صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۰۵۸۲
حادثه دانشگاه ویرجینای آمریکا به روایتی دیگر

فرهنگ آمریکایی مولد و مروج جرم و جنایت


ساعت هفت‌ و پانزده دقیقه صبح دوشنبه 27 فروردین ماه «جوسونگ هوی» دانشجوی 23 ساله اهل کره جنوبی، در خوابگاه دانشگاه فنی ویرجینیا دو دانشجوی دختر و پسر را به ضرب گلوله از پای درمی‌آورد و سپس به اداره پست رفته و یک بسته حاوی نامه، عکس‌ها و فیلم‌های ویدیویی خود را برای شبکه تلویزیونی ان. بی. سی پست کرده و مجدداً به ساختمان آموزشی این دانشگاه بازگشته و در ساعت 30/9 دهها نفر دیگر را به گلوله می‌بندد که در نتیجه آن 31 نفر کشته و 29 نفر دیگر مجروح می‌شوند.

ساعاتی پس از وقوع این جنایت، دوربین‌ها و خبرنگاران رسانه‌های مختلف خبری و تلویزیونی دنیا به محل حادثه اعزام می‌شوند اما خروجی صدها خبرنگاری که در دانشکده فنی دانشگاه «ویرجینیاتک» مستقر شده‌اند، به بیش از 50 سطر نمی‌رسد.

افکار عمومی آمریکا و دنیا منتظر روزنامه‌هایی هستند که در روز 28 فروردین منتشر می‌شوند. اما روزنامه‌هایی که در فردا و پس فردای حادثه به روی دکه‌های مطبوعاتی می‌نشیند چیزی فراتر از ساعت وقوع حادثه، مکان قتل و عام، تعداد کشته‌ها و مجروحان، ملیت قاتل و در نهایت گفتگو با تنی چند از دانشجویانی که شاهد این جنایت بودند، ندارد. تعداد تصاویر ارسالی از سوی دهها و بلکه صدها عکاس و فیلمبرداری هم که به شهر بلزبرگ و دانشگاه ویرجینیا اعزام شده‌اند، بسیار محدود و ناچیز است. در تصاویر مخابراه شده، نیروهای سراپا مسلح پلیس آمریکا مشاهده می‌شوند که با اقتدار و تسلط هر چه تمام در محل حادثه حاضر شده و اوضاع را به شدت تحت کنترل دارند. ماشین‌های پلیس و آمبولانس‌ها هم در سراسر محوطه مستقر شده‌اند و در حال امدادرسانی به حادثه دیدگان هستند.

هیچ تصویری از کشته‌شدگان و مجروحان حادثه دیده نمی‌شود و تمام شبکه‌های خبری آمریکا و حتی دنیا را که جستجو می‌کنی تنها تصویری مبهم از دو مجروحی را می‌بینی که پاهای آنان هدف گلوله قرار گرفته و توسط پلیس در حال انتقال به مراکز درمانی هستند.

گزارشگر روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» با درج گزارشی با عنوان «آمریکا در حمام خون» ظاهراً تلاش می‌کند که ابعاد حادثه را به تصویر بکشد اما نه در گزارش و نه تصاویر این روزنامه، هیچ اثری از تشریح محل حادثه، دانشجویانی که در کلاس‌های درس در خون خود غوطه‌ورند، مجروحانی که در حال فرار از محل و پریدن از پنجره‌ها دچار شکستگی‌های دردناک شده‌اند و گلوله‌هایی که کلاس‌های دانشکده فنی را به میدان نبرد تبدیل کرده‌اند، مشاهده نمی‌شود.

پلیس و نیروهای امنیتی به شدت از نزدیک شدن خبرنگاران و عکاسان به محل حادثه جلوگیری می‌نمایند. در عین حال معدود عکس‌های گرفته شده از کشته‌شدگان و مجروحان حادثه هم توسط مدیران رسانه‌های خبری به قیچی سانسور سپرده می‌شوند تا مبادا تصویری که از ایالات متحده آمریکا مخابره می‌شود، تصویری همراه با جنایت و خونریزی و کشتار باشد. هر چه در گزارش‌ها و تصویرها می‌بینی، آمادگی و اقتدار پلیس و نیروهای امدادرسانی است که سراسر محوطه دانشگاه ویرجینیا را به تسخیر خود درآورده‌اند.

یک هفته پس از وقوع این جنایت، کم‌کم سوال‌ها و ابهاماتی از دل این حادثه سر برمی‌آورند. چرا قاتل باید از این همه حاشیه امنیت و خونسردی برخوردار باشد که در ساعت 15/7 صبح با آرامش خاطر هر چه تمام دو دانشجو را در خوابگاه هدف گلوله قرار می‌دهد و سپس بدون هیچ‌گاه مزاحمت و مانعی سوار بر خودروی خود شده و به شهر بلزبرگ در جنوب غربی ایالت ویرجینیا می‌رود و دست نوشته‌ها، عکس‌ها و تصاویری از خود را برای شبکه تلویزیونی ان. بی. سی پست می‌نماید. دو ساعت بعد، وی به دانشگاه برگشته و با دو اسلحه نیمه‌ خودکار آزادانه وارد کلاس‌های درس می‌شود و دانشجویان را یکی پس از دیگری به رگبار می‌بندد و سپس قبل از آنکه نیروی امنیتی از ماجرا خبردار شود، خود را نیز به گلوله می‌سپارد. از لحظه جنایت اول تا دوم، دو و نیم ساعت می‌گذرد اما نیروهای پلیس هنوز خود را به محل حادثه نرسانده‌اند و مبادی ورودی و خروجی دانشگاه به هیچ وجه تحت کنترل نیستند. یک دانشجویی جان سالم به در برده از حادثه به خبرنگاران می‌گوید من ساعت 9 صبح وارد دانشکده فنی شدم اما هیچ مسوولی به من نگفت که در چند صد متری من، دو تن از همکلاسانم به قتل رسیده‌اند و اوضاع ممکن است عادی نباشد. نمی‌دانم چرا هیچ خبری از پلیس و اخطارهای امنیتی نبود.

مسئولان دانشگاه هم برای شانه خالی کردن از زیربار مسئولیت می‌گویند ما ساعتی پس از وقوع جنایت در خوابگاه، ایمیلی برای دانشجویان ارسال کردیم که مواظب خود باشید. شاید بسیاری از دانشجویانی که در کف کلاس 204 به خون آرمیده‌اند، هرگز فرصتی برای باز کردن ایمیل‌هایشان نیافته بودند که اینگونه اسیر بی‌تدبیری مسئولان مربوطه شده‌اند.

آمریکا در حمام خون

بر اساس یک قانون نانوشته در غرب به ویژه آمریکا، ارتش، پلیس، حاکمیت، قوانین و فرهنگ آنان نباید به نقد و چالش جدی کشیده شوند. پلیس باید همیشه اقتدار خود را داشته باشد و نیروهای نظامی هم شکست‌ناپذیر به تصویر کشیده شوند. از این رو با گذشت بیش از چهارسال از اشغال عراق و کشته و زخمی شدن دهها هزار سرباز آمریکایی و انگلیسی و متحدان آنان، کدام تصویری از نظامیان کشته شده آمریکایی در شبکه‌های تلویزیونی دنیا به نمایش درآمده است؟ مگر نه اینکه روزانه حداقل 10 نیروی نظامی اشغالگر در عراق و افغانستان کشته و مجروح می‌شوند، پس چرا هیچ تصویری از آنها در طول سالیان گذشته دیده نشده است؟ حتی تصاویری که حاکی از وحشت و اضطراب آنان هم باشه، نباید دیده شود تمام تصاویری که از کشته شدگان اشغالگر در طول سالیان اخیر مخابره شده، در حد تابوت‌هایی بوده که به صورت مرتب و منظم و در حالی که با پرچم‌های آمریکایی و انگلیسی و چند شاخه گل تزئین شده‌اند، در میان احترام دیگر همرزمانشان در حال انتقال از عراق و یا ورود به خاک کشورهایشان هستند. سربازانی که با شجاعت و افتخار هر چه تمام، در راه آزادی و نابودی دشمنان آب و خاکشان، جان خود را ایثار کرده‌اند.

اعتیاد به خشونت

به اعتراف رسانه‌های آمریکایی، از سال 1950 تاکنون، بیش از یک میلیون آمریکایی قربانی سلاح‌های گرم در این کشور شده‌اند. آمارها نشان می‌دهد که در جامعه 300 میلیون نفری آمریکا، 200 میلیون سلاح گرم وجود دارد یعنی اگر کودکان و نوجوانان زیر 18 سال را که یک سوم جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهد به کنار بگذاریم، به ازای هر آمریکایی یک سلاح گرم وجود دارد.

روزنامه نیویورک تایمز، در توصیف فرهنگ حمل سلاح که جزیی از فرهنگ مردم آمریکا شده می‌نویسد: «ما آمریکایی‌ها به خشونت معتاد شده‌ایم. ما خشونت را ارج می‌گذاریم و به آن جنبه‌ای رماتیک می‌بخشیم. ایالات متحده هنوز هم افتخار می‌کند که می‌تواند با زور حرف و مقاصد خویش را به کرسی بنشاند...»

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که شما می‌توانید با پرداخت پول و بدون آن که نام و هویت خود را ثبت نمایی، مجهزترین و پیشرفته‌ترین سلاح‌های خودکار را از فروشگاهها و سوپرمارکت‌ها خریداری نمایی. قاتل 33 دانشجوی ویرجینیا، ماه گذشته با پرداخت 571 دلار، دو قبضه سلاح نیمه خودکار را به راحتی از فروشگاهی در 30 مایلی دانشکده خریداری می‌کند بدون آنکه تحقیقی درباره روحیات و گذشته «چوسونگ هوی» که دارای پرونده‌های متعدد روانپزشکی است، انجام گیرد.»

پس از حادثه ویرجینیا، این روزها مباحث فراوانی درباره ریشه این‌گونه جنایات در جامعه آمریکا و غرب آغاز شده است. گروهی آن را معلول ساختار قدرت و حاکمیت دانسته و عنوان می‌کنند که تجارت آزاد و کمپانی‌های ساخت سلاح و صاحبان استودیوهای تلویزیونی و سینمایی که به چیزی جز کسب درآمد و پول می‌اندیشند با استفاده از لابی‌ها و نفوذی که در ساختار حاکمیت ایالات متحده دارند، جامعه را به سمت خشونت و جنایت کشانده‌اند. گروهی دیگر با این استدلال که «این سلاح نیست که آدم می‌کشد بلکه این آدم است که آدم می‌کشد» معتقدند که ریشه مشکلات و جنایت‌هایی که در جامعه آمریکا رقم می‌خورد، در بحران معنا و هویتی است که تار و پود فرهنگ غرب را درنوردیده است.

بر اساس آمار رسمی، در سال گذشته میلادی، 11 هزار آمریکایی توسط سلاح گرم از پای درآمده و 30 هزار نفر دیگر مجروح شده‌اند. در تحلیل این آمار، گروهی از روانشناسان معتقدند که در فرهنگ آمریکایی که ریشه در فرهنگ کابوی دارد، کشتار و خونریزی تبدیل به جزیی از زندگی و تفریح آنان شده است به گونه‌ای که همین جوان آمریکایی از کشتار زنان و کودکان عراقی و شکنجه زندانیان ابوغریب لذت می‌برد. از این رو، زندگی بدون همراه داشتن سلاح، در چنین جامعه‌ای که کشتار دیگران گاه تبدیل به یک تفریح و سرگرمی می‌شود، یک حماقت است. از این رو صاحبان کمپانی‌های سلاح گرم بلافاصله پس از فاجعه ویرجینیا در مقابل دوربین‌های تلویزیونی ظاهر شده و به صراحت اعلام می‌نمایند اگر دانشجویان دانشکده فنی ویرجینیا همراه خود سلاح‌های گرم و مجهز داشتند، هرگز اجازه نمی‌دادند «چوسونگ هوی» اینگونه بی‌مهابا و با آزادی عمل به کشتار همکلاسی‌های بی‌دفاعشان بپردازد.

مدیریت بحران در رسانه‌های آمریکا

بدون تردید، یکی از آموزه‌های حادثه ویرجینیا، مدیریت بحران و کنترل رسانه‌ای آن است. این روزها حجم اخبار و تصاویری که از «چوسونگ هوی» در رسانه‌های آمریکایی درج می‌شود، به قدری انبوه و سیل آساست که دیگر مجالی برای تأمل و تعمیق افکار عمومی درباره ریشه‌ها و مقصران این فاجعه باقی نمی‌گذارد. صاحبان رسانه‌های آمریکایی، بلافاصله پس از شناسایی قاتل، ریشه این جنایت را به خارج مرزهای آمریکا یعنی کره جنوبی و فرهنگ کنفوسیوسی پیوند زدند. اما به این مسئله اشاره نکردند که چوسونگ هوی، 8 سال بیشتر نداشت که به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و تار و پود فرهنگ و منش و اخلاق وی در جامعه‌ای شکل گرفته است که در مدارس و دبیرستان‌های آن انواع سلاح‌های گرم و سرد مبادله می‌شود و خشونت جزیی از فرهنگ و تمدن آن به حساب می‌آید.

این روزها، اوراق پزشکی و روانپزشکی فراوانی از چوسونگ هوی در نشریات آمریکایی به تصویر کشیده می‌شود اما هیچ کارشناسی از دست نوشته‌های او سخنی به میان نمی‌آورد که از بیعدالتی‌ها، تبعیض‌ها و بچه پولدارهایی که در دانشگاه وی را مدام تحقیر می‌کنند، به تنگ آمده است. چوسونگ هوی، در یکی از فیلم‌های ویدیویی‌اش که پس از کشتار صبح، به اداره پست رفته و آن را برای شبکه تلویزیونی ان. بی. سی ارسال کرده، با پرخاشی به دانشجویان پولدار مرفه دانشگاه ویرجینیا می‌گوید: «شما صد هزار میلیارد بار فرصت داشتید که از چنین روزی حذر کنید. شما تصمیم داشتید خون مرا بریزید. مرا به گوشه‌ای راندید و تنها یک انتخاب مقابلم گذاشتید، حالا دستان شما دانشجویان پولدار و مرفه، به خونی آلوده است که هرگز شسته نخواهد شد. لازم نبود من این کار را بکنم. می‌توانستم اینجا را ترک کنم. می‌توانستم فرار کنم. اما نه، فرار دیگر بس است.»

لازم به توضیح است که بیشتر دانشجویان دانشگاه «ویرجینیاتک» که از معروفترین دانشگاه‌های فنی ـ مهندسی دنیا می‌باشد، از شمال ویرجینیا و حوالی واشنگتن دی‌سی می‌آیند که پدر و مادر آنان معمولاً بسیار پولدار و مرفه می‌باشند به طوری که اکثر آنها منازلی ویلایی را در بلزبرگ برای فرزندانشان خریداری کرده تا در طول تحصیل زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای داشته باشند.

یکی دیگر از شگردهای رسانه‌ای غرب، ساختن قهرمان از کالبد جنایات و فجایع است به گونه‌ای که ریشه‌ها و بسترهای جنایات تحت‌الشعاع قهرمان‌ها قرار گیرند. سه روز پس از فاجعه ویرجینیا، رسانه‌ها از جانفشانی و مقاومت استادی 75 ساله که اتفاقاً اسرائیلی تبار هم بوده سخن می‌گویند که با مقاومت خود در برابر قاتل، باعث گردیده تا دانشجویان کلاس از پنجره‌ها خود را به پایین پرتاب کرده و جان سالم به در ببرند. اما این رسانه‌ها که می‌خواهند از مرگ پیرمرد 75 ساله اسرائیلی هم سبیلی چرب کنند، نمی‌گویند که یکی از دانشجویان این کلاس که خود را در کمد پنهان کرده بود، در توصیف واقعه می‌گوید: «چوسونگ هوی که وارد کلاس شد، همه ما از ترس به خود می‌لرزیدیم و از ترس، جرأت نفس کشیدن هم نداشتیم. او یک دقیقه و 30 ثانیه در کلاس ما با آرامش و خیال راحت قدم می‌زد و هر چند ثانیه یک تیر شلیک می‌کرد. ما هیچ واکنشی از خود نمی‌توانستیم نشان دهیم. زمانی که او به سمت یکی از دانشجویان رفت تا او را بکشد من آرام خود را به داخل کمد رساندم و تعدادی دیگر خود را از پنجره به بیرون پرتاب کردند.»

و رسانه‌های آمریکایی که همواره از جوانان و سربازان خود، افرادی روئین تن، شجاع و وطن پرست به تصویر می‌کشند، این بار در برابر این واقعیت سکوت کردند که چگونه می‌شود یک فرد مسلح وارد دانشگاهی مملو از جوانان دانشجو شود و حدود نیم ساعت با آرامش خاطر به شکار جوانان بپردازد. اما هیچ «راکی» و «آرنولدی» وجود نداشته باشد که بخواهد از همکلاسی‌ها و هموطنان خود دفاع نماید.

اما در مراسم یادبودی که برای قربانیان حادثه ویرجینیا گرفته شده بود، گزارشگر شبکه تلویزیونی ZDF آلمان، با ارسال گزارشی از این مراسم گفت: «مردم آمریکا در یک بمباران رسانه‌ای به سر می‌برند. هیچ کس نمی‌تواند تحلیل کند که ریشه‌های این حوادث در کجاست؟ آیا آزادی و دمکراسی داشتن به معنای مجوز حمل سلاح و ابزار خشونت است؟ امروز درون آمریکا بیرون ریخته شده است و امیدوارم به زودی آن روز فرا برسد که دیگر هیچ ملتی نخواهد خود را شبیه آمریکایی‌ها بداند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات