رضا گرمابدرى
شب است و تاریکی، شب است و وحشت، شب است و جنایت. در این شب دیجور شیطان جولان می دهد و امیر فرمان. آنچه بر زمین می ریزد خون است و آنچه بر زمین می افتد جسم بی جان. قرآن به آتش کشیده می شود، خانه خدا و عبادتگاه مسلمانان «مسجد» ویران. حسینیه ها تخریب می شوند تا مگر فوران خون حسین(ع) از جوشش در وجود شیعیان باز ایستد. پاکان را شب شکنجه، سحرگاهان اجساد مطهرشان را در سنگ فرش خیابانی رها می کنند تا عبرت جوانانی شود که تصمیم گرفته اند دیگر ظلم را برنتابند و حق تضییع شده شان را مطالبه کنند. این حال و روز مردم بحرین به ویژه شیعیان است که یک بانوی بحرینی آن را به گونه ای دیگر روایت می کند: می خواهند شیعیان را نابود کنند، می خواهند نسل ما را از بین ببرند. می خواهند از مذهب ما انتقام بگیرند. همه می دانند که اگر به همین شکل ادامه دهند تا کمتر از یک سال دیگر شیعه ای در بحرین زنده نخواهد ماند. من به چشم خود دیدم که در مراسم فاطمیه که هر سال در بحرین و در مناطق شیعه نشین برگزار می شود، پلیس در حالی که جوانان را می زد، می گفت الآن بگو «اشهد ان علی ولی الله»! الآن بگو «فاطمه(س) شهید شده»! الان بگو «وهابی ها کافرند»! الان بگو... این خانم بریده روزنامه عربی را نشان می دهد که بر روی آن فرمان «سلمان بن عبدالعزیز» این گونه نقش بسته است: «قیام کنندگان علیه خادم الحرمین کافرند پس آنها را با تیر مستقیم هدف قرار دهید، هر کس علیه حاکم اسلام قیام کند مستحق مرگ است او را نابود کنید، من جواب خون او را خواهم داد.»
حکومت آل خلیفه با «شیعه کشی» که این روزها در بحرین راه انداخته، سیاه ترین دوران تاریخ بحرین را رقم می زند. ضحاک بحرین گمان می کند با قرار گرفتن در حریم حمایتی کشورهای عربی و کشورهای غربی می تواند بی محابا شیعیان مظلوم این کشور را قتل عام کند و صدایی در حمایت از آنها بلند نشود. سکوت رسانه های دجال صفت غرب در قبال جنایت های آل خلیفه و پشتیبانی عملی آل سعود در کشتار شیعیان از وی، مانع دوراندیشی حاکم بحرین و دیدن عمق و عاقبت این جنایات شده است. آل سعود مکارانه امیر بحرین را که می توانست در توافقی منصفانه با معترضان مصالحه کند به معرکه ای خونبار وارد کرد که برایش آینده ای وجود نخواهد داشت. آل سعود هر گونه امتیاز امیر بحرین به معترضان را آتشی می دانست که به سمت انبار آماده اشتعال عربستان پرتاب می شود، از این رو با تشویق امیر بحرین به کشتار مردم و حمایت همه جانبه از این کشتار، امیر بحرین را قربانی کرد تا خود بماند، اما با وجود اختلاف های جدی و ریشه دار بزرگان آل سعود و ناآرامی های شرق این کشور کسی برای ماندن وی تضمین نمی دهد. هر چند بحرین کشور کوچکی است و جمعیت کمی دارد، اما درگیر امر بزرگی شده است. گویا حوادث مهم تاریخی چند دهه اخیر یکی پس از دیگری رخ داد و در کنار یکدیگر قرار گرفت تا قفل بزرگ مصائب جهان اسلام که راه را بر اعتلای اسلام عزیز بسته است با کلید قیام مردم بحرین که می تواند تحول بنیادین در منطقه ایجاد کند، باز شود. بر فرض که قیام مظلومانه حاضر همانگونه که گوشه هایی از آن افشا می شود به شدیدترین وجه سرکوب شود و در ظاهر اثری از اعتراض به آل خلیفه و مخالفت با آن باقی نماند، مردم بحرین نیمی از راه را رفته اند و در هر زمان دیگری که اراده کنند حقوق شان را از آل خلیفه بگیرند لزومی ندارد از نو شروع کنند، قطعاً آنها نیمه باقی مانده را طی خواهند کرد.
دیر نیست روزی که دنیا در برابر «آیات القرمزی» دختر شاعر و مبارز بحرینی که از فرط ددمنشی آل خلیفه در حالت کما به سر می برد به عنوان یکی از نمادهای مبارزه مردم بحرین سر تعظیم فرود آورد ان شاءالله؛ چه او زنده باشد یا توسط دژخیمان آل خلیفه و آل سعود شهید شود.