صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۰۴۰۸۴
صبح صادق سخنرانی سالانه اوباما در کنگره را بازخوانی می‌کند

آمریکا گرفتار در چنبره چالش‌های داخلی


حسین امیدى
براساس یک رویه سالانه، رئیس جمهوری آمریکا، پس از تعطیلات هر سال جدید، سخنرانی در کنگره را با حضور نمایندگان دو حزب اصلی دمکرات و جمهوریخواه انجام می دهد و طی آن رویکردهای کلان و برنامه های سال و اولویت های سیاست داخلی و خارجی آمریکا را بیان می کند.
اگرچه معمولاً این سخنرانی ها، مشتمل بر فضایی است تا روح امیدواری و حرکت را در جامعه آمریکایی و ارکان آن بازسازی کند، ولی به دلیل شرایط ویژه ای که آمریکا در محیط داخلی و عرصه بین المللی با آن مواجه است، این بار، محتوای «شعارگونه» و در عین حال، دشواری در کسب اهداف را نشان می دهد. با اینکه معمولاً یک توازن در بخش های اصلی سیاست داخلی و خارجی در سخنرانی های سالانه رعایت می شده ولی در سخنرانی اوباما فقط 9 دقیقه از 91 دقیقه به مباحث خارجی اختصاص یافت که ضمن بیان نوعی درون گرایی و اهمیت چالش های داخلی، به فقدان یک دکترین کارآمد، ابتکاری و امید به پیروزی در مسائل بین الملل حکایت دارد و اینکه برای تحولات قابل پیش بینی و یا غیرقابل پیش بینی، دستور کار فوق العاده ای وجود ندارد.
اوباما که در حال حاضر، کمترین دستاورد از برنامه هایش را در دو سال گذشته ثبت کرده، هم برای پیشبرد برنامه های اعلام شده، نیازمند تلاش و تضمین موفقیت است و هم باید از هم اکنون به استقبال فضای رقابت انتخاباتی برود که جمهوریخواهان وی را به این تلاش متهم می کنند.
معمولاً در دوره های ریاستی دمکرات ها و جمهوریخواهان، تمرکز بر موضوعات خارجی و یا داخلی، به عنوان موتور محرک تأمین اهداف و منافع آمریکایی، اولویت می یافته تا در یک پیوند منطقی بین عرصه های داخلی و خارجی، دکترین و استراتژی های این کشور محقق شوند. آنچه اکنون در سخنرانی اوباما شاهد هستیم این است که نه تنها برای عرصه بین المللی و خارجی، برنامه روشنی ارائه نمی شود، بلکه مهم ترین شعارهای خارجی، منوط به بازسازی بسیاری از عرصه های داخلی است. به همین دلیل اوباما زمانی که در مورد همکاری جمهوریخواهان برای تصویب قوانین و تقسیم مسئولیت سخن می گوید، تلویحاً به بزرگی و گستردگی چالش های این مرحله تأکید دارد و می گوید، «موانعی که بر سر راه است، از حزب و سیاست بازی بزرگ تر است، پس یا هر دو پیش می رویم و یا هیچ کس.» اوباما در حالی به مردم آمریکا نوید حفظ اقتصاد برتر جهانی و انقلاب در تکنولوژی و منافع را داد که با بزرگ ترین کسری بودجه در تاریخ آمریکا و بدهی به موسسات مالی آمریکایی روبه روست و نه تنها برای بحران مالی داخلی آمریکا، بلکه برای بحران مالی در اروپا و یا کشورهایی که به نحوی با اقتصاد آمریکا گره خورده اند نیز ایده نجات دهنده ای ندارد.
گزارش های موسسات مالی آمریکا، سال 2011 را برای اقتصاد آمریکا، مقابله با دور جدید بحران های مالی تصویر کرده اند و بحران مالی در اروپا که تازه بخش هایی از این قاره را فرا گرفته، در سال جاری میلادی، با گمانه های بسیار بدبینانه روبه روست و نشست «داووس» سوئیس نیز به عنوان اولویت موضوعی به این امر اختصاص یافته است. شرایط بحران مالی در اروپا به شکلی است که به دلیل پیوند دیرینه اقتصادی با آمریکا (طرح مارشال)، حتی اگر در حیطه اروپایی به راهکارهایی تسکین دهنده دست یابند، باز هم با سرزیر بحران اقتصادی آمریکا باید دست و پنجه نرم کنند.
این پیچیدگی در بحران اقتصادی موجب شده تا شعار سرمایه گذاری متکی بر نوآوری های صنعتی و مالی برای ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی در دستور کار اوباما قرار گیرد ولی در ارکان این رویکرد، هم جمهوریخواهان و هم حزب چای با سیاست های مالیاتی، طرح تأمین اقتصادی و سیاست های مربوط به کاهش بدهی حکومتی اوباما، به شدت مخالفت دارند.
منوط شدن رویای نجات اقتصادی به تقویت شرکت های بزرگ (با کاهش مالیات) برای اشتغال زایی و رقابت در بازارهای پرتلاطم اقتصاد جهانی که رقبای بزرگ و یا نوظهوری در پیش دارد و گره زدن این سیاست و رویکرد به همکاری های دو حزبی (حتی اگر امکان پذیر باشد، مردم آمریکا را فقیرتر خواهد کرد) به همان میزان کارکرد خواهد داشت که تکرار سیاست های دوره بوش در افغانستان و عراق و خاورمیانه و یا سیاست های دوگانه حمایت از دیکتاتورها و اعلام همبستگی با مردم تونس می تواند به نتیجه برسد.
اوباما در سخنرانی خود، اعلام شرایط فوق العاده نکرده، ولی مولفه های واگرایی در درون آمریکا و در بین احزاب اصلی و یا مردم نسبت به سیاست های حکومت و یا قابلیت حکومت برای پایان دادن به بحران اقتصادی و یا در عرصه خارجی که ابعاد گوناگونی را در بر می گیرد، چشم انداز خوش بینانه ای برای دولت آمریکا ندارد. چرا که بخش مهمی از اقتصاد و سیاست و منافع آمریکا با خاورمیانه و شمال آفریقا گره خورده که آمریکا برای تحولات جاری آن با پارادوکس جدی روبه روست. خیزش مردمی در تونس که عمدتاً بر بدنه مردمی و غیر حزبی متکی است و شیوع این جنبش به مصر و متزلزل شدن اوضاع در اردن و یمن و عربستان و حتی امیرنشین های عربی در خلیج فارس، دردسرهای جدید و راهبردی آمریکا در کنار بقیه پرونده های مزمن و شکست خورده آمریکا خواهد بود که به شکل مستقیم بر اقتصاد، کسری جدید بودجه، منافع بین المللی و موقعیت و جایگاه جهانی آمریکا تأثیر خواهد گذاشت. اهمیت بحران های جدید در تونس و مصر تا حدی است که صهیونیست ها از 10 روز قبل در نشست های عمیق کارشناسی به دنبال مقایسه خیزش های مردمی تونس و مصر با شاخص های انقلاب اسلامی در ایران هستند، چرا که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز تصور مشابهی از سوی سرویس های جاسوسی غربی نسبت به اوضاع ایران و یا شرایط جدید وجود داشته و دارد و یکباره با پدیده ای غیرقابل پیش بینی روبه رو شدند. اکنون نیز صهیونیست ها نگران تکرار زلزله انقلاب اسلامی هستند که اعتراف کردند، ارکان تل آویو را به لرزه درآورد. بدیهی است تحولات کشورهای عربی منطقه و شمال آفریقا با استمرار و موفقیت، نتایج بسیار مرگباری برای رژیم صهیونیستی و غرب و به ویژه آمریکا در بردارد که اوباما، امکان پرداختن به این کابوس در سخنرانی خود را نیافت. جالب این است که از نگاه نویسندگان صهیونیستی، اوباما ناچار به یک رویکرد منافع ملی به معنای خاص است و بنا به گفته اسرائیلی ها، در سپتامبر 2011 دولت مستقل فلسطین با پایتختی قدس شرقی و مرزهای 1967 را اجباراً به رسمیت خواهد شناخت.
اوباما در سخنرانی خود، بجز تأکید بر تقویت دیپلماسی در مناطق پر رونق و یا رشد سریع اقتصادی در جهان، حفظ اهرمهای نظامی در کشورهای عراق، افغانستان و احتمالاً یمن را در کنار عقب نشینی های مطرح شده در طرح های توافقی امنیتی را تکرار کرد، چرا که برنامه مبتکرانه جدیدی در آستین ندارد. این بدان معناست که در کنار عربستان (که در زبان ترکی فیصل در پارلمان انگلیس بیان شد) سیاست ناآرامی و بی ثباتی در عراق و افغانستان برای بهانه سازی حضور نظامی، برجسته خواهد بود و حضور فعال ناوگان و نیروهای نظامی آمریکا در منطقه برای حفظ حکومت های دیکتاتوری عربی و مقابله با شرایط اضطراری، در دستور کار اوباماست.
البته در سیاست پارادوکسیکال اوباما برای کشورهای عربی که از یکسو ازحکومت ها حمایت می شود و از سوی دیگر با خواسته های مردم ناراضی، اعلام همبستگی می گردد، کودتای نظامی یکی از گزینه هایی است که معلوم نیست کارآمد بوده و بتواند چپاول ثروت های این کشورها توسط آمریکا را تضمین کنند. البته خواهی نخواهی، کهولت نسل در رهبران مصر و عربستان و فساد گسترده مالی پادشاهان دیکتاتور عربی که مردم این کشورها را به خشم آورده، دیپلماسی آمریکا را به اندازه کافی فرسایش خواهد داد. این تصور که مردم مصر با قیام گسترده، مبارک را نیز مانند «بن علی» فراری دهند، تنها یک تحول سیاسی در مصر تلقی نمی شود. چرا که مصر جایگاهی ویژه در الگوی تحولات جهان عرب دارد و دومینوی فرو ریختن پایه حکومت های عربی را به دنبال خواهد داشت که کمترین تحول و شاخص امنیتی آن، مرزهای جنوبی و شرقی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی خواهد بود که تمامی برآوردهای رژیم صهیونیستی برای ماندگاری را زیر و رو خواهد کرد. مضافاً اینکه کشورهای غربی حامی این رژیم را که به صرافت افتاده اند و نمی توانند هزینه های روزافزون حمایت از این رژیم را بپردازند، به بازبینی سیاست هایشان وادار خواهد کرد. اگر چه اوباما حتی یک کلمه در مورد روند سازش در سخنرانی خود اشاره نکرد ولی یکی از محورهای اصلی خشم مردم منطقه که در مسیر دگرگونی معادلات کلان خاورمیانه و شمال آفریقا هستند، ده ها سال سیاست یک بام و دو هوای آمریکا و غرب در حمایت از صهیونیست ها خواهد بود. البته ممکن است نامشخص بودن اوضاع در کشورهای عربی، این سردرگمی را برای اوباما ایجاد کرده تا نامی از مسئله فلسطین را به میان نیاورد.
اگر چه اوباما در محاسبات خود برای نجات اقتصاد و جایگاه آمریکا در جهان، ظاهراً به سیاست خارجی، اهمیت زیادی نداده ولی چالش ها و هزینه های آمریکا از شرایط و تحولات جهانی و کشورهای عربی، چیزی کمتر از مواضع و مشکلات داخلی اوباما نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات