند.
اما در نهایت باید گفت گفتمان اصولگرایى موجد توازن میان ساختار نظام سیاسى کشور و در نتیجه ارتقاى کارآمدى نظام در اذهان عمومى و در نتیجه حرکت مردم به سوى پشتیبانى از نظام اسلامى بوده است.در واقع مى توان گفت سیل عظیم حرکت مردمى در روز 22 بهمن متاثر از باز پرورى اسالیب اسلامى در تمامى عرصه هاست که به وسیله اصولگرایان به بدنه جامعه تزریق شده است.هماکنون مردم نداى اسلام خواهى را در لابه لاى فریاد هاى اصولگرایان مى شنوند و پشتیبان این جریان در راس قدرت مى شوند.اما در سخن آخر باید گفت با توجه به شناخت مردم از ماهیت اصولگرایى مى توان فراسویى روشن را براى ایران اسلامى متصور بود که در آن مردم و حکومت دست در دست هم رو به سوى کمال و آرمان هاى متعالى خود دارند.