تقریباً همه بچههایی که برای بیان آرزوهایشان مخاطب سوال خبرنگاران قرار گرفتند، آرزوهای سیاسی داشتند؛ معلوم بود که گفتمان رئیسجمهور حسابی به مزاج بچهها خوش آمده است.
بلافاصله بعد از پایان اذان که با نجوای یکی از ایتام در مسجد سلمان نهاد ریاست جمهوری طنین انداخته بود، نماز جماعت آغاز شد. هنوز بچهها رئیس جمهور را در جمع خود نمیدیدند. اواسط نماز دوم بود که احمدینژاد از درب جنوبی وارد مسجد شد و در صف قرار گفت.
از چهره بعضی بچهها که از شوق دیدن رئیس جمهور چندان هم غرق نماز نبودند، میشد فهمید که متوجه حضور احمدینژاد شدهاند اما برای اکثر بچهها اینطور نبود و به همین علت فقط تعدادی از آنان نماز خود را طولانیتر کردند تا دکتر را بیشتر ببینند.
تقریباً دقایقی پیش از اذان، جلسه هیات دولت تمام شده بود و به همین علت نماز رئیس جمهور کمی دیرتر از دیگران به پایان رسید. هنوز یک دقیقه هم نگذشته بود که بچهها دستان احمدینژاد را در یک چشم برهمزدن طبق معمول پر از نامه کردند.
افطاری نهاد ریاست جمهوری شامل پنیر، سبزی و سوپ بود و شام هم چلومرغ؛ اما هرچه به سفره مقابل رئیس جمهور نگاه کردم، اثری از برنج و گوشت ندیدم؛ احمدینژاد تا پایان با نان و سوپ مشغول بود.
شاید اگر شما هم به همراه این بچهها در مسجد بودید حتماً دوست داشتید به جای یکی از این کودکان باشید؛ همانی که برای افطار کنار رئیس جمهور نشسته بود؛ شادی او زایدالوصف بود.
حکایت عکاسان هم شنیدنی است. در دقایق اولیه نشستن رئیس جمهور بر سفره افطار، از شاتر دوربینها و صاحبان دوربین ها آنچنان سر و صدایی بلند شد که توجه همه را جلب کرد؛ به گونهای که رئیس جمهور با حرکت دست به آنان اشاره کرد که " اینجا هم دستبردار ما نیستید؟"
تقریبا 200 نفر از بچهها از کمیته امداد تهران، کرج و قزوین و 100 نفر هم از بهزیستی تهران و قم برای این دیدار انتخاب شده بودند که همه آنها به همراه مربیانشان از دست رئیس جمهور سکه بهار آزادی و لوح یادبود دریافت کردند. کلمهای که احمدینژاد تقریباً برای همه بچهها در هنگام دادن هدایا به زبان میآورد، "ماشاء الله" بود.
رئیس جمهور حتی یک نفر از حاضرین را هم برای خوش و بش از قلم نینداخت؛ جای شهرستانیها خالی بود.
در همین حین که بچهها برای دیدار یک به یک و دریافت هدایا از دست رئیس جمهور صف تشکیل داده بودند، فرصت مناسبی برای خبرنگاران بود تا علاوه بر مسئولان، نظر خود بچهها را هم در مورد این دیدار جویا شوند.
بر خلاف آنچه انتظار داشتیم، تقریباً همه بچههایی که برای بیان آرزوهایشان مخاطب سوال خبرنگاران قرار گرفتند، آرزوهای سیاسی داشتند. معلوم بود که گفتمان رئیس جمهور حسابی به مزاج بچهها خوش آمده.
آروزی یکی نابودی آمریکا، دیگری دیدن رهبر، آن یکی ملاقات سیدحسن نصرالله. خروج آمریکا از عراق، تبدیل شدن به یک رزمنده برای حزب الله لبنان در نبرد با اسرائیل و حاکم شدن عدالت در کشور هم از دیگر آرزوهای ایتام بود.
احمدینژاد سخنرانی نکرد اما بازار مصاحبه خیلی گرم بود. چون از خود رئیس جمهور گرفته تا علی آبادی(رئیس سازمان تربیت بدنی)، نیری و قمشهای از کمیته امداد، فقیه رئیس سازمان بهزیستی، بذرپاش رئیس گروه مشاوران جوان و محصولی مشاور رئیس جمهور مورد خطاب سوالات مختلف خبرنگاران قرار گرفتند.
تقریباً در حال ترک نهاد ریاست جمهوری بودیم که سعیدلو و زریبافان را دیدم. پس از سلام و علیک، معاون اجرایی پرسید که آیا هدایا به بچهها داده شد؟ گفتم بله، سکه دادند. سعیدلو تاکید کرد که 370 سکه از طرف نهاد برای بچهها آماده کردیم که به آنان داده شد. زریبافان میگفت: به خبرنگاران نگو. فردا میگویند ریاست جمهوری سکه هدیه داده اما سعیدلو تصریح کرد: هر چه به این ایتام بدهیم، ارزش دارد