مهدى سعیدى
گفت وگوی فائزه هاشمی با سایت ضدانقلابی روزآنلاین که پنجشنبه گذشته به تیتر یک آن مبدل شد، حاوی نکات تأمل برانگیز فراوانی است که پرداختن به همه ابعاد آن خارج از حوصله این نوشتار است. این مصاحبه به بهانه اعتراض و حمله به وی توسط چند نفر در شهرری که با الفاظ رکیک و ناشایست همراه بود، صورت گرفته و فائزه در آن تلاش دارد تا با فرافکنی، علل شکل گیری این حادثه را در جای دیگری جست وجو کند. وی کینه و نفرتی که در قلوب ملت حزب اللهی از فتنه گران شکل گرفته را ناشی از «شست وشوی مغزی» دانسته و ادعا می کند:
«مثلاً سپاه کلاس هایی داره به نام دشمن شناسی که سپاهی ها مجبورند در اون ها شرکت کنند چون اگه شرکت نکنند خبری از درجه و رتبه نیست. تو این کلاس ها فکر می کنید چه کسی به عنوان دشمن معرفی میشه؟ آقای هاشمی و خانواده اش. تو ادارات و ارگان ها و آموزش و پرورش و خیلی جاها جلساتی می گذارند و یک مشت دروغ کلاس های سپاه رو مدام تکرار می کنند.»
در مورد این اظهارات چند نکته قابل تأمل است:
1- برگزاری کلاس های آموزشی عقیدتی - سیاسی در مجموعه های نیروهای مسلح و از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مقوله جدیدی نیست که خانم فائزه هاشمی بخواهد نگرانی خود را از برگزاری آن اعلام بدارد. این کلاس ها متناسب با قوانین مسلم و مصوب در کشور چندین سال است که در حال اجراست و هر عقل و دل سلیمی بر ضرورت آن گواهی می دهد. همچنین بخش عمده ای از موفقیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابله با اقدامات دشمنان انقلاب و فتنه های ضدانقلاب در سه دهه از عمر با برکت جمهوری اسلامی به برکت برگزاری این کلاس ها حاصل شده است.
سرفصل های درس دشمن شناسی نیز موضوع غریبی نیست که فائزه نیازمند آن باشد که به دروغ متوسل شده و سپاه را متهم نماید. هرچند که رفتار سیاسی خانم هاشمی نشان می دهد که متأسفانه وی تاکنون پشت میز چنین کلاسی ننشسته است، که اگر چنین بود امروز به بازیگر فعالی در میدان دشمن تبدیل نمی شد!
2- هرچند هجمه ها و تخریب های دشمنان و رقبای سیاسی می تواند عامل مهمی در کاهش و افزایش محبوبیت افراد باشد، اما پیش از آنکه به دنبال بررسی عوامل بیرونی باشیم، باید رفتار و گفتار خود افراد زیر ذره بین نقد قرار گیرد. خانواده آقای هاشمی نیز دارای چنین وضعیتی است و به واقع میزان محبت و نفرت ملت نسبت به منسوبان به آقای هاشمی را بیش از رقبای سیاسی و جنگ روانی دشمنان، رفتار و اقدامات این افراد مشخص می کند. خانواده ای که پرونده قطوری در این سال ها در برابر چشمان ملت از خود به جای گذاشته است.
در این زمینه باید گفت متأسفانه در جریان انتخابات سال 1384 و فتنه پس از آن، رفتار و گفتاری از این خاندان ثبت گردیده که برای ایجاد انزجار و نفرت عمومی از این منسوبان به آقای هاشمی کافی است!
نباید انتظار داشت که چشمان بصیر و تیزبین ملت رفتار و گفتار منسوبان هاشمی را نبیند و حافظه قوی شان اقوال ایشان را به فراموشی بسپارد! و البته سینه های شان مالامال از درد و غصه و خشم و نفرت نگردد!
3- همچنین گویا فائزه، فراموش کرده است که دوستان امروز وی و خاندان هاشمی، همان دشمنان دیروز ایشان بودند که در انتخابات مجلس ششم و با نوشتن مقالات متعدد تخریبی و «عالیجناب سرخ پوش» خواندن آقای هاشمی کار را بدانجا رساندند که ایشان مجبور به استعفا از نمایندگی مجلس گردید! در حالی که به علت تخریب های انجام شده در آخرین رده های منتخبان پایتخت قرار گرفته بود! به واقع باب تخریب و هجمه خاندان هاشمی را کسانی در دوران 16 ساله سازندگی و اصلاحات گشودند که امروز به استفاده ابزاری از این خاندان روی آورده اند!
پس با این کارنامه مردود در فتنه 88 و تخریب های انجام شده در دوران 16 ساله مذکور، دیگر نیازی نیست که برای بررسی علل و چرایی افزایش کینه و نفرت عمومی از فائزه هاشمی و مهدی هاشمی و دیگر فتنه گران، به جزوات عقیدتی - سیاسی و کلاس های درس دشمن شناسی سپاه سرک کشید و منفعلانه از «شست وشوی مغزی» سخن گفت!
ما دلسوزانه به خانم هاشمی توصیه می کنیم که برای فهم حقیقت و به جای فرافکنی و دشمن قلمداد کردن پاسداران و بسیجیان و ملت حزب الله، چشم و گوششان را باز کرده و عملکرد خود و اطرافیان و هم پیمانان را مورد بازنگری قرار دهند و از آنانی نباشد که مورد عتاب خداوند متعال قرار گرفته اند.