تلاش برای فهم اینکه انقلاب اسلامی ایران تا چه حد موفق بوده، خیلی زود به نتیجه می رسد. تفاوت میان «آنچه پیش از انقلاب بودیم» و «آنچه اکنون هستیم»، آنچنان واضح است که حتی کینه توزترین دشمنان انقلاب اسلامی هم نمی توانند آن را انکار کنند و تنها راه پیش پای خود را آن می بینند که درباره جزئیات چون و چرا کنند. اگرچه حجم پیشرفت مادی و فیزیکی ایران پس از انقلاب با دوران قبل از آن -به رغم همه گشودگی مادی که رژیم پهلوی سال های طولانی از موهبت آن بهره مند بود- حتی قابل مقایسه هم نیست، اما خلاصه کردن دستاوردهای انقلاب اسلامی در پیشرفت های فیزیکی بزرگترین ظلمی است که می توان در حق انقلاب روا داشت. ایران پس از انقلاب، بیش از هر زمان دیگر در طول تاریخ خود دارای بردهای استراتژیک و راهبردی بوده که هر کدام از آنها صدها برابر پیشرفت هایی که می تواند در ظاهر زندگی مردم یک کشور نمایان شود، واجد ارزش است. به عبارت دیگر کارنامه انقلاب اسلامی ایران را حتی اگر با عرفی ترین معیارها بسنجیم، کارنامه ای درخشان و موفق است لیکن این معیارها -که عموما به ارزیابی شاخص هایی مانند رشد اقتصادی، ارتقاءسلامت، بهبود و توسعه زیرساخت ها، گسترش سواد و امثال اینها می پردازد- توانایی کافی برای نشان دادن برخی از مهم ترین جنبه های توفیقات راهبردی ایران پس از انقلاب اسلامی را ندارد.
شاید مهم ترین جنبه توفیق راهبردی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی که مستقیماتحت تاثیر گفتمان انقلابی تولید شده توسط امام(ره) شکل گرفت این است که ایران پس از انقلاب تصمیم گرفت یک قاعده کلی در رفتار دولت های استعماری و استکباری -به تعبیر حضرت امام(ره)- را نقض و راه پیشرفت خود را از طریق نقض این قاعده هموار سازد. آن قاعده کلی که امروز برای آشنایان با ادبیات استراتژیک قدرت های بزرگ از زمان آغاز جنگ اول به این سو کاملا پیش پاافتاده و بدیهی به نظر می آید این است که قدرت های بزرگ معمولا مایل نیستند عضو جدیدی به باشگاه قدرتمندان بپیوندند چون خوب می دانند در آن صورت مجبور خواهند شد به تکه کوچکتری از کیک قدرت اکتفا کنند و با کاستن از سهم خود «عضو جدید» را به طریقی راضی نگهدارند. به منظور جلوگیری از ظهور چنین پدیده ناخوشایندی است که قدرت های سلطه طلب عموما با در پیش گرفتن یک سیاست اعلام نشده تلاش می کنند برای کشورهای مختلف «سقف پیشرفت» تعیین کنند و از طریق به وجود آوردن انبوهی از موانع و مشکلات مانع از آن شوند که یک کشور خاص بتواند از این سقف تعیین شده تجاوز کند و به این ترتیب به یک مدعی جدید در کنار آنها تبدیل شود. نخستین و جدی ترین پیام انقلاب ایران به دشمنان تاریخی ملت ایران از همان روز اول -که البته امروز برای آنها کاملا قابل درک است- این بود که ایران اسلامی به سقف تعیین توسط غرب برای پیشرفت خود مطلقا اعتنا و اکتفا نخواهد کرد و معیار تعیین حد پیشروی خویش را «توان واراده خود» قرار می دهد نه «خواست دیگران»؛ دیگرانی که تجربه تاریخی چند صد ساله به خوبی به مردم ایران نشان داده حتی در یک مورد خیرخواهانه یا منصفانه رفتار نکرده اند.
مروری بر مجموعه رفتارهای ایران اسلامی در 29 سال گذشته بویژه آنچه در یک دهه گذشته اتفاق افتاده به خوبی نشان می دهد ایران در بی اعتنایی به این قاعده کاملا موفق بوده و در مقابل دشمنان ایران هرگز نتوانسته اند حتی به طور نسبی ایران را به تبعیت از مطلوب های خود وادار کنند. ایران اکنون بسیار قدرتمند تر از آنی است که زمانی غربی ها حتی در خیال خود می توانستند تصور کنند. به لحاظ امنیتی انقلاب اسلامی ایران در مدت زمان 3 دهه -که بدون شک در مقیاس های تاریخی زمانی بسیار کوتاه است- توانسته است کشور ایران را در موقعیتی قرار دهد که بتوان ادعا کرد پس از صدها سال قرار داشتن در موقعیت «ناامنی استراتژیک» اکنون وارد فاز «امنیت استراتژیک» شده و دیگر بیمی از آن ندارد که با یک تهدید امنیتی غیر قابل مقاومت از خارج از مرزهای خود رو به رو شود. این موقعیتی ممتاز و بی بدیل در تاریخ ایران است. ایران اکنون نه فقط فضای سرزمینی خود را با اشراف و اقتدار کامل اداره می کند بلکه توان آن را دارد مجموعه وسیعی از تحولات منطقه ای و برخی پدیدار های فرامنطقه ای را هم به گونه ای مدیریت کند که حداکثر مقدار هماهنگی را با منافع و اولویت های آن داشته باشد. راز اینکه اکنون دشمنان قسم خورده ایران هر روز مکررا از «دخالت های ایران» در اینجا و آنجا می نالند دقیقا همین است. ایران جغرافیای مواجهه خود با دشمنانش را اکنون هزاران کیلومتر از مرزهای خود فراتر برده و وضعیتی به وجود آورده که وقتی مسئولانش می گویند در صورتی دشمن دست از پا خطا کند منافع آن را در سراسر جهان به خطر خواهند انداخت، همه می دانند که چنین سخنی را تا چه حد باید جدی گرفت.
بر خلاف برخی در داخل ایران که بی استعدادی خود در کشف روش های پیشرفت در جهان کنونی را بارها ثابت کرده اند، غربی ها به خوبی ریزه کاری های روش ایران در بیرون کشیدن حق خود از حلقوم کسانی که به پایمال کردن حقوق دیگران عادت کرده اند را دریافته اند. همین چند ماه قبل نماینده ارشد گروه 6 جایی در میانه مذاکرات خود با طرف ایرانی به روشنی گفته بود «ما نمی خواستیم شما در این نقطه ای که الان در آن قرار دارید قرار داشته باشید. اما شما الان در این نقطه ایستاده اید، پس مجبوریم به پذیرفتن آن فکر کنیم». یک نتیجه کلیدی که می توان از چنین اظهارنظری گرفت این است که وقتی شما سقف تعیین شده توسط مدعیان مالکیت جهان را شکستید و از آن فراتر رفتید، و وقتی آنها دیدند که رفتار شما با توپ و تشر و تهدید تغییر نمی کند، آن وقت خیلی زود عقل خودشان را به کار می اندازند تا شاید روشی برای معامله بیابند. این نحوه رفتار هم خود محصول یکی دیگر از قواعد نانوشته دنیای استکبار و استعمار است: «وقتی می بینید کشوری تصمیم خودش را برای نشنیدن حرف زور گرفته، معمولا هزینه پذیرفتن آن به عنوان یک عضو جدید در باشگاه قدرتمندان بسیار کمتر از هزینه تلاش برای منصرف کردن آن از پیمودن مسیر پیشرفت است». این همان رازی است که ژاک شیراک مدتی قبل بی احتیاطی کرد و آن را در خلال مصاحبه ای که پیام اصلی آن لزوم پذرش یک ایران هسته ای از جانب غربی ها بود به زبان آورد و بعد ناگهان سیلی از انتقادها به جانب او سرازیر شد که چرا آقای رییس جمهور حرفی را که جای آن پشت درهای بسته است، کف دست دهن لق ترین جماعت روی زمین، یعنی خبرنگاران گذاشته است.
موقعیتی چنین برجسته در صحنه منطقه ای، و تا این حد گیج کننده در عرصه بین المللی، جز با انقلابی که در 22 بهمن 57 در مناسبات ایران با دنیای خارج به وجود آمد قابل حصول نبود.
از این قبیل خلاقیت های استراتژیک -و البته کاملا موفق- در سیاست های ایران پس از انقلاب در داخل و خارج کشور فراوان می توان یافت که تا کنون به آنها چنان که باید توجه نشده است. وقتی این قبیل جنبه ها از تحولات پس از انقلاب به اندازه کافی شکافته شود راحت تر می توان فهمید این انقلاب چه چیز ها به ما داد و چیز ها از ما گرفت.
کیهان 21/11/86
صدای پای مشاوران اشرف پهلوی
در تفکر استراتژیک جنگ نرم برای حاکمیت هایی که شکاف میان دولت و ملت فراوان است، نقش «رسانه های غیردولتی» با آرمان های متفاوت از حاکمیت، برجسته تر از دیگر رسانه هاست. با مطالعه موردی، پیرامون کارکرد رسانه ها در حمایت از جهانبگلو، سه عنصر ضعف تحلیل، رسمیت قائل نشدن برای کودتای مخملی و یا، کنش عامدانه و حرکت درون نقشه راه جنگ نرم، سبب گشت تا حزبی که دبیرکل آن مدعی پیروی از خط امام خمینی(ره) است، در قلب کمپ فشار رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران جای گیرد. چنین یافته هایی نشان می دهد که فرآیند فروپاشی از درون، لایه های نخست خود را پیموده و اکنون در لایه های دوم، بنای استحاله فکری پیروان و هواداران خط امام خمینی(ره) را دارد؛ اگرچه ثمره های سیاهش تا امروز، منحصر به دایره ای محدود بوده است.
سکوت پنج روزه فضای عمومی رسانه ها، صبح 21 اردیبهشت ماه 1385، با انتشار بیانیه مطبوعاتی حزب سوسیالیست فرانسه شکست. این حزب که روابط نزدیکی با حلقه فکری مجله اسپری دارد، بازداشت رامین را عملی «خودسرانه» از جانب دولت ایران خواند و خواهان «آزادی فوری» وی شد:
حزب همچنین حمایت و همبستگی خود را با همه دموکرات ها و اندیشمندان ایرانی که تحت فشار فزاینده قرار دارند، اعلام می کند.21
فارغ از اینکه کثرت استعمال واژگان و عباراتی چون «بازداشت خودسرانه»، گویای آن است که دایره لغات و ساخت ادبی واحد برای جنگ های روانی جدید آفریده شده است، معلوم نیست که مفهوم واقعی این عبارات چیست. گویی احزاب و دول اروپایی و آمریکایی خواهان آن هستند که قضات ایرانی، پیش از تعقیب متهمان، پرونده را جهت اخذ دستور، به محضر آنان ارسال نمایند و اگر چنانچه متهم، در لیست وابستگان و جاسوسان آن احزاب و دول نبود، پیگرد او غیرخودسـرانه، بلامانع، قانونی و منطبق با اعلامیه جهانی حقوق بشر است!
آن روز، اظهارات رئیس مجلس شورای اسلامی، بیشتر از همه نگاه رسانه ها را به خود خیره کرد. خبرنگاران خارجی و داخلی کمپ فشار رسانه ای که در تلاش بودند تا عقلای نظام را در تور دفاع از رامین جهانبگلو صید کنند، همگام با تبلیغ انگاره «بازداشت بدون هیچ اتهام»، خط القاء «بازداشت به سبب اندیشیدن» را پی گرفتند. سؤالات خبرنگاران روزنامه های اصلاح طلب، غلامعلی حدادعادل را که در مقام نمایندگی مجلس باید پاسخگو به مردم باشد، به واکنشی رندانه واداشت:
من به دنبال آن هستم که بدانم آقای جهانبگلو به خاطر اندیشه بازداشت شده یا به خاطر چیز دیگری. وزیر اطلاعات عنوان کرده ایشان به خاطر فکر بازداشت نشدند و من هم در صدد آن هستم که اگر بازداشتی هست، عادلانه و طبق موازین صورت گیرد.22
صدای پای مشاوران اشرف پهلوی
همین روز، پژوهشکده های غربی و دانشگاههای وابسته به سازمان جاسوسی سیا، که رایزنی های فرامنطقه ای خود را با هدف چگونگی رویارویی با دستگیری مأمور مخملی شان در ایران آغاز کرده بودند، بازداشت رامین جهانبگلو را محکوم کردند. هنگامی که علی بنوعزیزی،23 نایب رئیس انجمن مطالعات خاورمیانه ای آمریکای شمالی (MESA) و ژانت آفاری،24 مدیر جامعه بین المللی برای پژوهش درباره ایران (ISIS) ، بیانیه مشترک خود را خطاب به رهبر فرزانه انقلاب اسلامی صادر کردند، صدای پای پیوستن رسمی مشاوران اشرف پهلوی به «کمپ فشار رسانه ای» در این پرونده به گوش رسید.
در بخشی از نامه این دو مشاور اشرف پهلوی در بنیاد مطالعات ایران، با تکرار مکرر فرضیه «بازداشت خودسرانه»، پیگرد قضایی رامین جهانبگلو به عنوان «یک شخصیت علمی و دانشگاهی بسیار مورد احترام»، حمله به «اهداف روشنفکرانه» و «اصول آزادی» تعبیر شده است:
با توجه به بازداشت خودسرانه و غیرعادی دکتر جهانبگلو، ما مجبوریم چنین نتیجه گیری کنیم که بازداشت ایشان در رابطه با کارهای علمی و اهداف روشنفکری ایشان است. دستگیری خودسرانه دکتر جهانبگلو همچنین به شهرت ایران به عنوان کشوری که کنکاش و پژوهش علمی در آن دارای ارج بسیار است، لطمه می زند. بازداشت و حبس دکتر جهانبگلو تنها می تواند حمله مستقیم به اصول آزادی و کنکاش نقادانه روشنفکری تعبیر شود.25
انتشار این متن، نشان می دهد که فرضیه سازی ها و فضاسازی های ذهنی و رسانه ای کمپ فشار و انحراف در این پرونده، چه سیری را پیموده است: طرح «بازداشت خودسرانه»، توزیع انگاره «بازداشت بدون هیچ اتهام»، تبلیغ روش «ستایش جهانبگلو به جای بازداشت»، طرح «بازداشت، به سبب اندیشیدن»، با نتیجه گیری «حمله به اصول آزادی و روشنفکری». این پیش داوری ها فقط در ده روز، از آغاز انتشار اخبار غیررسمی، تا اعلام رسمی اتهام متهم، ساخته و پرداخته شده اند. البته وقتی بنیاد مطالعات ایران، وارد بازی سازی رسانه ای، در دفاع از وابستگانش می شود، می توان به اهمیت نقش مرتجعان روشنفکر برای این ورشکستگان سیاسی پی برد.
ساعتی پس از آنکه سایت گویانیوز، بیانیه مشترک بنوعزیزی و آفاری را منتشر کرد، سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز با انتشار متنی در سایت رسمی خود، با تکرار فرض غلط حقوقی ای که ابتدا روزنامه اعتماد ملی آن را منتشر کرد و مانند سازمان آمریکایی دیده بان حقوق بشر، خواهان تجلیل از فعالیت های رامین جهانبگلو شد:
ارتباط علمی و فرهنگی با اساتید و فیلسوفان خارجی و محافل فرهنگی غرب، نه تنها مستحق برخورد نیست، بلکه شایسته تقدیر است، چون به ارتقای محافل علمی ایران کمک می کند.26
حکمی نمایشی برای نافرمانی مدنی
شگفت انگیزترین پدیده حقوقی ای که از آغاز تأسیس کمپ فشار رسانه ای رخ داد، رأی گیری برای اعلام مجرمیت یا صدور رأی برائت، پیرامون اتهامات انتسابی به رامین جهانبگلو در کانون مدافعان حقوق بشر بود. این کانون را شیرین عبادی، محمد سیف زاده، محمدعلی دادخواه، عبدالفتاح سلطانی و محمد شریف تأسیس کرده اند27 و با اینکه همه مؤسسان آن از وکلای دادگستری هستند، در قامت پیاده نظام های جنگ نرم غرب علیه ایران، تا امروز ناصواب ترین بدعت های قضایی را گذاشته اند. صبح روز 23 اردیبهشت 1385، اعضای این کانون دور همدیگر جمع شدند تا پیگرد قضایی رامین جهانبگلو را به بحث بگذارند. این نشست، بدل به یک جلسه دادرسی تشریفاتی شد و اعضاء کانون با بررسی انتساب اتهام جاسوسی به متهم، رأی به برائت رامین جهانبگو دادند! وکلای دادگستری ای که ادعای
حقوقی شان گوش فلک را کر کرده، آئین دادرسی و رویه های قضایی را کنار گذاشتند و معلوم نیست که چگونه بدون مطالعه پرونده، بدون مطالعه ادله ابرازی وزارت اطلاعات و بدون علم به پایه های قانونی قرار بازداشت موقت متهم، با رأی گیری میان خود، حکم قضایی صادر می کنند:
در این جلسه موضوع بازداشت و نحوه نگهداری رامین جهانبگلو مورد بحث و بررسی قرار گرفت و اعضاء، به اتفاق آراء، بازداشت و انتساب اتهام جاسوسی به وی را بی پایه و اساس دانستند.28
پانوشتها:
21. «حزب سوسیالیست فرانسه دستگیری رامین جهانبگلو را محکوم کرد». گویانیوز، 22 اردیبهشت 1385، از:
http:..newsgooyacom.politics.archives.2006.05.047742printphp
22. «رئیس مجلس شورای اسلامی گفت برای خبرگرفتن از بازداشت رامین جهانبگلو فرصت پیدا نکرده است». رادیو فردا، 22 اردیبهشت 1385، از:
http:..wwwradiofardacom.news.2006.05.12html?item=280389
23. علی بنوعزیزی، مشاور ارشد بنیاد مطالعات ایران و عضو شورای سردبیری فصلنامه ایران نامه است. وی از نخستین نظریه پردازانی است که در ایران نامه، منطبق با شاخصه های فروپاشی از درون، مقالاتی پیرامون بحران مشروعیت، مقاومت های اجتماعی و چشم انداز جامعه مدنی درایران، منتشر کرد. همزمان با این فعالیت ها، بنوعزیزی به عضویت انجمن مطالعات خاورمیانه آمریکای شمالی درآمد و از سال 1386، ریاست آن را نیز برعهده دارد؛ انجمنی با بیش از 2600 پژوهشگر فعال در سراسر دنیا که از مراکز مهم پژوهش، برای شبکه سازی آمریکایی برای صدور دموکراسی سکولار به کشورهای جهان است و رسماً وظیفه مطالعاتی پروژه «فرصت های
دموکراسی سازی در خاورمیانه» را انجام می دهد.
24. ژانت آفاری، از هواداران فرقه ضاله بهائیت، نویسنده ماهنامه زنان و از نظریه پردازان فمینیستی بنیاد مطالعات ایران است. او در سال 1991 برنده جایزه بهترین رساله دکتری از اشرف پهلوی شد و اکنون رئیس جامعه بین المللی پژوهش درباره ایران (ISIS) است.
25. «اعتراض دو انجمن علمی معتبر به بازداشت جهانبگلو». گویانیوز، 21 اردیبهشت 1385، از:
http:..newsgooyacom.politics.archives.047689php
26. «بیانیه سازمان ادوارتحکیم در اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر و برخوردهای اخیر قضایی با روشنفکران و فعالین دانشگاهی». ادوارنیوز، 21 اردیبهشت 1385، از:
http:..wwwadvarnewsus.humanright.1801aspx
27. کانون مدافعان حقوق بشر، در سال 1381 بدون اخذ پروانه فعالیت از وزارت کشور، در سه محور انتقاد به پیگرد قضایی جاسوسان و وابستگان اطلاعاتی غرب، دفاع رایگان از این متهمان و کمک به خانواده چنین زندانیانی، آغاز به فعالیت کرد و به طور متوسط هفته ای دو اعلامیه علیه نهادهای قانونی جمهوری اسلامی ایران صادر کرده است. نزدیک به 300 پرونده مطبوعاتی، سیاسی، امنیتی و جاسوسی نیز توسط اعضا این کانون به رایگان دفاع شده است. ریاست کانون را شیرین عبادی برعهده دارد و محمد سیف زاده، محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی از جمله اعضاء مؤسس آن هستند. کانون مدافعان حقوق بشر، نخستین بار با حمایت عبدالکریم لاهیجی، از سوی فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر به رسمیت شناخته شد. لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون، عضو پیشین شورای ملی مقاومت (گروهک تروریستی منافقین) و رئیس جامعه حقوق بشر پاریس است. این کانون با اطلاعاتی که از پرونده فعالان اپوزیسیون در ایران کسب می کند، یکی از منابع تغذیه اطلاعاتی کشورهای اروپایی و آمریکایی است و با سرویس های رسانه ای وابسته به آژانس های امنیتی صهیونیسم، ارتباط دارد. کانون مدافعان حقوق بشر، سرانجام پس از چهار سال فعالیت، در ابتدای مردادماه 1385 از سوی وزارت کشور به سبب عدم تصویب اساسنامه آن در کمیسیون ماده 10 احزاب، غیرقانونی اعلام شد، اما همچنان به فعالیت خود، ادامه می دهد.
28. «دور تازه اعتراض ها به بازداشت رامین جهانبگلو». بی بی سی، 23 اردیبهشت 1385، از:
http:..wwwbbccouk.persian.iran.story.2006.05.060513-jb-jahanbaglou-protestshtml
شوالیه های ناتوی فر هنگی -43 فصل پنجم /پیام فضلی نژاد