اصولگرایى را نباید تا سطح یک گرایش سیاسى در برابر دیگر گرایشهاى سیاسى نظام اسلامى تنزل داد، بلکه اصولگرایى تنها نقشه اجرایى مطمئن در نظام اسلامى است. اصولگرایی، نرمافزار عملیاتى ساختن ارزشها و آرمانهاست. اصولگرایی، تبیین سیاستهاى حاکم در عمل است. در عین حال اصولگرایی، جامع الاطراف و در عرصههاى گوناگون داراى مولفه است، همچنان که در سیاست خارجی، عزت، حکمت و مصلحت را بهعنوان اصل یادآور مىشود در دیگر عرصهها از جمله فرهنگ و آموزش و پرورش نیز ارائه طریق مىکند و خط مشى ارائه مىدهد.
در موضوع آموزش و پرورش، پس از سالهاى نخست پیروزى انقلاب- که در آن سالها آموزش و پرورش، منزلت و جایگاهى والا یافت- به تدریج تفکرى شکل گرفته و غلبه یافته است که وزارت آموزش و پرورش را دستگاهى مصرفى و در رده خدمات قلمداد مىکند و طبعا در برابر دستگاههاى تولیدى و عمرانى که در تخصیص بودجه از اولویت برخوردارند، دستگاهى درجه چندم تلقى مىشود و یا از منظرى دیگر، دستگاهى که نیرو و امکانات عظیم در اختیار دارد و بهعنوان یک ابزار در عرصه رقابتهاى حزبى و سیاسى مىتوان از آن بهره گرفت. به تعبیر مقام معظم رهبری: “احزاب و جناحها و جمعیتهاى سیاسى همیشه براى اهداف کوتاه مدت، براى فلان خواست، فلان انتخابات، فلان گزینش به آموزش و پرورش توجه ویژهاى دارند، اینها چیزهاى کم اهمیتى است، اینها کوچک کردن نقش آموزش و پرورش و معلم و مدرسه است.” (1)
با شکل گرفتن مجلس هفتم که غالب نمایندگانش داعیهدار اصولگرایى هستند و به دنبال آن روى کار آمدن دولت نهم که پیروزى خود را مدیون شعارهاى اصولگرایانه، از جمله توجه به آموزش و پرورش، در ایام انتخابات است، انتظار رفت و مىرود نگاهى متفاوت نسبت به نگاه قریب بیست سال گذشته به آموزش و پرورش، حاکمیت وتبلور عینى بیابد، نگاهى که باور داشته باشد:
ظ مسئله آموزش و پرورش یک مسئله دائمى و همیشگى و در حقیقت قاعده نظام جمهورى اسلامى ایران است. (2)
ظ آموزش و پرورش مهمترین کار یک کشور است، اگر کشورى بخواهد به عزت مادی، به سعادت معنوی، به سیطره سیاسی، به پیشروى علمی، به آبادانى زندگى دنیا، به هر آرزویى بخواهد دست پیدا کند، باید به آموزش و پرورش بهعنوان یک کار بنیادى مقدماتى لازم بپردازد. (3)
ظ هیچ تحولی، چه مثبت و چه منفى در جامعه صورت نمىگیرد مگر اینکه معلم و دستگاه تعلیم و تربیت در آن نقش اساسى دارند (4)
ظ آموزش و پرورش مهمترین دستگاه مولد ماست. (5)
اصولگرایى یعنی: برنامهریزى براى عملیاتى شدن این رهنمودها. البته در مقام سخن هیچ کس منکرجایگاه رفیع معلم و عظمت دستگاه آموزش و پرورش نمىشود. چنانکه از گذشتهها این مطایبه به یاد مانده است که:
عطاى بزرگان ایران زمین
دو تا بارکالله و یک آفرین
اما در میدان عمل است که صف مدیران و برنامهریزان اصولگرایان و غیر اصولگرایان، لااقل در عرصه تعلیم و تربیت تفکیک مىشود و از آن جمله در مقام برنامهریزى و تخصیص بودجه- که این روزها در دستور کار دولت و مجلس شوراى اسلامى قرار دارد- اصولگرایى چنین ایجاب مىکند که:
ظ این از وظایف حتمى دستگاههاى مسئول است که در تقسیم بودجه و امکانات، اولویترا به آموزش و پرورش بدهند.(6)
ظ در نگاه کلان برنامهریزى کشور، برنامه و بودجه و تقسیم منابع مالى و اینها، آموزش و پرورش را بهعنوان یک مصرف کننده نباید در نظر گرفت، بهعنوان یک تولید کننده، آن هم تولید کننده مهمترین و اساسىترین عنصر براى پیشرفت باید در نظر گرفت. (7)
جامعه معلمان که طى سالها شاهد و طبعا گلایهمند بودند که وزارت متبوعشان همواره با بیمارى مزمن کمبود بودجه و کسرى اعتبار مواجه مىباشد و نه تنها اعتبار قابل ذکرى براى نوآورى و تحول ندارد بلکه در پرداخت حقوق و مزایاى فرهنگیان عزیز نیز با تاخیر و حتى بعضا با تاخیرات چند ساله مواجه است، با احیاى ارزشهاى انقلاب در دوران رونق اصولگرایی، جانى تازه یافتند و امیدوار شدند که جایگاه معلم و آموزش و پرورش نیز در این حرکت ارتقا یابد.
خوشبختانه اقدامات انجام شده نیز این امیدوارى را افزایش داد، چنانکه بودجه سال 85 نسبت به سال 84 قریب پنجاه درصد افزایش یافت و همچنین فاصله میانگین حقوق معلمان با دیگر کارمندان دولت، کاهش یافت اما در کمال ناباورى آموزش و پرورش در سال 86، با کاهش شدید بودجه روبرو شد، هر چند با اصلاحات اخیر دولت و مجلس، مشکلات در روزهاى پایانى سال جبران گشت اما تا این مشکل مرتفع شود، فرصتهاى فراوان از مدیران گرفته شد و اضطراب بسیار در معلمان پدید آورد.
اگرچه اقدامات انجام شده براى کاهش فاصله دریافتى معلمان و دیگر کارمندان دولت و نیز تصویب لایحه جنجالى مدیریت خدمات کشوری، حکایت از آن دارد که در دولت و مجلس، اصولگرایی، مدافعان سرسختى دارد اما پیدایش برخى مشکلات قابل پیشگیرى نظیر کسر بودجه سال 86 و نیز ارائه مجدد نسخههایى در تعارض با اصولگرایى نظیر چوب حراج زدن به مدارس دولتى یا پیشنهاد تقسیم گورباچفوار این وزارتخانه و نظایر آن، بیانگر این واقعیت نگران کننده است که برخى کارشناسان غیر اصولگرا همچنان مىکوشند تادیدگاههاى خویش را با دست مدیران اصولگرا به اجرا درآورند.
چنانکه شنیده مىشود بودجه پیشنهادى سال 87 دولت براى آموزش و پرورش، حدود 7300 میلیارد تومان برآورد شده است و این در حالى است که عملکرد این وزارتخانه در سال 86 با توجه به ترمیمهاى اخیر بیش از این مبلغ مىباشد. بنابراین از هم اکنون روشن است که این بودجه حتى جوابگوى حقوق و مزایا و مطالبات معلمان در سال آینده- با توجه به رشد طبیعى هر ساله- نخواهد بود تا چه رسد به آنکه فرصتى براى حرکت در راه تحول بنیادین در اختیار مدیران این دستگاه قرار دهد و اگر چنین باشد ماجراى دغدغه معلمان براى دریافت حقوق و مطالبات خویش در سال آینده نیز تکرار خواهد شد.
براین اساس و به حکم آنکه مومن باید آیینه مومن باشد، انتظار مىرود نمایندگان مجلس با نگاهى اصولگرایانه، کاستىهاى احتمالى در برآورد بودجه پیشنهادى وزارت آموزش و پرورش را اصلاح و ترمیم کنند و اصولگرایى حضور خویش در عرصه بودجه عظیمترین و سرنوشتسازترین دستگاه کشور را پس از بیش از دو دهه به نمایش بگذارد.
پىنوشتها:
1- بیانات مقام معظم رهبرى 84/2/12
2- بیانات حضرت آیتالله خامنهاى 65/8/6
3- بیانات حضرت آیتالله خامنهاى 86/5/3
4- بیانات حضرت آیتالله خامنهاى 84/2/12
5- بیانات حضرت آیتالله خامنهاى 85/2/12
6- بیانات حضرت آیتالله خامنهاى 66/2/12
7- بیانات حضرت آیتالله خامنهاى 86/5/3