عبدالله شمسى - دکترصادق سلیمى بنى
بدون تردید فعالیت احزاب معطوف به قدرت است و دستیابی به قدرت یکی از اهداف اصلی تشکیل یک حزب محسوب می گردد. کسب قدرت فی نفسه نه خوب است نه بد، بلکه چگونگی کسب قدرت، اینکه از راه مشروع و قانونی به دست آید یاخیر؟ و اینکه کسب قدرت هدف نهایی و آرمان غایی باشد و یا ابزاری برای خدمت به مردم و اصلاح امور به سوی خیر و صلاح؟ جواب این دو سوال است که قدرت را به امری مثبت یا منفی تبدیل می نماید. مشخص شدن این موارد ما را قادر به ارزش گذاری در مورد کسب قدرت می نماید، اگر خود قدرت به تنهایی هدف احزاب باشد و در مسیر دستیابی به آن از هر ابزاری استفاده گردد، قدرت طلبی محسوب می شود که در سیاست اسلامی امری مذموم است.
حزب منحله مشارکت در بدو فعالیت، در ادبیات تبلیغاتی خود به این موضوع توجه دارد، لذا اعلام می نماید که این حزب «در صدد دوختن قبایی از قدرت بر اندام خود نیست بلکه در صدد تأمین حق حاکمیت مردم است و بر آن است که زمینه های مشارکت آحاد مردم را در تعیین سرنوشت خود فراهم آورد.»(1)
البته این اعلام نافی کسب قدرت از مسیر کار حزبی نیست و مورد مذمت هم نخواهد بود، این موضوعی بود که سید محمد خاتمی در اولین دیدار خود با هیأت موسس حزب در 12 آذرماه 1377 به مشارکتی ها متذکر شد:
«هدف احزاب کسب قدرت است و به هیچ وجه این مسئله نه تنها مطرود نیست، بلکه اگرحرکت حزب به سوی کسب قدرت نباشد، بخشی از هویت خودش را از دست می دهد. حزب که واعظ نیست بیاید یک سلسله مسائل را مطرح بکند و مردم را نصیحت بکند، حزب که معلم نیست...»(2)
هرچند با شرایطی که در بالا توضیح داده شد می توان بر این گفته خاتمی که کسب قدرت مطرود نیست، صحه گذاشت، اما در مقایسه با تعریفی که امام خمینی(ره) از سیاست اسلامی ارائه کرده است و عدم جدایی دین و اخلاق از سیاست و همچنین رسالت احزاب در اجرای سیاست اسلامی، حزب، هم نقش معلمی دارد و هم نوع فعالیت هایش باید جنبه وعظ و اصلاح نیز داشته باشد، حتی به صورت سازمانی نیز یکی از کار ویژه های حزب آموزش توده هاست، احزاب اسلامی باید مانند یک معلم در راستای اهداف اسلام در همه زمینه های اخلاقی سیاسی و دینی، اعضا و هواداران را به بهترین نحو برای ایفای نقش سیاسی خود در جامعه آموزش دهند. سیاستی که در گفتمان انقلاب اسلامی از اخلاق و دین جدا نخواهد بود، بنابراین کسب قدرت مشروع ابزاری است جهت تحقق اهداف عالیه اسلام.
بر اساس معیار فوق و با توجه به مبانی، دیدگاه ها و عملکرد حزب می توان قضاوت کرد که آیا هدف حزب قدرت طلبی است یا استفاده از قدرت مشروع در راستای اهداف والای انقلاب اسلامی ؟
با توجه به رویکرد و عملکرد حزب منحله مشارکت در طول دوران فعالیت، دستیابی و حفظ قدرت عملاً برای آنها موضوعیت پیدا کرد و در این راستا ابزارهای قانونی و غیر قانونی را به خدمت گرفتند. عملکرد قدرت طلبانه حزب مشارکت تا به آن حد رسید که تعدادی از گروههای دوم خرداد در مقابل این حزب به موضع گیری انتقادی پرداختند. به عنوان نمونه مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب مردم سالاری در خرداد ماه 1382 گفت: «ما قصد نداریم از احزاب انتقاد کنیم اما جبهه مشارکت در ناکامی های جبهه دوم خرداد 70درصد مقصر است.»(3)
وی با انتقاد از تمامت خواهی ها، انحصارطلبی ها، نبود برنامه و درگیر شدن اعضای حزب منحله مشارکت در قدرت و انتقال درگیری های آن به بدنه جبهه دوم خرداد، از حاشیه بودن حزب خود و قدرت طلبی انحصاری حزب مشارکت انتقاد کرد و گفت: «اگر چه این جانب نماینده حزب مردم سالاری در شورای دوم خرداد هستم، اما ما نقش زیادی در دولت و مجلس نداریم و حتی وابسته رسمی به جبهه دوم خرداد هم نیستیم.» (4)
سعی و تلاش احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در به حاشیه راندن شریکان کارگزارانی خود در دولت خاتمی نیز از جمله مصادیق، اصل شدن قدرت طلبی در حزب مشارکت در زمان حضور در قدرت بود.
حکمرانی خوب
یکی از اهدف بلند مدت اعلامی از سوی حزب منحله مشارکت را می توان تحقق حکمرانی خوب دانست. دبیرکل وقت حزب در سخنرانی خود در کنگره پنجم مشارکت می گوید:
آن چیزی که امروز «حکمرانی خوب» خوانده می شود، بر اصولی مانند شفافیت و پاسخگویی استوار است. مطمئناً ما تا رسیدن به ایده آل های خود در «حکمرانی خوب» فاصله زیادی داریم و به همین جهت باید استراتژی درازمدتی برای رسیدن به این هدف تعیین کرد تا هم مردم بدانند راه نسبتاً طولانی در پیش است و هم با فراز و نشیب های موجود در این راه، امید خود را از دست ندهند و اسیر وسوسه ها و تبلیغاتی که می خواهند یک شبه، بهشت بسازند نشوند.»
واقعیت این است که «حکمرانی خوب» مورد اشاره حزب، نه به معنای عام آن، بلکه اشاره به برنامه ای مدون دارد که احزاب جدید مانند مشارکت در اقتباس از طرح سازمان ملل به آن می پردازند. حکمرانی خوب طرحی از سوی سازمان ملل بخصوص صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بود که در آغاز دهه 1990 به عنوان یکی از پیش شرطهای اعطای وام به کشورهای عضو توصیه شد.
اهداف اعلامی و آشکار صندوق بین المللی پول از حکمرانی خوب عبارتند از: شفافیت بیشتر در تصمیم گیری های اقتصادی، حداکثر شفافیت در زمینه مالیه عمومی، استاندارد کردن شیوه های ممیزی مالی، آزادسازی مبادلات ارزی، تجارت و قیمت ها و به تازگی هدف مبارزه با حمایت مالی از تروریسم.
بانک جهانی حکمرانی خوب را در فراتر رفتن از کوچک سازی دولت دانسته و اهداف آن را چنین تعریف می کند: «کمک به کشورها در اجرای اصلاحاتی که به بهبود مکانیسم های تخصیص منابع عمومی، توسعه نهادینه دولت، تأثیرگذاری بر جوانب مختلف شکل گیری، انتخاب و اجرای سیاست ها و بهبود روابط بین شهروندان و دولت بینجامد.»
استفاده از اصطلاح حکمرانی خوب آنچنان وسیع بود که می رفت جای اصطلاح جامعه مدنی که در دهه های هشتاد و نود مد شده بود را بگیرد. ادعا می شد که این اصلاحات قادر خواهند شد کشورهای در حال توسعه را از باتلاق مشکلاتی که در آنها راکد مانده اند، بیرون بکشند، گفته می شود در محیط جهانی سازی هیچ دولتی نمی تواند کارآمد نباشد و حکمرانی خوب برای جلب سرمایه و حفظ رشد ثابت ضروری است.
با دقت در کنه این طرح مشخص می شود که به بهانه حل مسائل اقتصادی، تغییر در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز در راستای جهانی سازی، مد نظر واضعان آن بوده است که در این راستا مجموعه ای از استراتژی ها جهت رسیدن به حکمرانی خوب از طرف موسسات جهانی وام دهنده پیشنهاد شده بود.
برخی از دولت ها و احزاب علاقه دارند بدون ملاحظه مسائل ایدئولوژیک، مبانی، پیش فرض ها و تطبیق با اقتضائات بومی، این طرح را که بر اساس مقتضیات جهانی سازی است همانند نسخه های توسعه ای تجویز شده از سوی غربیان بپذیرند.
بسته اصلاحاتی که به عنوان لازمه حکمرانی خوب مطرح می شود، بخشی از یک برنامه وسیع تر اصلاحات و آزادسازی اقتصادی را تشکیل می دهد. این اصلاحات نئولیبرالی کناره گیری دولت از برخی از مسئولیت هایی را می طلبند.(5)
اگر خوشبینانه نیز به این اصلاحات نگریسته شود، حداقل می توان آن را با اقتضائات فرهنگی و اسلامی خودی به مجموعه ای از اهداف و استراتژی های مفید تبدیل کرد، اما این اصلاحات بر اساس مکتب نئولیبرالیسم طرح ریزی شده است و پیش فرض های روشنفکرانه حزب منحله مشارکت نیزخیلی دور از بنیان های نظری نئولیبرالیسم نیست. بر این اساس، حزب منحله مشارکت که ید طولایی در ترجمه آموزه های غربی دارد، این طرح را با اندک تغییرات پذیرفته است و به عنوان یک هدف اساسی از آن یاد می نماید.