صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۰۵۷۸۱

قاهره... دو قدم مانده به قدس


بصیرت: انتفاضه ملت مسلمان مصر به کجا ختم می شود؟ و آتشفشانی که در مصر طغیان کرده، چه نتایج بین المللی در پی خواهد داشت؟ این دو پرسش آن قدر مهم بود که به دستور کار چهل وهفتمین کنفرانس امنیتی مونیخ تبدیل شد، جایی که مقامات سیاسی و امنیتی ارشد غرب فوریه هر سال در آن جمع می شوند تا تحولات ژئوپولتیک قدرت را رصد کنند. حضور ایران در این کنفرانس آن قدر مهم و تعیین کننده می نمود که اتحادیه اروپا در تصمیمی اورژانسی و فوق العاده اعلام کرد ممنوعیت سفر دکتر صالحی به اروپا را لغو می کند. اگرچه وزیر خارجه ایران ضرورتی به حضور در کنفرانس امسال مونیخ ندید، اما لغو تحریم خودساخته از سوی اتحادیه اروپا واجد معانی فراوانی بود.
حضور ایران در کنفرانس امنیتی جهانی چه ضرورت ویژه ای داشت که اروپا را مجبور کرد از مصوبه پرطمطراق تحریم عقب نشینی کند؟ آیا ایران در مذاکرات مهم اسلامبول، روی خوشی به طرف غربی نشان داده بود که در جمع بندی های خود از آن به عنوان «مذاکرات مایوس کننده» یاد کردند؟ یا بر سر تحولات مصر و تونس و لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان کمترین همسویی وجود دارد؟ پاسخ سرراست این است که غرب دیگر نمی تواند ایران را نادیده بگیرد و پای مباحثات و مذاکرات امنیتی در مقیاس جهانی بدون حضور جمهوری اسلامی بنشیند. انتفاضه طوفانی مصر در نقطه تلاقی سه قاره آفریقا و آسیا و اروپا، این ضرورت را دوچندان کرده بود.
درباره 2 پرسش آغازین این نوشتار پاسخ های متنوعی داده می شود. در حالی که رسانه های اصلی غرب از کابوس و هراس آشکار با مضمون «تبدیل مصر به ایران دوم» سخن می گویند اما رسانه های فارسی زبان آنها به انضمام رسانه های اقماری و محفلی وابسته به اپوزیسیون، تقلای کمیکی را آغاز کرده اند تا بگویند آنچه در مصر و تونس منفجر شده، «سیاه دانه» است نه «باروت»! ابتدا که می گفتند انقلاب تویتری و جنبش اقتصادی است. پس از آن که دیدند شعارها رنگ و بوی اسلامی دارد، حالا می گویند جنبش مصر در صورت موفقیت تبدیل به ترکیه یا اندونزی دوم خواهد شد و نه ایران. همین جمعه گذشته در حالی که خطبه روشنگر رهبر فرزانه انقلاب هنوز به پایان نرسیده بود، شبکه امنیتی پشت صحنه «شبکه عنکبوت» دستپاچگی به خرج داد و بیانیه ای چند سطری به نام «اخوان المسلمین» منتشر کرد تا اصطلاحا ناقه را در مناره پنهان سازد و ادعا کند «قیام مردم مصر، انقلاب اسلامی نیست و اخوان المسلمین نیز نه دنبال کسب قدرت است و نه برنامه ای برای این کار دارد بلکه فقط خواستار اصلاحات است». رادیو فردا و بی بی سی و صدای آمریکا و گویانیوز و جرس و ده ها شبکه به هم زنجیر شده نیز بلافاصله همان کاری را کردند که در جریان جنگ 22 روزه غزه(سال 2008 میلادی) کرده بودند. آن زمان هم در حالی که با خیانت مصر، صهیونیست ها مشغول نسل کشی در غزه بودند، خبر مجعولی در صفحه اول گویانیوز قرار گرفت که از قول یک عضو بی نام حماس ادعا می کرد در ماجرای عاشورا حق با یزید بن معاویه بوده است! زبان بسته های شبکه عنکبوت آن روز هم به فرموده سیا و موساد قطار شدند.
اما حقیقت ماجرا کدام است؟ انتفاضه مصر به کجا ختم خواهد شد؟ و آتشفشان آن می تواند چه نتایج بین المللی به دنبال داشته باشد؟
1- ژئوپولتیک قدرت در جهان به هم خورده است. 32 سال است که جهان شاهد این دگرگونی پیوسته و پرشتاب است. همین کنفرانس امنیتی مونیخ دست کم 6 سال است که به عنوان میزان الحراره و نبض این جابجایی در ژئوپولتیک قدرت جهانی عمل می کند. دامنه بحران و بی ثباتی سال به سال به اروپا نزدیک تر می شود. اگر 6 سال پیش موضوع عراق و افغانستان- صدها فرسنگ آن سوتر از اروپا- در دستور کار سیاستمداران و مدیران امنیتی غرب در مونیخ بود امروز تحولات تونس و مصر و لبنان در ساحل مدیترانه و در جوار مرز آبی اروپا، خود را به کنفرانس مونیخ تحمیل کرده است. 19 بهمن سال گذشته که هنوز نه از مصر و تونس و الجزایر و اردن آشوب برخاسته بود، نه دولت دست نشانده حریری در لبنان به زیر آمده بود و نه ایران هسته ای در جایگاه قدرت امروز قرار داشت، یک روزنامه آلمانی به موقعیت غرب در کنفرانس چهل وششم مونیخ پرداخت. «دی سایت» درباره این کنفرانس که به میزبانی وزارت دفاع آلمان در هتل بایریش هوف برگزار شد، نوشت «ما در مونیخ می توانیم نبض سیاست جهانی را احساس کنیم. در بعضی سال ها این نبض تندتر می زند اما در سال 2010 وضعیت دیگری حکمفرماست. اتفاقات بسیاری در حال پدید آمدن است. به خوبی قابل لمس است که چگونه وزنه های قدرت در دنیا به آرامی جابه جا می شوند. در مسئله افغانستان و مناقشات اتمی با ایران، غرب به تدریج به درماندگی خود پی می برد. از طرفی غرب در حل مسائل خاورمیانه نیز به بن بست رسیده است».
یک سال بعد- همین پریروز- روزنامه هاآرتص پای تحلیل روزنامه آلمانی را امضا می کند و می نویسد «دو فرآیند بزرگ یکی افول اقتدار غرب و دیگری انقلاب در کشورهای عربی در جریان است. 40 سال ثبات مصنوعی در این کشورها به هم ریخته و ناگهان انتفاضه سر برآورده است. این صحنه مانند انتفاضه 1987 فلسطینیان است اما فروپاشی رژیم ها، یادآور آغاز زوال شوروی در اروپای شرقی از دهه 1990 خواهد بود. انتفاضه 2011 حاکمانی را به چالش گرفته که به آمریکا متکی هستند. نظم 60 سال پیش به هم خورده است... اکنون این اقتدار غرب است که در میدان التحریر قاهره به چالش کشیده می شود.»
2- ناخیک ناوت معاون پیشین سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) است. او سال های 1978 و 1979 به ایران آمد تا وضعیت اسرائیلی ها در ایران را بررسی کند. ناوت به تازگی و ضمن تحلیلی که در روزنامه های اسرائیل منتشر شده، به آن دو سفر و آثار انقلاب اسلامی اشاره کرده و یادآور می شود «ماموریت من گردآوری و خارج کردن شمار زیادی از اسرائیلی ها بود که در ایران به سر می بردند. 22 ژانویه 1979 در سندی خاطرنشان کردم که مفهوم به قدرت رسیدن خمینی آن است که حکومت جدید ایران نزاع فلسطینی- اسرائیلی را به عنوان دارایی خود فعال خواهد کرد. من با زحمت و با آخرین پرواز شرکت هواپیمایی العال(EL AL) از ایران خارج شدم... ایران زیر لوای اسلام بنیادگرا دستاوردهای بسیاری در خاورمیانه داشته است. آنها اکنون در زمین لبنان و غزه بازی می کنند. تا هنگام سقوط شاه، اسرائیل زاویه بالای یک مثلث راهبردی در منطقه به اتفاق ایران و ترکیه بود. امروز مثلث موجود، از ایران و ترکیه و سوریه تشکیل شده است. آمریکا امروز ابرقدرتی است که ضعیف شده و توان اثرگذاری او در منطقه کاهش یافته است. آمریکا اکنون در حال تکرار اشتباه ایران در مصر است.»
مئیر جاودانفر دیگر تحلیلگر صهیونیست مقیم تل آویو است که دورنمای تحولات را در گفت وگو با دویچه وله این گونه توصیف می کند «برخی محافل در اسرائیل معتقدند حتی اگر گروه های سکولار در مصر به قدرت برسند، سیاست های ضد اسرائیلی اتخاذ خواهند کرد. گروه های سکولار هم قبلاً در تظاهرات علیه اسرائیل شرکت کرده بودند. رسانه های اسرائیل نگران تقویت موضع حماس هستند. حتی گزینه ای مثل البرادعی هم مطلوب اسرائیل نیست و شخصیت سکولاری چون او هم احتمالاً اجازه خواهد داد تا سفارت ایران در قاهره باز شود و تغییراتی در روابط دو جانبه به وجود آید. شاید مصر تبدیل به ترکیه دومی شود که روابطش را با اسرائیل کم و با کشورهای مسلمان، پررنگ تر کرده است.» همه این تحلیل ها در حالی است که گیدو وستروله وزیر خارجه آلمان به تازگی با همتای اسرائیلی خود آویگد ور لیبرمن دیدار کرد و سپس گفت: «اسرائیل از اوضاع مصر بسیار نگران است و می ترسد اسلامگرایان به قدرت برسند.»
اینکه اسلامگرایانی نظیر اخوان المسلمین، همین امروز بتوانند به حاکمیت برسند و حکومت اسلامی در مصر تشکیل شود یا نه، با همه اهمیت، مسئله ثانوی است. مسئله اول در این میان این است که صهیونیسم جهانی یک دهه پیش- و تا همین چند سال گذشته- در عمق خاورمیانه و در کشورهایی چون عراق و افغانستان مشغول جنگ و بحران سازی بود و امروز امواج زلزله و بحران را در آستانه دروازه های پایتخت خود (اسرائیل) حس می کند. با این اوصاف می توان آینده ای را برای اسرائیل پیش بینی کرد و آن اینکه رژیم اشغالگر قدس، بدون جنگ و معارضه مستقیم از بین خواهد رفت یعنی «مرگ شیرین و خاموش»- از نوع گاز گرفتگی!- در انتظار رژیم صهیونیستی است. واقعیت آن است که اسرائیل در حال آب پز شدن در یک جنگ نرم و بی صداست، به سان قورباغه ای افتاده در ظرف آبی که به تدریج دمای آن افزایش پیدا می کند و جان او را می گیرد. مشابه این مرگ شیرین به سراغ سلطه بلامنازع آمریکا در خاورمیانه رفته است. دقیقاً به اعتبار چنین فهمی از تحولات مصر بود که رسانه وزارت خارجه اسرائیل روز جمعه اعلام کرد « تشکیل حکومت اسلامی، جزو مرامنامه اخوان المسلمین است. آنها می گویند مسلمانان طبق وعده قرآن بزودی بر دشمنان غلبه پیدا خواهند کرد.»
3- هر اتفاقی که در قاهره بیفتد، مصر دیگر به دوره زمانی 2010-1978 و به قبل از 2011 بازنخواهد گشت. این صورت مسئله واقعی انتفاضه مصر است. تحولات مصر جدید به هر فرجامی بینجامد، به مصر مبارک و سادات- حاکمیت زیر سیطره آمریکا و اسرائیل و دشمن لجوج با جمهوری اسلامی- برنخواهد گشت. انقلاب اسلامی ایران قله انتفاضه اسلامی است که برای رسیدن به آن باید راه بسیاری پیموده شود اما مهم این است که انتفاضه فلسطین و لبنان و مصر و اردن و یمن بر همین مبنا و در مسیر هر چه رهاتر شدن و دورتر شدن از بلوک غرب حرکت می کند. این حقیقت را که در کابوس سران آمریکا و اسرائیل هویداست نمی توان با غوغای رسانه ای شبکه های مقلد و پیرو سرویس های اطلاعاتی غرب پوشاند. مگر تبدیل مصر جدید به ترکیه- به فرض- کم مصیبتی برای آمریکا و اسرائیل است که با یک کشتی مرمره، آبرویی برای تل آویو نگذاشت؟ ترکیه اسلامگرای امروز، استخوان لای زخم واشنگتن و تل آویو است یا مایه نگرانی جمهوری اسلامی؟! شکستن محاصره غزه و گشایش بیشتر برای حکومت مردمی حماس، مایه ناراحتی جمهوری اسلامی خواهد بود یا اسباب دق مرگ کردن فتنه گرانی که هماهنگ با وزارت خارجه اسرائیل نه غزه نه لبنان را فریاد می زدند؟ این حقیقت را که مهدی عاکف دبیرکل پیشین اخوان المسلمین پس از جنگ 33 روزه گفت «الگوی مبارزاتی ما حزب الله لبنان و سیدحسن نصرالله است»، چگونه می توان کتمان کرد؟ باروت که با سیاه دانه خواندن آن از خاصیت انفجاری و اشتعال سریع ساقط نمی شود، می شود؟!
آیا می توان راه رخنه نسیم بیدارگر و جانبخش بهار را با بستن در و پنجره بست؟ یا با رفتن زیر گلیم، طلوع فجر را انکار کرد؟ اتفاقات مصر را به هر نحو که تأویل کنند، فرقی در اصل قصه نمی کند. 32 سال پس از بهمن 1357، بهمن انقلاب در مصر عزیز به حرکت درآمده است... کمی آن سوتر از بیت المقدس یا به قول اشغالگران، اورشلیم. یادش به خیر! تابستان 1385 وقتی حزب الله یکی یکی موشک ها را می نواخت، رسانه ها تیتر می زدند تل آویو 120کیلومتر... تل آویو 90 کیلومتر! دو سال بعد، حماس بود که کابوس تل آویو شد و حالا، این شمارش معکوس از قاهره- دروازه اصلی بیت المقدس و تل آویو- آغاز شده است. اکنون چه کسی می تواند انکار کند آیت الهی جاری بر زبان سیدحسن نصرالله را که گفت خانه عنکبوت، سست ترین خانه هاست. امروز کیست که در زمین انقلاب اسلامی ایران بازی نمی کند؟ آمریکا، اسرائیل یا مبارک؟
محمد ایمانی
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات