عبدالله شمسى ـ دکتر صادق سلیمىبنى
در شماره گذشته در ارتباط با گام های انتخاباتی حزب منحله مشارکت در انتخابات دهم ریاست جمهوری مقدمتاً مطالبی ارائه شد. در ادامه به جهت رعایت اختصار به برخی از این گام ها که از پاییز و زمستان 1387 شکل عینی و آشکارتری به خود گرفت، می پردازیم با ذکر این موضوع که قبل از شکل گیری کامل آرایش سیاسی تشکل ها و احزاب برای انتخابات دهم ریاست جمهوری، مباحثی مانند کاندیداتوری عبدالله نوری (وزیر کشور دولت اصلاحات)، طرح نظرسنجی و حکمیت و طرح دولت وحدت ملی مطرح بود که بیشتر جنبه تاکتیکی و ایذایی آن مورد توجه حزب منحله مشارکت قرار داشت و هدف، رسیدن به کاندیدای واحدی بود که پیروزی آنها را در انتخابات تضمین کند.
مشارکتی ها با وجود مطرح کردن گزینه های مختلف انتخاباتی اعم از طرح ها و افراد مختلف، ولی این موضوع را به خوبی می دانستند که تقابل و رقابت با فردی مانند احمدی نژاد که از پایگاه وسیع مردمی برخوردار است کار بسیار مشکلی است، لذا باید در جست وجوی کاندیدایی باشند که اجماع گروه های اصلاح طلب را در پی داشته باشد و علاوه بر آن ویژگی هایی همچون مقبولیت و توانایی جذب رأی، اصلاح طلب بودن، تناسب با مقتضیات و شرایط زمان، بیگانه نبودن از گفتمان عدالت و داشتن جایگاه در بین نیروهای مذهبی به ویژه در بین منتقدان احمدی نژاد را دارا باشد.
از دید بسیاری از اصلاح طلبان این ویژگی ها به طور نسبی بر آقای خاتمی و میرحسین موسوی بیشتر از دیگران تطبیق داشت، لذا در آغاز زمستان 78 مهم ترین موضوعی که در رسانه های اصلاح طلب مطرح بود، آمدن و یا نیامدن هر یک از این دونفر بود.(1)
در این مقطع فشار گروه هایی مانند مشارکت، کارگزاران و مجاهدین انقلاب اسلامی بر سیدمحمد خاتمی برای حضور در عرصه رقابت انتخاباتی مضاعف شد، بنا به تحلیل این تشکل ها خاتمی تنها فردی بود که می توانست با محمود احمدی نژاد رقابت کند و حضور او را با توجه به شرایط داخلی و خارجی ضروری می شمردند. در راستای به میدان کشیدن خاتمی از کارهایی که انجام گرفت «پویش دعوت از خاتمی» بود که طی مراسم پر طمطراقی در 16 آبان 1387 برگزار شد. این همایش که خاتمی در آن حضور نداشت بیش از هر چیز در پی ایجاد شوک انتخاباتی به جامعه بود، لذا افزون بر چهره های سرشناس هنری و فرهنگی تعدادی از چهره های سیاسی اصلاح طلب نیز در آن حضور داشتند که از پوشش تبلیغاتی مناسبی نیز برخوردار شد. در بین احزاب، حزب مشارکت بیشتر در تب و تاب آمدن خاتمی بود و برای حضور مجدد در قدرت، به گزینه ای غیر از آقای خاتمی باور نداشت.(2)
علاوه بر این، گروه 88 در مراکز شهرستان ها تشکیل شد، این گروه شامل 88 نفر از حامیان جوان سیدمحمد خاتمی بود که با هدف دعوت از خاتمی برای حضور در عرصه انتخابات دهم در ظاهر به صورت خودجوش تشکیل شد ولی در قفا صحنه گردان اصلی آن حزب منحله مشارکت بود. گام اول این حرکت در سطح ملی با صدور بیانیه ای با امضای 88 نفر از سراسر کشور برداشته شد و در گام دوم گروه 88 در سطح استانها شکل گرفت و گام سوم این حرکت تشکیل گروه های 88 نفره در شهرستان ها بود که بعد از انتخابات از همین شبکه جهت ایجاد اعتراض و اغتشاش استفاده شد.
محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت که موافق نظر «یا خاتمی یا هیچ کس» بود، اعتقاد داشت با نیامدن خاتمی اصلاح طلبان با مشکل مواجه خواهند شد و اگر خاتمی اعلام کاندیداتوری کند، مکانیسم های جبهه اصلاحات به گونه ای است که در نهایت به وحدت خواهند رسید و در معرفی کاندیدا دچار تکثر و اختلاف نخواهند شد و در این صورت خاتمی رأی لازم را خواهد آورد.(3)
اما آقای خاتمی به شدت مردد بود و علت تردید هم بیم داشتن از عدم انتخاب مجدد و در صورت انتخاب، ترس از شرایط جدید بود و اینکه آیا می تواند با توقعات فراوان یاران اصلاح طلب خود قوه اجرایی را اداره کند یا خیر؟
علاوه بر این، اعلام آمادگی میرحسین موسوی برای ورود به عرصه انتخابات، به تردید او می افزود. خاتمی که بارها در جلسات مختلف از موسوی برای کاندیداتوری دعوت کرده بود، دائماً در مصاحبه ها و نطق های خود این جمله را یادآور می شد که «اگر او [موسوی]بیاید من نمی آیم و یا اگر من بیایم او نمی آید.» (4)
بالاخره خاتمی پس از کش و قوس های فراوان در بیستم بهمن 87 کاندیداتوری خود را برای انتخابات اعلام نمود.(5) اعلام کاندیداتوری خاتمی واکنش های متفاوتی را در پی داشت؛ اکثر گروه ها و شخصیت های اصلاح طلب از آمدن وی استقبال کردند، زیرا احساس می کردند که با آمدن خاتمی شانس پیروزی بر احمدی نژاد بیشتر می شود.
در این مقطع میرحسین موسوی هم که خود را برای حضور در عرصه رقابت انتخاباتی آماده می کرد از اقدام خاتمی در اعلام کاندیداتوری به شدت گله مند بود و در همین راستا نامه ای را خطاب به او نوشت و از اینکه طبق قرار طرفین مبنی بر بررسی وضعیت و صبر کردن تا اردیبهشت ماه و بعد اعلام کاندیداتوری یکی از آنها عمل نکرده است، سخت از آقای خاتمی گلایه کرد.(6)
با این وصف موسوی در تاریخ بیستم اسفند ماه 1387 حضور قطعی خود را در انتخابات اعلام کرد. حضور همزمان سه کاندیدا نگرانی های فراوانی را در بین جبهه اصلاحات ایجاد می نمود و امیدهای نه چندان پرفروغ آنها را کم تر از گذشته می کرد. از این رو، بسیاری از اصلاح طلبان تنها طریق موفقیت را رسیدن به اجماع می دانستند.
احزابی مانند مشارکت که حلقه اول اطراف خاتمی را تشکیل می دادند، تمایل زیادی به کناره گیری موسوی داشتند و گاهی نیز مناصبی مانند معاون اولی را برای او پیشنهاد می کردند.
با وجود اعلام حضور رسمی، تردیدها آقای خاتمی را رها نکرد و با شروع سفرهای انتخاباتی و استقبال سرد و کم فروغ مردم در استان های فارس، بوشهر و کهگیلویه از او، تردیدهایش تبدیل به یقین شد که پایگاه اجتماعی او و اصلاح طلبان به شدت تنزل کرده و رأی نخواهد آورد، لذا در بیست و هشتم اسفند حدود یک هفته پس از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی، با انتشار بیانیه ای انصراف خود را از نامزدی انتخابات اعلام نمود و در بیانیه خود ضمن تعریف از کروبی و توصیه به وحدت، از میرحسین موسوی حمایت کرد.(7)
خاتمی با تجربه و واقع بینی ای که از انتخابات داشت، توانسته بود تشخیص دهد که پایگاه اجتماعی لازم را جهت پیروزی در انتخابات ندارد، لذا سعی داشت ضمن کناره گیری به نحوی پایگاه اندک اجتماعی خود را که بیشتر از جوانان تشکیل می شدند به سوی موسوی سوق دهد.
مشارکتی ها که کناره گیری خاتمی چندان برایشان خوشایند نبود، سعی می کردند که علت اصلی کناره گیری او را که موجب ایجاد یأس و ناامیدی در بین هواداران می شد، پنهان کنند. عبدالله رمضانزاده قائم مقام حزب منحله مشارکت درباره کناره گیری خاتمی، علت را نه به خاطر نامزدی موسوی، بلکه به خاطر پیام های دریافتی مبنی بر اینکه خاتمی نباید نامزد شود، بیان کرد. در واکنش به این سخنان خاتمی در جمع ستاد 88 در تهران تصریح کرد: «بنده واقعاً از بعضی از این حرف هایی که زده می شود تعجب می کنم که گفته می شود به بنده پیغام هایی داده شده است که کنار بروم، آیا لازم است بنده قسم بخورم که اینگونه نبوده؟»(8)
با وجود تردید اولیه برخی اصلاح طلبان در استقبال از موسوی، اما حمایت های بی دریغ خاتمی از وی و تغییر در برخی مواضع و ادبیات موسوی در بیانیه ها، سخنرانی ها و مصاحبه ها موجب گردید تا اصلاح طلبان با تمام توان پشت سر وی حاضر شوند، آذر منصوری معاون دبیرکل مشارکت در اظهاراتی گفت: «در اصلاح طلب بودن موسوی شکی نیست و موضع گیری آقای موسوی در مصاحبه های مطبوعاتی اخیر بسیاری از تردیدها را بر طرف کرد. موضع ایشان بسیار اصلاح طلبانه بود.»(9)
مشارکتی ها موسوی را نامزد تغییر اعلام می کردند. تاج زاده در این باره می گفت: «آقای موسوی برای ما نامزد تغییر است. همه معتقدیم آقای احمدی نژاد باید تغییر کند.»(10)
پس از رسمیت یافتن میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای اصلی حزب مشارکت، برنامه ریزی انتخاباتی این حزب شکل عملیاتی و منسجم تری به خود گرفت. این برنامه ریزی ها هماهنگ با دیگر اعضای جبهه اصلاحات، اهدافی فراتر از تصاحب کرسی ریاست جمهوری را دنبال می نمود، بر همین اساس و به استناد اظهارات، اقدامات و مسائل به وجود آمده قبل و بعد از انتخابات، اصلاح طلبان دو راهکار را پیش روی خود قرار داده بودند؛ بر پایه این دو راهکار، در صورت شکست انتخاباتی، القای بحث تقلب و در صورت پیروزی، برگزاری جشن پیروزی و کلید زدن روند محدودسازی رهبری و نهادهایی مانند شورای نگهبان را پیگیری می کردند و با توجه به محدودیت های قانونی در این زمینه، مجموعه ای از برنامه های قانونی و غیر قانونی همچون کمیته صیانت از آرا و موج اعتراضات مردمی در کف خیابان ها تدارک دیده شده بود.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.