صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۰۵۷۳۳
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب منحله مشارکت ایران اسلامی (18)

احزاب سیاسی ایران (بخش نود و دوم)


عبدالله شمسى - دکتر صادق سلیمى بنى
مجموعه دیدگاه ها، مواضع و سیاست های خارجی حزب منحله مشارکت تابعی از مبانی و دیدگاه های کلی حزب براساس بینش التقاطی است. بنابراین نمی توان در سیاست خارجی منتظر نگرش و عملکردی انقلابی مبتنی بر سیاست های اصولی جمهوری اسلامی، آموزه های ناب اسلامی و امام خمینی(ره)، از این حزب بود. با این وصف پرداختن به این پرسش که سیاست خارجی مورد نظر حزب منحله مشارکت بر چه اصولی استوار بوده است؟ برای شناخت بیشتر این حزب با توجه به نقشی که در فتنه88 داشته اند مفید خواهد بود.
1. پذیرش ارزش‌های جهانی
از دیدگاه حزب منحله مشارکت، در سیاست خارجی و ارتباط با عرصه بین المللی باید بین تعامل و تقابل با جهان خارج، یکی را انتخاب کنیم؛ زیرا امروز با تحولات فوق العاده سریع در حوزه های مختلف حیات بشری چون پیشرفت سریع علم و فناوری، انفجار اطلاعات و آرایش قوای جدید، نقش روز افزون بازیگران بین المللی، تغییر مفهوم مرز و حاکمیت ملی و تنوع نیازهای واحدهای سیاسی و وابستگی متقابل آنها، کشور ما گزینه ای جز تعامل با جهان خارج ندارد. در این وضعیت کشورها در جهان جدید از تقابل، تنها هدر رفتن امکانات و توانایی های خود و عقب ماندگی و نیازمندی بیشتر را به دست می آورند.(1)
از منظر این حزب، امروزه تعامل با جهان خارج به ضرورت حیات جمعی ملت ها مبدل شده و تعامل با آن نیز، الزامات خود را دارد که نمی توان و نباید از آن سرباز زد.(2) و معتقد است پذیرش و احترام به ارزش های عام بشری که امروزه مقبولیت جهانی یافته اند، به شالوده مناسبات قراردادی میان ملت ها مبدل شده اند و احترام به حقوق بشر ]غربی[، ارزش جهانی حکمرانی خوب ]از نوع توصیه شده از سوی نهادهای بین المللی[، ارزش های دمکراتیک [لیبرالی]، آزادی انتخاب و کرامت ذاتی انسان، حق تعیین سرنوشت، دو سویه بودن حقوق و تعهدات، پایبندی به تعهدات و ایجاد اعتماد را باید در این فرایند مورد اهتمام و احترام واقعی قرار داد.(3)
بر اساس بیانیه پایانی پنجمین کنگره جبهه مشارکت، حقوق بشر و مردم سالاری از دستاوردهای جامعه جهانی است که به طور فزاینده به عنوان یکی از ارزش های پذیرفته شده جهانی و از ملاک های اصلی قضاوت در خصوص اعمال و رفتار دولت ها و جوامع مطرح شده و به وسیله سازوکارهای مختلف ملی، منطقه ای و بین المللی در حال نهادینه شدن است، بر این اساس همکاری سازنده و فعال با جامعه جهانی، پایبندی به اصول و قواعد فوق الذکر را بیش از هر زمان به ضرورتی غیر قابل کتمان تبدیل کرده است.
در مجموع می توان نگرش حزب منحله مشارکت به مقوله سیاست خارجی، را این گونه خلاصه کرد:
1- کشور ما گزینه ای جز تعامل با جهان ندارد.
2- این تعامل الزامات خاص خود را دارد که نباید از آن سر باز زد.
3- از دید حزب منحله مشارکت این الزامات عبارتند از: احترام به حقوق بشر [بیانیه حقوق بشر]، ارزش جهانی حکمرانی خوب از نوع توصیه شده از سوی نهادهای بین المللی، ارزش های دمکراتیک از همان جنسی که در دیدگاه های داخلی حزب وجود دارد، آزادی انتخاب و کرامت ذاتی انسان، حق تعیین سرنوشت، دو سویه بودن حقوق و تعهدات، پایبندی به تعهدات و ایجاد اعتماد.
4- حزب مشارکت با این استدلال که مسائل سیاسی، اقتصادی و مسائل جهانی امروزه در هم تنیده شده است، موضوع جهانی سازی و حرکت به سوی ایجاد ارزش ها و هنجار های مشترک جهانی را پذیرفته است.
5- پایبندی و تبعیت از قواعد مردم سالاری آن هم از نوع جهانی. به نظرحزب بنیادهای اصلی همکاری متقابل با جامعه جهانی در بسط فرهنگ حقوق بشری، در شعارهای اصلی جبهه مشارکت یعنی حاکمیت قانون، حمایت از آزادی های مصرح در قانون اساسی و تعمیق مردم سالاری است.(4)
6- پیوستن به کنوانسیون های بین المللی برای رفع اتهامات نقض حقوق بشر.
در مجموع می توان نتیجه گرفت حزب منحله مشارکت بر اساس پذیرش ارزش های دموکراتیک از نوع مسلط در عرصه بین المللی که بیشتر آن مبنایی لیبرالیستی دارد، خط و مشی و سیاست های خارجی خود را تنظیم کرده است که در آن استقلال سیاسی و ارزش های بومی و اسلامی جایگاه چندانی ندارند، ولی فقیه به عنوان تنظیم کننده خطوط سیاست خارجی نقشی نخواهد داشت و تنها دولت متصدی این کار خواهد بود (5) حتی می توان از بطن آن مشروعیت ایجاد روابط با رژیم اشغالگر قدس را نیز بیرون کشید.
با محور قرار گرفتن ارزش های دموکراتیک بین المللی ارزش های اسلامی و ملی به کنار رفته و کارایی نخواهند داشت. بر این مبنا، اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های بین المللی با تمام نقایص و تضاد هایی که با حقوق بشر اسلامی و ارزش های اسلامی دارند موضوعیت پیدا می کنند و حتی مشارکتی ها پایبندی به آن را افتخار خود می دانند. در این زمینه نیز حمایت های وسیعی از سوی حزب صورت گرفت، حمایت از تصویب قانون منع شکنجه و پیوستن ایران به کنوانسیون منع شکنجه و همچنین کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان از جمله اقداماتی است که حزب مشارکت معتقد بود به شکل موثرتر و معقولانه تری به استقلال و سربلندی ایران کمک خواهد کرد.(6)
2. تنش‌زدایی
جبهه مشارکت ایران اسلامی همچون دیگر اصلاح طلبان، خواهان تنش زدایی در سیاست خارجی بود. در واقع این سیاست ادامه همان سیاست تکنوکرات های کابینه هاشمی رفسنجانی بود که در زمان تصدی پست های دولتی و کرسی های مجلس توسط حزب، به شدت دنبال می شد.
محمدرضا خاتمی، دبیر کل وقت حزب منحله مشارکت، موضع رسمی حزب را این گونه بیان می کند:
«انزواگرایی اقتصادی و سیاسی دردی از کشور ما را حل نمی کند. همان گونه که در سیاست داخلی معتقد به گشایش و توسعه هستیم، در سیاست خارجی نیز به تنش زدایی و تعامل بیشتر با حکومت ها و ملت های دنیا معتقدیم... اگر مخالفان اصلاحات و فضای سیاسی کشور اجازه بیشتری به انسجام و شکل گیری این افکار بدهند، آینده کشور بسیار روشن می شود.»(7)
سیاست تنش زدایی از سوی حزب همراه با انتقاد از سیاست های خارجی قبلی بود، بر اساس بیانیه پایانی پنجمین کنگره حزب مشارکت، این گونه القا می شود که قبل از روی کار آمدن اصلاح طلبان سیاست تنش زایی و تقابل با سایر بازیگران بین المللی بر سیاست خارجی ایران سایه افکنده بود، اما سیاست تنش زدایی و گسترش تعامل با جهان، موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای در وضعیت مطلوب و بسیار بهتر از دوره مشابه قبل از روی کار آمدن اصلاح طلبان قرار داد. از نظر حزب مشارکت سیاست تنش زدایی روندی را به وجود آورد که نه فقط پاره ای بحران های جدی در روابط خارجی از جمله بحران در مناسبات با اروپا را حل کرد، بلکه به ارتقای اعتبار نفوذ و تأثیرگذاری ایران در همه سطوح سیاست خارجی انجامید.(8)
چنین سیاستی در عمل به آن معنا که مشارکتی ها و اصلاح طلبان انتظار داشتند مورد استقبال غرب، به خصوص ایالات متحده قرار نگرفت و اگر استقبالی هم بود در حد لفاظی های تبلیغاتی و برخی اقدامات عملی محدود ظاهر می شد؛ حداقل خواسته غربی ها تغییر در برخی ساختارها بود. گرچه سیاست تغییر ساختار توسط حزب مشارکت دنبال می گردید، اما به نظر می آمد غرب احزابی همچون مشارکت را فاقد ظرفیت های لازم برای تغییرات می دانست. در داخل هم از سوی اصولگرایا ن نگاه بدبینانه ای به موضوع تنش زدایی وجود داشت. زیرا اعتقاد بر این بود مگر جمهوری اسلامی عامل تنش در منطقه بوده است که حالا باید آن را اصلاح کند و این قدرت های بزرگ و غربی بوده اند که همواره در حال ایجاد تنش و بحران هستند.
واقعیت این بود که آمریکا به عنوان قدرتی مسلط هیچ اعتقادی به امر تنش زدایی نداشت و سیاست های میلیتاریستی خود را دنبال می کرد و اروپایی ها نیز که مشارکتی ها و دولت اصلاحات را به عنوان کاتالیزور در ارتباط با جهان غرب و ایالات متحده نگاه می کردند، به واسطه پیوند های عمیق، چاره ای جز پیروی از سیاست های آمریکا نداشتند و در مقام ترجیح بین ایران و آمریکا ، به طور حتم آمریکا را ترجیح می دادند. نمونه این واقعیات را در طرح گفت وگوی تمدن ها از سوی خاتمی می توان مشاهده کرد که با وجود استقبال سازمان ملل توفیقی نداشت، زیرا بعد از طرح این موضوع بود که ایالات متحده و برخی کشورهای غربی به بهانه واقعه یازده سپتامبر سال 2001 به لشکرکشی گسترده به خاورمیانه و جهان اسلام پرداختند و با وجود اعلام سیاست تنش زدایی و طرح گفت وگوی تمدن ها، ایران به عنوان یکی از سه محور شرارت از سوی غرب شناخته شد.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات