فتحالله پریشان
در شماره پیشین با زندگی و زمانه سیاسی و اجتماعی شیخ مقدس اردبیلی به اجمال آشنا و متذکر این نکته شدیم که وی بارها دعوت شاهان صفوی از خودش برای مراجعت به ایران به عنوان مرکز فقاهت تشیع را به دلیل اقامت در حریم حرم امیر مومنان علی(ع) را رد کرد و بر خلاف فقیه هم عصرش شیخ بهایی گوشه انزوا طلبی اجتماعی و انس گیری با علوم اهل بیت(ع) را به مداخله در امور سیاسی و مذهبی در سمت شیخ الاسلام دربار صفوی ترجیح داد. البته این تنها مقدس اردبیلی نیست که شبهه آلودگی به دنیا مانع حضورش در صحنه های سیاسی و ارتباط با سلاطین و قدرت های حاکم شد، بلکه پیش از وی، همان طور که در چند شماره گذشته ذکر شد، شهید ثانی هم از آن دسته فقهایی است که سیاست منفی و انزوا نسبت به دربار شاهان و سلاطین در پیش گرفت و برخلاف مقدس اردبیلی، حتی از وی گفتاری هم در تصریح به چرایی این مشی و رویه باز نمانده است. البته به رغم این انزواطلبی از حضور در مرکز شیعه آثار و آرای فقهی سیاسی هر دو در تحکیم و تثبیت پایه های حکومت صفوی بسیار تأثیرگذار بود. از این رو، دیدگاه های فقهی مقدس اردبیلی برخلاف عملکرد و موضع گیری محتاطانه و انزواطلبانه وی در امر قدرت و سیاست عملی، در مسئله ولایت فقیه کاملاً آشکار و شفاف است. به گونه ای که وی در توجیه روایات مربوط به تحریم همکاری و مشارکت در دولت جائر در کتاب «مجمع الفائده و البرهان» معتقد است که مصداق این قبیل روایات کسانی هستند که وابستگی و همکاری با جائران را وسیله رسیدن به مال و جاه دنیایی قرار می دهند و کسانی را که به قصد ترویج دین و انجام وظایفی چون امر به معروف و نهی از منکر، برآوردن نیاز حاجتمندان، گره گشایی از کار گرفتاران و حمایت از مظلومان پا در بساط دولتمردان جائر می نهند، شامل نمی گردد. (1) از این رو، ایشان تأکید می نمایند کسانی که از توانایی خود در توفیق به این مقاصد شرعی مطمئن نیستند نباید خود را گرفتار کمند جائران نمایند. در شماره های آتی با اندیشه و آرای فقهی سیاسی مقدس اردبیلی بیشتر آشنا خواهیم شد. از این رو، این نوشته را در تکمله شماره قبل به شناخت افزون تر این عالم جلیل القدر و عظیم الشأن به ویژه در خصوص آثار و تألیفات و شناخت شاگردان ایشان اختصاص می دهیم.
در شناخت هر شخصیت برجسته ای، مراجعه به اساتید، آثار و شاگردان وی از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا هر کدام از اینها معرف شخصیت بزرگ آن فرد و چگونگی تربیت و ساخته شدن روح علمی آن است. در مطلب قبل با اساتید و پرورش دهندگان فکری و معنوی مقدس اردبیلی آشنا شدیم. در این نوشته به آثار و تألیفات و شاگردان وی می پردازیم:
مقدس اردبیلی در مدت عمر خود در موضوعات مختلف علوم اسلامی قلم فرسایی نموده، آثار و تألیفاتی را از خود به جای گذارده است. این تألیفات در زمینه فقه، اصول، کلام و فلسفه می باشد. برخی از این آثار و تألیفات عبارتند از: زبده البیان که بحثی پیرامون آیات الاحکام است؛ اثبات الواجب و استیناس المعنویه که هر دو در مورد اصول دین بحث می نمایند؛ حاشیه بر شرح مختصرالاصول عضدی؛ حدیقه الشیعه (یا حدائق الشیعه)؛ رساله فی الاجتهاد و التقلید؛ الخراجیه؛ مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان علامه حلی که درباره مباحث فقهی است و بیشتر آرای سیاسی علامه مقدس اردبیلی را می توان در آن جست وجو کرد.
از جمله موارد دیگری که عالمان دینی همواره بدان همت می گماردند و عموماً هم در آن عملکردی موفقیت آمیز نسبت به مسائل آموزشی آکادمیک امروزی داشته اند، پرورش فضلا و تربیت شاگردان و فقیهان پس از خود بوده است. شیخ مقدس اردبیلی نیز نه تنها از این امر مستثنی نبود، بلکه در این راه گوی سبقت را هم از برخی هم عصران خود ربود و شاگردان بزرگی را برای تداوم خط سیر تشیع علوی تربیت کرد و به جامعه اسلامی و حوزه های علمیه تحویل داد. برخی از آنان عبارتند از: سیدمحمد عاملی صاحب مدارک الاحکام فی شرح شرایع الاسلام، شیخ حسن بن زین الدین (فرزند شهید ثانی) صاحب معالم الاصول، مولی عبدالله تستری، امیر سید فضل الله بن امیر سید محمد استرآبادی، محمدعلی بلاغی و امیر علام تفرشی.