عبدالله شمسى - دکتر صادق سلیمى بنى
کار ویژه انتخاباتی مهمترین کارکرد یک حزب سیاسی می باشد که معیار سنجش قدرت اجتماعی، معبر حفظ و یا کسب قدرت سیاسی و قوام دهنده آن است. تو جه به این مولفه و عملکرد حزب منحله مشارکت در انتخابات های متعدد تا زمان انحلال، ما را در شناخت هر چه بیشتر آن یاری می نماید. ولی بنا بر اختصار در چند شماره تنها به دو انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری دهم که به لحاظ مسائل اتفاق افتاده از اهمیت بیشتری برخوردار است، پرداخته خواهد شد.
انتخابات مجلس ششم
پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376 زمینه های اجتماعی و سیاسی پیروزی حامیان او بخصوص طیف مشارکت و مجاهدین را در انتخابات های بعدی از جمله انتخابات شوراها و مجلس ششم فراهم آورد.
حزب منحله مشارکت پس از کسب پیروزی، در دوره اول انتخابات شورای اسلامی شهر تهران، انتخابات شوراها را به عنوان سمبل توسعه سیاسی که یکی از محوری ترین شعارهای آقای خاتمی و حامیان وی مطرح می شد، بیان داشت و از آن طریق سعی کرد تا به دنبال کسب پیروزی دیگر باشد. بر این اساس، با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات مجلس ششم، این حزب خود را آماده می کرد که با معرفی لیست اختصاصی خویش در سراسر کشور و از جمله تهران بزرگ وارد عرصه رقابت انتخاباتی شود.
حزب تازه تأسیس مشارکت همراه با دیگر احزاب دوم خردادی بخصوص مجاهدین انقلاب اسلامی، در سایه فضاسازی رسانه های متعدد زنجیره ای که حدود دو سوم روزنامه های موجود کشور را به خود اختصاص داده بودند، حرکت می کردند، بخصوص در یک سال مانده به انتخابات، وقوع قتل های زنجیره ای دگر اندیشان، محمل مناسبی را برای حرکات تبلیغاتی و تخریبی علیه نظام و رقیبان سیاسی توسط این روزنامه ها و احزاب فراهم کرده بود.
در این زمان مجلس پنجم که اکثریت آن در دست جناح مقابل قرار داشت، با برخی از سیاست های دولت و وزرای کابینه خاتمی از جمله عطاءالله مهاجرانی(وزیر ارشاد) و عبدالله نوری (وزیر کشور) مخالفت می کردند. این وضعیت به مذاق هواداران خاتمی خوش نمی آمد، به همین دلیل در اظهارنظرهای فردی یا بیانیه های حزبی و گروهی به صورت گسترده ای نارضایتی خود را از اقدام مجلسیان اعلام و جناح منتقد دولت را به کارشکنی و مانع تراشی در راه تحقق برنامه ها و سیاست های کابینه خاتمی متهم می کردند. تصویب برخی از لوایح و مصوبات مجلس شورای اسلامی مانند اصلاحیه قانون مطبوعات و طرح عدم استفاده ابزاری از تصویر زن و غیره بر تردیدها و بدگمانی جریان دوم خرداد می افزود. اختلافات سیاسی به محیط دانشگاه هم کشیده شد و گروههای دانشجویی با توجه به شرایط بعد از دوم خرداد، به طرح صریح مباحث و نقطه نظرات خود در خصوص اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی می پرداختند.(1)
مجموع این تقابل های مجلس و دولت و انگیزه زیاد احزاب منحل شده مشارکت و مجاهدین در پیگیری و اجرای کامل توسعه سیاسی مد نظر خود، موجب می گردید که این دو تشکل با تمام توان در پی تصرف اکثریت کرسی های مجلس باشند. حجاریان در یکی از میتینگ های تبلیغاتی چنین می گوید:
«ما نیمی از مطالبات مان را در دوم خرداد، در خواست کردیم، نیم دیگر آن را 29 بهمن ماه وصول می کنیم تا پروژه توسعه سیاسی را محقق کنیم. قست اول این مطالبات را خاتمی از بالا پیش برد (فشار از بالا) ما شرایط انتقال دموکراسی را در دوم خرداد طی کردیم، الآن نوبت تحکیم مبانی است.»(2)
نکته قابل توجه در اینجا نقش روزنامه های زنجیره ای بخصوص روزنامه های نزدیک به احزابی مانند مشارکت بود که نقش حزب سیاسی را در ضعف کارهای حزبی به دلیل نوپا بودن حزب منحله مشارکت و تمایل به در سایه حرکت کردن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بر عهده داشتند و همین امر بر چالش میان اصلاح طلبان و جناح منتقد دولت می افزود.
پیروزی دوم خردادی ها در اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا و نقش آفرینی اعضای شوراها و استفاده از امکانات شهرداری ها نیز از عواملی بود که زمینه مناسبی را جهت موفقیت هواداران دولت فراهم می آورد.
بر خلاف دو انتخابات گذشته نکته بارز در این انتخابات بروز اختلاف میان گروه های دوم خردادی بود، تاجایی که حزب مشارکت به ادعای خود نتوانست 30 نامزد خود در تهران را به صورت صد در صد معرفی نماید. در این مورد حزب مشارکت بعد از رایزنی های فراوان با مجمع روحانیون به توافق رسید که 10 نفر از مجمع را در لیست خود قرار دهد، اما این توافق با کارگزاران حاصل نشد زیرا مشارکتی ها معتقد بودند که حزب کارگزاران با گنجاندن اسم هاشمی رفسنجانی در لیست خود به سمت جناح رقیب گردش نموده و با این اوضاع ائتلاف را منتفی کرده اند.(3)
ورود هاشمی رفسنجانی بسان شوکی در روند انتخابات بود که بر این اختلافات افزود. مشارکتی ها و عناصر افراطی جبهه دوم خرداد با وجود نقش آفرینی هاشمی رفسنجانی و کارگزاران سازندگی در روی کار آمدن آقای خاتمی، چشم خود را بر این موضوع بسته و با تبلیغات بی سابقه ای به تخریب ایشان پرداختند. قریب به اتفاق نشریات زنجیره ای حجم زیادی از انتقادات را متوجه هاشمی رفسنجانی کردند.
جبهه مشارکت بر خلاف طرح مکرر شعار تکثر گرایی و لزوم حضور تمام گروه ها و جریانات سیاسی در انتخابات، در قبال حضور هاشمی رفسنجانی رویه ای غیر دموکراتیک و خلاف شعارهای خود در پیش گرفت و به تخریب شدید چهره وی اقدام نمود.
هر چند ورود هاشمی رفسنجانی در بروز اختلاف در جبهه دوم خرداد موثر بود، اما تنها دلیل اختلاف نبود، بلکه این اختلافات بیشتر ناشی از رقابت های درون جبهه ای بود که حزب مشارکت و مجاهدین بر سر تقسیم مناصب دولتی با کارگزاران داشتند. از سوی دیگر تعدادی از عناصر تندروی مشارکتی و تجدیدنظرطلبان، این انتخابات را سکوی پرتاب خود و فرصت استثنایی برای تسویه حساب با برخی دوستان و رقبایشان نیز می یافتند. آنها احساس می کردند که می توانند به طور کامل از زیر چتر برخی گروه های پدرسالار مانند مجمع روحانیون خارج شوند.
ادبیات تبلیغی مشارکتی ها در قبال گروه ها و کاندیداهای رقیب، تند و تخریبی بود، کاربرد واژه هایی نظیر «انحصار طلبان»، «گروهک انحصار»، «استبداد»، «عالی جناب سرخپوش»، «عالی جناب خاکستری» و... از کلید واژه های شعارها و سخنان اعضای مشارکت و گروه های دوم خردادی بود. آنها بر این امر تأکید می ورزیدند که مجلس باید خانه تکانی شود. نمونه ای از این ادبیات تند را در سخنان سعید حجاریان در یکی از میتینگ های سیاسی می توان جست: «من در تراکت های جوانان جبهه مشارکت دیدم نوشته «خانه ملت را باز می سازیم ما جوانان» بله ما در 29 بهمن خانه ملت را بازسازی می کنیم. خانه ملت باید خانه تکانی شود... نمایندگان قبلی ما در مجلس کارمند بودند، که وارد سلسله مراتب قدرت شدند و وظایف قانونی خود را فراموش کردند. این نمایندگان را باید مورد انتقاد بی رحمانه قرار داد ... نماینده هایی که از ابتدا نماینده مردم نبودند و مانع ترقی و توسعه بودند و قوانین شان انحصارگرانه و انسداد خواهانه بود سرکوچه می گذاریم.»(4)
در میتینگ ها و نشست های انتخاباتی حزب مشارکت مسائلی مطرح می شد که غالباً دور از اخلاق سیاسی و معیارهای قانونی بود که نمونه هایی از آن عبارتند از:
1-اهانت به نهادهای قانونی نظام مانند دادگاه ویژه روحانیت، صدا و سیما و ... ؛
2-اهانت به شخصیت هایی چون هاشمی رفسنجانی؛
3-معرفی روزنامه نگاران، نویسندگان و خبرنگاران برخی از روزنامه ها مانند رسالت و کیهان به عنوان عاملان جنایت با شعار«کیهان، رسالت عامل هرجنایت»؛
4-طرفداری از محکومان دادگاه های قانونی کشور؛
5-اختلاط دختر و پسر با تیپ های خاص همراه با موزیک و پایکوبی و رقص؛
6-اهانت به نمایندگان مجلس با این بیان که مجلس را از آنها پاکسازی می کنیم؛
7-موضع گیری علیه هم پیمانان دوم خردادی خود نظیر مجمع رو حانیون مبارز و حزب کارگزاران سازندگی؛(5)
نکته قابل توجه دیگر در این انتخابات تمرکز بر شعار «ایران برای همه ایرانیان» در مقابل شعار «خودی و غیرخودی» بود که مشارکتی ها آن را یک قرائت فاشیستی از انسان ها می دانستند.(6) آنچه که مشخص بود و در سالهای بعد و در عمل این موضوع کاملاً هویدا شد هدف از طرح شعار «ایران برای همه ایرانیان» ایجاد مواضع مشترک با اپوزیسیون داخل و خارج کشور بود. آنها معتقد بودند که برای تحقق اصلاحات بنیادی در مقابل طیف ها و افراد طرفدار نظام، نیازمند حمایت همه جانبه و هدفمند همه اپوزیسیون، به ویژه نیروهای ملی : مذهبی هستند. به همین دلیل شعارها و حمایت ها از مصدق و ملی مذهبی ها در این انتخابات پررنگ بود.
در هرحال انتخابات مجلس ششم در 29 بهمن ماه 1378 برگزار شد، نتایج اعلام شده از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور حکایت از پیروزی گروه های دوم خردادی با پیشتازی لیست های اعلامی حزب منحله مشارکت داشت. در تهران و از لیست سی نفره حزب، تعداد 26 نفر به عنوان منتخبین مردم تهران به مجلس ششم راه یافتند. در سایر نقاط کشور نیز کم و بیش همین نتیجه برای حزب مشارکت و گروه های دوم خردادی رقم خورد.
اما مسئله انتخابات مجلس ششم به همین جا ختم نشد، زیرا خبرها حکایت از تخلفات گسترده در انتخابات تهران داشت و در این مسئله تاج زاده عضو ارشد حزب مشارکت و رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور متهم اصلی بود. این تخلفات در بررسی 867 صندوق مورد بازشماری توسط شورای نگهبان کشف شده بود و مواردی همچون مغایرت تعداد تعرفه ها و برگ های رأی، وجود آرایی که دارای مهر نظارت نیستند، آرایی با دو خط، مغایرت تعداد آرای مردم داخل صندوق با بازشماری مجدد، فقدان فرم که باید داخل صندوق باشد، پارگی لفاف صندوق ها، نبودن لاک و مهر بر روی برخی از صندوق ها را در بر داشت.
در پی محرز شدن این تخلفات شورای نگهبان در نامه ای از محضر مقام معظم رهبری تقاضای راهنمایی کردند.(7) که مقام معظم رهبری دستوراتی را در راستای حل این معضل ارائه نمودند.(8)
این تخلفات گسترده اگر طبق روال معمول پیش می رفت به یک معضل تبدیل می گردید، حتی امکان داشت به ابطال نتایج انتخاباتی بینجامد که ابطال آن به ضرر حزب مشارکت و دوم خردادی ها بود که طبق حکم رهبر معظم انقلاب این مسئله نیز حل گردید.(9)
با پیگیری تخلفات از سوی شورای نگهبان و نامه دبیر آن به قوه قضائیه، نهایتاً تاج زاده پای میز محاکمه کشیده شد و شعبه 1403 دادگاه عمومی تهران او را محکوم به زندان، انفصال از مناصب و خدمات دولتی نمود.(10)
پینوشتها در دفتر نشریه میباشد.