صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۰۹۶۷۴

اشتباه محاسباتی


فرامرز پارسا
ایران و روسیه با برخورداری از مولفه های منطقه ای و جهانی روابط پرفراز و نشیبی را تجربه کرده اند. هر چند که ظرفیت های طرفین می تواند عاملی برای تحقق اهداف آنها و ایجاد جایگاهی بین المللی برای آنان باشد اما مواضع چندجانبه و بعضاً مغرضانه روسیه این امر را با چالش هایی همراه ساخته است. از مسائل قابل تأمل در مناسبات دو کشور، مواضع هفته‌های اخیر مقامات این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران و اعتراض های مسکو به تحریم های اعمال شده علیه ایران می باشد.
روسیه تحت تأثیر وعده های غرب همگرایی هایی با آنها علیه ایران داشته و حتی از بانیان قطعنامه 1929 بوده اما در هفته های اخیر به ویژه از زمان نشست استانبول میان ایران و 1+5 مواضع جدیدی را در رفتارهای مقامات این کشور می توان مشاهده کرد، هر چند که روس ها همچنان در چارچوب منافع خود به اقدامات دو پهلو در قبال ایران ادامه می دهند اما تأکید افرادی همچون «مدودف» رئیس جمهور و «لاوروف» وزیر خارجه روسیه و برخی دیگر از مقامات نظامی و سیاسی این کشور مبنی بر ناکارآمدی تحریم ها و لزوم لغو آنها در کنار ادامه مذاکرات نشانگر چرخش نسبی روسیه از سوی غرب به سمت ایران می باشد.
بسیاری از ناظران سیاسی دلیل این چرخش روسیه را برگرفته از شکست اشتباهات محاسباتی گذشته روسیه و اجبار این کشور برای تغییر در سیاست های اتخاذی خود می دانند.
روسیه با پذیرش اصل همسویی با غرب در برابر جمهوری اسلامی ایران به ویژه در حوزه هسته ای به دنبال تحقق اهدافی همچون، امتیازگیری از ایران برای به اصطلاح دوری از غرب به ویژه در حوزه اقتصادی و هسته ای، کاهش تهدیدات آمریکا و ناتو در مناطق نفوذ خویش در آسیای مرکزی و قفقاز، ایفای نقش در عرصه جهانی به دنبال قدرتی تأثیرگذار و مهم، کسب امتیازهای سیاسی و اقتصادی و نظامی از غرب و... بوده است. بر این اساس نیز مشارکتی فعال در تصویب قطعنامه غیرقانونی 1929 داشته است.
هر چند که مسکو برای این امور طرح های بسیاری را اجرا کرده، اما در برآیند نهایی میزان هزینه های آن از دستاوردهایش بیشتر بوده است؛ هزینه هایی که برگرفته از اشتباهات محاسباتی در شناخت مولفه های موجود و تحولات عرصه بین الملل بوده است. چرا که نخست آنکه جمهوری اسلامی ایران به رغم تمام تهدیدات از اصول خود عقب نشینی نکرده و همچنان در جهت اهداف صلح آمیز هسته ای خویش گام برداشته است. تحریم ها نیز نتوانسته تأثیری بر اقتصاد و سیاست های ایران داشته باشد به ویژه اینکه ظرفیت های ایران به گونه ای بوده که با خروج یک کشور ده ها کشور برای تعامل با ایران به صحنه وارد شده اند. مسکو با رویکرد به غرب از یک سو بازارهای گسترده ایران را از دست داده و از سوی دیگر به ناتوانی در درک دلیل جایگاه منطقه ای و جهانی ایران، خود را در مسیر انزوا می بیند. در این شرایط، رویکرد به احیای روابط با ایران امری اجباری برای روسیه است تا از پرداختن هزینه های بیشتر جلوگیری کند.
دوم آنکه به رغم همکاری روسیه با غرب، خواسته های این کشور از آنها محقق نشده است. به گونه ای که غرب با اقدامات یک جانبه و عدم توجه به خواسته های روسیه عملاً به دنبال خروج این کشور از معادلات جهانی بوده است. غرب حتی وعده های نظامی و اقتصادی خویش در قبال روسیه را اجرایی نکرده است در حالی که روسیه امتیازات بسیاری از جمله در قبال ایران به آنها داده است. مجموعه این عوامل، مسکو را در وضعیتی شکننده در عرصه جهانی قرار داده است به ویژه اینکه مسکو با رویکرد به غرب، جایگاه خود را در میان دولت ها و ملت های مستقل از دست داده است.
در نهایت می توان گفت که رویکرد اولیه مسکو به غرب بر اساس اشتباهات محاسباتی این کشور در شناخت مولفه های قدرت در عرصه منطقه و جهان بوده که هزینه های سنگینی برای آن به همراه داشته است. مسکو با حرکت به مولفه اصلی قدرت، یعنی جمهوری اسلامی به دنبال جبران هزینه های رویکرد اشتباه گرایش به غرب می باشد. با توجه به اینکه به دلیل سیاست های چند گانه خود تا حدودی جایگاه خود را در ایران از دست داده، رویکردهای کنونی می تواند گام های اولیه این کشور برای جبران اشتباهات گذشته باشد هر چند که مسکو راهی طولانی برای این مهم در پیش دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات