صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۰۹۵۳۲
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب منحله مشارکت ایران اسلامی (20)

احزاب سیاسی ایران (بخش نود و چهارم)


عبدالله شمسى ـ دکتر صادق سلیمى‌بنى
مجموعه دیدگاه ها، مواضع و سیاست های فرهنگی حزب منحله مشارکت نیز همانند سیاست خارجی آن که در شماره گذشته مورد بررسی قرار گرفت، تابعی از مبانی و دیدگاه های کلی حزب بر اساس بینش التقاطی است. بنابراین نمی توان در سیاست فرهنگی هم منتظر نگرش و عملکردی انقلابی مبتنی بر سیاست های اصولی جمهوری اسلامی، آموزه های ناب اسلامی و امام خمینی(ره)، از این حزب بود. با این وصف پرداختن به این پرسش که کنش ها و نگرش های مورد نظر حزب منحله مشارکت به سیاست های فرهنگی بر چه اصولی استوار بوده است؟ برای شناخت بیشتر این حزب مفید خواهد بود.
مسائل فرهنگی در هر جامعه ای از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا زمینه سازدگرگونی سیاسی و تحول در سایر بخش های جامعه می شود. بر این اساس،دستیابی به قدرت سیاسی ممکن نیست، مگر با در اختیار گرفتن قدرت فرهنگی.
نظریه پردازان و جامعه شناسان سیاسی معتقدند که روشنفکران جامعه رسالت دارند اندیشه و ذهنیت جامعه را برای پذیرش یک نظام ارزشی جدید تغییر دهند و برای این کار باید دست به کار یک نبرد و چالش فرهنگی همه جانبه شوند.
با این فرض، اندیشه سیاسی در بستر فرهنگی یک جامعه متولد می شود، شکل می گیرد، تحول می یابد و روند تکاملی آن از نیروها و چالش های درونی و بیرونی تأثیرمی پذیرد. از این رو، یکی از راههای به زانو درآوردن هر ملت و جامعه ای، رخنه و نفوذ در فرهنگ آن است و هنگامی که ملتی از نظر فرهنگی دچار فقر و از خود بیگانگی فرهنگی گشته و مورد تهاجم قرار گیرد، راه تسلط بر آن ملت هموار و آسان خواهد شد.
بر این اساس به دنبال شکست طرح های براندازانه نظامی آمریکا علیه ایران به خصوص در جنگ تحمیلی هشت ساله، تهاجم آنها علیه ایران در عرصه فرهنگ تمرکزیافت. با این وجود، گروه هایی مانند مشارکت، کارگزاران و مجاهدین انقلاب اسلامی، مبتنی بر مشی لیبرالی نه تنها در مقابل تهاجم فرهنگی غرب نایستادند، بلکه سیاست ها و عملکردشان در راستای مساعدت به این تهاجم قرار گرفت.
با گذشت زمان و در پی تحولات سیاسی ـ اجتماعی در کشور پس از دوم خرداد 1376، تفکر مبتنی بر تساهل و تسامح لیبرالی در عرصه فرهنگ مجدداً حاکمیت یافت و سیاست های فرهنگی که در دوران سازندگی دنبال می شد به نحو مهار گسیخته تری در دوران بعد از دوم خرداد نیز توسط احزابی مانند مشارکت دنبال گردید. این سیاست درست در برهه ای از زمان پیاده می شد که تهاجم فرهنگی دشمن ابعاد گسترده ای به خود گرفته بود، اما بر خلاف این انتظار، وابستگان و عناصر نفوذی که از نوع سیاست ها و تفکرات حاکم بر دولت دوم خرداد و عناصر مشارکتی و کارگزارانی آن مطلع بودند فرصت را غنیمت شمرده و بسیاری از این افراد توانستند در عرصه های فرهنگی و مطبوعاتی کشور نفوذ کنند و این شروعی بود بر هجوم موج های گسترده تبلیغاتی مسموم علیه مقدسات، نظام و شخصیت های نظام، که هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گرفت.
سیاست های فرهنگی حزب منحله مشارکت همان سیاست های فرهنگی دولت خاتمی است که به خصوص در زمان وزارت عطاءالله مهاجرانی به عنوان وزیر ارشاد عینیت بیشتری یافت. در واقع مهاجرانی در این زمینه، سیاست های مشترک کارگزاران و مشارکت را در عرصه فرهنگی پیاده می کرد.
تلقی خاص این حزب از مقوله استقلال ایجاب می کرد تا در عرصه فرهنگ نیز از مقوله «استقلال فرهنگی» تعریفی متفاوت داشته باشد، ضرورت ایجاد روابط با کشورهای غربی و همچنین پذیرش الزامات فرهنگی و سیاسی مسلط جهانی و به تبع آن برقراری روابط ویژه با کشورهای بزرگ باعث می شد که در زمینه فرهنگی نیز به «تساهل و تسامح» بیشتر و حساسیت کمتر نسبت به فرهنگ بیگانه، معتقد باشد. بر اساس این برداشت، فرهنگ مقوله عمومی بشری است و صنعت، تکنولوژی و اقتصاد جدید، فرهنگی متناسب با خود را می طلبد، لذا مشارکتی ها نسبت به خطراتی که از دید دیگران استقلال فرهنگی کشور را تهدید می کند، چندان دغدغه ای ندارند. در این راستا می توان به عملکرد و سیاست خارجی حزب نیز استناد کرد.
متأثر از مردم سالاری مطلق و الزامات آن، گرایش لیبرالی در حوزه فرهنگ مبنای حرکتی حزب مشارکت بود، پس می توان گفت سیاست فرهنگی این حزب مبتنی بر نوعی نوگرایی است که عناصر تشکیل دهنده آن ملغمه ای از سیاست های لیبرالی با برخی قیودات اسلامی است. بر این اساس مدیریت فرهنگی تابعی از بازار است و حکومت نباید نظارت عقیدتی بر بازار فرهنگ و جریان مبادله کالاهای فرهنگی داشته باشد.(1)
کنترل محصولات فرهنگی یکی از مسائل مهم و حائز اهمیت به شمار می آید، به این معنی که کلیه محصولات فرهنگی قبل از اینکه مراحل نهایی تولید را بگذرانند و در دسترس افراد جامعه قرار بگیرند، لازم است مورد بررسی و بازبینی قرار بگیرند و اگر احیاناً به لحاظ شرعی یا قانونی دچار اشکال بودند، رفع اشکال شده تا از این طریق فرهنگ جامعه با انتشار و یا تولید محصولات فرهنگی به مسیر نادرست هدایت نشده و جامعه دچار مشکلات فرهنگی نگردد.
در مقابل این اصل، جبهه منحله مشارکت معتقد بود که نیازی به کنترل محصولات فرهنگی به هنگام تولید و انتشار نیست؛ هر نشریه و یا هر یک از محصولات فرهنگی اگر بعد از انتشار دچارمشکل بودند، باید به تصحیح آن پرداخت، ولی قبل از انتشار لازم نیست از فیلترهای نظارتی عبور کند، زیرا نظارت و کنترل قبل از انتشار با آزادی، دموکراسی و آزادی بیان،آزادی قلم و اندیشه و ... در تضاد است. این در حالی است که آثار سوئی که ممکن است هر یک از محصولات فرهنگی بر جای گذارند، چه بسا در برخی مواردغیرقابل جبران و یا حداقل جامعه را به سمت انحراف بکشاند. جبهه منحله مشارکت به بهانه تولید فکر و نوگرایی نه تنها کنترل محصولات فرهنگی قبل از انتشار را اشتباه می دانست، بلکه معتقد بود بعد از انتشار نیز باید با این موضوع با تسامح برخورد شود:
«... اتخاذ سیاستهای محدودنگر [به مسائل] فرهنگی و سیاسی و نگاه امنیتی به عرصه فرهنگ و نابردباری در برابر قرائتهای غیررسمی، باعث رکود تولید فکر و اندیشه و نوگرایی فرهنگی شده است. این عارضه معلول نگاه حکومتی به این عرصه حساس و ظریف است و ضروری است آزادی همه جانبه این حوزه به رسمیت شناخته شود و نخبگان کشور در امنیت کامل بتوانند به تولید و نوگرایی بپردازند و بدون واهمه آن را در معرض قضاوت اندیشه های گوناگون و نقادی های آزاد قرار دهند.»(2)
در دوران حاکمیت مشارکتی ها بر دولت و مجلس سیاست های حوزه فرهنگ همخوانی چندانی با اهداف جمهوری اسلامی نداشت؛ در بخش کتاب و کتابخوانی هرچند برنامه ها و سیاست ها در راستای گسترش کمی آن قرار داشت، اما به لحاظ کیفی این بخش مانند مطبوعات از نفوذ عناصر وابسته و رواج ادبیات ضد ارزشی مصون نماند. صدور مجوز برای کتاب هایی که تاریخ انقلاب را تحریف نموده و ارزش های ملی، انقلابی و دینی را مورد تهاجم قرار می داد، عدم برخورد با فروش کتاب های ممنوعه در کتابفروشی ها و احیای کانون نویسندگان(3) که در سایه مجوز قانونی به کارهای تخریبی علیه نظام مشغول بودند از مواردی است که در اثر این نوع از سیاست ها پدید آمده بود.
در حوزه سینما به اجرای خط مشی برگزاری جشنواره های سینمایی و هفته های (بزرگداشت) فیلم در سراسر کشور، حمایت از تأسیس کانون های سینمایی در نقاط مختلف، اجرای سیاست اکران همزمان فیلم در تهران و شهرستان ها و توجه به ساخت و ساز سالن های سینمایی پرداخته شد.(4) اما در کنار این رشد کمی شاهد رشد سینمای لیبرال در این سال ها نیز بودیم که مورد انتقاد مردم و بعضی از مسئولان قرار گرفت. جوایز متعدد بین المللی در این دوران نیز عمدتاً به فیلم هایی تعلق گرفت که چهره ای منفی از نظام دینی ارائه می کردند. مانند فیلم دایره سوخته اثر جعفر پناهی که در 20 جشنواره بین المللی مورد تشویق قرار گرفت.
سینمای دینی و جنگ نیز در مقابل سینمای ضد ارزشی به شدت افت کرد؛ گویی که همه اربابان سیاست فرهنگی کشور دست به دست هم داده اند تا سینمای ارزشی و دینی زمین بخورد. بنابراین در زمان حاکمیت رسمی این حزب بر عرصه فرهنگ و سیاست کشور، نظارت دقیق و قانونی بر تولید و انتشار محصولات فرهنگی نبوده و بسیاری از فیلم ها و کتابهای انتشار یافته با آموزه های دینی و فرهنگی و اهداف اصیل انقلاب در تضاد بود. اگرچه جامعه نسبت به تولید و انتشار چنین محصولاتی عکس العمل نشان می داد، اما حزب منحله مشارکت مخالفت با چنین مسائلی را به معنای مخالفت با اصل آزادی و دموکراسی تلقی می کرد. در حقیقت این نوعی همراهی با تهاجم فرهنگی بود که عامدانه تحت لوای سیاست های فرهنگی و به بهانه آزادی بیان و آزادی قلم پیگیری می شد.
* پی‌نوشت ها در دفتر نشریه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات