هیچ گاه از سوی قوه قضائیه، اتهام جاسوسی به جهانبگلو تفهیم و به رسانه ها نیز اعلام نشد. یک هفته پیش از این رأی گیری، وزیر اطلاعات رسماً از دستگیری متهم به سبب ارتباطات غیرمجاز با بیگانگان خبر داد، اما کانون مدافعان حقوق بشر، برای اجرای تکنیک های جنگ روانی، باید عناصر مجعول خبری را دخیل در فضاسازی خود کند. از دیگر سو، در هیچ سیستم حقوقی در نظام بین الملل، این حق به وکلا داده نشده است که با استفاده ابزاری از کسوت قضایی خود، به تمسخر قانون بپردازند و با صدور حکمی تشریفاتی، آئین دادرسی کیفری و بلکه قانون را به استهزاء بگیرند.
این اقدام سمبلیک که شیرین عبادی نخستین بار بدعت آن را گذاشت، اوج برنامه «ترغیب نرم» برای پیشبرد پروژه نافرمانی مدنی از حاکمیت است. در فعل نرم، همیشه یک «اقدام سمبلیک» و معطوف به عدم اطاعت مدنی از قوانین نامشروع، تعبیر به آغاز یک «مبارزه طلبی سیاسی» می شود. (شارپ،72) صدور حکم برائت برای رامین جهانبگلو، از سوی کانونی که وزارت کشور به سبب فقدان مجوز، فعالیت آن را نیز غیرقانونی اعلام کرده، تنها با مبانی تئوریک جنگ نرم همخوان است.
بنابراین، برای نخستین بار، موافق با قاعده مداخله روانشناختی و نافرمانی مدنی برای ترغیب نرم به فروپاشی ذهنی جامعه (مقدمه فروپاشی ایدئولوژیک)، کانون مدافعان حقوق بشر به عنوان پیاده نظام داخلی فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر در جنگ نرم فعال می گردد. یک روز پس از چنین اقدام سمبلیکی، فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در پاریس، بیانیه مشترکی صادر کردند که در آن از رامین جهانبگلو به مثابه «یک شخصیت پیشتاز فرهنگی» یاد شده است:
مراتب نگرانی عمیق خود را در خصوص دستگیری و بازداشت مستبدانه رامین جهانبگلو توسط مقامات ایرانی اعلام می کنیم. بازداشت او با هدف مجازات آزادی بیان او صورت گرفته و این حرکت مستبدانه، کاملاً مغایر با تعهدات حقوق بشر ایران در ارتباط با قوانین بین المللی است.29
در این بیانیه که عبدالکریم لاهیجی (عامل ساواک ستمشاهی و عضو پیشین شورای ملی مقاومت) آن را نوشته است، تعبیر «بازداشت مستبدانه» به دایره واژگان کمپ فشار رسانه ای افزوده می شود که انطباق بیشتری با قوانین مداخله روانشناختی در عمل نرم دارد. «بازداشت مستبدانه» دربرگیرنده وصف دیکتاتوری یک نظام است و برای مخاطبان عام، مفهومی رساتر از «بازداشت خودسرانه» را به ذهن متبادر می کند. ساختار این تعبیر، کاملاً غیرحقوقی است و مطالعه متن بیانیه فدراسیونی که از مهمترین محافل حقوق بشری در غرب به شمار می رود، حاکی از آن است که به تنها امری که در کنش و منش هایی این چنین اندیشیده نمی شود، اصول مسلم علم حقوق است. در متون حقوقی، تعریفی از بازداشت مستبدانه نیامده است و براساس دکترین های مشهور هم نمی توان آن را تحلیل کرد. بنابراین این واژگان به ظاهر حقوقی، تنها برای جنگ نرم روانی خلق شده است. فدراسیون در متن خود دولت ایران را به سبب نفض ماده 9 از «میثاق حقوق مدنی و سیاسی» محکوم کرد. این ماده اشعار می دارد:
هر شخصی که بازداشت می شود، باید در زمان توقیف از دلایل دستگیری و پس از آن، از اتهامات وارده علیه خود مطلع شود.
این ماده، ناظر به حقوق متهم، هنگام بازداشت و پس از آغاز تحقیقات مقدماتی از وی است. تشخیص زوال حق مندرج در ماده، منوط به اعتراض و اظهارات متهم یا وکیل مدافع او یا نهادهای ذیصلاحی است که از وضع متهمان کسب اطلاع قانونی می کنند. حسب حدس و گمان، انتساب نقض حقوق متهم به دول عضو «میثاق حقوق مدنی و سیاسی» پذیرفته نیست. این گمانه زنی ها، در حالی بود که روز شانزدهم اردیبهشت، رسانه ها سخنان وزیر اطلاعات را در تشریح وضعیت و اتهامات متهم بازتاب داده اند و فرض عدم اطلاع جهانبگلو، از دلایل دستگیری و اتهاماتش، باطل است. بنابراین می بینیم که در جنگ نرم روانی، به سبب فقدان دلیل برای رویارویی با یک سیستم قضایی، هر استناد غیرمعتبری می تواند در زمره ادله محکومیت یک حاکمیت به شمار رود و جواز ارجاع به آن هم، نظریه هدف (فروپاشی نظام) وسیله (اعتراض عمومی و ترغیب نرم با استنادات مجعول) را توجیه می کند، است.
این تحریف قانونی، در کنار یک تحریف خبری صریح، گنجانده شده است؛ همان رویه ای که یک روز پیش از آن، کانون مدافعان حقوق بشر نیز پیش گرفت. فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر در بیانیه خود می نویسد:
وزارت اطلاعات ایران از آن پس تأیید کرد که رامین جهانبگلو در سلولی انفرادی در زندان اوین به سر می برد.30
همانگونه که هیچ گاه وزارت اطلاعات تا آن تاریخ مدعی انتساب اتهام جاسوسی به رامین جهانبگلو نشده بود، از انتقال متهم به سلول انفرادی نیز خبر نداد، اما براساس دستورالعمل کمیته خطر کنونی در ایالات متحده که ذیل عنوان «راهبرد ها و سیاست ها» برای براندازی خاموش جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد شده، «تضعیف ستون های حمایتی حکومت ایران» و «سرویس های امنیتی و نظامی»، باید با انتساب اخبار مجعول و هدفمند انجام شود.31
حضور رسمی شاگردان جین شارپ
ظهر روز 24 اردیبهشت ماه، ساعتی پس از ظهور تکنیک های جنگ نرم روانی، به کوشش رامین پرهام،32 نامه ای با ادعای 621 امضاء، برای محکومیت این بازداشت منتشر می شود. او که شاگرد دکتر جین شارپ، نویسنده کتاب مشهور از دیکتاتوری به دموکراسی است، براساس مدل ترغیب نرم در روش اقدام بدون خشونت
(شارپ، 98)، مسئولیت بیانیه سازی، برای کمپ فشار رسانه ای را برعهده می گیرد.33 این بیانیه و روند پس از آن را می توان ناشی از توصیه جین شارپ به رامین پرهام، در سال 2004، دانست که معتقد بود بیانیه سازی های ناظر به یک «عصیان سیاسی»، در چنین اشکالی، می تواند به متزلزل کردن تسلط روانی جمهوری اسلامی ایران، بیانجامد.
پرهام، اگرچه می کوشید تا حداکثر نیروی انسانی اردوگاه براندازان نرم را، در این نامه گردهم آورد، اما از 621 امضاء مثبوت در نامه، تنها حدود پنجاه امضاء از روشنفکران سکولار و لائیک تا پادوهای نشریات زنجیره ای، منقوش است. پانصد و هفتاد امضاء دیگر، شامل پسران و دختران این افراد (مانند آلاله بهمن که دختر پوران فرخزاد است)، نام های تکرار شده و اسامی ناشناسی است که در منابع فارسی و لاتین، اثری از آن ها منتشر نشده است.
نیمی از پنجاه امضاء واقعی بیانیه موسوم به 621 نفر، متعلق به فعالان سیاسی وابسته به آژانس های اطلاعاتی و رسانه ای غرب، چون عباس امیرانتظام (محکوم به حبس ابد به جرم جاسوسی و عضو ارشد نهضت آزادی ایران)، سیمین بهبهانی (مشاور اشرف پهلوی و عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران)، احسان نراقی (مشاور شاه معدوم و نظریه پرداز اصلاح طلبان)، مسعود بهنود (نویسنده آژانس خبری دولت انگلیس)، فاطمه حقیقت جو (نماینده مجلس ششم و فراری مقیم
لس آنجلس)، فریبا داوودی مهاجر (مشاور جمیله کدیور در عصر اصلاحات و عضو خانه آزادی سازمان سیا)، علی افشاری (دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت و عضو بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی)، احمد زیدآبادی (عضو شورای سردبیری روزنامه های زنجیره ای و تحلیلگر روز آن لاین)، اکبر گنجی (از نخستین پیاده نظام های فراری جنگ نرم در ایران)، عبدالله مؤمنی (دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت و مشاور خانه آزادی سازمان سیا)، پوران فرخزاد (شاعره فمینیست)، طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی، نوشین احمدی خراسانی (سه تن از پادوهای ناکام کمپین موسوم به یک میلیون امضاء)، پروین اردلان (رفیقه فرج سرکوهی و نویسنده ماهنامه زنان) و... است.34
سعید حجاریان، بابک احمدی، سعید حنایی کاشانی، خشایار دیهیمی، محمد ضیمران، موسی غنی نژاد، مراد فرهادپور، حاتم قادری، مرتضی مردیها، محمد ملکی، داوود هرمیداس باوند، حسن یوسفی اشکوری و... از حلقه روشنفکران مخملی و جعفر پناهی، از اردوگاه سینماگران سیاه، این بیانیه را امضاء کرده اند.
این نامه نیز مضامینی تکراری را بازمی تاباند: مانند اعتراض به نامشخص ماندن دلایل بازداشت جهانبگلو، ادعای انتساب اتهام جاسوسی به متهم، رویارویی نظام با اهل فرهنگ و اندیشه، محدودیت آزادی های آکادمیک، معارضت این بازداشت با اصول ازادی بیان و... که همه، همان فرض های کهنه متون پیشین است.
پانوشت ها:
29. «فدراسیون جهانی حقوق بشر نسبت به ادامه بازداشت جهانبگلو ابراز نگرانی کرد». ادوارنیوز، 24 اردیبهشت 1385، از:
http:..wwwadvarnewsus.humanright.1825aspx
30. پیشین.
31. عبدالله خانی، علی. «کمیته خطر کنونی». رویکردها و طرح های آمریکایی درباره ایران. تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، 1385، صص 40-49.
32. رامین پرهام، مشاور رضا پهلوی، کارشناس مؤسسه امریکن اینترپرایز و فرزند باقر پرهام است. او شاگرد جین شارپ و از چهره های پنهان نظریه پردازی جنگ نرم برای فروپاشی از درون با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی است و مدیریت «انستیتو دموکراسی برای ایران» را در شهر واشنگتن دی. سی برعهده دارد. تشکیل «دولت سلطنتی در تبعید» براساس اصل حکومت سازی موازی در مکتب جنگ نرم، یکی از فعالیت های پرهام به شمار می رود که با مشاوره مایکل لدین صورت گرفت. وی به عنوان تحلیلگر سیاسی با نشریه نیمروز (چاپ لندن) و صدای آمریکا ( VOA ) همکاری می کند. متن گفت وگوی پرهام و جین شارپ در سال 2004 پیرامون تدوین استراتژی فروپاشی جمهوری اسلامی ایران در آرشیو اسناد دفتر پژوهش های مؤسسه کیهان موجود است.
33. نقش پنهان رامین پرهام در پروژه بیانیه سازی برای محکومیت بازداشت رامین جهانبگلو را نخستین بار ناهید رکسان، یک خبرنگار ایرانی خارج از کشور، فاش کرد. برای مطالعه بیشتر، نک:
http:..wwwxangacom.lastaspx?user=nahidroxan
34. «نامه 621 نفر از روشنفکران و فعالان سیاسی و دانشجویی در اعتراض به بازداشت رامین جهانبگلو». ادوارنیوز، 24 اردیبهشت 1385، از:
http:..wwwadvarnewsus.politic.1818aspx