صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۵ - ۱۴:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۱۰۳

سپاه و سیاست(1) /دکتر یدالله جوانی


رابطه سپاه و سیاست، از جمله موضوعات بحث برانگیز و چالش ساز طی سالیان اخیر در میان جریان های سیاسی داخلی بوده است.
نقش سپاه پاسداران در مقابله با تهدیدات و حفظ استقلال و تمامیت ارضی بر هیچ کس پوشیده نیست. براساس همین نقش آفرینی های بی بدیل بود که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود» کسانی که دیدگاه های متفاوت در مورد جایگاه حقوقی و نقش سپاه در ساختار سیاسی کشور را مطرح می کنند، نسبت به نقش آفرینی و کارکردهای سپاه در حفظ انقلاب و خنثی سازی توطئه ها، خود را هم عقیده با بنیانگذار جمهوری اسلامی معرفی کرده و از کلام و رهنمودهای حضرت امام(ره) برای اثبات دیدگاه های خود بهره می گیرند.
موضوع مورد مناقشه به بعد نظامی سپاه پاسداران، فلسفه وجودی، رسالت، وظایف و ماموریت های آن، با توجه به برداشت های متفاوت از این امور برمی گردد.
اصل یکصد و پنجاه قانون اساسی، فلسفه وجودی سپاه را این گونه بیان می دارد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نخستین روزهای پیروزی انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می ماند. حدود وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تاکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنان، به وسیله قانون تعیین می شود
با دقت در متن اصل 150 قانون اساسی، دو نکته اساسی و مهم قابل استنباط است.
1-
سپاه پاسداران، فلسفه وجودی و رسالتش، نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن می باشد.
2-
حدود وظایف و قلمرو مسئولیت های سپاه را قانون تعیین می کند.
با توجه به نکته دوم و تصریح تعیین قلمرو وظایف و مسئولیت سپاه با وظایف و مسئولیت نیروهای مسلح دیگر، درخصوص جایگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ماهیت آن دو نظریه و دیدگاه اصلی و عمده وجود دارد. چالش رابطه سپاه با سیاست، در واقع چالش بین این دونظریه و دو دیدگاه می باشد. نظریه اول، سپاه پاسداران را صرفا یک مجموعه و نیروی مسلح، مانند تمامی نیروهای مسلح و ارتش های دنیا معرفی می کند و بر همین اساس رابطه سپاه و سیاست را قطع کرده و معتقد است، سپاه هم مانند هر نیروی مسلح دیگری، وظیفه ای جز مبارزه مسلحانه و اقدام از طریق نظامیگری ندارد. اقدام نظامی نیز، موقعی باید انجام گیرد که دشمنان خارجی، یا گروه های داخلی به شکل نظامی و با استفاده از قدرت زور و اسلحه به مبارزه با انقلاب و نظام روی آورند.
نظریه دوم، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نهادی با ماهیت چندمنظوره و دارای ابعاد مختلف تعریف کرده و برای سپاه، به شکل یک پارادایم، ماهیت نظامی، امنیتی، سیاسی و فرهنگی را مورد تاکید قرار می دهد. در این نظریه، رابطه سپاه با حوزه سیاست و مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی با رویکرد امنیتی و در راستای فلسفه وجودی و رسالت سپاه تعریف می شود.
دو نظریه مذکور را به اجمال بررسی می کنیم:
1-
نظریه اول
سنگ بنا و شالوده این نظریه، اصل ممنوعیت دخالت نظامیان در امور سیاسی است. اصلی که در عالم سیاست و به ویژه در دولت های مدرن و نظام های دمکراتیک امروز طرفداران زیادی دارد. مبانی نظری معتقدین به این دیدگاه، عمدتا به پیامدهای دخالت زورگویانه نظامیان در قبضه قدرت سیاسی برمی گردد. تجربه دخالت های نظامیان در کشورهایی چون اسپانیا ژنرال فرانکو ، شیلی ژنرال پینوشه، سوهارتو اندونزی و... مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. «هارلدلاسول» از جمله اولین کسانی بود که در این زمینه به نظریه پردازی روی آورد و در سال 1941 میلادی، نظریه «دولت پادگان» را مطرح ساخت. «موریس دورژه» از دیگر نظریه پردازان در کتاب «جامعه شناسی» خود می نویسد: «نظامیان مسلح، هم برای فرمانروایان و هم برای شهروندان بی سلاح خطر مداومند. تلاش این است که این خطر محدود شود
«
موریس دورژه» با اشاره به این مطلب که هدف سیاست، خردورزی و از میان برداشتن خشونت و جایگزین کردن مبارزه غیرمسلحانه به جای تعارض های خونبار است، با تکیه بر نظریه فسادآور بودن قدرت می گوید: «ارتش به مقتضای طبع خود همواره برای دولت خطرناک می باشد و همان مکانیسمی که هر مقتدر را به سوءاستفاده از آن وامی دارد، آنانی را که سلاح های نظامی در اختیار دارند، به سوءاستفاده از قدرت دچار می کند
برخی از پیروان چنین نظریه ای، با اشاره به اینکه سپاه پاسداران نیز یک نیروی مسلح و مجموعه نظامی است، چنین استدلال می کنند سپاه نباید هیچ ورودی به عرصه سیاست داشته باشد. آنان ورود سپاه به عرصه سیاسی را، ورود نظامیگری به عرصه رقابت های سیاسی تعریف کرده و آن را مخالف با قانون و دیدگاه های حضرت امام (ره) می دانند.
2-
نظریه دوم
در نظریه دوم، چند نکته مورد تاکید قرار می گیرد.
الف-اصل 150 قانون اساسی نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن را به صورت عام بر عهده سپاه پاسداران گذاشته است.
ب- تهدیدات علیه انقلاب اسلامی، صرفا جنبه نظامی ندارد و دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی از روش های گوناگون استفاده می کند.
ج) سپاه برای مقابله با هر نوع تهدیدی، چه نظامی و چه غیرنظامی، وظیفه قانونی برای مقابله در راستای حفظ انقلاب و دستاوردهای آن بر عهده دارد.
براساس موارد مذکور، پیروان نظریه دوم بر این اعتقاد هستند که سپاه پاسداران، یک نهاد چند منظوره است و رسالت ها و ماموریت های مختلفی را برعهده دارد. آنجایی که تهدید ماهیت نظامی دارد، سپاه به عنوان یک نیروی مسلح قدرتمند با تکیه بر مدرن ترین و پیشرفته ترین جنگ افزارهای روز، باید به مقابله با تهدیدات نظامی بپردازد و در این وضعیت در واقع سپاه پاسداران، معین ارتش جمهوری اسلامی خواهد بود. آنجایی که تهدیدات ماهیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد، سپاه باید با ابزار و روش های مناسب این تهدیدات و در راستای حفاظت از انقلاب اسلامی، به مقابله با این تهدیدات بپردازد. براساس این نظریه، دور کردن سپاه از حوزه سیاست، با ماهیت این نهاد انقلابی ناسازگار می باشد.

(ادامه دارد)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات