صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۴:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۱۸۱۴۵

مسئولیت ما در قبال مردم بحرین چیست؟


بصیرت:سرزمین کوچک بحرین در جنوب خلیج فارس و در همسایگی قطر و عربستان سعودی قرار دارد و شامل یک جزیره بزرگ و بیش از 32 جزیره کوچک است. بحرین اگر چه قرنها از ایالات ایران محسوب می شد اما در دوران صفویه مدتی در دست پرتغالی ها و سپس در اختیار انگلیسی ها قرار گرفت. انگلیسی ها نیز پس از مدتی به دلیل مخالفتهای مردم غالبا شیعه در آنجا، حکومت آن جزایر را به خاندان عربستانی و سنی مذهب آل خلیفه سپردند. آل خلیفه دست نشانده استعمار نیز با وجود دلبستگی و خواست قلبی مردم بحرین برای ملحق شدن به ایران، با دسیسه هایی مانند، تبعید علمای شیعه بحرینی و تحقیر و یا اخراج شیعیان و همچنین انتقال اعراب اهل سنت از سرزمین های مختلف به بحرین، تصمیم به تغییر ساختار جمعیتی و فرهنگی داشتند. تا اینکه بالاخره و پس از چندین دهه در تاریخ 22 مرداد 1350 شمسی، انگلیسی ها و آمریکایی ها با توجه به ضعف و زبونی حکومت پهلوی، مجمع الجزایر بحرین را از ایران جدا کرده و اعلام استقلال نمودند.
در هر حال مردم بحرین و بویژه شیعیان این سرزمین در طول چند قرن گذشته هیچ گاه زیر چتر عدالت زندگی نکرده اند. در طی چند سال گذشته نیز صدها نفر از شیعیان بحرینی از سوی حکومت پادشاهی آل خلیفه دستگیر و زندانی شده و حقوق آنها نادیده گرفته شده است. آمریکائیها و انگلیسی ها و خاندان سعودی نیز در تمام این سالها از این حکومت مستبد و فاسد و وابسته به غرب حمایت کرده و از آن بهره مند می شده اند. در عین حال، با وجود اقدامات مستمر خاندان آل خلیفه برای تغییر هویت بحرینی ها و استخدام و تابعیت دادن به گروههای سنی مذهب مهاجر و حتی مسیحیان خارجی و سپردن پستهای کلیدی به اقلیت اهل سنت و اعمال فشار و ایجاد محدودیت های فراوان برای شیعیان، هم اکنون نیز حدود هفتاد درصد از جمعیت حدودا یک میلیونی این سرزمین را شیعیان اثناعشری تشکیل می دهند. لازم به ذکر است که بحرین پس از ایران و عراق و جمهوری آذربایجان، چهارمین مرکز شیعی در جهان اسلام است و علمای بزرگی از آن برخاسته اند.
از سوی دیگر اعتراف صریح دشمنان همیشگی ما یعنی اسرائیل، آمریکا و دوستان اروپایی آنها و حتی شیخ های سرسپرده به آنها در طی دو ماه اخیر آن بوده است که انقلاب اسلامی امام خمینی به عنوان مردمی ترین، تأثیرگذارترین و عملی ترین انقلابات، ریشه فکری و عملیاتی نهضتهای اخیر است، و یکی از نگرانی های اصلی آنها این بوده و هست که اگر هر یک از کشورهای مصر، لیبی، تونس، اردن، عربستان، یمن، بحرین و کویت و کشورهای دیگری که در حال جوشش های مردمی هستند، شرایط و نهایتی مانند ایران پیدا کنند، چه بر سر منافع اقتصادی و سیاسی غرب و وابستگان آنها در آفریقا و آسیا خواهد آمد.
اما اگر شرایط بسیار پیچیده و ناگوار آمریکا و اروپا را در منطقه و سردرگمی و گیجی آنها در برابر مردم این کشورها را فعلا کنار بگذاریم، وظیفه و نقش ایران به عنوان مهم ترین، قوی ترین و مردمی ترین حکومت در منطقه در شرایط خاص کنونی چیست؟ تعهدات اسلامی و مکتبی ما در قبال مردم منطقه چیست و بی تحرکی ما در این برهه بسیار حساس تاریخی چه معنایی دارد؟ روشن است که اگر سخن از تعهد و مسئولیت جمهوری اسلامی به میان می آید، منظور ما توافقنامه ها و پیمانهای فرهنگی سیاسی تشریفاتی نیست که راحت تر و سریع تر از آنچه بسته و نوشته شده اند، شکسته و نقض می گردند بلکه تعهد و وظیفه دینی و ایمانی مورد نظر است که بر دوش و در گوش هر مسلمانی است و همان تعهدی منظور است که برای سیاستمداران و برنامه ریزان و مجریان حکومتی بیش از دیگران مسئولیت آفرین است.
آن گونه که شاهد بوده ایم، با ظهور ناباورانه چندین قیام مردمی در شمال آفریقا و شبه جزیره عربستان، مردم شریف بحرین و بویژه جوانان بحرینی نیز خواسته های خود را با آرامش و متانت تمام مطرح نمودند اما حکومت سرسپرده و ناتوان آل خلیفه که قدرت پاسخگویی به مردم را نداشت، با طراحی آمریکا و پشتیبانی شورای همکاری شیوخ خلیج فارس از سعودی ها درخواست کمک کرد تا مردم مبارز و حقیقت جوی بحرین را سرکوب و شرایط را به وضع پیشین بازگردانند. البته سعودی ها نیز که شدیدا نگران قدرت گرفتن شیعیان در عربستان و بحرین و سقوط حاکم بحرینی بودند، از این درخواست استقبال کرده و با ارسال نیروهای ویژه سرکوب و با نام «نیروهای سپر جزیره» از طریق پل ملک فهد وارد بحرین شدند. از این زمان به بعد آن گونه که می دانیم، نیروهای حکومتی بحرین، سعودیها و دیگر متجاوزین اماراتی و کویتی، از کشتار و دستگیری و شکنجه مردم و تخریب مساجد و حسینیه ها و هجوم شبانه به منازل مردم و بازداشت مردان و زنان مبارز و سانسور کامل خبری و تصویری، دریغ نکرده اند. هم زمان با اشغال بحرین، خبرهایی از اخراج سفیر ایران از منامه، متهم کردن جمهوری اسلامی به دخالت در امور داخلی بحرین و حتی اخراج بحرینی های ایرانی الاصل رسید. البته آمریکا و انگلیس و شیوخ خلیج فارس هم، اقدام سعودیها در ورود به بحرین را لازم و بجا دانستند و متجاوزین وهابی نیز به اقدامات شرورانه و خشن خود همچنان ادامه می دهند.
از سوی دیگر، اکثر مراجع تقلید و علمای برجسته شیعه و مقامات و شخصیتهای برجسته ایران اسلامی و مردم تعدادی از شهرهای بزرگ کشور نیز با تظاهرات و شعارهای خود علیه آمریکا و آل سعود و آل خلیفه، نفرت و خشم خود را نشان داده اند و این ابراز احساسات کماکان ادامه دارد. در چند شهر هند و پاکستان و عراق و ترکیه و لبنان و برخی شهرهای اروپایی نیز تظاهراتی در این زمینه دیده می شود.
واقعیت آن است که ما حساسیت ها و البته مسئولیت های بیشتری نسبت به بحرین و بحرینی ها داریم و چند راهپیمایی و اطلاعیه و تعدادی تماس تلفنی یا کتبی با شخصیت های دیگر کشورها و یا با سازمانهای بین المللی، از تعهد ویژه ای که خاص جمهوری اسلامی است کم نمی کند، بلکه هرچه بگذرد بر این تعهدات افزوده می شود. البته ابراز نفرت مردم ایران و دیگر نقاط جهان نسبت به اقدامات سعودیهای متجاوز و ظلم و جنایاتی که در بحرین انجام می دهند طبیعی و پسندیده است. اما تمامی اینها فقط احساسات پاک و مقدورات محدود مردم را نشان می دهد و کار دیگری از آنان ساخته نیست. پرسش ما این است که مقامات کشوری و جز آنها با وجود امکانات گوناگون چه می کنند؟ آیا اقدامات آنها در طی چند ماه گذشته و بلکه سالهای گذشته در مورد بحرین متناسب با مقدورات نظام و منطبق بر وظایف دینی ما بوده است؟ و این پرسشی است که احتمالا در ذهن هر ایرانی غیور مسلمان شکل می گیرد که آیا بی حرکتی در برابر تحولات منطقه اسلامی و در انتظار وقایع آینده نشستن، خود یک نوع اقام سیاسی مفید است؟ آیا آنانی که تصور کرده اند با تذکرات و تماس های بدون پشتوانه سیاسی، اندکی از شرایط و مصائب پیش آمده، تغییر خواهدکرد در اشتباه نیستند؟ و آیا چشم انداز کنونی نشانی از عقب نشینی و یا سقوط آل سعود و آل خلیفه و رفع ظلم دارد؟ پاسخ این پرسش مسلما منفی است و همان گونه که هر مسلمان با ایمانی می داند تحولات جوامع بشری فقط با اقدام و عمل انسانها شکل می گیرد و خداوند متعال فقط به کسانی که در مسیر مبارزه با ظلم و فساد و انحراف تلاش داشته باشند یاری خواهد رساند.
از سوی دیگر، ستمکاران جهان هم تا جایی که بتوانند از راه و روش خود و دوستانشان حمایت و برای ماندگاری آنها اقدام و هزینه می کنند و مسلما مردم حق جو و عدالت خواه را نیز منحرف قلمداد کرده و به سرکوب آنان می پردازند. و این جریانی است که همیشه در تاریخ وجود داشته و هم اکنون نیز در شمال آفریقا و خاورمیانه شاهد آنها هستیم. مبارزه ای مداوم و مستمر بین گروه عظیم حق جویان وعدالت خواهان با گروه اندک ستمکاران و دنیاپرستان.
مسلم است که استکبار جهانی و بویژه آمریکا، انگلیس و همراهان و متحدان سنتی وقدیمی آنها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، به راحتی دست از منافع سیاسی اقتصادی خود بر نمی دارند و سرزمینها و حکومتهایی را که از سالها قبل به چنگ آورده اند، به سادگی در اختیار مردم ستم دیده قرار نخواهند داد. و تمام تلاشهای سیاسی و نظامی ابرقدرتهای چپاولگر غربی در جهان نیز در همین مسیر است.
حکام فاسد و ستمکار عرب وشیخهای منطقه خلیج فارس هم اگر چه به راحتی و با خواست و برنامه ریزی اروپا و آمریکا به قدرت رسیده اند اما حامیان آنها تا آخرین مرحله برای ماندن و سلطه بر این بخش حساس از جهان تلاش خواهند کرد؛ و برای این ماندن هم، تا جایی که لازم باشد از مردم و مخالفین خود خواهند کشت و هرچه را لازم بدانند نابود خواهند کرد.
بنابر این، امید داشتن به اقدام عادلانه از سوی سازمان ملل و شورای امنیت آن و یا کنفرانس اسلامی و یا دیگر مجامع بین المللی برای نجات مردم بحرین و جلوگیری از جنایات و ستمهای آل سعود و آل خلیفه، تا زمانی که آمریکا و اروپا در این منطقه حضور ونفوذ دارند و مقدرات کشورها را در غفلت و بی حرکتی مسلمانان طراحی می کنند، تحول مهمی به نفع حق جویان رخ نخواهد داد. از این رو، نظاره گر بودن و هیچ نکردن، نه تنها مغایر دستورات اسلامی است (1) بلکه اعتبار و موقعیت کشور ما ونظام جمهوری اسلامی را در منظر مردم چشم انتظار خاورمیانه زیر سوال خواهد برد. بعلاوه، عدم اقدام در برابر فجایعی که در بحرین رخ داده و می دهد و اکتفا نمودن به پاره ای تماسها و مذاکرات بی حاصل اگر چه کاری سیاسی به حساب می آیند اما به هیچ وجه کاری متناسب با اقتدار و قدرت سیاسی نظامی و امنیتی ما نیستند و خواسته های مردم را برآورده نمی سازند.
نتیجه نشستهای شورای همکاری خلیج فارس که پس از وقوع نهضتهای مردمی و اسلامی در کشورهای عربی صورت گرفته، شاهد بر این حقیقت است که آنها باز هم نه اسرائیل و آمریکا بلکه جمهوری اسلامی ایران را همچون دشمن تصور کرده اند و آن گونه که در دوران انقلاب و در طول جنگ 8 ساله ما با صدام دیده ایم همیشه نه با ما، بلکه در برابر ما بوده اند. در حال حاضر هم با پشتیبانی محتاطانه دولت از انقلابهای مردمی در منطقه، خصومت آنان با نظام جمهوری اسلامی شدت گرفته است و با وجود آنکه هیچگونه اقدام برجسته ای از سوی ما صورت نگرفته، ایران را متهم به دخالت در امور داخلی می کنند. البته این دقیقا به این معنا است که آنها ضمن آنکه از قدرت گرفتن تشیع در منطقه به شدت نگران هستند و افکار انقلابی و شیعی را که برگرفته از انقلاب ایران است برای ماند و سلطه خود خطرناک می دانند، می خواهند جهانیان را با این الفاظ فریب داده و ما را از انجام هر اقدام مؤثری برای نجات مردم بحرین بازدارند و هجوم و اشغال سرزمین بحرین را اقدامی ضروری برای مقابله با ایران و گسترش تشیع وانمود سازند.
حال که چنین است و آنان دست از عناد و مخالفتهای خود بر علیه اسلام راستین و کشور ما برنمی دارند، آیا نباید اقدام و روش مناسبی مطابق با منافع ملی جهانی و اسلامی اتخاذ شود؟ اساسا چرا و تا چه زمانی باید این برخوردهای خصمانه و دروغ گوئیهای حکام عرب را بر علیه ایران تحمل کرد ودم نزد؟ آیا براستی تقویت روابط برادرانه باچنین کسانی در شورای خلیج فارس که سالهای سال با مردم خود نیز جز ظلم و جنایت نکرده اند افتخاری برای دولت و یا گامی به جلو برای مردم و کشور ما بوده و تاکنون ثمری برای ما داشته است؟
البته نباید فراموش کنیم که نه آمریکاییها حقی در این منطقه دارند و نه حکومت وهابی سعودی باید اجازه داشته باشد که به حقوق مسلمانان و شیعیان اهل بیت تعرض کند و وارد قلمرو ملل دیگرشوند. شیوخ فاسد و جنایتکار منطقه و بویژه سعودیها همانهایی هستند که در تمام طول جنگ هشت ساله، صدام متجاوز را چه از نظر تسلیحاتی و چه از جهت مالی پشتیبانی کردند و حالا آنقدر جرأت پیدا کرده اند که به بحرین لشکرکشی می کنند و باز هم جرأت یافته اند که ایران را مورد تهاجم تبلیغاتی قرار می دهند. و این نیست مگر به دلیل مسامحه و ضعیف برخورد کردن ما با آنها در میادین مختلف.
به نظر می رسد که گاه برخی از برنامه ریزان سیاسی ما اندکی از منش اسلامی و انقلابی نظام و روشهای خمینی بزرگ فاصله می گیرند و به جای در نظر گرفتن خواسته های مردم رنج دیده در کشورهای منطقه، دوستی و همیاری با حکامی که هم اکنون ظلم و فسادشان آشکار شده است را برای رسیدن به برخی تصورات سیاسی لازم می دانند و حاضر به اقدامی که این روابط به اصطلاح حسنه را خدشه دار کند نمی شوند. این در حالی است که مردم عادی مصر، اردن، عربستان، یمن و بویژه بحرین احساس تعلق خاصی نسبت به ایران و انقلاب اسلامی ما دارند. خوب است در شرایطی که اکثریت مردم این کشورها بپاخاسته و خواهان تغییر در نظم و نظام کشور خود هستند، مسئولین ما نیز با روش مناسب تری از مردم و خواسته های آنان حمایت نماید. محبوبیت ایرانیان و نظام اسلامی و مسئولین کشور ما در خاورمیانه و خاصه در میان جوانان عرب منطقه، به خاطر اقدامات شجاعانه در برابر استکبار جهانی و بویژه آمریکا و اسرائیل و روشن ساختن ماهیت حکومتهای مزدور آمریکا در خاورمیانه و همچنین آشکار کردن اسلام انقلابی پیشرو است و نه غیر از آن. در مورد بحرین و مسئولیت ایران اسلامی در قبال آن سرزمین نیز نظراتی وجود دارد که محل طرح آنها در این مختصر نیست اما از نظر نگارنده این مقاله، جمهوری اسلامی ایران لازم است با قدرت نقش و دیدگاه خود را مشخص ساخته و آنچه را که وظیفه دینی و بین المللی او به عنوان ام القرای جهان اسلام است انجام دهد.
به اختصار باید گفت که ما نسبت به بحرینی ها از چند جهت مسئول هستیم. 1-به این جهت که آنها مسلمان هستند و نیاز به یاری دارند و کمک به مردمی که با صراحت از ما یاری می خواهند وظیفه شرعی ما یعنی وظیفه ای است که خداوند بر دوش ما گذاشته است(2). 2-اگرچه برادران شیعه و سنی ما هر دو در بحرین تحت ظلم و فشار هستند اما اکثریت مردم شریف آن را شیعیان تشکیل می دهند و بیشترین ستمها در مورد آنها صورت می گیرد و از این رو ایران به عنوان قوی ترین و بزرگ ترین کشور شیعه جهان در قبال آنها مسئول است. 3-دلبستگی و وابستگی تاریخی و همیشگی ایرانیان به سرزمین بحرین و مردم آن که حداقل 70% آن را شیعیان می سازند و حدود 15% آنان فارسی زبان هستند واقعیتی انکارناپذیر است و در مورد سرنوشت این سرزمین نمی توان بی توجه و بدون احساس مسئولیت بود4.-کشور بحرین همسایه جنوبی ما در خلیج فارس است و اشغال نظامی آن توسط سعودی ها که با هدف سرکوب شیعیان و سلفی پروری آمده اند قطعا تاثیرات فرهنگی و سیاسی جدیدی نیز در آینده خلیج فارس خواهد داشت و مشکلات جدیدی برای ایران فراهم خواهد نمود. 5-جمهوری اسلامی ایران دارای منافع و حساسیت های ملی و امنیتی در خلیج استراتژیک فارس است و نمی تواند از این دو امر مهم غفلت نماید و چون تحولات سیاسی نظامی و امنیتی اخیر در سرزمین بحرین در این حیطه قرار دارند، نباید مورد تسامح، ساده انگاری باشد.
6-اگرچه تصرف علنی بحرین از سوی حکومت سعودی و همراهان او از طرف شورای امنیت سازمان ملل محکوم نگردید اما هیچ قانون بین المللی نیز اجازه چنین کاری را به ویژه اگر با کشتار و شکنجه مردم غیرنظامی و تخریب اماکن مذهبی آنان همراه باشد تایید نمی کند. از این رو، اقدام متجاوزین آن هم در منطقه حساس خلیج فارس نباید بی پاسخ و بدون اقدام قاطع بماند و فقط با اعتراض شفاهی همراه باشد زیرا در غیر این صورت هر تجاوز و اشغال گری، چه غربی باشد و چه عرب، ممکن است تعرض به خاک دیگر کشورها را حق خود بداند و برای آن توجیهاتی بتراشد. بنابراین فقط با برخورد و اقدام متناسب و قاطع می توان متجاوزین را تنبیه و پشیمان کرد تا هیچ متجاوزی جرات تجاوز پیدا نکند و این نیز یکی از مسئولیت های ما است.
البته نکات دیگری نیز در این باره وجود دارد. با نگاهی کلی به وقایعی که در بحرین رخ می دهد روشن می شود که با تجاوز نظامیان سعودی، اماراتی و برخی دیگر به بحرین، شرایط بحرین از شکل داخلی و درونی بودن خارج شده است و نه تنها اظهارنظر در مورد بحرین از طرف همسایه قدرتمند شمالی آن یعنی ایران دخالت نیست بلکه حتی در شرایطی که مردم بی دفاع بحرین از جهانیان و خاصه از ایران اسلامی استمداد می کنند اقداماتی جدی و عملیاتی تر نیز تجاوز به حساب نمی آید. در واقع هدف اصلی شیوخ خلیج فارس و حامیان غربی آنها از فرافکنی و تبلیغات دروغین بر علیه ما با اتهام «دخالت در امور داخلی بحرین از سوی ایران» آن است که ایران را از هر نوع اقدام سازنده و موثری در جهت کمک به مردم بحرین مانع شوند و این در حالی است که آمریکائیها و سعودیها و دوستانشان در طول چند هفته گذشته در برابر چشم جهانیان دست به تجاوز و دخالت در امور مردم بحرین زده اند. ظلم علنی و بی پروای نیروهای سعودی بر مردم مسلمان آن سامان، تخریب مساجد و حسینیه ها، آتش زدن قرآن ها و کتب ادعیه، دستگیری و شکنجه مبارزان، هتک حرمت به علمای دینی و زنان و برخی ستمهای دیگر که هر انسانی را خشمگین و منزجر می کند، نشانگر واضح ترین اقدامات مداخله جویانه متجاوزین وهابی در امور ملی و داخلی مردم شریف بحرین است. اما تجاوزها و دخالت های اینان نباید موجب شود که سیاستگزاران و مسئولین ایران اسلامی مسئولیت خود را از یاد ببرند. این در حالی است که تمامی این فجایع را نظامیان سعودی و دیگر شیخ نشینها و تعدادی مزدور خارجی که از ضعیف ترین نظامیان منطقه هستند و به شدت از شیعیان و مخصوصا مبارزین ایرانی وحشت دارند، انجام داده اند.(3)
بدیهی است علاوه بر مسئولیت هایی که بر دوش ما است و به پاره ای از آنها اشاره شد، بی تدبیری و یا عدم اقدام موثر و تغییردهنده در بحرین نیز از جهات مختلفی برای ما و دیگر کشورهای منطقه مضر و خطرناک است که برخی از آنها عبارتند از: میدان پیدا کردن سعودیهای وهابی در خلیج فارس و تبدیل شدن آنها به عنوان ژاندارم منطقه، به وجود آمدن روحیه یاس و ناامیدی از پشتیبانی ایران قدرتمند به مسلمانان محروم منطقه و به ویژه شیعیان، ناامن شدن روزافزون شرایط شیعیان در بحرین و عربستان و دیگر مناطق، تشدید و گسترش خصومت های شیوخ منطقه در برابر ایران پس از میدان پیدا کردن سعودیهای متجاوز، اطمینان یافتن ناتو و به ویژه امریکا در ماندگاری در خلیج فارس و خاورمیانه، و و.
و در هر حال عدم اقدامات سیاسی و عملیاتی به موقع و مناسب در قبال فجایعی که در خاورمیانه و به ویژه در ممالک همسایه رخ می دهد، اگرچه نشان دهنده روحیه سیاسی برخی برنامه ریزان کشور است اما یک نوع اقدام سیاسی متین و قوی برای کشوری قدرتمند مانند ایران به حساب نمی آید و آثار مثبتی برای کشور ما و منطقه نخواهد داشت در حالی که کم تحرکی و عدم اقدام مناسب و موثر، نه تنها شرایط را بهبود نمی بخشد بلکه آن را بدتر کرده و ایران را در شرایط جدیدی قرار خواهد داد که پیش بینی آن چندان آسان نخواهد بود.
سخن آخر آنکه در شرایطی که غالب گروه های مردمی در ایران، عراق، عربستان، پاکستان، ترکیه، لبنان و برخی نقاط دیگر دنیا خشم و نفرت خود را از جنایات مداخله جویانه سعودیها و یاران آنها در بحرین نشان داده اند و سعودیهای منفور نیز به خوبی می دانند که برخلاف مقررات بین المللی دست به اشغال این سرزمین کوچک زده اند، بسیار ضعیف و شکننده هستند و هر اقدام متناسب و معقولی مشروط بر استمرار و استحکام، آنها را وادار به شکست و عقب نشینی خواهد نمود. نگارنده این سطور معتقد است که برای آزاد کردن مردم بحرین از چنگال متجاوزین سعودی و حتی قطع دخالت های سیاسی نظامی آنان در کشورهای عرب خاورمیانه و شمال افریقا، علاوه بر روش ها و اقدامات تبلیغاتی که باید دائما و در ابعادی بسیار گسترده تر از وضع کنونی صورت گیرد، حداقل هفت پروژه چندان پیچیده برای شکستن و عقب راندن سعودیها و آزادسازی سرزمین بحرین وجود دارد که همه و یا برخی از آنها را می توان در یک زمان به کار گرفت.
حقیقتی که در چند ماه گذشته بیش از همیشه آشکار و قطعی شده آن است که غربیها و در راس آنها امریکائیها هیچ پشتوانه مردمی و محبوبیتی در خاورمیانه و شمال افریقا ندارند و نوکران آنها هم در کشورهای عربی روز به روز خفیف تر و منفورتر از قبل شده اند. اما جالب آن است که در شرایط فعلی اتکا و امید اصلی ناتو و امریکا در منطقه به وجود حکومت هایی مانند حکومت های مستبد و فاسد عربستان، اردن، مصر، لیبی، یمن، کویت، بحرین و مانند اینها است و متقابلا پشت گرمی حاکمان بدبخت این کشورها نیز به غرب و بیش از همه به آمریکا بوده است. در عین حال آن گونه که در طی یک ماه گذشته در وقایع مصر و لیبی و تونس مشاهده گردید، جنایتکاران غربی نیز که پشتوانه های نظامی و تبلیغاتی حکام مستبد منطقه هستند، از دست زدن به هر اقدام نظامی و سیاسی حاد و مستقیم وحشت دارند و آن را مغایر با منافع آینده شان می بینند. واقعیت آن است که شیوخ منطقه تنها مانده اند و دقیقا از این جهت است که هرگونه مسامحه و کوتاه آمدن در برابر شیوخ منطقه که نه مردم آنها را می خواهند ونه اروپا و امریکا جرات حمایت کامل از آنها را دارد، مساوی با از دست دادن فرصتها و رها و تنها گذاشتن دوستان انقلاب اسلامی خواهد بود.
کیهان
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات