صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۱۱۲۳۹
آشنایی با برخی از عملکرد‌های انتخاباتی حزب منحله مشارکت ایران اسلامی (23)

احزاب سیاسی ایران (بخش نود و هفتم)

عبدالله شمسى - دکتر صادق سلیمى‌بنى مقدمه: مهمترین کارکرد یک حزب سیاسی، کار ویژه انتخاباتی آن است. از این رو، توجه به عملکرد احزاب در بزنگاه های انتخاباتی، محمل مناسبی برای شناخت ماهیت احزاب فراهم می کند. در شماره گذشته با همین هدف به عملکرد انتخاباتی حزب منحله مشارکت در انتخابات مجلس ششم اشاره کردیم. اینک به بررسی عملکرد انتخاباتی این حزب منحله در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می پردازیم.

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری
از سال 1386 مباحث انتخابات ریاست جمهوری در کانون توجه محافل اصلاح طلبان قرار گرفت. شکست های متوالی بعد از انتخابات دوم شوراها آنها را واداشت که به فکر ائتلاف، اتحاد و برنامه ریزی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم باشند، لذا چندین کانون و جلسه در این راستا نقش ایفا می کردند و حزب مشارکت از ارکان این جلسات محسوب می گردید. در این جلسات گام های انتخاباتی جبهه اصلاحات تئوریزه و برنامه ریزی می شد که در ادامه به تشریح آن می پردازیم. البته نقش و عملکرد حزب منحله مشارکت در قالب تعامل و هماهنگی با جبهه اصلاحات قابل بررسی است و غیر از این، هر نوع بررسی و تحلیل ناقص و نارسا خواهد بود.
1- جلسات
الف) جلسه گروه های هفتگانه اصلاح‌طلب موسوم به جی7

مهمترین کانون مرکزی تصمیم گیری و هماهنگی، جلسه ای متشکل از هفت گروه عمده اصلاح طلب بود که حزب مشارکت از اعضای اصلی آن محسوب می گردید، این جلسه از سال های بعد از دوم خرداد به صورت پنهانی محور هماهنگی، طراحی ها و برنامه ریزی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، سیاست خارجی، مذهبی و ... قرار داشت و بسیاری از مسائل به وجود آمده و چالش برانگیز بعد از دوم خرداد محصول تفکرات و برنامه ریزی های این جلسه بود.
این جلسه و اتاق فکر در جریان انتخابات شوراهای دوم برنامه ریزی داشت تا آن را سکوی فتح انتخابات بعدی قرار دهد و حتی در انتخابات هشتم مجلس هم ذیل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان لیست انتخاباتی موسوم به یاران خاتمی ارائه داد، ولی به علت ناکامی ها و اختلافات موجود و همچنین نوع تصمیمات رادیکالی که اتخاذ می کرد دچار فروپاشی شد. تصمیم سازان اصلاح طلب به این نتیجه رسیدند که این اتاق فکر دیگر صلاحیت پرچمداری اصلاحات را ندارد و در این راستا باید به فکر چاره بود در غیر این صورت باید منتظر شکستی سخت تر از گذشته در انتخابات آتی ریاست جمهوری برای اصلاح طلبان بود.
لذا در جمع بندی های شان به این نتیجه رسیدند که اصلاحات نیاز به پدر معنوی دارد. در این رابطه موسوی خوئینی ها گزینه مطلوب آنها بود. بعد از این، کانون تصمیم گیری به مجمع روحانیون مبارز منتقل شد و این تشکل به مرکز راهبردسازی و تولید فکر اصلاحات تبدیل گردید و بقیه احزاب و جریانهای سیاسی می بایست تحت لوای اتاق فکر و رهبری معنوی جدید فعالیت می کردند. با انتقال این اتاق فکر برخی تصور می کردند احزاب رادیکالی همچون مشارکت در مسیر معتدل تری گام خواهند گذاشت، اما عملکرد جبهه اصلاحات نشان داد که برون داد این اتاق فکر و رهبری معنوی جدید استفاده از موقعیت انتخابات دهم ریاست جمهوری برای در نوردیدن خط قرمزها و تقابل با ساختار و ارکان نظام بوده است.
ب) جلسات صبحانه
در این جلسه که ماهی یک بار و پنج شنبه ها برگزار می شد عناصری از اصلاح طلبان مانند ابطحی، موسوی لاری، تاج زاده، امین زاده، محمد صدر، رضا خاتمی، شریعتی، دهاقانی، عرب سرخی، نعیمی پور، خانیکی، میردامادی و حسین باقری با اکثریت اعضای برجسته حزب مشارکت پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بحث و تبادل نظر می کردند. تاج زاده در وصف این جلسه می گوید:
«با دوستان قدیم که اکثراً سابقه فعالیت در ارشاد داشتیم و از نزدیکان آقای خاتمی بودیم چند سال است که پنج شنبه ها ماهی یک بار صبحانه دور هم جمع می شویم. بیشتر بحث هایی صورت می گرفت که منجر به پذیرش کاندیداتوری آقای خاتمی باشد مثل فعال شدن مجمع روحانیون، مشارکت و سازمان. بجز رضا خاتمی و محمد صدر همه موافق بودند که آقای خاتمی تنها کسی است که می تواند احمدی نژاد را شکست دهد بعد از انصراف آقای خاتمی مباحث بیشتر در مورد نحوه تعامل با ستاد موسوی بود.»
ج) جلسه بنیاد باران
بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری، آقای خاتمی بنیاد باران را تأسیس نمود که حدود 1200نفر از اساتید دانشگاه، وزرا و معاون وزرا، مدیرکل ها، استاندارها، فرماندارها و بخشدارهایی که با او ارتباط داشتند در کمیته های مختلف کارهای مطالعاتی انجام می دادند و محصول آن در اختیار خاتمی قرار می گرفت. جلساتی در این بنیاد برگزار می شد که عمده تصمیمات در آن فراهم کردن زمینه برای اصلاحات و بازگشت خاتمی به قدرت بود و این تصمیمات در جامعه ظهور و بروز پیدا می کردند.
د) جلسات دفتر مهدی هاشمی
جلسه ای دیگر که در حد فاصل نیمه دوم سال 1387 بیشتر عناصر کارگزارانی و مشارکتی در آن شرکت می کردند جلسات دفتر مهدی هاشمی بود. در این جلسه گفته می شد که آقای خاتمی معلوم نیست چه زمانی اعلام کاندیداتوری کند. بهتر است قبل از دقیقه 90 مقدمات اولیه ستاد فرضی آقای خاتمی فراهم شود که اگر ایشان اعلام کاندیداتوری کرد امکانات و تمهیدات به ستاد ایشان منتقل شود و علاوه بر این قصد داشتند از طریق این جلسه کارگزاران را برای حمایت از خاتمی قانع کنند. تاج زاده در مورد این جلسه اظهار می دارد:
«آقای امین زاده از تعدادی از دوستان دعوت کرد تا در دفتر مهدی هاشمی در نیاوران جلسه ای تشکیل شود. مهمترین دلیل انتخاب دفتر مهدی هاشمی این بود که بتوانند کارگزاران را قانع کنند تا از آقای خاتمی حمایت کند. این جلسات با اعلام رسمی نامزدی آقای خاتمی تعطیل شد.» علاوه بر موضوعات فوق، مطالبی پیرامون ضعف های دولت نهم و نفی کامل احمدی نژاد و حتی رهبری نظام نیز در این جلسه مطرح می گردید.
2- گام‌های انتخاباتی
از حدود دوسال قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم گام هایی از سوی اصلاح طلبان برای فتح کرسی ریاست جمهوری برداشته شد که برخی از آنها دفعی و برخی برنامه ریزی شده از سوی اتاقهای فکر بود. یکی از نقاط ثقل این برنامه ریزی ها جلوگیری مجدد از حضور احمدی نژاد در رأس قوه مجریه بود. بهانه این نفی بی سابقه در ظاهر حول ایرادهای مدیریتی و عملکردی وی می چرخید، اما واقعیت امر که بعدها کاملاً آشکار شد حکایت از ستیز گفتمانی، بین گفتمان اصیل انقلاب با گفتمان روشنفکری تجدید نظرطلب و موقعیت طلبان بود. تجدیدنظرطلبان، احمدی نژاد را پرچمدار گفتمان اصیل انقلابی می دانستند که در صورت پیروزی مجدد و ادامه توفیقاتش در سازندگی کشور و سیاست خارجی و داخلی، عامل حذف همیشگی اصلاح طلبان تجدیدنظرطلب از حضور در قدرت می شد، لذا در این انتخابات اصلاح طلبان با بهره گیری از تمام ظرفیت های داخلی و خارجی خود برنامه هایی را به اجرا گذاشتند. البته راهبردی که اتاق فکر جریان اصلاحات طراحی کرده بود و در طول فعالیت های انتخاباتی کمتر آن را آشکار می کرد و آن را منوط نموده بود به تغییر احمدی نژاد و یا لشکرکشی خیابانی، تغییر در برخی نهادها و ارکان نظام از جمله رهبری نظام بود.
نفی احمدی نژاد محملی شد که حتی برخی اصول گرایان، جناح رقیب را در این مسیر همراهی کنند، هرچند همراهی این افراد در راستای ستیز گفتمانی محسوب نمی شد، اما آنها بدون توجه به عمق موضوع به خاطر پاره ای مسائل شخصی و مدیریتی همگامی با عناصر تجدیدنظرطلب را برگزیدند.
البته وجود اتاق های فکر مانند آنچه در بالا گفته شد موجب این نگردید که اصلاح طلبان از همان ابتدا از راهبردی واحد پیروی کنند، بلکه این هماهنگی با گرم شدن تنور انتخابات و ایجاد فضای انگیزشی بخصوص در روزهای منتهی به انتخابات به حداکثر رسید. به همین سبب در ابتدای تحرکات انتخاباتی، اصلاح طلبان به طیف های مختلف که هرکدام سقف مطالباتی متفاوتی را داشتند تقسیم می شدند. عده ای با احتیاط سقف آرزوهای خود را بسیار کوتاه کرده و تنها به حداقلی از امنیت حزبی برای خودشان، بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش تنش ها در سیاست خارجی راضی بودند. عده ای هم در رویای صرفاً بازگشت به قدرت برای احیای منافع اقتصادی و سیاسی از دست رفته به سر می بردند. برخی دیگر نیز در خلال رقابت های انتخاباتی و همچنین بعد از آن در صورت پیروزی و یا شکست به دنبال مسائلی بودند که از دید آنها موانع توسعه مردم سالاری محسوب می شد و نیل به این هدف را منوط به اصلاحاتی بنیادین و اساسی می دانستند که نتیجه قهری آن تزلزل و فروریختن بنیان های جمهوری اسلامی از جمله ولایت فقیه بود. این دقیقاً همان هدفی بود که گفتمان حلقه کیانی ها همچون حزب منحله مشارکت به آن حکم می کرد. در این راستا گام هایی از سوی اصلاح طلبان با محوریت مشارکت، مجاهدین، مجمع روحانیون و... برداشته شد که در شماره های آینده به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات