
جمهوری
* خبرهای غیررسمی اما قابل تأمل حکایت از زنده بودن اسامه بن لادن دارند. براساس همین خبرها، بن لادن در بازداشت و در اختیار نیروهای آمریکائی است. هدف آمریکا از اعلام مرگ بن لادن اینست که در هیاهوی تبلیغاتی مربوط به این ماجرا ضمن بهره برداریهای سیاسی مورد نظر، از فرصت به دست آمده برای تخلیه اطلاعاتی وی استفاده کند و سپس وی را به هلاکت برساند.
* رئیس دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در مصر در مصاحبه با یکی از روزنامههای داخلی گفته است دولت ایران میتواند با همین دولت فعلی مصر به توافق برسد. وی که عجله زیادی برای برقراری روابط میان تهران - قاهره دارد، همان کسی است که در ماههای آخر حکومت حسنی مبارک تلاش زیادی برای آوردن مسئولان رژیم دیکتاتوری مصر به ایران و بردن مسئولان بلندپایه ایرانی به مصر داشت و اصرار میکرد هرچه زودتر روابط میان ایران و رژیم مبارک برقرار شود! مسئولان وزارت امور خارجه کشورمان باید توجه داشته باشند که توافق با مسئولان فعلی مصر به معنای توافق با ژنرالهای وابسته به حسنی مبارک است و به نفع جمهوری اسلامی ایران نیست که قبل از تشکیل دولت آینده مصر با این کشور رابطه برقرار نماید.
* دلال معروف آمریکا هم به خود اجازه داد به ملت ایران توهین کند. هوشنگ امیراحمدی در شبکه بیبی سی فارسی مدعی شد: "اصولاً فرهنگ ایران، فرهنگ عدم سازش و پس زدن چیزهای معقول است(!)". به گزارش جام نیوز، هوشنگ امیراحمدی، ضدانقلاب مقیم آمریکا در گفتگو با شبکه بیبی سی فارسی به تحلیل فرهنگ سیاسی ملت ایران در قرنهای اخیر پرداخت و مدعی شد: "مشخصات فرهنگ سیاسی ایران، علمی نبودن، بیمنطقی و نداشتن تعقل است(!)". وی افزود: "ملت ایران در تمام دعواهای تاریخی خود با یونانیها، رومیها، عربها، انگلیسیها، آمریکاییها، مغولها و ترکهای سلجوقی، به جز چند مورد، شکست خورده است و تاریخ ما تاریخ باخت است". امیر احمدی که به عنوان دلال رابطه با آمریکا با ایران تلاش زیادی کرده است برای سخنرانی در همایش ایرانیان خارج از کشور دعوت شده بود که حضور او با واکنشهای زیادی از سوی دلسوزان همراه شد. وی از مشوقان مطرح شدن تز مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلامی است.
کیهان
مرده ها که شعار پیروزی نمی دهند! (خبر ویژه)
«بیانیه صادره به نام جبهه مشارکت وقتی ناامیدکننده می شود که برخلاف واقعیت های موجود می نویسد روز پیروزی نزدیک است.»
شبکه ضدانقلابی بالاترین با انتشار مطلب فوق، به تخطئه بیانیه چندی پیش صادره به نام حزب مشارکت پرداخت. بالاترین هرچند تا ماهها، بلوف های سران حزب مشارکت را باور کرده و روی پیروزی آنها شرط بندی کرده بود، اکنون می نویسد: حزب بدون دبیرکل و ادعایی بزرگ. این حزب مدتهاست وجود خارجی ندارد و سؤالی که مطرح می شود این است؛ حزبی سیاسی بدون دبیرکل و اعضای شورای مرکزی که یا در زندان به سر می برند و یا به خارج از کشور پناهنده شده اند و تعدادی نیز احکام سنگین قضایی را مانند شمشیر داموکلس در جیب دارند، براساس کدام تحلیل پیروزی جنبش سبز را نزدیک اعلام کرده است؟ از طرف دیگر سازمان مجاهدین انقلاب نزدیک به حزب مشارکت، مانند این حزب منحل شده است. همچنین شخصیت های موثر دینی و علمی به جز تعدادی انگشت شمار، کی از جنبش سبز دفاع کرده اند. شاید نویسندگان بیانیه مشارکت فراموش کرده اند که تبعات درخواست هاشمی رفسنجانی برای آزادی زندانیان و برخوردی نرمتر با مخالفان هنوز ادامه دارد و رسانه های اصولگرا و مدافعان این طیف، وی را به خاطر این «بی بصیرتی» نبخشیده اند. تحولات 2 سال گذشته نشان داده که عملا افرادی مانند سیدمحمد خاتمی و یا سیدحسن خمینی هم نمی توانند نقشی در این میان داشته باشند.
بالاترین می افزاید: از نمایندگان اصلاح طلب مجلس هم که اصطلاحا آبی گرم نمی شود و اصلا نمی توان و نباید انتظار داشت که در بهارستان نمایندگانی حضور داشته باشند که از حقوق معترضان انتخاباتی دفاع کنند. البته نباید بی انصافی کرد که تعداد بسیار کمی از نمایندگان در اولین سال این تحولات به دفاع تلویحی از سران جنبش پرداختند. دفاعی توام با محافظه کاری و تاکید چند باره بر این که اساسا تقلبی در انتخابات صورت نگرفته بود و حرف رهبری فصل الخطاب است و رهبران جنبش دچار توهم بودند اما حاکمیت باید با دقت بیشتری پای حرفهای آنان می نشست و...
بالاترین می نویسد: بیانیه جبهه مشارکت آنجایی ناامیدکننده می شود که بدون ذکر استدلال خاصی نوشته است پیروزی نزدیک است. با کدام پشتوانه؟ کدام حساسیت و حضور مردمی و حتی کورسوی امید؟ آیا حضور 15-10 نفر از فعالین سیاسی در برنامه هایی مانند «روزه سیاسی» در حمایت از بعضی از بازداشت شدگان می تواند امیدوارکننده باشد و یا تجمعات پراکنده و بی برنامه مانند آنچه در 25 بهمن ماه تا دو سه هفته بعدی شاهدش بودیم؟ آیا به صرف امیدوار نگه داشتن عده ای خاص و یا کسانی که مجبور به زندگی در خارج از کشور شده اند می توان ملغمه ای از بشارت دینی و تئوری های عدالت و آزادیخواهانه را باز تولید کرد؟ به نظر می رسد که این حزب فراموش کرده که در حال حاضر برای بسیاری از مردم ایران دغدغه ای به نام «جنبش سبز» و حتی رهبران دربندش وجود ندارد. اگر واقع بینانه نگاه کنیم حکومت در جمع کردن بساط جنبش موفق عمل کرده است. شاهد این مدعا بازداشت چند ماهه سران جنبش و تداوم بازداشت فعالین آن از سوی حاکمیت بدون کمترین واکنشی از سوی شهروندان و حتی دانشگاهها است.
تاگس سایتونگ: انقلاب اسلامی ایران صادر شده است (خبر ویژه)
با کمرنگ شدن جدال مذهبی میان شیعه و سنی، محور مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل جلوه بیشتری پیدا می کند.
نشریه آلمانی تاگس سایتونگ در تحلیل این مدعای خود نوشت: در سال های گذشته اختلاف شیعه و سنی بر نقشه خاورمیانه تأثیرگذار بود. همواره سخن از کینه عرب و فارس و رقابت شیعه و سنی در میان بود. بسیاری از رژیم های عربی و بیش از همه حکومت سعودی و مصر، با ارائه تصویری ترسناک از شیعه گرایی، مخالفان داخلی خود را متهم می کردند که ستون پنجم ایران به عنوان دشمن هستند.
تاگس سایتونگ می افزاید: ایران بعد از انقلاب اسلامی سال 1979ابتدا صدور انقلاب را تبلیغ کرد-بیشتر فکری و معنوی تا مادی- اما حکومت های عربی قیام ها را با خونریزی سرکوب کردند. فقط حزب الله در لبنان بود که آن موقع از تکانه انقلابی ایران استقبال کرد و از آن الهام گرفت. این سازمان که در سال های ابتدایی دهه هشتاد بنیاد گذاشته شد تا جنوب اشغال شده لبنان به دست اسرائیل را آزاد کند آرام آرام شعار «مقاومت اسلامی» را برجسته کرد. بزرگ ترین موفقیت حزب الله عقب نشینی نیروهای اسرائیلی در سال 2000 بود. بدین ترتیب حزب الله الگوی اسلام گرایان سنی مانند حماس فلسطینی شد که آنها نیز علیه اشغالگری اسرائیل و برتری طلبی ایالات متحده در خاورمیانه مبارزه می کنند. بویژه بر اثر جنگ های اسرائیل در لبنان (2006) و نوار غزه (2008) اینان به هم نزدیک تر شدند و حماس به ایران روی آورد تا از انزوای سیاسی درآید.
نشریه آلمانی همچنین نوشت: حکومت سوریه نیز، در کنار جنبش های کوچک تر اسلامی از سال 1980 به این «محور مقاومت» تعلق دارد. سران این اتحاد، دبیرکل حزب الله حسن نصرالله و بشار اسد در سوریه و محمود احمدی نژاد در ایران، در بسیاری از کشورهای عربی از محبوبیت خیلی بیشتری نسبت به حاکمانی چون مبارک برخوردارند که بعضاً به صورت علنی از آمریکا و اسرائیل جانبداری کرده اند.
تاگس سایتونگ در پایان نوشت: اگر شاه بحرین بخواهد به مخالفان شیعه امتیاز بدهد ممکن است گروه های شیعه تحت تبعیض را در دیگر امیرنشین های خلیج فارس به سرکشی ترغیب کند. بنابراین حاکمان منطقه نگرانند و عربستان نیروی نظامی گسیل داشته است.
شاه اردن تربیت شده آمریکا و انگلیس است (خبر ویژه)
یک هفته نامه فرانسوی، شاه اردن را ماهیتا آمریکایی- انگلیسی توصیف کرد.
هفته نامه لوپوئن با اشاره به انتشار کتابی از سوی ملک عبدالله که توصیف زندگی وی است، می نویسد: تا ژانویه سال 1999، هیچ کس تصور نمی کرد که روزی عبدالله، پسر ارشد ملک حسین و آنتوانت، دختر افسر ارتش بریتانیا (همسر دوم ملک حسین) بر تخت پادشاهی اردن بنشیند. عبدالله که در بهترین مدارس آمریکا و بریتانیا تحصیل کرده و فارغ التحصیل کالج سلطنتی نظامی بریتانیاست، تمایل داشت که در ارتش بماند؛ در سن 37 سالگی درجه نظامی سرهنگی را دریافت کرد و درست در همین زمان بود که پدرش تصمیم دیگری برای او گرفت. ملک حسین تنها چند روز پیش از درگذشتش تصمیم گرفت که عبدالله را، که در کنار فعالیتهای روزانه، به ورزش هم علاقه داشت، در بالاترین مقام اردن، کشوری با موقعیتی حساس و شکننده در منطقه منصوب کند.
ملک عبدالله در کتاب خاطرات خود با بیان اینکه 3 بار هدف سوء قصد قرار گرفته، یادآور می شود: بار اول افرادی از طرف جمال عبدالناصر به استخدام درآمده بودند که البته سوء قصد آنان ناکام ماند. آن زمان ملک حسین پدرم متحد غرب بود و ناصر در مصر قصد داشت ثبات اردن را به هم بزند. بار دوم در سن 25 سالگی من بود که با مسموم کردن یکی از داروهای مصرفی پدرم قصد کشتن او را داشتند.
شاه اردن همچنین ضمن تعریف از دیکتاتور ساقط شده عراق (صدام)، به خاطرات خود در دوران جوانی اشاره می کند و از این میان به خاطره ای از پذیرایی صدام حسین می پردازد: این سفر به هنگام جنگ علیه ایران انجام گرفت.
در ادامه این کتاب ملک عبدالله از چگونگی انتخابش به پادشاهی اردن می نویسد و در عین حال از روزی می نویسد که بی خبر از حال پدرش در اردن بوده و به ناگاه عمویش که در آن زمان ولیعهد بوده به او خبر می دهد که حال پدرش بسیار وخیم است. در آن زمان ملک حسین برای درمان بیماری سرطان در کلینیک مایو در ایالات متحده آمریکا بستری بوده و زمانی که عبدالله با پدرش تماس می گیرد متوجه می شود که اوضاع پدرش در آن روز آنچنان وخیم نبوده که یکی از دلایل برکناری برادرش از مقام ولیعهدی می تواند ناشی از این حرکت وی باشد.
نقش عربستان و اردن در تدارک آشوب سوریه (خبر ویژه)
یک رادیو نروژی از مشارکت آمریکا، اسرائیل و عربستان در پروژه براندازی دولت بشار اسد خبر داد.
رادیو اوسترن نروژ در گزارشی اعلام کرد عربستان، قطر، آمریکا و اسرائیل در پروژه مشترک براندازی حکومت سوریه نقش دارند.
رادیو اوسترن سناریوی تسلط تدریجی بر سوریه را تشریح کرد و گزارش داد: مخالفان می خواهند پس از انجام فعالیت های نظامی، کنترل شهر درعا را در دست گرفته و این شهر را به منطقه آزاد در مرز اردن برای دیدار با هیئت های غربی که در طرح براندازی کامل سوریه از آنها حمایت مالی و نظامی کنند، تبدیل کنند و عربستان و قطر، به لحاظ شانتاژ خبری توسط شبکه های الجزیره و العربیه پوششی رسانه ای و همسو با شورشیان به عمل خواهند آورد.
این رادیوی نروژی گفت: توطئه آمریکا و اسرائیل برای بی ثبات کردن سوریه و براندازی حاکمیت بشار اسد و همچنین پشتیبانی مالی و اختصاص دلارهای وهابیون عربستان برای تهیه سلاح و پرداخت رشوه های سنگین به کارکنان گمرک مرزی جهت قاچاق اسلحه به داخل سوریه، یکی از مهمترین ارکان قضایای جاری سوریه بود که دمشق توجه زیادی به آن نکرد.
به گزارش «قدسنا» بیش از 300 دوربین پیشرفته دستی به سوریه جهت تصویربرداری از اعتراضات ارسال شده و تمامی هزینه های این امکانات تصویربرداری را عربستان تقبل کرده که ارزش آن بالغ بر صدها میلیون دلار می باشد.
این رادیو در ادامه گزارش خود همچنین اشاره ای به مدت زمان پخش وقایع داخلی سوریه در شبکه های الجزیره و العربیه کرد و گزارش داد در راستای وعده ای که عربستان و قطر به آمریکا و اسرائیل داده بودند، از بیست و چهار ساعت حدود 11 ساعت از برنامه های این دو شبکه به اخبار مربوط به ناآرامی ها در سوریه اختصاص داده شد.
این شبکه رادیویی علت مشارکت عربستان به همراه اسرائیل در طرح براندازی سوریه را شکست در طرح های دخالت جویانه ریاض در لبنان دانست و عنوان کرد: عربستان برای جبران این شکست، در طرح براندازی نظام بشار اسد، اشغالگری بحرین و همچنین تاسیس شبکه عربی زبان «شبکه شام» که تا سه ماه گذشته وجود نداشت، مشارکت کرده است.
اسرائیل و آمریکا برای اجرای طرح های مبارزه با مقاومت نیازمند هم پیمانانی در داخل منطقه بودند که صدماتی جدی به بدنه مقاومت وارد کنند و دلارهای عربستان و قطر و همچنین مصاحبه ها و اخبار منتشره توسط رسانه های این دو کشور با مخالفان می تواند کمک بزرگی برای غرب باشد.
شهر فرنگ از همه رنگ! (خبر ویژه)
یک عضو تحریریه روزنامه هفت صبح اعلام کرد حامیان معنوی(!؟) این روزنامه، همزمان روزنامه تماشا را منتشر می کنند.
به گزارش سایت 7esobh، این عضو سرویس فرهنگی «هفت صبح» با بیان اینکه انتشار قریب الوقوع روزنامه تماشا، نشانه شکست تجربه «هفت صبح» نیست، گفت: برخلاف آنچه عده ای از دوستان ما در روزنامه روزگار شایع کرده اند، انتشار قریب الوقوع روزنامه تماشا توسط حامیان معنوی هفت صبح، به معنای شکست تجربه هفت صبح نیست، چرا که اساساً رقابت از نوعی که مد نظر آقایان بوده، بین ما و تماشا نخواهد بود و هفت صبح و تماشا برادر مطبوعاتی هم خواهند بود.
وی گفت: بسیاری از همکاران هفت صبحی ما در تماشا و بالعکس فعال خواهند بود و در تعالی و کامل کردن همدیگر خواهند کوشید، هر چند رقابت سازنده میان این دو مجموعه ناگزیر خواهد بود.
سایت مذکور اضافه کرد: روزنامه تماشا با سبک و سیاق هفت صبح، در سی و شش صفحه تمام رنگی و با ضمایم روزانه فرهنگی، اجتماعی منتشر خواهد شد و توجه خود را بر ورزش، سینما، فرهنگ و... متمرکز خواهد کرد. روزنامه نگاران اصلاح طلب تماشا نیز همانند هفت صبحی های اصلاح طلب، درصدد راه اندازی سایت غیر رسمی مخصوص به خود هستند.
یادآور می شود روزنامه 7 صبح توسط برخی افراد نزدیک به مشایی راه اندازی شده و از جمله دبیر شورای سیاستگذاری، پیش از این مدیر روابط عمومی سازمان بهزیستی (مشاور فعلی رئیس جمعیت هلال احمر) بوده است. برخی همکاران نشریات زنجیره ای پس از حضور در نشریاتی نظیر تهران امروز، به هفت صبح کوچ کرده اند.
در همین حال پایگاه اینترنتی 7esobh در مطلب دیگری به قلم یکی از همکاران هفت صبح، با اذعان به اینکه قبلاً برخی همکاران هفت صبح در تهران امروز فعالیت می کرده اند، نوشت: آنها از تهران امروز اخراج نشدند، بلکه با اختیار خودشان بیرون آمدند.
این پایگاه همچنین با اشاره به استعفای یکی از اعضای روزنامه مذکور، خبر داده که نامبرده به «همشهری تندرستی» - به عنوان بچه اول خود!- بازگشته است.
ایران
تصویب موافقتنامه چهارگانه معاضدت قضایی بین ایران و عراق
در جلسه هیأت وزیران که به ریاست دکتر احمدینژاد رئیس جمهوری تشکیل شد، موافقتنامه چهارگانه معاضدت قضایی بین ایران و عراق به تصویب رسید. بر اساس این م��وبه موافقتنامه چهارگانه معاضدت قضایی در امور مدنی کیفری، استرداد مجرمان وانتقال محکومان بین جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق به تصویب رسید. در این جلسه همچنین، اصلاح میزان واگذاری سهام دولت در شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران بابت سهام عدالت به تصویب رسید.
چین نمیتواند از منافع نفتی خود در ایران چشمپوشی کند
خبرگزاری رویترز با اشاره به تلاش امریکا برای کاهش وابستگی چین به واردات نفت از ایران بهمنظور همراهکردن پکن با سیاست ضدایرانی خود تصریح کرد: پکن نمیتواند از منافع انرژی خود در ایران چشمپوشی کند. این خبرگزاری گزارش داد: به عقیده تحلیلگران، منافع چین در حفظ رابطه با ایران فراتر از واردات نفت است. چین برای حفظ استقلال اقتصادی خود از امریکا باید به منابع نفتی کشوری دسترسی داشته باشد که دنبالهرو سیاستهای امریکا نباشد و ایران چنین ویژگی دارد. رویترز همچنین در گزارش خود آورده است: شرکتهای چینی فعالیتهای زیادی در بخش انرژی ایران دارند. یک شرکت چینی قرار است برای توسعه میدان نفتی آزادگان به ایران کمک کند و سرمایهگذاری چین در این پروژه به بیش از 6 میلیارد دلار خواهد رسید. این گزارش افزوده است: در سال 2009 شرکت ملی نفت چین قراردادی را با شرکت ملی نفت ایران امضا کرد که براساس آن قول داد تا 90 درصد هزینههای مربوط به توسعه میدان نفتی آزادگان جنوبی را تأمین کند.
قدس
گلایه شدید ذوالنور از احمدی نژاد
خبر آنلاین- جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه انتقادات صریحی را خطاب به رئیس جمهور و برخی از اعضای تیم همراه او وارد کرد. حجةالاسلام مجتبی ذالنور، شامگاه دوشنبه در سلسله نشستهای سیاست روحانی در مدرسه علمیه صدوقی قم،گفت: باید گفت که رابطه با رهبر معظم انقلاب باید رابطه امام و مأموم باشد؛ این رابطه، رابطه مطیع و مطاع، رابطه مقلد و مقلد است؛ این حرفها یعنی چه که رابطه ام با رهبری رابطه پدر و فرزندی است؟، این حرفها معنی ندارد. این حرف، حرفی انحرافی است. مجتبی ذوالنور در ادامه گفت: ولایت مداری این نیست که هر جا رهبری خواسته ام را تأیید کنند، من مطیع باشم، اطاعت از رهبری این است که اگر ولی حاکم نظری دارند که 180 درجه با نظر بنده مخالف است نه با اخم و قهر، بلکه با خشنودی و رضای دل و رغبت، حرف خود را زیرپا له کنم و حرف رهبری را اجرا کنم.
ذوالنور تصریح کرد: قهر و اخم و ناز و شروط و اینها، با ولایت مداری خیلی فاصله دارد. ذوالنور تصریح کرد: تردیدی نداریم که محبت آقای احمدی نژاد به مشایی غیرعادی و افراطی است.
وی ادامه داد: مراجع ما مسأله دار شدند، دوستداران انقلاب دلخون شدند، شخصیتهای ما هزینه شدند، اما مشایی سر جایش ماند؛ دشمن شاد و بهانه تخریب دولت فراهم شد. ذوالنور همچنین گفت: باید پرسید که چقدر باید برای یک نفر هزینه داد؟ آقای احمدی نژاد می فرمایند، مشایی قله ای است عظیم، که قابل درک نیست و بسیاری نمی توانند آن را درک کنند؛ باید پرسید: مگر مشایی از دماغ فیل افتاده؟ شما از این مشایی چه دیده ای؟ جز ارتباط با جن گیرها و فال بین ها و طالع بین ها و مرتاض ها و... و بیاید پیشگویی هایی را بلغور کند؛ آقای احمدی نژاد هم فکر کند ایشان یک حجت الهی است، ایشان واسطه فیض الهی است؛ این تلقی ها، تلقی های انحرافی است.
رئیس فرقه حلقه کیهانی به مناظره نیامد
مشرق - رئیس فرقه انحرافی حلقه کیهانی از مناظره با روحانیون و کارشناسان دینی طفره رفت. قرار بود رئیس این فرقه در جلسه مناظره با تعدادی از کارشناسان فرقه ها و ادیان و کارشناسان مذهبی در قم حضور پیدا کند و به پرسشهای آنها پاسخ گوید که از حضور در این نشست خودداری کرد.
دستور احمدی نژاد درباره ارتباط زن رانت خوار با دفتر رئیس جمهور
جهان - سخنگوی کمیسیون اصل 90 از دستور احمدی نژاد برای بررسی فوری ادعای ارتباط یک زن با دفتر رئیس جمهور خبر داد و گفت: رئیس جمهور از این مسأله ابراز بی اطلاعی کرد اما قول داد که با این موضوع برخورد جدی شود. حجة الاسلام حسین اسلامی، با اشاره به اینکه حساسیت دولتهای نهم و دهم در برخورد با رانت خواری بیشتر از گذشته بوده است، گفت: به تازگی فردی با حیله های آنچنانی توانسته بود چندین مجوز برای برپایی مراکز پذیرایی و سیاحتی در مناطق کشور دریافت کند، این فرد حتی در یکی از شهرها هم فرماندار را تهدید کرده بود که اگر مجوز فعالیت به من ندهی، به فلانی در دفتر رئیس جمهور می گویم که با تو برخورد کند. وی افزود: وقتی فرماندار آن شهر این موضوع را با بنده در میان گذاشت، قضیه را به رئیس جمهور اطلاع دادم، تا موضوع این زن و ارتباطش با دفتر رئیس جمهور روشن شود.
دستگیری 25 نفر از مرتبطین با جریان انحرافی
پارسینه - 25 نفر از مرتبطین با یک جریان خاص بازداشت شدند.در میان دستگیرشدگان برخی مدعیان علوم غریبه نیز وجود دارند.
افشاگری درباره رانت خواری بزرگ حلقه قدرت - ثروت
الف- شرکت خصوصی «سمگا» که به تازگی ازسوی اطرافیان اسفندیار رحیم مشایی تأسیس شده، با حمایتهای ویژه هیأت دولت قراردادهای بزرگی بدست آورده است. شرکت سرمایه گذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران مشهور به سمگا که در هفتم تیرماه 1388 با سرمایه 20 میلیارد تومان به ثبت رسیده و تأسیس شده است، در مدت کوتاهی توانسته، شش شرکت اقماری بزرگ تأسیس کند. یکی از شرکتهای مولود سمگا، بانک جدیدالتأسیس «گردشگری» است که در ابتدای تولد، سرمایه آن از 200 میلیارد به 600 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است. اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جزو اولین سهامداران شرکت سمگا بوده اند و مدیر عامل این شرکت، مهدی جهانگیری، معاون سابق مشایی در میراث فرهنگی و گردشگری است.
مشایی و بقایی در اولین روز عرضه سهام شرکت سمگا، سهامدار آن می شوند، در تاریخ 19 اردیبهشت 1388 همان روز 50 درصد و در 4 روز بعد، 100درصد سهام عرضه شده این شرکت از سوی بانکها، مؤسسات سرمایه گذاری و افراد مطلع خریداری شد و پذیره نویسی سمگا پیش از موعد پیش بینی شده به پایان رسید.
محمدرضا امیرحسنخانی، رئیس هیأت مدیره سمگا درباره نحوه دستیابی این شرکت به قراردادهای لویزان و فرودگاه امام خمینی گفت: از جزئیات اطلاعی ندارم و تا آنجا که می دانم بصورت حق بهره برداری بوده است. امیر حسنخانی نماینده مجلس هفتم از فردوس و طبس بود.