بصیرت: حضرت امام (ره) در کلامی آتشین میفرمایند:« من اعلام خطر میکنم. این آقایانی که میگویند باید خفه شد و دم نیاورد، آیا در این مورد هم میگویند باید خفه شد؟ در اینجا هم ساکت باشیم و دم نیاوریم؟ ما را بفروشند و ما ساکت باشیم، استقلال ما را بفروشند و ما ساکت باشیم والله گنهکار است کسی که داد نزند والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند. امروز تمام گرفتاری ما از آمریکاست تمام گرفتاری ما از اسرائیل است. اسرائیل هم از آمریکاست. این وکلا هم از آمریکا هستند. این وزرا هم از آمریکا هستند، هم دستنشانده آمریکا هستند...». به هر حال همانگونه که از متن بالا پیداست حجاریان ناچارا و در لفافه به برخورد حاکمیت با گروههای قارچگونه یادشده اشاره میکند اما در ادامه تبصرهای خودخواهانه به مطلب خود میدهد: «اما در 2 سال اخیر، تعداد این گروهها و اجسام و افراد معجزهگر فزونی یافته است و تقریبا هفتهای نیست که فرقهای منجیگرا پیدا نشود. این اتفاق چه بسا مولود ظهور و رشد جریان «وقات» و «مادون انجمنی» در ایران است...». حجاریان در انتهای مقاله و مثلا در آسیبشناسی ماجرا به زمانه «رکود بزرگ» در آمریکا اشاره کرده و سپس با چشمپوشی تعمدی از عشق بیانتهای شیعیان به حضرت ولیعصر(عج) به قیاس از آرمانگریزیهای خویش و دیگر هممسلکهای مجاهد و مشارکتیاش بیطاقتی جامعه را در تحمل سختیها و گرفتاریها عامل اصلی آنان در عشقورزی به مهدویت معرفی میکند و این یک کجگویی واضح یک چهره مشکوک سیاسی راه یافته به بدنه انقلاب اسلامی در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی است که کلام او ناخودآگاه بخش عمدهای از کفرگوییهای ضدانقلاب مرتد اکبر گنجی را در اذهان تداعی میکند؛ ضدانقلاب فراری بیشرمی که این روزها در اوج انحطاط اخلاقی- سیاسی خویش با رقاصه عجوزه «فائقه آتشین» یا همان گوگوش در خیابانهای نیویورک مثلا با گرفتن روزه نیمبند سیاسی به دفاع از سران فتنه سبز 88 میپردازد و در شبکههای دینستیز ماهوارهای به رد علنی مهدویت و امامت میپردازد. به هر حال حجاریان با اهداف کاملا روشنی تلاش گستردهای دارد تا جریان انقلابی و پیشرو مانند جمعیت فدائیان اسلام را متحجر معرفی کرده و در مقابل عناصر بدنام و وابسته به سازمان جاسوسی سیا از قبیل اکبر گنجی و طیف افراطی و دگراندیش دوم خردادی را افرادی مدرن، تحصیلکرده و اساسا معتقد به مهدویت نشان دهد تا با انحراف افکار عمومی از حقایق تاریخی– دینی به جریان التقاطی کمک کند تا به اهداف نامبارک دست پیدا کرده و با مصادره انقلاب اسلامی آن را از مسیر قرآن و اسلام ناب محمد(ص) بازدارد.
سعید حجاریان در ادامه مقاله «وقاتون» آشکارا اعتقاد جامعه به ظهور منجی را رویاپروری، فرافکنی، تخدیر و فرار از واقعیت معرفی میکند. وی در اینباره میگوید: «وقتی جامعهای تحمل سختیها و گرفتاریهای روزافزون را نداشته باشد، به نوعی پروژکتور میکند در عالم فیکشن و به زندگی تخدیری و فرافکنی و رویاپروری روی میآورد. فیکشن و رویاپروری هم به هر حال نوعی یوتوپیا میسازند. با این تفاوت که راه فرار از وضع موجود را مهیا میکند و نه راه نقد وضع موجود. عملکردی شبیه افیون و تخدیر و تریاک دارد. جامعه، خودش را با یوتوپیای منجیگرایانه تخدیر میکند. در چنین موقعیتی وقتی دورنمای پیش روی روشن نباشد، افراد برای فرار از وضع موجود به دنبال یک سلطنت شکوهمند هزاره مسیحی میروند و به دنبال معجزه در هزاره سوم میگردند...». البته نباید فراموش کرد که قطع یقین عنوان «عملکرد تخدیری دین» برگرفته از مکتب فروپاشیده مارکسیستی است که بهزاد نبوی یار غار سعید حجاریان سالیان سال به همراه شعاعیان و سعادتیها افتخار! عضویت و فعالیت در آن مکتب ماتریالیستی را داشته است. بدیهی است «انتظار فرج» مبتنی بر اصول اسلام ناب محمدی (ص) نه تخیل است و نه راهی برای فرار از وضع موجود بلکه اعتقاد به مهدویت، اصلی روشن از اصول اعتقادی شیعیان بوده و فینفسه وجود چنین اعتقادی فارغ از مبانی دینی- فلسفی عامل ایجاد حرکت اجتماعی و رسیدن به وعدههای حقیقی الهی است. از دیدگاه انجمن منحله حجتیه هر کس قبل از قیام امام زمان(عج) اقدام به اصلاح امور کند عملا در ظهور آن وجود نازنین تاخیر ایجاد کرده است و چنین اشخاصی در خدمت طاغوت قرار گرفتهاند لذا مبتنی بر اندیشه منحط مذکور، سران انجمن همواره سعی داشتهاند با استناد به احادیث یا تحریف مفهومی روایتی از امام صادق(ع) اقدام عملی در جهت ایجاد هر نوع حرکت اجتماعی یا ظلمستیزی را محکوم کرده و تنها منش منفعلانه خود را مذهبی جلوه داده و آن را مشروع نشان دهند. به هر حال در طول نهضت انقلابی حضرت روحالله، انجمن حجتیه با بیان روایاتی از قبیل «تا زمان ظهور امام قائم ما فرانرسد او خروج نکرده و نخواهد کرد و هر که قیام کند جز آنکه به غم و اندوه ما و شیعیان بیفزاید کاری از پیش نبرد» اشخاصی را که علیه ظلمهای رژیم شاه فعالیت داشتند مرتد اعلام میکردند تا همگان به این باور غلط برسند که جهت فراهم کردن زمینه ظهور امام زمان(عج) باید با حکام ستمگر ساخت و با رژیم شاهنشاهی سازش کرد تا مبادا ظهور حضرت حجت(عج) به تاخیر بیفتد. حضرت امام(ره) در اینباره میفرمایند: «ممکن است هزاران روایات را نشر بدهند که از عمال ظلمه و آخوندهای درباری در تعریف سلاطین جعل شده است. طوری که ملاحظه میکنید با 2 روایت ضعیف چه بساطی راه انداختهاند و آن را در مقابل قرآن قرار دادهاند؛ قرآنی که جدیت دارد بر ضد سلاطین قیام کنید و موسی را به قیام علیه سلاطین وامیدارد.