عبدالله شمسى - دکتر صادق سلیمى بنى
1- ایالات متحده آمریکا
جبهه منحله مشارکت ایران اسلامی با تکیه به سیاست تنش زدایی و نگرشی خوشبینانه، اغماض از رفتارهای مداخله جویانه آمریکا را سرلوحه کار خود قرار داد و در تنش زدایی و ایجاد رابطه با ایالات متحده تلاش های فراوانی از تدوین سیاست ها تا اقدام عملی را به انجام رسانید.
با وجود این که سیاست تنش زدایی و تلاش های برخی تکنوکرات های دولت سازندگی برای برقراری رابطه با آمریکا بسترهایی را برای مشارکتی ها و دولت خاتمی آماده کرده بود، اما قبح رابطه با کشوری که طی چند دهه بیشترین ظلم را به ملت ایران روا داشته بود نه از ذهن مردم پاک شده بود و نه رهبر عالی کشور ذره ای از مواضع اصولی نظام عدول کرده بود، اما احزابی مانند مشارکت سعی داشتند آرام آرام افکار عمومی را آماده ایجاد رابطه با کشوری نمایند که سابقه تاریخی منفی از خود در اذهان بجای گذاشته بود، لذا با رعایت احتیاط و به صورت مشروط از برقراری روابط با این کشور مداخله جو سخن می راندند و در اقدام های عملی نیز بیشتر در خفا سعی در ارتباط گیری با آمریکایی ها با ژستی استقلال طلبانه داشتند.
با گذر زمان مواضع حزب منحله مشارکت در ارتباط با آمریکا شفاف تر بیان گردید و بر ضرورت پیشگامی در فتح باب ارتباط با آمریکا تأکید شد. در بیانیه سومین کنگره حزب چنین آمده است:
«روابط ایران و آمریکا در چند دهه گذشته دورانی تیره و تار و پیچیده و بغرنج را پشت سرگذاشته است. طبعاً در تدوین و تنظیم سیاست خارجی کشور در قبال آمریکا نمی توان در گذشته توقف کرد بلکه باید با استفاده از تجارب و فراز و نشیب های گذشته و با نگاه به آینده سیاستی را که می تواند تأمین کننده منافع ملی کشور باشد، کارشناسانه جست وجو و تدوین نمود.»(1)
در ادامه این بیانیه به گونه ای سخن رانده شده که گویی ایران عامل اصلی تنش در روابط دو کشور است و بر اساس سیاست تنش زدایی باید رفتار خود را تعدیل نماید:
«باید توجه داشت که در شرایط فعلی در سیاست خارجی کشور ما کمتر حوزه ای است که متأثر از مسائل و مشکلات بین آمریکا و ایران نباشد. این امر پرداختن جدی تر به مسائل مابین دو کشور را بیش از پیش ضروری می سازد. برای حل این مشکل باید سیاست تنش زدایی همچنان در دستور کار دست اندرکاران و سیاستگذاران کشور قرار گیرد. به طور جدی باید از هر گونه تنش زایی و تحریک دیگران جلوگیری کرد.»(2)
دلیل اتخاذ چنین مواضع و سیاست هایی همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره شد، نوع مبانی فکری، دیدگاه های متفاوت با نگرش امام خمینی و انقلاب به مسائل داخلی و خارجی، ترس و ... است. احمد شیرزاد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و نماینده دوره ششم مجلس در اظهار نظری به دخالت عنصر ترس در مواضع و سیاست های خارجی چنین استدلال می کند:
«برای ترسیدن، شعور ترس لازم است. بعضی ها ممکن است نترسند، چون شعور درک خطر را ندارند! شواهدی که در هفته های اخیر از تحلیل های بعضی از تحلیلگران دیدیم، نشان می دهد که پاره ای از آقایان، اصولاً اطلاع دقیق و درستی از توان تسلیحاتی پیشرفته وسیطره اطلاعاتی آمریکا و دیگر کشورها و نقاط واقعی قوت و ضعف طرف مقابل ندارند.»
دولت اصلاحات و همچنین برخی از گروه های اصلاح طلب با رویکردی همگون و هماهنگ سیاست های فوق را پیگیری می کردند. در این زمینه حزب مشارکت نقش محوری و پیشرو داشت و در این راستا اقدامات عملی نیز انجام گرفت که به برخی از آنها اشاره می شود:
الف- در راستای بهبود روابط ایران و آمریکا اصلاح طلبان ملاقات های مخفیانه ای با «جان کری» کاندیدای حزب دموکرات در مقابل بوش پسر و دیک چنی معاون او داشتند. یکی از بارزترین این موارد سفر مخفیانه «دیک چنی» معاون بوش به ایران بود، سفری که بدون اطلاع مقامات ایران و به بهانه قرارداد نفتی برای رایزنی های پشت پرده صورت پذیرفت. سیروس ناصری، نایب رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت اورینتال کیش و دیک چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا، دو نفر اصلی زمینه ساز قرارداد نفتی هالیبرتون- اورینتال در ایران بودند. سفر چنی به ایران در سال 97 که برای آماده سازی قراردادهای نفت و گاز در ایران صورت گرفت، تا مدت ها محرمانه باقی ماند. در همین سفر محرمانه بود که دیک چنی به علت عارضه قلبی، حتی چند روزی را میهمان یکی از بیمارستان های تهران بود. (3)
مقام معظم رهبری بعدها در سال 1385 در جمع مردم گرمسار از این سفر محرمانه سخن به میان آوردند. ایشان ضمن اشاره به دیپلماسی فعال دولت نهم فرمودند:
«چند سال قبل از این، عده ای از سیاسیون آمریکایی به طور محرمانه و مخفیانه - ما مطلع نشدیم، بعد که برگشتند مطلع شدیم - به ایران آمده بودند و با بعضی از محافل نامساعد با نظام نشست و برخاست کرده بودند؛ وقتی رفتند گفتند در ایران کسانی هستند که منتظر یک اشاره ما هستند تا علیه نظام شلیک کنند. امروز حقیقت برای آنها روشن شده است. نه فقط نمی توانند سلطه پیدا کنند، حتی لطمه هم نمی توانند بزنند. ملت بیدار و متحد است.»(4)
ب- پس از آنکه نژاد حسینیان، نماینده ایران در سازمان ملل در آبان ماه 1380 در ضیافت شامی که از سوی کنگره آمریکا ترتیب داده شد، با برخی نمایندگان مجلس سنا و مجلس نمایندگان ملاقات و پیشنهاد آنها را مبنی بر مذاکره با همتایان ایرانی در ایران یا یک کشور بی طرف دریافته و به مجلس ششم اعلام می دارد؛ نمایندگان مشارکتی مجلس ششم با استقبال فراوان در صدد برقراری دالان ارتباطی بین نمایندگان مجالس دو کشور بر می آیند. چهار ماه بعد سناتور جوزف بایدن رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس سنای آمریکا طی سخنانی در کنفرانسی که از سوی سازمان ایرانیان ـ آمریکائیان تشکیل شده بود، به طور رسمی اعلام می نماید که آماده مذاکره با نمایندگان مجلس ایران است. وی با صراحت اعلام کرد:
دولت بوش باید به تمامی سازمان های غیر دولتی آمریکایی اجازه بدهد به گروه های ایرانیمرتبط با جامعه مدنی، حقوق بشر، گروه های فرهنگی و خواهان دمکراسی، کمک مالی کنند. جوزف بایدن بعد از این راهکار که برای ایجاد تغییرات مورد نظر در ساختار نظام اسلامی ایران پیشنهاد کرد، راهکار دیگر خود را برای تغییر ساختار نظام حاکم این چنین اعلام کرد: اجازه بدهید به عنوان رئیس کمیته سیاست خارجی، دعوتی به عمل آورم. من آمادگی دارم که با اعضای مجلس ایران در هر جایی که بخواهند ملاقات کنم.(5)
علاوه بر نمایندگان مشارکتی مجلس ششم برخی فعالان حزب منحله مشارکت در دولت خاتمی نیز از اظهارات این سناتور استقبال نمودند. رمضان زاده سخنگوی دولت و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در اظهارنظر رسمی اعلام کرد که «مذاکره نمایندگان ایران و آمریکا منعی ندارد.» (6)
چنین موضع گیری صریحی از سوی وی تا مدت ها سوژه تبلیغاتی دوم خردادیها جهت فشار بر افکار عمومی و نظام برای تسهیل روابط با آمریکا بود.
2- اتحادیه اروپا
مشارکتی ها و اصلاح طلبان در سایه سیاست تنش زدایی و گسترش و تعمیق روابط با اروپا با توجه به مشکلاتی که در ایجاد رابطه با آمریکا و جود داشت اولاً سعی می کردند از اروپا به عنوان کاتالیزور فیما بین ایران و آمریکا استفاده نمایند و ثانیاً سعی داشتند که در روابط با اروپا آنقدر پیش بروند که به روابطی استراتژیک مبدل گردد، زیرا از دید مشارکتی ها مطمئن ترین روش برای حل و فصل مسائل سیاسی، اقتصادی و بحران های امنیت ملی تعمیق روابط تا بالاترین حد ممکن بود. این ارتقای روابط در حوزه های مختلف حتی نظامی می توانست شکل بگیرد تا حدی که منافع دو طرف با هم گره بخورد و دیگر برهم زدن روابط برای طرفین غیر ممکن شود. (7)
مشارکتی ها ایجاد این نوع از روابط را منوط به برخی اصلاحات داخلی می دانستند؛ با این نگرش، تغییر و ارتقای روابط با اروپا در صورتی حاصل می شد که تغییرات مطلوب مورد نظر غرب و اروپا نیز در داخل انجام پذیرد. از همین رو در بیانیه کنگره پنجم حزب اعلام می شود، کسانی که خواهان گسترش دموکراسی و پلورالیسم در نظام بین المللی هستند، بایستی بدانند که حصول این شعار بدون تحقق آن در داخل امکان پذیر نیست و گسترش روابط با بلوک های قدرت به ویژه اتحادیه اروپایی، بیش از هر زمان مستلزم قدم برداشتن در این مسیر است.(8)
مرور زمان این واقعیت را نمایان کرد که نوع دیدگاه مشارکتی ها و اصلاح طلبان کاملاً خوشبینانه بود، زیرا به علت نگرش های ایدئولوژیک غربی ها و پیوندهای تاریخی و عمیق بین اروپا و آمریکا، روابط کشوری مانند ایران اسلامی با اروپایی ها آنگونه که مطلوب حزب منحله مشارکت بود هیچگاه نمی توانست به واقعیت بپیوندد. روند پرونده هسته ای و عملکرد اروپایی ها در زیر پا گذاشتن تعهدات و نادیده گرفتن منافع ایران، با وجود نرمش های فراوان دولت اصلاحات، این موضوع را آشکارا ثابت کرد.
¤منابع در دفتر نشریه موجود می باشد.