بصیرت: ادعاهای اخیر مقامات کویتی علیه جمهوری اسلامی ایران و همسویی با سیاستهای ضدایرانی استکبار جهانی روز به روز دامنهدارتر میشود و این کشور کوچک و دست نشانده عربی از خویشتنداری بیمورد دستگاه دیپلماسی کشورمان سوءاستفاده بیشتری میکند. قطعاً در صورتی که کاسه صبر مردم ایران در برابر گستاخیهای برخی مقامات کویتی به سر آید، آنوقت اوضاع به گونه دیگری رقم خواهد خورد.
در همین رابطه دکتر حسین علایی از کارشناسان سیاسی و نظامی منطقه درباره ادعاهای اخیر مقامات کویتی معتقد است: ایران اصولا نیازی به داشتن شبکه جاسوسی در کشور کوچکی مثل کویت ندارد، کل ارتش کویت به اندازه یک لشکر ایران استعداد ندارد. همه اطلاعات این ارتش هم که در اختیار باشد یا نباشد، تاثیری در برآوردهای استراتژیک ایران ایجاد نمیکند.
به اعتقاد وی اگر به سابقه تشکیل شورای همکاری خلیج فارس توجه کنیم میبینیم فلسفه تشکیل این شورا، حدود سی سال پیش و چند ماه بعد از جنگ صدام علیه ایران بود و این شورا تشکیل شد تا از صدام در جنگ علیه ایران حمایت کند و یک جبهه واحد را در مقابل ایران از نظر سیاسی، تبلیغاتی و دیپلماسی ایجاد کند. بنابراین اصولا شورای همکاری خلیج فارس، برای همکاری کشورهای پیرامون خلیج فارس از جمله ایران تشکیل نشده بلکه به منظور تشکیل جبههای برای حمایت از رژیم بعث عراق به وجود آمد.
از همان ابتدای تشکیل این شورا، همیشه تشنج در روابط ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قابل مشاهده است. علیرغم این که ایران بارها علاقه خود را به همکاری با کشورهای عضو این شورا اعلام کرده اما شورای همکاری خلیج فارس معمولا در سیاستهای خود روش غیر دوستانهای را به کار گرفته است. از جمله در اکثر اجلاسهایی که با نام این شورا انجام میشود، همواره از ادعای امارات عربی متحده در مورد جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک حمایت میشود و به اسناد تاریخی در مورد مالکیت این جزایر توسط ایران توجهی نمیشود.
در شرایط کنونی در کشورهای عربی قیامهای مردمی به وجود آمده و تا کنون مردم در دو کشور تونس و مصر به موفقیتهای بزرگی نایل شدهاند. پس از موفقیت مردم در این کشورها، قیام مردم در کشور بحرین هم آغاز شد. اگر قیام مردم در این کشور عربی که در منطقه میانی خلیج فارس قرار دارد و نقش بسیار مهمیاز نظر ژئوپلیتیکی در منطقه بایفا میکند، به نتیجه میرسید، طبیعتا جای امریکا در خلیج فارس تنگ میشد و نفوذ عربستان در منطقه کاهش مییافت.
وی در پاسخ به این سئوال که عربستان تحت پوشش حمایت از حاکمیت بحرین و در لوای شورای همکاری خلیج فارس دست به اعزام نیرو به این کشور کرده است، نقش عربستان را در رویکرد تقابلی جدید شورای همکاری خلیج فارس علیه ایران چگونه میبینید؟ گفت: اصولا عربستان کشور بحرین را جزء حوزه امنیتی خود تعریف کرده و این کشور را منطقه نفوذ خود در خلیج فارس به حساب میآورد. بر همین اساس از سالیان دراز گذشته سعی کرده است که ساختار حکومتی و ساختار امنیتی در بحرین به گونهای شکل بگیرد که نفوذ عربستان در این منطقه به صورت دائمی تضمین شود. خاندان آل خلیفه که در بحرین حکومت میکنند گروهی هستند که عمدتا به عربستان وابسته هستند و حضور خود را در خلافت بر بحرین مدیون پادشاهی عربستان سعودی میدانند.
نکته دیگر این است که عربستان از نزدیک حدود بیست سال پیش پروژهای را شروع کرد و آن احداث یک پل میان بحرین و عربستان بود به گونهای که بحرین را به عربستان وصل کردند. بنابراین تنها کشوری که بحرین با آن از طریق زمینی ارتباط دارد، کشور عربستان است که بحرین را از حالت جزیره در میآورد و به خشکی بزرگ عربستان متصل میکند. بنابراین این اقدام عربستان برای این است که همیشه دولت بحرین نوعی احساس وابستگی به عربستان داشته باشد و بتواند ارتباط زمینی خود را با جهان از طریق خاک عربستان تامین کند.
نکته دیگری که در این مسئله مهم به نظر میآید این است که بحرین دارای جمعیتی شیعه است و سرزمینهای پیرامون بحرین در عربستان مثل منطقه قطیف و سایر مناطق هم مناطق شیعهنشین عربستان هستند. هم در منطقه بحرین و هم در منطقه شیعه نشین عربستان منابع عظیم نفت وجود دارد و قدرت و ثروت عربستان در حوزه ژئوپلیتیک جمعیت شیعهنشین قرار دارد. عربستان نگران این است که اگر قیام مردم در بحرین به نتیجه برسد و مردم بتوانند در این کشور دولت تشکیل دهند، خود به خود بعد از بحرین، شیعیان عربستان هم تمایل پیدا خواهند کرد که از آزادیهای بیشتری برخوردار باشند و کلا جریان آزادی خواهی در عربستان توسعه خواهد یافت و حکومت پادشاهی در عربستان متزلزل خواهد شد. بنابراین، یکی از انگیزهها این است که همیشه عربستان به دنبال سلطه خود بر بحرین بوده است تا از این طریق شیعیان بحرین و حرکتهای شیعیان درون عربستان را به کنترل درآورد.
وی درباره ادعای اخیر کویت که یک شبکه جاسوسی مرتبط با ایران را در این کشور دستگیر کرده است، گفت: اطلاعات دقیقی از ادعای دولت کویت در مورد کشف افراد جاسوس وابسته به ایران منتشر نشده اما منطقا میتوان تحلیل کرد که ایران اصولا نیازی به داشتن شبکه جاسوسی در کشور کوچکی مثل کویت ندارد. چون هیچ گاه در طول تاریخ کویت برای ایران تهدید محسوب نشده است و همیشه این کشور همسایه کوچکی در خلیج فارس بوده که ایران تمایل داشته با آن روابط حسنه داشته باشد.
نکته دیگر این که اساسا شیوه جاسوسی با نفر، مربوط به دوران جنگ سرد و دوران گذشته است. در شرایط کنونی که ابزار بسیار مدرنی به وجود آمده، معمولا کشورها از این شیوههای سنتی برای کسب اطلاعات استفاده نمیکنند.
نکته سوم این که اصولا این افراد میتوانند چه اطلاعاتی در اختیار ایران قرار دهند؟ فرض کنیم بخواهند از ارتش کویت اطلاعاتی به ایران بدهند، کل ارتش کویت به اندازه یک لشکر ایران استعداد ندارد. همه اطلاعات این ارتش هم که در اختیار باشد یا نباشد، تاثیری در برآوردهای استراتژیک ایران ایجاد نمیکند.مگر این که دولت کویت ادعا کند که این افراد قصد داشتهاند از پایگاههای جاسوسی یا نظامیامریکا در کویت اطلاعات کسب کنند که طبیعتا وجود پایگاههای امریکا در عربستان و بحرین اهمیت بیشتری نسبت به پایگاههای امریکا در کویت دارد. بنابراین به نظر میرسد از نظر منطقی باور چنین ادعایی بسیار دشوار است.
بر همین اساس به نظر میرسد که در شرایط کنونی که احتمال بروز قیامهای مردمی در کشورهایی مثل کویت و عربستان هم وجود دارد، طرح این مسائل نوعی اقدام پیش دستانه برای جلوگیری از حرکتهای مردم علیه امیر نشینهای منطقه خلیج فارس از جمله کویت باشد.