بصیرت :گروه ترجمه - روزنامه نیویورکتایمز در مقالهای به قلم دیوید ای.سنگر در تاریخ 11 آوریل 2001 (22 فروردین) به اوضاع بحرانی لیبی و سردرگمی سیاسی آمریکا در قبال این کشور پرداخته و مینویسد سه هفته از دستور باراک اوباما برای اعزام نیرو به لیبی و دفاع از غیرنظامیان میگذرد و دولت آمریکا متعهد شده است که از کشتار غیرنظامیان توسط وفاداران معمر قذافی جلوگیری خواهد کرد. در واقع، چنین امیدی وجود داشت که با بمباران هوایی و عدم مداخله نیروهای زمینی میتوان به یک پیروزی برقآسا دست یافت؛ اما آنچه اکنون شاهد هستیم، بسیار نگرانکننده است. حال که نیروهای قذافی با حملات متعدد خود چنین اوضاع دشواری را در لیبی به وجود آوردهاند، آیا اوباما میتواند با این بنبست کنار بیاید؟
نویسنده در ادامه آورده است: هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا به پرسشی در مورد پذیرش پیشنهاد اتحادیه آفریقا برای حفظ کنترل قذافی بر بخشی از کشور، اینگونه پاسخ داد: «دولت لیبی باید اجازه انتقال غذا، آب و برق را به شهرها بدهد و از نظر من شرایط پیشنهادی اتحادیه آفریقا قابل بحث و مذاکره نیست و هیچ چیز بدون کنار رفتن قذافی از قدرت حل و فصل نخواهد شد».
نویسنده در ادامه میافزاید: وضعیت لیبی به این دلیل برای آمریکا بنبست به شمار میرود که دولت آمریکا خود را در برزخ میبیند. از طرفی شورشیان به تنهایی قادر به تغییر رژیم نیستند و از طرف دیگر آمریکا و ناتو از وقوع جنگ داخلی در صورت تداوم حملات نگران هستند. در صورتی که جنگ داخلی در لیبی به وجود آید، اوباما با موجی از انتقادات روبهرو میشود که: دولت آمریکا بسیار دیر وارد جنگ شد و در مورد جنبش مخالفان که بسیار بیتجربه و غیرسازمانیافته بودند، بزرگنمایی صورت گرفت.
نویسنده در پایان آورده است: سرنگونی قذافی و انتقال قدرت به مردم لیبی بهترین نتیجهای است که میتوان برای لیبی رقم زد. هرچند کاخ سفید خواستار سرنگونی قذافی است، اما همچنان پافشاری میکند که اقدام نظامی در لیبی تنها به منظور حفاظت از غیرنظامیان صورت گرفته و در واقع سازمان ملل در قطعنامه خود مجوز سرنگونی قذافی را نگنجانده بود. اوضاع لیبی دو گزینه را پیش روی اوباما قرار داده است: نخست، وقوع جنگ داخلی جدی در لیبی برای ماهها و سالها و در نتیجه افزایش هزینههای نظامی و دوم، مداخله عمیقتر به طور مستقیم یا از طریق ناتو و ورود به سومین جنگ علیه کشوری مسلمان.