سیامک باقری
در روزهای اخیر رسانههای خارجی و کارشناسان و مقامات غربی با توجه به نزدیک شدن موج جدیدی از اظهار نظر و تفسیر پیرامون موقعیت فناوری هستهای ایران را راه انداختهاند. ریشه اظهار و نظرات جدید به درز گزارش محرمانه بازرسان آژانس از تأسیسات نطنز برمیگردد که میبایست در اوایل خرداد ماه به شورای حکام و اعضای شورای امنیت ارائه میشد. روزنامه نیویورک تایمز به نقل از آژانس نوشت ایران اگر بخواهد هر هفته قادر به راهاندازی یک آبشار سانتریفیوژ است. ایران تمام موانع پیش روی خود را در زمینه غنی سازی اورانیوم از میان برداشته است. به موازات انتشار این خبر البرادعی نیز در پاسخ خبرنگاران ضمن تأیید آن گفت: ما معتقدیم ایرانیها دانش بسیار زیادی در زمینه غنیسازی اورانیوم دارند. اما در برابر این موضعگیری دو نوع واکنش از سوی آمریکا و کشورهای غرب صورت گرفته است.
1- تردید در توانمندی ایران؛ برخی مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی گفتهاند که البرادعی درباره توان هستهای ایران اغراق کرده است. به عنوان نمونه جان نکرو پونته معاون وزیر خارجه آمریکا ارزیابیها از میزان پیشرفت برنامه هستهای ایران را تردیدآمیز دانست و گفت: «علیرغم برخی اطلاعات من معتقدم که ایرانیان مشکلات بسیاری با برنامه غنی سازی دارند.»
2- اذعان به توانمندی، بسیاری از صاحبنظران و مقامات سیاسی گزارش البرادعی و ادعای ایران را مورد تأیید قرار دادند به عنوان نمونه دکتر رجب صفراف مشاور رئیس دومای روسیه گفت اعلام پیشرفتهای ایران در زمینه هستهای بلوف نیست. معاون البرادعی نیز تأکید کرد که ایران ظرفیت غنیسازی خود را دو برابر کرده است. در این راستا افرادی مانند جان بولتون نماینده مستعفی آمریکا در سازمان ملل و البرایت رئیس انستیتوی بینالمللی علوم و امنیت در واشنگتن اذعان کردهاند که ایران برنامه آرام اما پیوسته هستهای خود را به پیش برده و فکر میکنیم ایران سریعتر از حد انتظار حرکت کرده است. این دسته از افراد پیشبینی میکنند ایران تا قبل از پایان سال 2007 هشت هزار سانتریفیوژ را نصب و راهاندازی نماید.
حقیقت امر این است که ایران مراحل آزمایشگاهی و پایلوت غنیسازی اورانیوم را پشت سر گذاشته است. بر اساس آمار رسمی در حال حاضر 1600 سانتریفیوژ در نطنز فعال است و مهندسین ایرانی مشغول نصب سه هزار سانتریفیوژ در تأسیسات نطنز میباشند. اما نکته اساسی این است که با پذیرش گزارش آژانس از سوی غربیها پیامدهای قابل توجهی را پیش رو خواهیم داشت:
1- استدلال کسانی که میگفتند روشهای تحریم و فشار علیه ایران ناکارآمد است، پایه و اساس مضاعفی پیدا خواهد کرد.
2- پیشنهاد کارشناسان غربی مبنی بر مذاکره بدون پیش شرط بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت چنانچه فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت که هیچ راهی جز گفتگوی بدون پیش شرط نیست.
3- احتمالاً بستهبندیهای تشویقی جدیدی مورد توجه گروه 1+5 قرار گیرد. چنانچه طرح منسوب به سوئیس در همین اوضاع مطرح شده و اکنون روسها به ابتکار جدید دست زدهاند و «نقشه راه» برای حل مسئله هستهای ایران را مطرح کرد.
4- به جای اصرار بر تعلیق همه فعالیتهای هستهای ایران، تمرکز بر جلوگیری از ورود ایران به مرحله غنیسازی اورانیوم در مقیاس صنعتی قرار خواهد گرفت.