علی موحد
دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا در یک اقدام غیرمنتظره دومین سفر دورهای خود به منطقه خاورمیانه را طی سال جاری میلادی از عراق شروع کرد. وی علاوه بر بغداد از کشورهای امارات متحده عربی، عربستان سعودی، مصر و اردن دیدن و با مقامات این کشورها به گفتوگو پرداخت.
1ـ سفر شیطانی دیک چنی به عراق خشم شهروندان عراقی را برانگیخت. آنها در شهرهای بغداد، کربلا، نجف، ناصریه و ... علیه سیاستها و برنامههای استعماری اشغالگران آمریکایی تظاهرات کردند و نفرت خود را نسبت به تداوم حضور نیروهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا در این کشور و سفر مقامات دولت واشنگتن به عراق اعلام داشتند. دیک چنی که از جمله رهبران نومحافظهکاران آمریکایی و شخصیت پنهان سیاستها و استراتژیهای دولت آمریکا در طول 6 سال گذشته بوده است دو هدف اصلی را در ماموریت خود به عراق دنبال میکرد که در هر دو هدف با شکست و ناکامی مواجه شد.
الف) دیک چنی قصد داشت در مذاکره با مقامات عراقی آنها را به واگذاری سهم بیشتری از قدرت حکومتی به نوبعثیها و گروههای سنی طرفدار عربستان و مصر ترغیب کند. به زعم وی این اقدام به کاهش عملیاتهای تروریستی از سوی آنها منجر خواهد شد. این خواسته دیک چنی در واقع باج دادن دولت عراق به تروریستها و حامیان منطقهای آنها و نیز خلاف توافقات شرمالشیخ است که در آن برحمایت و تقویت دولت نوری مالکی تاکید شده است. توزیع قدرت حکومتی میان گروههای تروریستی و ورود آنها به ساختارهای سیاسی نظام نوین عراق نه تنها به ثبات و امنیت این کشور منجر نخواهد شد بلکه زمینههای فروپاشی دولت نیمبند نوری مالکی را نیز فراهم خواهد آورد.
ب) دیک چنی علاوه بر آن، تلاش داشت تا در مذاکره و گفتوگو با مقامات عراقی، در خصوص درآمدهای نفتی و نحوه هزینه کرد آنها با مقامات دولت نوری مالکی به توافقاتی برسد که در این هدف هم توفیقی بدست نیاورد.
اهتمام دیک چنی در هدف دوم این بود که بخشی از درآمدهای نفتی در اختیار گروههای اقلیت سنی، شبه نظامیان مخالف و نوبعثیها که در ساختار حکومت مشارکت ندارند قرار گیرد. این خواسته نیز برخلاف منافع و مصالح دولت بغداد و شهروندان این کشور بود که هر روز هدف عملیاتهای تروریستی این گروهها قرار میگیرند.
2ـ ماموریت دیک چنی در چهار کشور امارات متحده عربی، مصر، عربستان و اردن براساس آنچه که جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا پس از ورود معاونش به منطقه بیان داشت تقویت جبهه و ائتلاف منطقهای علیه ایران است. واشنگتن فشار خود را بر ایران در دو هندسه امنیتی پرونده هستهای و نفوذ منطقهای متمرکز کرده و ماموریت اخیر دیک چنی نیز ساماندهی حلقه دوم است. پیش از این «کیسینجر» استراتژیست واقعگرای آمریکایی به مقامات واشنگتن توصیه کرده بود تا زمانی که یک «ائتلاف قدرتمند منطقهای» از کشورهای دوست و متحد عرب علیه ایران ایجاد نکردهاید هیچگاه با ایران وارد مذاکره نشوید که بازنده خواهید بود. با توجه به ناکامیهای فزاینده سیاستهای خارجی آمریکا در منطقه و اعترافات جورج بوش، تردیدی وجود ندارد که ماموریت دیک چنی هماهنگ کردن کشورهای عرب منطقه علیه ایران است. این ماموریت شیطانی در حالی از سوی واشنگتن پیگیری میشود که ایران همواره خود را دوست کشورهای همسایه و عرب منطقه معرفی کرده و هیچگاه علیه منافع آنها اقدامی انجام نداده است.
تجربه قریب سه دهه گذشته تائید کرده که همراهی کشورهای عرب منطقه با سیاستهای آمریکا به نفع مصالح و منافع ملی آنها نبوده و در شرایط فعلی که سیاستهای آمریکا در خاورمیانه به بنبست رسیده و نفرت عمومی نسبت به برنامههای آمریکا گسترش یافته است همراهی بیشتر دولتمردان و شیوخ کشورهای منطقه با برنامهها و سیاستهای شیطانی واشنگتن ممکن است حیات سیاسی آنها را به مخاطره اندازد. آنها بایستی از واقعیتهای سیاسی و امنیتی فرایند تحولات بینالمللی و رخدادهای منطقهای عبرت گرفته و بیش از پیش خود را با شکستها و ناکامیهای آمریکا پیوند نزنند.
مقامات عرب منطقه بهتر از دولتمردان بیمنطق و عجول آمریکا باید درک کنند که ائتلاف منطقهای آنها علیه ایران در نفوذ معنوی و قدرت منطقهای ایران تاثیری نخواهد گذاشت و همراهی آنها با سیاستهای آمریکا بیش از آنکه به ثبات منطقهای بینجامد، ناامنی و هرج و مرج منطقهای را تشدید میکند. طبیعی است ظهور و تداوم این شرایط به سود دولتهای منطقه نخواهد بود.