بصیرت؛تبییین :نیروهای وزارت کشور جمهوری گرجستان چهارشنبه 27 سپتامبر (5مهر) با محاصره پایگاه نظامیان روس در تفلیس؛ چهار افسر روسیه را دستگیر کردند. این چهار افسر ارتش روسیه به اتهام فعالیتهای جاسوسی در پایتخت گرجستان و بندر باتومی در ساحل دریای سیاه دستگیر شدهاند. اما این خبر هر چند بازتابهای جهانی داشت ولی یک روی سکه بود. روی دیگر سکه بخاطر منطقه مهم و استراتژیک قفقاز جنوبی به دلایل متعدد واجد اهمیت ویژه ای در مناسبات بینالمللی و منطقهای است. کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان که شاکله اصلی این منطقه را تشکیل میدهند هر کدام از منظر و جنبهای خاص از جانب قدرتهای منطقهای و جهانی مهم شمرده میشوند و در معادلات تعیین کننده روابط بینالملل تاثیر گذار هستند. موقعیت ژئواستراتژیک ویژه، همسایگی با خاورمیانه، نفوذ و دامنه تاثیرگذاری روسیه، منابع انرژی وسیع و ایفای نقش پل ارتباطی شرق و غرب (جاده ابریشم) از عوامل اهمیت خاص منطقه محسوب می گردد. شکلگیری دولتهای مستقل بعد از فروپاشی روسیه و دامنه روابط این کشورهای تازه استقلال یافته با قدرتهای مؤثر بویژه آمریکا عامل مهم دیگر در حوادث و اتفاقات منطقه به حساب میآید. برای واکاوی این ماجرا لازم است، حوادث و اتفاقاتی که سبب واگرایی روابط میان روسیه و گرجستان میشود، بیشتر مورد دقت نظر قرار گیرد.
1_ استقلال طلبی آبخازیا و اوستیای جنوبی؛ گرجستان در سال 1991 از شوروی مستقل شد اما اهالی آبخازی و اوستیای جنوبی به حاکمیت دولت گرجستان تمکین نمیکنند و بطور یک جانبه در سال 1992 استقلال خود را اعلام کرده و از آن زمان نیز تحت حاکمیت گرجستان نمیباشند. این دو جمهوری جداییطلب از حمایت مسکو برخوردارند و روسیه به بسیاری از ساکنان این دو منطقه واقع در مرز روسیه ملیت روسی اعطا کرده است. رئیس جمهور گرجستان تلاش میکند این دو منطقه را تحت حاکمیت فدرال کشورش درآورد که این عامل سبب تیرگی روابط دو کشور شده و بارها دو کشور را تا سر حد جنگ نزدیک کرده است. روسیه بارها از اقدام «امزار کویتسیانی» یکی از فرماندهان جداییطلب نظامی آبخازیا حمایت کرده، ولی تفلیس اصرار میکند که نیروهای روسی از منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی خارج شوند. این نیروها که حدود 300 هزار نفر هستند در راستای معاهده آتش بس 1994 مسکو در پایگاهی در خاک گرجستان مستقر هستند . در همین میان روسیه برای اعمال فشار بر گرجستان طرح افزایش تحریمهای اقتصادی این کشور را مورد توجه قرار داده است.
2_ حمایت آمریکا از انقلابهای نارنجی در قفقاز جنوبی؛ مردم گرجستان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر 2003 معترض بودند، این امر بهانهیی شد تا آمریکا از این فرصت پیش آمده موج سواری کند و از مخالفان «شوارد نادزه» حمایت کند و در پی اعتراض مخالفان و حمایت همه جانبه آمریکا مجدداً در سال 2004 انتخابات دیگری برگزار شد و رسماً پرونده سیاسی شوارد نادزه به عنوان طرفدار واقعی روسیه در این کشور بسته شود. این حوادث که در استمرار انقلابهای رنگی آمریکا در منطقه بود، در گرجستان به نام «انقلاب رز» معروف گشت. جورج بوش بلافاصله بعد از این حوادث در اظهار نظر رسمی خطاب به مردم کشورش گفت: «انقلابهایی که طی سالهای گذشته در برخی کشورها، از جمله گرجستان و اوکراین به وقوع پیوسته، تازه اول کار است. در تمام آسیای مرکزی و خاورمیانه، شاهد روی کار آمدن نسل جدیدی از رهبران سیاسی هستیم که قلبشان برای آزادی میتپد و من اطمینان دارم که آنان این آزادی را به دست خواهند آورد.» بوش در ادامه تاکید کرد: «آمریکا طرفدار این افرادی است که خواهان دموکراسی و اصلاحاتند، چرا که ما به خوبی میدانیم که تنها نیروهایی که قادر به مقابله با تروریسم هستند، همین نیروهای انقلابی هستند و ما وظیفه خود میدانیم که از این افراد و جنبشها حمایت کنیم» حمایت آشکار آمریکا از انقلابهای نارنجی در این منطقه و کاهش نفوذ روسیه باعث شده است که تنش میان دو کشور روسیه و گرجستان آتش زیر خاکستری باشد که هر از چند گاهی شعله ور می شود.
3_ رقابت دیرینه آمریکا و روسیه در منطقه قفقاز؛ با فروپاشی شوروی در اوایل دهه 90 و اعلان رسمی پایان جنگ سرد، بسیاری بر آن بودند که فروپاشی نظام شوروی، نقطه پایان بسیاری از سیاست ها و رقابتهای آمریکا با شوروی خواهد بود. اما آمریکا بلافاصله حتی در صدد اضمحلال حوزه نفوذ روسیه در این مناطق برآمد و برای رسیدن به این هدف مهم تلاش میکند از همگرایی کشورهایی، مثل ایران، روسیه و چین جلوگیری کند و در کشورهای تازه استقلال یافته با ایجاد پایگاههای نظامی، انقلابهای رنگی و دخالتهایی بظاهر دموکراتیک به عنوان مؤثرترین ابزار کنترل و هماهنگسازی دولتهای منطقه با سیاستهای توسعه طلبانه خود استفاده کند. نگاه روسیه به منطقه قفقاز به دید دالان استراتژیک (ارتباط با چین و آسیای جنوبی و حوزه خلیج فارس) است، علاوه بر آن ذخایر استراتژیک نفت و گاز، اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه و وجود دریای خزر با منابع غنی آبزیان باعث شده است رقابت دیرینه دو کشور آمریکا و روسیه تداوم داشته باشد. لذا بسیاری از حوادث و تنشهایی که در منطقه رخ میدهد، بیارتباط با تقابل و رقابت دو کشور نیست.
4_ گسترش ناتو به شرق؛ یکی دیگر از عوامل واگرا و تنشزا میان روابط روسیه و گرجستان، خروج گرجستان از شورای وزیران دفاع کشورهای جامع مستقل مشترکالمنافع بود. علت خروج گرجستان از شورای وزیران دفاع بخاطر عدم کارایی همکاری نظامی بین کشورها اعلام شده است ولی عامل اصلی بخاطر روی کار آمدن «ساکاشویلی» با انقلاب رنگی و گرایش ایشان برای پیوستن به ناتو است. طبق برنامههای اعلام شده ناتو و حمایت آمریکا قرار است این کشور تا سال 2008 رسماً به عضویت ناتو در آید. باز شدن پای ناتو به منطقه سبب کاهش نفوذ روسیه و خروج نیروهای روسیه از گرجستان است. کشورهای اروپایی بویژه لهستان هم از این مطلب استقبال کرده، اعلام نمودند: «درمان مقابله تنش میان گرجستان و روسیه پیوستن این کشور به ناتو است.»