رضا اشرفى
از زمان حمله نیروهای ناتو به لیبی بیش از یک ماه است که می گذرد، اما تاکنون نتیجه مشخصی از این حمله به دست نیامده است. معمر قذافی همانگونه که در برابر انقلابیون ایستاده و قدرت را رها نمی کند، در برابر حملات هوایی نیروهای ناتو نیز با تغییر روش جنگی مقاومت می کند. پیش از ورود ناتو به جنگ لیبی، نیروهای مزدور و همچنین طرفدار قذافی عموماً از حملات هوایی استفاده کرده و نیروهای انقلابی را مورد هدف قرار می دادند، اما با ورود ناتو به این جنگ، تغییر تاکتیک داده و مانورها را بر روی زمین انجام می دهند. به عقیده برخی از کارشناسان اگر ناتو به سمت جنگ زمینی خیز بردارد، قذافی تاکتیک خود را به سمت جنگ های چریکی تغییر خواهد داد. این در حالی است که برای پیمان «آتلانتیک شمالی» پیشتر نیز نمایان شده است که در جنگ های چریکی با مشکلات فراوانی مواجه است.
دیکتاتور لیبی همه این کارها را برای باقی ماندن در قدرت انجام می دهد. تفاوت وی با زین العابدین بن علی و حسنی مبارک، روسای جمهور تونس و مصر در همین مسئله نهفته است که وی باقی ماندن در رأس حکومت را به هر چیز دیگری ترجیح می دهد، اما زمانی که ناتو با پشت سر گذاشتن اختلافات فراوان بالاخره به این نتیجه رسید که جنگنده هایش را بر فراز آسمان لیبی به پرواز درآورد، برخی به این فکر می کردند که به اصطلاح دیگر، کار دیکتاتور دیوانه تمام است، اما واقعیت چیز دیگری نشان داد. در چنین شرایطی این پرسش به وجود می آید که چرا ناتو نتوانسته در جنگ لیبی موفق عمل کند؟ چرا انقلابیون هنوز راه به جایی نبرده اند؟ و عاقبت کار در لیبی چه خواهد شد؟
در این زمینه، چند مسئله را می توان مورد بررسی قرار داد. مسئله اول این است که طرفداران و نیروهای قذافی قوی تر از آن هستند که انقلابیون و کشورهای غربی فکر می کردند، به این دلیل که بیش از دو ماه است با انقلابیون مقابله کرده و حدود یک ماه است که در برابر حمله های ناتو دوام آورده اند. این مقاومت به قدری ادامه پیدا کرده که «اندرس فوگ راسموسن»، دبیر کل ناتو نسبت به موفق بودن عملیات نظامی در لیبی اظهار تردید کرده است. نوع عملیات ناتو در لیبی حتی اختلافاتی را بین اعضا موجب شده است. از نظر دو کشور فرانسه و انگلیس که برای آغاز جنگ در این کشور بسیار تأثیرگذار عمل کردند، عملیات ناتو از شدت لازم برخوردار نیست.
همزمان ناتو نیز در رد انتقادهای پاریس و لندن با صدور بیانیه ای اعلام کرد که عملیات این سازمان نظامی بر طبق مأموریتی است که در قطعنامه 1973 سازمان ملل آمده است. این مسائل، مثلث نیروهای حاضر در جنگ لیبی را در وضعیت نه برد نه باخت قرار داده است، یعنی همان وضعیتی که پیش از ورود ناتو وجود داشت. مسئله دوم به نبود استراتژی مشخص ناتو در لیبی باز می گردد. با گذشت یک ماه از حمله هوایی ناتو به این کشور، بسیاری بر این عقیده اند که ناتو که فرماندهی عملیات لیبی را خود در اختیار گرفته، هیچ راهبردی برای پیشبرد اهدافش ندارد و به این دلیل هدف خاصی را دنبال نمی کند و دچار سرگیجی نظامی شده است. در حالی که واشنگتن به ظاهر اعلام می کند قذافی باید قدرت را ترک کند، برخی از مقامات اروپایی، هیچ تمایلی برای این کار نشان نداده و حتی در برخی موارد اعلام می کنند هدفشان برکناری قذافی نیست. این مسئله ناتو را بر سر دو راهی قرار داده، ضمن اینکه سازمان ملل هنوز اجازه جنگ زمینی را به نیروهای ناتو نداده است.
مسئله سوم این است که غرب و ناتو در لیبی کاملاً حساب شده عمل کرده و به دنبال طولانی شدن جنگ در این کشور هستند تا مشروعیت لازم را برای حضور طولانی به دست بیاورند. این موضوع باعث می شود تا ناتو و غرب همه احتمالات را بررسی کرده و سناریوهای مورد نظر خود را یکی یکی به امتحان بگذارند. ناتو تجربه حمله به کشورهای افغانستان و عراق و فرسایشی کردن جنگ با آنها را دارد. غرب از همین طریق توانسته چند سال منافع داخلی، منطقه ای و بین المللی خود را با حضور در دو کشور خاورمیانه و شبه قاره تأمین کند. اطلاعات و رویکردهای موجود نیز نشان می دهد که نه در پایان سال 2011 از عراق خارج می شود و نه هیچ تمایلی برای خروج از افغانستان در آخر سال 2014 نشان می دهد.
این مسئله باعث شده تا وزیر خارجه سابق لیبی نسبت به بروز جنگ داخلی طولانی در کشور هشدار دهد. مسئله بعدی در تحولات بعدی را باید در سودانیزه شدن لیبی جست وجو کرد. آیا غرب به دنبال تجزیه لیبی است؟ در حال حاضر دو نظام حکومتی در کشور لیبی وجود دارد. در یک طرف رژیم قذافی در طرابلس که پیشتر از سوی نظام بین الملل شناخته شده بود و در طرف دیگر شورای ملی انتقال به نام جمهوری لیبی در بنغازی که اخیراً مورد شناسایی برخی از کشورهای غربی قرار گرفته است. این مسئله می تواند مقدمات تجزیه لیبی را فراهم کند. این موضوع حساسیت اتحادیه آفریقا را برانگیخته است و اصولاً به همین خاطر بود که هیأتی از نمایندگان را برای مذاکره با معمر قذافی و مخالفان رژیم به لیبی فرستاد، اما طرح آتش بس آن با مخالفت گروه های انقلابی مواجه شد. از این رو دست کم در حال حاضر نمی توان برای لیبی و نتیجه جنگی که در این کشور در حال وقوع است، آینده مشخصی را پیش بینی کرد. فعلاً غرب در لیبی در حال آزمایش و خطا است تا برای تأمین منافع خود بهترین راه را انتخاب کند.