حسین امیدی
مدل حاکمیتی بحرین نمونه کوچکی از نظام پادشاهی عربستان است که یک اقلیت افراطی وابسته به عربستان، همه ارکان را در دست دارند ولی با ماهیت انگلیسی اداره می شود.
سیستم پادشاهی بحرین که حیاط خلوت نفوذ عربستان محسوب می شود، همواره برای استحکام بخشیدن به حاکمیت خود با مشکل جمعیت طرفدار نظام پادشاهی روبه رو بوده و لذا همواره در یک برنامه مستمر، از جریان های سنی پاکستان، افغانستان، هند و یا عربستان برای تابعیت خود استقبال کرده و حتی بیشتر عناصر ارتش و دستگاه های امنیتی و انتظامی آن را همین مهاجران تشکیل می دهند. لذا در حوادث اخیر نیز که از دو هفته قبل آغاز شده، رفتار دستگاه های نظامی و امنیتی، با سرکوب کینه توزانه همراه شده است. از سوی دیگر از آنجا که سرکوب شدید مردم در میدان لولو که به هشت شهید و بیش از چهارصد زخمی منجر شد، می توانست از یک سو به آغاز اعتراضات شیعیان عربستان در مناطق شرقی و از سوی دیگر به ناامنی برای ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که در بحرین استقرار دارد، منتهی شود، لذا بلافاصله اقدامات آرام کننده از سوی پادشاه بحرین به توصیه عربستان و آمریکا شروع شد و ولیعهد بحرین از سوی پادشاه مأمور گفت وگو با گروه های معارض شد و به ارتش و دستگاه امنیتی و انتظامی نیز دستور داد تا میدان را ترک کرده و پادگان ها باز گردند.
اگر از ابتدای قیام مردم بحرین مطالبات سیاسی در ادامه اعتراضات سال های قبل مطرح بود با کشتار مردم در میدان مروارید، اسقاط نظام و تغییرات اساسی در نظام به شعارهای اصلی مردم این کشور تبدیل شد.
مردم بحرین که چندین بار با پادشاه و نظام حاکم به توافق رسیده و در عمل خلاف آن را مشاهده کرده بودند در حال حاضر با بی اعتمادی به پیشنهاد ولیعهد برای مذاکره می نگرند و لذا سقوط حکومت و تشکیل حکومت نجات ملی را مقدمه هر مذاکره ای عنوان می کنند. قیام مردم بحرین نیز در مدل سازی از قیام مصر، کمیته جوانان 41 فوریه را که نماد آغاز تظاهرات است، راه اندازی نموده و خواستار آزادی کامل زندانیان سیاسی، برکناری حکومت، تغییرات در قانون اساسی، آزادی های سیاسی و عادلانه و مشارکت سالم و شفاف در رقابت و ساختارهای قدرت و نظام پارلمانی و مشروطه می باشد. البته برخی گروه های معارضه هم شعارهای تندتری دارند که ایجاد نظام جمهوری می باشد که خط قرمز عربستان سعودی است.
هفت گروه معارضه شامل جنبش وفاق ملی، جنبش العمل الوطنی دموکراتیک، المنبر التقدمی دموکراتیک، تجمع قومی دموکراتیک، العمل الاسلامی، الاخاء الوطنی، تجمع ملی دموکراتیک تأکید کرده اند تا تحقق خواسته های شان به اعتراضات مسالمت آمیز در میدان لولو ادامه خواهند داد و در صورت بی اعتنایی دست به عصیان مدنی خواهند زد.
در سطح نظام پادشاهی گفته می شود دو جناح معتدل و افراطی قرار دارند که شبهه تقسیم مأموریت در مورد آنها هم وجود دارد. ولی در عین حال، وزیر دربار (خالدبن احمد آل خلیفه) و برادرش خلیفه بن احمد که فرمانده ارتش می باشد و خواهرزاده اش «احمد عطیه الله» وزیر مرکز آمار و «عبدالله بن عطیه الله» برادرش که رئیس دستگاه اطلاعاتی است و «عبدالله بن راشد» وزیر کشور و نیروهای نظامی که متکی به افراد افراطی سنی و یا مهاجران خارجی هستند، جناح افراطی را تشکیل می دهند که مرتبط با وزیر کشور عربستان «نایف بن عبدالعزیز» و مجری سیاست های آن کشور هستند. این جناح افراطی تمایلی به نتیجه بخش بودن گفت وگوها ندارد، ولی در سقف سیاست های عربستان و به عنوان اهرم فشار به معارضه عمل خواهد کرد.
با اصرار شباب 14 فوریه و 7 گروه معارضه مبنی بر تحقق خواسته های شان، تیم های امنیتی - سیاسی آمریکا سعی دارند تا در یک مدیریت میدانی، اوضاع را کنترل کنند. این تیم ها برای حفظ حاکمیت های وابسته، توصیه کرده اند سیستم جدیدی را با چهره های جوان در کشورهای شان ایجاد و تغییراتی را اعمال نمایند. مأموریت این تیم ها این است که ارتش کشورهای عربی را در دست داشته و به فرماندهان سلطه کامل ایجاد نموده و رویکرد این حاکمیت ها را در مسیر سیاست های آمریکا حفظ کنند. در شرایطی هژمونی خاورمیانه ای آمریکا برای تضمین امنیت اسرائیل و انتقال مطمئن نفت و گاز (انرژی) به پایگاه های نظامی و حضور مستقیم نظامی آنها وابسته است از هم پاشیدگی درحاکمیت های وابسته عربی، ارکان اساسی نفوذ و حضور آمریکا را تحت تأثیر قرار خواهد داد و لذا آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی در یک رسوایی کامل و جدید، حفظ حاکمیت های وابسته (با تغییر چهره ها) را بر دموکراسی و حاکمیت های مردمی در خاورمیانه ترجیح می دهند. روزنامه انگلیسی ایندیپندنت معتقد است غرب در مقابل آنچه در کشورهای عربی در جریان است، ناتوان مانده و ظاهراً در تمامی این کشورها یک نسخه واحد نیز در دستور کار است. در این نسخه آمریکایی : غربی، حفظ ماهیت حاکمیت ها با تغییرات شکلی و جزئی در دستور کار است، ولی بیداری اسلامی و خروش مردم مسلمان در کشورها عربی و بحرین اهداف بزرگ تری در پتانسیل های خود دارد و شاخص مشترک در تمامی این جنبش ها و قیام های مردمی، طرد نظام های مزدور و وابسته به غرب و جلوگیری از غارت ثروت های ملی آنها و کسب آزادی های سیاسی حاکمیت های مردم و مخالفت با آمریکا و رژیم صهیونیستی و بازگشت به هویت اسلامی و ملی خود در این کشورهاست.
اگرچه نیروهای نظامی و ضد شورش عربستان از دوشنبه قبل وارد بحرین شده اند تا با سرکوب قیام مردم در بحرین، از آسیب این قیام ها در درون عربستان جلوگیری کنند ولی رشد آگاهی مردمی در کشورهای منطقه و باور به ضرورت فوری برای کسب حقوق سرکوب شده و ناتوانی غرب در حمایت از این پادشاهان و حاکمان، احتمال وقوع و تکرار برخورد و سرکوب خونین دیگری در بحرین را نخواهد داد. عربستان نه تنها باید از مداخله خود در بحرین دست بکشد، بلکه باید منتظر سونامی مردم عربستان و تغییرات جدید در درون خود نیز باشد.