سیامک باقری
بسمالله الرحمن الرحیم
شورای امنیت سازمان ملل تاکنون یک بیانیه و سه قطعنامه علیه ایران صادر کرده است در بررسی این قطعنامهها چند نکته قابل توجه است:
1- همه قطعنامههای صادره (۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷) چند مؤلفه مشترک دارند؛ درخواست تعلیق همه فعالیتهای هستهای ایران، باز گذاشتن باب مذاکره، ایجاد یکسری محدودیتها، استناد به فصل هفتم منشور ملل متحد.
قطعنامههای موصوف، تعلیق فعالیتهای هستهای را بصورت «باید» و «الزامی» مطرح کردهاند.
در خصوص باز گذاشتن باب مذاکره نیز بصورت مشروط و در صورت تعلیق فعالیتهای هستهای ایران مد نظر قرار گرفته است. نکته قابل تأمل این که بند 13 ردیف الف قطعنامه 1747 تعلیق فعالیتهای هستهای را تنها معطوف به بازفرآوری و غنیسازی کرده و تداوم تعلیق را نیز منوط به مذاکراتی کرد که نتیجه زود هنگام داشته باشد. محدودیتهای مطروحه در قطعنامههای سهگانه متفاوت است. در قطعنامه 1696 هیچگونه محدودیتی در نظر گرفته نشده است. اما در قطعنامه 1737 محدودیتهایی را صرفاً حول برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک وضع کرده و اقلام، مواد و تجهیزات ممنوعه بصورت مشخص در دو سند ضمیمه 814 و 815 آورده شده است، لذا قطعنامه 1737 نسبت به قطعنامه 1696 یک گام به جلو است. محدودیتها در قطعنامه 1747 نمود برجستهای ندارد عمدتاً تأکید بر قطعنامه 1737 میباشد. نظر به اینکه این محدودیتها، درخواستی است یا الزامی، دو دیدگاه در میان صاحبنظران و گروه 1+5 مطرح است.
برخی معتقدند که محدودیتهای برشمرده در قطعنامه 1737 و تأکید آنها در قطعنامه 1747 الزامی است و اعضای سازمان ملل بر اساس ماده 25 منشور ملل متحد موظف به اجرای آن هستند. در مقابل این نگاه، دیدگاه دومی وجود دارد که معتقد است محدودیتهای مطروحه جنبه توصیهای و درخواستی دارد و دولتها در جلوگیری یا عدم جلوگیری مختارند. نمایندگان چین و روسیه در سازمان ملل بر این دیدگاه تأکید دارند. اگر بر اساس این دیدگاه به ارزیابی قطعنامه 1747 بپردازیم ملاحظه خواهد شد که مفاد این قطعنامه از دو واژه «باید» و «درخواست» استفاده کرده است. این قطعنامه واژه «باید» را تنها برای تعلیق فعالیتهای هستهای آنهم بر اساس نظر شورای حکام آژانس بکار برده است اما سایر بندهای این قطعنامه از عبارت «درخواست» استفاده کرده است. بر همین اساس نماینده روسیه در سازمان ملل تصریح دارد که محدودیتهای مطروحه در قطعنامه 1747 جنبه «ممنوعیتی» ندارد. نکات اساسی دیگری که در قطعنامه 1747 مطرح شده، قطعنامه از همه کشورهای عضو «میخواهد» تا در مورد ورود یا گذر افرادی که «مستقیماً» در فعالیتهای اتمی حساس نقش دارند، از خاک خود «مراقب» باشند. تردیدی نیست که «مراقب» متفاوت از «ممنوعیت» و جلوگیری است. از سوی دیگر در همین بند قطعنامه آورده شده است که کشورهای عضو «باید» افرادی را که شورای امنیت با کمیته اعلام کرده است، «زیر نظر» بگیرند و ورود و گذر آنها را از خاک خود «به اطلاع» کمیته برسانند. همانطور که ملاحظه شد قطعنامه از واژه اطلاعرسانی استفاده کرده است. بنابراین هیچ دولتی مانع از ورود و خروج افراد مد نظر قطعنامه نخواهند شد بلکه تنها گزارش وضعیت میدهند.
بر همین اساس وقتی آقای ذوالقدر که در لیست قطعنامه 1747 بود، پس از صدور آن به مسکو سفر کرده و دولتمردان مسکو اعلام کردند که ما ورود وی را به سازمان ملل گزارش کردیم.
نکته قابل توجه در قطعنامه 1747 که متفاوت از قطعنامههای قبلی است، این است که بند 10 قطعنامه 1747 تأکید کرده است که بسته پیشنهادی گروه 1+5 به پیوست قطعنامه میباشد. ضمیمه شدن بستهبندی تشویقی به قطعنامه در واقع جزء قطعنامه محسوب میشود و این بدان معنی است که قطعنامه صرفاً به موارد تنبیهی نپرداخته است. حقیقت امر این است که اقدام موصوف دو پیام روشن برای ایران دارد:
الف ـ حامیان حل صلحآمیز پرونده و حتی نگاه آنها به صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای برجسته است. ب ـ کشورهای غربی پیامد اقدامات تنبیهی صرف را به معنای لاینحل شدن مسئله هستهای تلقی دارند.
نکته دیگری که قطعنامه 1747 را متفاوت از قطعنامه 1737 کرده، برجسته شدن نقش آژانس در این قطعنامه است. بند 11 قطعنامه تأکید دارد که آژانس به لحاظ بینالمللی صلاحیت راستی آزمایی پادمان از جمله عدم انحراف مواد اتمی به سوی اهداف غیر صلحآمیز و همچنان تداوم کار برای حل مسأله مهم مربوط به برنامه اتمی ایران را دارد. از سوی دیگر ردیف ج بند 13 قطعنامه 1747 هر نوع مکانیزم ماشه را مردود دانسته و تصمیمات بعدی را زمانی لازم دانست که تدابیر مناسب ضروری تشخیص داده شود.
2- در خصوص روند قطعنامهها دو نکته قابل توجه است: الف ـ قطعنامههای صادره بلحاظ روند زمانی تصویب آنها، سیر نزولی دارد یعنی تصویب قطعنامه اول چندین ماه طول کشید، در حالی که مذاکرات پیرامون تصویب آخرین قطعنامه حدود چهار هفته بطول انجامید. ب ـ روند قطعنامه سهگانه درباره محدودیتها بسیار کند و سینوسی بوده است. اولین قطعنامه محدودیتی نداشت اما دومین قطعنامه فهرست محدودیتها گسترده بود، سومین قطعنامه کوتاهتر از قبل بود.