جای هیچگونه تردیدی نیست که از جمله مهمترین موضوعاتی که امروزه جهان اسلام با آن دست به گریبان است وحدت اسلامی است. اگر ادعا کنیم حساسترین مسئلهای که امامان شیعه در طول زندگانی، برای تحقق آن در عالم خارج براساس قرآن کریم و سنت نبوی اهتمام داشتهاند، وحدت و یکپارچگی امت اسلامی در چارچوب کلی جهان اسلام است سخنی به گزاف نگفتهایم. هدف آن بزرگواران محافظت از عظمت و شکوه این موجودیت در برابر دشمنان و در کمین نشستگان اسلام بود. نیز در اندیشه تحقق بخشیدن به مصلحت برتر اسلام در ساختن امت و شکوفایی مثال زدنی آن در حرکتی شتابنده و روشن به سوی خداوند متعال بودند. شکی نیست که این شکوفایی جز در فضایی آکنده از دوستی و گفتار نیک و برخوردهای سازنده قابلیت ظهور نمییابد، جوی که در آن از کینهتوزی و تعصبات کور و جدایی میان فرق و مذاهب و سازمانهای خبری نباشد و پدیدههای جاهلیت زدهای که برون داد طبیعی اعمال هواپرستانه پارهای از احکام گمراه و سلاطین ستمگر است که زمام امور مردم را غاصبانه در دست گرفته و در زمین خدا به مصداق قرآن دامنه ستم و تباهی را گسترش میدهند به چشم نخورد.
در آغاز سالی که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال همبستگی و مشارکت نامیده شده و همزمان با هفته وحدت به بررسی نکاتی چند پیرامون راهکارهای وحدت و همبستگی میپردازیم. وحدت اسلامی یکی از مهمترین ضرورتها برای حضور و ایستادگی در رویارویی تمدنها است ولی این وحدت شدیداً نیازمند انگیزه و زمینه است.
انگیزههای وحدت اسلامی
1- وحدت اسلامی فراهم کننده قدرتی حقیقی است که میتواند پس از خداوند متعال، تکیهگاه استواری برای مسلمانان در رویاروییهای فرهنگها و تمدنها باشد; زیرا اگرچه مسلمانان از نیروی عظیم انسانی، امکانات مادی فراوان، موقعیتهای استراتژیک مهم، روحیه معنوی بالا، و فرهنگ و دیدگاه اعتقادی و فکری پیشرفتهای در نگرش به زندگی; برخوردار هستند، اما چنانچه میان این اجزا و عناصر پراکنده هماهنگی ایجاد نکند، این مجموعه عظیم، بیش از طعمهای در چنگال دشمنان نخواهد بود.
2- وحدت اسلامی میتواند زمینههای گستردهای برای پژوهش و بحث و بررسی و اجتهاد و استنباط از منابع اسلامی فراهم آورد و بدین وسیله به رویاروییهای فکری فرهنگی و حل مشکلات انسانی که ثمره پیشرفتهای مادی و تحولات علمی اجتماعی است مدد رساند روشن و بدیهی است که چنین امکان وسیعی برای تحقیقات و بررسیها تنها در سایه آرامش و تفاهم و آزادی ابزار عقیده و ارج و احترام اندیشه و تلاشهای دوستانه و برادرانه، به وقوع میپیوندد.
3- وحدت اسلامی میتواند زمینههای رشد و پیشرفت را در تمامی جنبههای مادی و معنوی فراهم کند.
زمینههای وحدت اسلامی
الف: ارائه دیدی کلی و عمومی راجع به نقش دین در زندگی و این که آیا دین تنها رابطهای روحی و پیوندی قلبی میان انسان و خدا و اعمال عبادی و اصول اخلاقی است که انسان بدان پایبند باشد؟ یا حوزه تأثیرگذاری دین، گستردهتر و فراتر از دین، در برگیرنده تمامی جنبههای اجتماعی و اقتصادی و اداری و سیاسی و ارتباطات انسانی در زندگی است.
ب: اتخاذ موضعی کلی در قبال حقوق بشر در اندیشه و عمل و اعمال عبادی مسلمانان و حقوق اجتماعی پیروان مذاهب اسلامی، بطوری که اولاً نتوان اتباع این و آن مذهب را از حقوق اساسیشان که همراه دیگر شهروندان مسلمان در لزوم برخورداری از آنها مشترکند و صرفاً به خاطر انتساب به مذهبی خاص، محروم ساخت. و ثانیاً: مسأله انتساب به مذهب خاص، به امتیاز یا نقطه ضعفی به نفع یا ضرر اشخاص، تبدیل نگردد.
ج: داشتن دیدگاهی کلی در قبال دشمنان اصلی اسلام، چه در جنبه اعتقادی مانند جریان الحاد و اباحیگری اخلاقی یا در جنبههای سیاسی همچون جریان کفر جهانی.
د: اختلافات مذهبی که باید با نگاهی کلی و روشن بدان نگریست تا بتوان برخورد صحیحی با آنها صورت داد، چون وحدت را در این زمینه به معنای متحد کردن تمامی مذاهب در یک مذهب مشترک گرفتن، هیچ مفهوم صحیحی ندارد بلکه اصولاً در این زمینه نخست باید آراء پیروان مذاهب و آیینهای عبادی و شخصیشان را محترم شمرد و آنگاه روشهای تحقیق و بررسی و اسلوبهای نقد و گفتگو را بدور از غرضورزیها و شک و گمانها متحد ساخت.
ح: هماهنگ کردن دیدگاهی کلی راجع به اساس ساختار حکومت اسلامی و نقش آن در زندگی سیاسی اجتماعی، بطوری که مانند عرصه دموکراسی در جهان معاصر، تناقضی میان اشکال مطروحه برای حکومت پیش نیاید.
وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن
قرآن کریم موضوع وحدت و اختلاف را تفصیلاً مورد بحث و بررسی قرار داده است. از یک سو فرایند اختلاف را در تاریخ انسان همراه با علل و عوامل پیدایش و راهکار برچیدن آن، مطرح ساخته و از سوی دیگر مسئله وحدت و یکپارچگی را در کنار اصول و راههای دستیابی به همبستگی، ارائه کرده است. همینطور، پدیده وحدت و اختلاف در جامعه اسلامی و خود راهکار ظهور اتحاد در بین مسلمانان، از نگاه قرآن دور نمانده است.
1- فرایند وحدت و اختلاف در تاریخ انسان از دیدگاه قرآن
در یک نگاه کلی این فرایند به دو شاخه اصلی تقسیم میشود;
الف) اختلاف و وحدت به مثابه پدیدهای انسانی
ب) اختلاف و وحدت در میان ادیان الهی؛
در مورد شاخه اول، قرآن کریم اساساً زندگی انسان را به سان جامعهای بر شمرده که رفتارها و روابط همگون و یکسانی را در آغاز پی ریخته است «مردم، امتی یگانه بودند، پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیمدهنده برانگیخت و با آن کتاب ]خود] را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داوری کند و جز کسانی که (کتاب) به آنان داده شد پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدی] که میانشان بود، [هیچ کس] در آن اختلاف نکرد. پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد و مردم جز یک ملت نبودند، پس اختلاف پیدا کردن و اگر وعدهای از جانب پروردگارت مقرر نگشته بود، قطعاً در آنچه بر سر آن با هم اختلاف میکنند، میانشان داوری میشد.
قابل ذکر است که شرایط خاص حاکم بر زندگی انسان و محیط زندگی او، با توجه به میزان نیازها و خواستههای او، با پیدایش و استمرار وحدت، سازگاری تام داشته باشد. هر قدر بر وسعت دایره امکانات و توان انسان افزوده میشود همان اندازه نیز از توان انسان افزوده میشود همان اندازه نیز از توان او بر نفوذ و تسلط او بر زمینههای جدید حیات اجتماعی که گاه با سایر عرصهها در تناقض است، کاسته و در نتیجه امکان وصول به اتحاد را با دشواری بیشتری روبرو میکند. سطح فرهنگ و دانش بشری نسبت به ابزارها و اسبابی که آفاق و مقاصد نوینی در جلوی چشم آدمیان میگشاید در این زمینه بیتأثیر نیست. در آغازین مرحله زندگی انسان که فطرت خدادادی بر آدمی تسلط تام دارد و در شرایط مناسب، او را به جلوه هدایت میکند، میتوان تصور کرد که پارهای تجاوزات فردی ناشی از هوا و هوس گاه پیش آید اما خیلی زود پس از خاموشی آتش کینه، حسد، خشم و یا شهوت، به فطرت پاک خویش برگردد. قرآن در این باره از حادثه فرزندان آدم گفتگو میکند. با پشت سر گذاشتن این مرحله و عبور از برهه زمانی مشخصی که جامعه انسانی در آن اثناء به تدریج شکل کاملتری به خود میگرفت و بر جمعیت نیازها و خواستههایش میافزود، دوران اختلاف آغاز گردید. آنچه در این زمینه استنباط میتوان کرد، آن که بشریت همواره در تمامی دورانهای زندگی خویش، محکوم قانونی به نام قانون اختلاف بوده است.
و اگر پروردگار تو میخواست، قطعاً همه مردم را امت واحدی قرار میداد در حالی که پیوسته در اختلافند مگر کسانی که پروردگار تو به آنان رحم کرده، و برای همین آنان را آفریده است.» بر این مبنا، باید گفت: اختلاف همچون واقعیتی خارجی، پیوسته در مراحل گوناگون تاریخی، حضور خود را حفظ کرده و خود معلول قانون دیگری است که خداوند در زندگی انسانی حاکم کرده است. این قانون همان قانون امتحان و آزمایش است. چنین قانونی را باید تنها راه پرورش و تکامل امتها و افراد صالح دانست که با اختیار و خواست خویش، علی رغم روییدن خواستها و پیدایش نیازها، در این مسیر گام نهادهاند، این دنیای پر زرق و برق در عین حال، کوره امتحان آدمی و فرصت عمل برای دستیابی به کمال روحی و معنوی او نیز هست. «آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟» «همان (خدائی) که مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید.
حاصل اصلی پیدایش اختلاف در میان انسان، هوا و هوس اوست که خداوند آن را همچون نیروی جاذبهای که در فرایند اراده و اختیار، با نیروی عقل و فطرت برابری کند، قرار داده است. و در صورت هواپرستی آدمی و خرج از راه هدایت و عقلگرایی به دلیل تعدی هواپرستان بر مردم و مجموعه هستی و نیز به سبب تضاد مصابح افراد و رقابتهای ناصحیح در رسیدن به جاه و مقام و قدرت و شهوت، پیدایش اختلاف امری کاملاً طبیعی است. بر طبق آموزههای قرآن کریم، این نوع اختلاف، نخستین اختلافی بوده است که از بستر تاریخ انسان سر بر آورده و ملائک بنا به طبیعت آفرینش او، انتظار آن را داشتهاند.
اختلافاتی که منشأ هوا و هوس داشت در فضایی پدیدار شد که زندگی انسان دگرگون گشته و در ضمن تحولی عمیق، پیچیدگی و ترکیب در آن پدید آمده بود. در نتیجه، آدمی دیگر با تکیه بر اندیشه و استعدادهای خویش، به تنهایی نمیتوانست بر مشکلات پیچیده و عمیقی که در زندگی با آنها روبرو میشد فایق آید این تحول با ظهور تحولی دیگر یعنی نزول کتب آسمانی و بعث پیامبران مقارن گشت. هدف آن بود که مردم به راه صلاح و هدایت رهنمون شوند و پیامبران به حق و عدالت درباره اختلافها و نزاعهای آدمیان حکم دهند. گذشته از اینها قرآن کریم به قصد از میان بردن اسباب اختلاف و گشودن راه تکامل در پیش پای یکایک افراد و جوامع انسانی و آگاه ساختن و پندآموزی به آدمیان دو سنت دیگر را پایهگذاری کرده است:
1- سنت مغفرتطلبی و توبه و بخشایش تا همیشه راه بازگشت آدمی از گناهان و اشتباهها باز باشد.
2- سنت انتقام در دنیا برای افراد و گروهها به هنگام شدت گرفتن انحرافها و افزایش گناهان تا موجبات پندپذیری نسلهای آینده فراهم گردد.
و اما در مورد شاخه دوم یعنی اختلاف وحدت در میان ادیان آسمانی، براساس نظرگاه قرآن کریم، وحدت و اتحاد باید بر پایه اصولی مشخص و با وسایل و ابزارهایی شناخته شده باشد که بطور اختصار به آن اشاره میشود. در حقیقت تحقق وحدت در میان آدمیان منوط به وجود پارهای وجوه مشترک است که نقطه آغازین وحدت قرار گیرد: الف: ایمان به خدا و وحی آسمانی و نبوتها و روز رستاخیز ب: پذیرش عزت و کرامت انسان و احترام به او و آزادی عقیده و اندیشه و عمل وی.
بر این اساس هرگز نمیتوان از اتحاد واقعی مومنان با کافران سخن گفت. بلی ممکن است گاه در اثر پارهای ضرورتها در کنار هم گرد آیند و کشوری واحد، محل تجمع آنان قرار گیرد و صلح و آرامش در میان آنان برقرار گردد اما این اتحاد حقیقی نیست. شرک به خدا و انکار خدا، مانعی درونی و تناقضی اجتماعی بر سر راه اتحاد است.
شاخصههای وحدت میان ادیان الهی
قرآن کریم به موازات تلاش برای تصحیح انحرافات بنیادینی که دامنگیر پیروان اهل کتاب شده که در آیاتی چون (مائده/77-; 81 آل عمران/81،; 187 بقره/ 78، 79، 85، 86، 174) به آن تصریح گردیده، چارچوبی را برای وحدت میان ادیان الهی در طول تاریخ مشخص نموده است تا رابطهای روحی و روانی میان مسلمانان و پیروان آئینهای دیگر محفوظ بماند. از طرفی زمینه لازم برای همزیستی اجتماعی و سیاسی را برای ادیان آسمانی فراهم سازد و از دیگر سو کلیه معتقدان به خدا روز رستاخیز را بر یک صف در مواجهه با بتپرستان و مشرکان و ملحدان قرار دهد. ابعاد و شاخصههای این چارچوب خاص عبارتند از:
1- ایمان به خدای یکتا و وحی آسمانی و روز بازپسین و کتابها و رسالتهای پیامبران
2- تأکید بر وحدت پیامبران و پیامهای آسمانی همه پیامبران و پیامهای آسمانی از یک منشأ سرچشمه گرفتهاند. این منشأ خداوند متعال است. پیامبران هم موظف بودهاند پیامهای الهی را به بشر ابلاغ کنند، در تربیت و اصلاح او بکوشند، به نیکی و هدایت و صلاحش رهنمون گردند و از بدی و فساد و گمراهی باز دارند.
3- دعوت همگانی
1/3- دعوت همگان به سوی اجرای احکام ثابت الهی مشترک در تورات و انجیل به قصد روشن ساختن میزان اتحاد و تقارب میان ادیان، به خصوص اینکه این شریعتها مکمل همدیگر بودهاند آیات مربوط به وجوب روزه، چگونگی قصاص و پرهیز از رباخواری نمونهای از این دعوتهاست.
2/3- دعوت به مراجعه به تورات و انجیل به هنگام حل و فصل اختلافاتی که دامنگیر اهل کتاب میشد و توجه به مواردی که میان تورات و انجیل قرآن مشترک است.
3/3- دعوت مردم به مراجعه به دانشمندان اهل ذکر و معرفت از اهل کتاب با هدف تبیین حقایق اسلام.
4/3- دعوت به پذیرش آیین اسلام و اصول آن و حرمت نهادن به پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) و قایل شدن به اصل ابراهیمی برای اسلام و تأکید بر موقعیت ممتاز ابراهیم(علیهالسلام) در آئین محمد(صلیالله علیه و آله) با توجه به اینکه ابراهیم پدر پیامبران بنیاسرائیل و فرستادهای است که آئینهای آسمانی به او منتهی میگردد.
بر این پایه تأکید میشود که نام «اسلام» از طرف ابراهیم(علیهالسلام) است و او خود، مسلمان [تسلیم محض خدا] و حنیف است و یهودی نصرانی نیست.
5/3- فراخوانی اهل کتاب بر پذیرش رسالت حضرت محمد(صلیالله علیه و آله) به واسطه تأکید بر بشارتهایی که پیامبران و کتابهای آسمانی پیشین داشته است قرآن کریم بارها متذکر این حقیقت شده است. یکی از این موارد، در سوره اعراف و در سیاق گفتگو راجع به موسی است و مورد دیگر در سوره صف جای دارد.
2- فرایند وحدت در جامعه اسلامی
این فرایند در سه رهیافت قابل بررسی است
1- اصولی که قرآن برای وحدت در جامعه اسلامی پایهریزی کرده است;
2- ابزارهایی که قرآن به منظور تضمین بقای این بنیان الهی، تحقق، پایداری و مراقبت از آن به پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله) و آدمیان معرفی کرده است;
3- پی آمدها و آثار تحقق وحدت در جامعه اسلامی.
اصول وحدت اسلامی
اصل اول: یکتاپرستی
این اصل در اشکال مختلف تصویر میشود:
الف: صحنه اتحاد همگان از رهگذر چنگ زدن به ریمسان خداوند: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا آن گونه که حق {پروا کردن از اوست پروا کنید، و نمیرید مگر در حالی که تسلیم [فرمان او] باشید. و همگی به ریمسان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آنگاه که دشمن یکدیگر بودید، پس میان دلهای شما الفت انداخت و در سایه نعمت او با هم برادر شدید; و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن رهانید. این گونه، خدا آیات خود را برای شما بیان میکند، باشد که هدایت یابید.
ب: صحنه پدیدار شدن انس و الفت میان قلبها و همدلی بواسطه عامل غیبی: «و اگر بخواهند [با پیشنهاد صلح] تو را فریب دهند، خدا برای تو بس است. اوست که تو را به یاری خود و به وسیله مومنان تأیید کرد. و میان دلهایشان الفت انداخت، که اگر همه آنچه در زمین است خرج میکردی، نمیتوانستی میان دلهایشان الفت برقرار کنی، ولی خدا میانشان الفت برقرار کرد. به راستی او عزتمند و حکیم است.
اصل دوم: پیروی از پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله)
اهمیت مسأله برخاسته از مجموعهای از عوامل و اصول اعتقادی و اخلاقی و مصالح سیاسی و اجتماعی است که به پارهای از آنها بصورت گذرا اشاره میشود:
الف: حضرت رسول اکرم(صلیالله علیه و آله) مقام تبلیغ رسالت را بر عهده دارد و سخنان او ناشی از منشأ وحیانی است: «و از روی هوس سخن نمیگوید. این [قرآن] جز وحیی که به او میشود نیست.» ، «هرکس اطاعت پیامبر کند، در حقیقت اطاعت خدا کرده است; و هرکس روی بگرداند، [تو مسئول نیستی، و] تو را به عنوان نگهبان آنان نفرستادهایم.»
ب: رسول کسی است که در عین دارا بودن مقام نبوت و تبلیغ، مسئولیت امامت جامعه را نیز بر عهده دارد.
معنای چنین سخنی آن است که اطاعت از رسول در واقع، از یک جنبه، نشانه پایبندی به حاکمیت سیاسی اسلامی و گویای اهمیت نقشی است که قرآن و اسلام برای این حاکمیت در جامعه قایل است. «ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را اطاعت کنید و از این پیامبر و کسانی از خودتان که متولیان امر شما هستند فرمان برید; و اگر در چیزی با یکدیگر اختلاف پیدا کردید، اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است. آیا نظر نیفکندهای به کسانی که میپندارند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان آوردهاند، ولی میخواهند داوری میان خود را نزد طاغوت ببرند، در حالی که قطعاً فرمان یافتهاند که به آن کفر بورزند؟ و شیطان میخواهد آنان را به گمراهی دوری بیفکند.»
زمینههای اطاعت از «رسول» بسیار گسترده و متعدد است و مصالح اجتماعی عمومی، خواستههای فردی خاص، مسائل روزمره آنی و انواع موضوعات دائم و پایدار را در بردارد. همچنین تأثیر طبع; نظرات و اجتهادات مختلف، رسوبهای اعتقادی فکری اخلاقی و فشارهای اجتماعی و اقتصادی را در این پیروی و اطاعت، نباید از نظر دور داشت. یکی از مهمترین آثار اطاعت از خدا و رسول، برچیده شدن نزاع و اختلاف و تحقق وحدت در میان مسلمانان است. «و خدا و پیامبرش را فرمان برید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و قدرت شما از بین برود، و صبر کنید که خدا با صابران است.»
اصل سوم: حفظ روابط عاطفی میان رهبری و مردم
یکی از پایههای مهم وحدت اسلامی، حفظ موقعیت ممتاز رهبری دینی در جامعه است در این عرصه و حوزه قانونمند، وحدت اسلامی شکوفا میشود. مبدل کردن حالتهای خشک و بیروح، به پیوندهای پرطراوت روحی و معنوی و عاطفی که دوستی و مودت و احساسات پاک انسانی که در آن موج زند بر عهده رهبری اسلامی است بدینسان رهبری، نقش عظیمی را در حفظ و استمرار بقای وحدت اسلامی ایفا میکند. «پس به سبب رحمتی که از جانب خداست با آنان نرمخوی شدهای، و اگر درشتخوی و سنگدل بودی از گرد تو پراکنده میشدند. پس از آنان درگذر، و برایشان آمرزش بخواه، و در کار ]اداره جامعه] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست میدارد.» ، «همانا برای شما پیامبری از خودتان آمده است که رنج بردن شما بر او دشوار است و بر هدایت شما حریص و نسبت به مومنان بسیار دلسوز و مهربان است.»
اصل چهارم: اخوت دینی
اخوت دینی از دیدگاه قرآن، زمینه شکوفایی وحدت اسلامی است و به آن نمود اجتماعی و ارزش انسانی میبخشد وحدت میان اشیاء، نیازمند چارچوبی واحد است که آنها را در کنار هم گرد آورد. خون، نژاد، زبان، ملیت، جغرافیا، زمین، خاک، مصالح و منافع، ارزشها و آرمانهای انسانی، دیدگاه قرآن در این زمینهها، همه بر این مبنا استوار است که بشریت از اصلی واحد برخوردار است. «ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بیتردید گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. به یقین، خدا دانا و آگاه است.» ، «جز این نیست که مومنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان سازش دهید و از خدا پروا بدارید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.»
اصل پنجم: موازین اخلاقی
محتوای کلی تعالیم اسلامی، محتوایی اخلاقی است، فلسفه قیام رسول اکرم به تتمیم مکارم اخلاق تفسیر شده است موازین اخلاقی دارای شاخصههایی چون وفاداری در عهد و پیمان، اجرای عدالت، ترویج فضیلتها و ... است که هر یک در سنگ بنای خیمه وحدت اسلامی سهم قابل توجهی دارند:
ابزارهای تحقق وحدت اسلامی
مجموعه ابزارهایی که قرآن کریم در مقام تحقق بخشیدن به وحدت و وفاق عمومی در میان آحاد جامعه انسانی و اسلامی از آن سخن گفته اختصار به شرح زیر است:
دعوت و تبلیغ با شیوه حکمت و موعظه حسنه صلح و آشتی و تلاشهای خیرخواهانه؛ گذشت و بخشایش; ایستادگی در برابر دشمنی و تجاوز؛ تکیه بر علم و دانش در مواجهه با حوادث.
امید است در سایه دستورهای سازنده دین اسلام و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب جلوههای حقیقی اتحاد و همبستگی آحاد در جامعه را شاهد باشیم.