رضا اشرفى
وزیران خارجه شورای همکاری خلیج فارس در پی تحولات پیچیده منطقه و همچنین موضع گیری برخی از کشورها به خصوص جمهوری اسلامی ایران درباره حضور نیروهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی در خاک بحرین، نشستی اضطراری در شهر ریاض برگزار کرد و همانگونه که پیش بینی می شد در پایان نشست مواضع ایران مبنی بر خروج نیروهای خارجی از بحرین را دخالت در امور داخلی کشورهای همسایه خواند. در زمینه این نشست چند مسئله وجود دارد که شایسته تأمل است.
1- موج قیام ها و انقلاب های منطقه که از شمال آفریقا و خاورمیانه عربی آغاز شده به حاشیه خلیج فارس نیز رسیده است. مهم ترین سوال در این باره این است که وجه اشتراک کشورهای شمال آفریقا، خاورمیانه عربی و خلیج فارس چیست که تحرکات انقلابی در آنها شکل گرفته است؟ به بیان ساده سه عامل را می توان مهم ترین دلیل گسترش این قیام ها دانست. این مسئله در ابتدا به عدم چرخش قدرت در کشورهای عربی منطقه مربوط می شود. بسیاری از حاکمان عرب چند دهه است که صندلی قدرت را خانه اصلی خود کرده اند و اجازه ورود کسی را به آن نمی دهند. مسئله دوم توزیع نامناسب ثروت است. کشورهای منطقه از منابع انرژی سرشاری برخوردار است اما حاکمان عرب این منابع و سرمایه را به ملک انحصاری خانواده و طایفه خود مبدل کرده اند. مسئله سوم به ناهماهنگی و ناهمسانی فرهنگ اجتماعی و ساختار سیاسی کشورها باز می گردد. متن اجتماعی و فرهنگی تمامی کشورهای منطقه ریشه در اسلام دارد، اما این فرهنگ در ساختار سیاسی هیچ جایگاهی ندارد. در بحرین که در حال حاضر شورای همکاری خلیج فارس نسبت به آن حساسیت نشان می دهد، حدود هشتاد درصد مردم، شیعه هستند، اما این جمعیت جایگاهی در ساختار سیاسی کشور ندارد. این سه عامل نقش اساسی در شیوع انقلابات منطقه ای بازی می کنند که در کنار آنها باید به غرب گرایی مطلق حاکمان و همچنین تأمین امنیت رژیم صهیونیستی نیز اشاره کرد.
2- در میان قیام های منطقه، ناتو وارد تحولات لیبی شده که البته هنوز نمی داند دقیقاً به دنبال چیست و سردرگم است. شورای همکاری خلیج فارس نیز با نیروهای عربستان و امارات خود را به خاک بحرین رسانده است. جدای از اینکه توانایی نظامی این دو کشور بسیار ضعیف و پیش پا افتاده و قابل پیش بینی است که کاری از پیش نخواهند برد، باید گفت کشورهای شورا به خصوص عربستان از وقوع انقلاب در کشورهای حاشیه خلیج فارس بسیار هراس دارند. زیرا تب انقلاب می تواند به آنها سرایت کند. روندی که آمریکا نیز به آن حساس است. بنابراین چراغ سبز غرب برای ورود نیروهای خارجی به خاک بحرین را می توان دید که روشن مانده است.
3- بر چه اساسی شورای دو کشور عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیروهای نظامی خود را به بحرین اعزام کرده اند؟ آیا شورای همکاری خلیج فارس برای این کار پشتوانه حقوقی دارد که نظام بین الملل آن را به رسمیت بشناسد یا اینکه این حرکت نوعی جنگ و اشغالگری است؟ در این زمینه بهتر است نیم نگاهی به «نیروهای سپر جزیره» داشته باشیم. شش کشور شورای همکاری خلیج فارس (عربستان، امارات، بحرین، قطر، عمان و کویت) در نوامبر سال 1982 و در سومین نشست خود در منامه بحرین تصمیم گرفتند به بهانه دفاع از امنیت کشورهای عضو و مقابله با «تجاوزات خارجی» علیه کشورهای مورد نظر نیروهای سپر جزیره را تشکیل دهند. البته نفس شکل گیری و وجود شورای همکاری خلیج فارس که در ابتدای انقلاب اسلامی ایران تأسیس شد مقابله و جلوگیری از صدور انقلاب ایران بود.
بنابراین تشکیل سپر جزیره نیز از ابتدا رنگ و بوی مقابله با جمهوری اسلامی ایران داشت که اخیراً در تحولات انقلابی منطقه سر برآورده است، اما مسئله این است که در اساسنامه توافق شده شورای همکاری و سپر جزیره آمده که اگر هر کشور خارجی به کشورهای عضو حمله کند با واکنش هر شش کشور مواجه می شود اما در هیچ کجای این اساسنامه نیامده که نیروهای نظامی می توانند در برابر خواسته های مردم که علیه حاکم و پادشاه قیام کرده اند دست به اسلحه ببرند.
این بخش از اساسنامه شورای همکاری خلیج فارس برگرفته از اساسنامه ناتو است که در دوران جنگ سرد در برابر تهاجم کمونیسم چیده شده بود. بر این اساس هر کشوری که به اعضای ناتو حمله کند با واکنش نیروهای ناتو مواجه خواهد شد. حتی در اساسنامه ناتو نیامده که اگر ملتی در برابر یکی از دولت های عضو ناتو قیام کند، وظیفه ناتو چه خواهد بود. در این جا باید مقوله های دولت و کشور را از یکدیگر جدا کرد. در بخش اول اختلاف بر سر دولت و ملت است که موضوعی کاملاً داخلی است، اما در بخش دوم مسئله کشور به معنای یک عضو مستقل نظام بین الملل است که با تجاوز کشور دیگری مواجه شده است.
این تفاوت در مواضع اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز خود را نشان می دهد. شورا با تأکید عربستان و امارات در توجیه کار خود مثال عراق را آورده اند. شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان، وزیر خارجه امارات متحده عربی که ریاست نشست اخیر را بر عهده داشت در این باره گفته است: «شورای همکاری یک تشکیلات ادغام شده است که امنیت هر یک امنیت بقیه کشورهای عضو است. شورا در مقابله با تهاجم عراق به کویت، متحد بود و در برابر هر تهدید دیگری علیه مردمش باید متحد باشد.» شیخ عبدالله در این باره فراموش کرده است که عراق به عنوان یک کشور مستقل به کشور مستقل دیگری که عضو شورا است حمله و امنیت «مردم» و «دولت» آن را با تهدید مواجه کرد. در حالی که بحث امروز به مقابله مردم با دیکتاتوری حاکم برمی گردد و اتفاقاً این دولت بحرین است که امروز امنیت مردم را تهدید می کند و هیچ نشانی از تهدید کشور ثالثی مثل عراق در سال 1991 نیست.