مجید زادبود
نظام سلطه در حالی که در قبال سرکوب وحشیانه رژیم مزدور و سرسپرده آل خلیفه علیه مردم بی دفاع بحرین روش سکوت و بایکوت خبری را در پیش گرفته است؛ اما در قبال حوادث و تحولات سوریه به آن دامن زده و به شیوه ای کاملاً متناقض و جانبدارانه تلاش می کند تا اوضاع این کشور را متشنج و بحرانی نشان دهد. به همین منظور، غرب با متمرکز نمودن امپریالیسم رسانه ای خود بر روی تحولات سوریه و القای فضای بحرانی و بی ثبات در این کشور به دنبال آن است تا با استفاده از تاکتیک موج سازی روانی برای دخالت در امور داخلی سوریه ظرفیت سازی کند.
از طرفی سران غرب با دستاویز قرار دادن واژه های فریبنده ای همچون دموکراسی و آزادی و اتخاذ مواضعی تند علیه دولت بشار اسد درصددند تا فضای روانی جهان را به سمت افزایش فشارها بر دمشق هدایت کنند، بر این اساس، باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا از خشونت غیر قابل قبول دولت سوریه علیه مردم خود اظهار نگرانی کرده! و «سوزان رایس» نماینده اش در سازمان ملل متحد، مدعی می شود که دمشق روش های وحشیانه ای را علیه معترضان به کار می گیرد و ما به حمایت خود از دموکراسی و حقوق بشر در سوریه و جهان ادامه خواهیم داد. در همین رابطه، «ویلیام هیگ»، وزیر امور خارجه انگلیس نیز از ارسال پیام محکم دولت انگلیس به همراه سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا به دولت سوریه برای توقف سرکوب خونین تظاهرات کنندگان خبر می دهد. همچنین، «بان کی مون»، دبیرکل سازمان ملل متحد در اظهاراتی عجیب و برچسب دار از به کارگیری تانک ها علیه تظاهرات کنندگان سوریه اظهار نگرانی کرده و مقامات سوری را به رعایت حقوق مردم و عدم نقض حقوق بشر ملزم می کند!
مواضع مغرضانه نظام سلطه علیه دولت بشار اسد به اینجا ختم نمی شود؛ بلکه برای تشدید فشارها، سران غربی شورای امنیت سازمان ملل علیه سوریه تشکیل جلسه داده و ضمن محکوم کردن دمشق، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد را مأمور انجام تحقیقات مستقل درباره تحولات سوریه می کنند.
با ملاحظه بر اظهارات و مواضع مقام های غربی و سازمان ملل متحد، به خوبی روشن است که غرب و خصوصاً مقامات صهیونیستی کاخ سفید در دامن زدن به تحولات سوریه، اهداف و سناریوهای مختلفی را دنبال می کنند که دوگانه عمل کردن آنها در خصوص تحولات بحرین و سوریه، موید همین نکته است.
اما در تبیین اهداف سران غرب در بزرگنمایی حوادث سوریه، ذکر چند نکته، ضروری به نظر می رسد؛ اول اینکه، غرب و به ویژه آمریکایی ها با استفاده از فضای به وجود آمده از انقلاب های سراسری ملل عربی تلاش می کنند تا جرقه چنین حرکت هایی را در سوریه روشن کرده و مجال را برای تضعیف دولت بشار اسد به عنوان مهم ترین کشور عربی محور مقاومت در منطقه فراهم کنند؛ دوم اینکه، از آنجایی که کاخ سفید و مقامات غربی در منطقه همواره به دنبال تحکیم موقعیت رژیم صهیونیستی بوده اند، با سقوط دولت مبارک و به مخاطره افتادن امنیت رژیم صهیونیستی و از طرفی منافع ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک غرب، نظام سلطه بر آن شد تا در جبران هزینه سقوط مبارک، سوریه را ناامن و بحرانی کند؛ نکته آخر اینکه، سران غرب پس از شعله ور شدن قیام های مردمی در منطقه، پیوسته در تلاش بودند تا نوک پیکان این تحولات را به سمت سوریه چرخش دهند تا از این طریق با متشنج کردن فضای سوریه به عنوان راهبردی ترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه، موقعیت منطقه ای ایران را نیز به چالش بکشانند.