صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۱۸۳۰۳

نیم نگاهی به خیزش‌های اسلامی منطقه


دکتر عباسعلى فرزندى
به دنبال خیزشهای جاری در کشورهای عربی و اسلامی سوالات، نظرات و دیدگاه هایی در ارتباط با چرایی، چگونگی و انگیزه های این امواج توفنده که به دلیل گستردگی وضعیت منطقه بسیار با اهمیت از لحاظ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک و آینده جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد، مطرح می شود.
نیم نگاهی به روند تحولات ناشی از این قیام ها حاکی از آن است که اصلی ترین خواسته ملت ها بر تغییر ساختارهای حاکم بر کشورهایی چون مصر، تونس، یمن، لیبی، بحرین و... است و ملتهای به ستوه آمده از رفتار استبدادی و سرسپردگی سران غیر مردمی آنان را واداشته است تا خواسته های عمومی خود را در یک خیزش عمومی پرخطر به نمایش در آورند.
حقیقت این است که اگر تحولات جاری به نتیجه دلخواه مردم منطقه که عاملان اصلی این قیام ها هستند، برسد فراتر از وضعیت منطقه بر نظم آینده جهانی موثر خواهد بود و بر این اساس است که آمریکا و غرب با ورود در میدان سیاسی- امنیتی و حتی ورود نظامی در لیبی، اشغال بسیار زشت بحرین توسط نظامیان سعودی و اماراتی برای تغییر روند و سرنوشت این قیام ها باعث پیچیدگی موضوع شده و به نوعی نتیجه این قیام ها را با ابهام روبه رو کرده اند.
اگرچه ورود سراسری مردم و اعتراضات توده ای در مصر و تونس، دیکتاتورهای حاکم بر این دو کشور را از قدرت کنار زد و در دیگر کشورها چون یمن و لیبی عرصه را بر دیکتاتوری تنگ نمود، اما ورود قذافی به فاز کاملاً نظامی در رویارویی با مردم و اقدام مشابه دیکتاتور یمن و رژیم آل خلیفه با توده های مردم و حمایت دولت های سرسپرده منطقه از این رویکرد شرایط جدیدی را به وجود آورده است.
کشورهایی که با خیزش عمومی ملت روبه رو شده اند، عموماً کشورهایی هستند که از بحران هویت و مشروعیت رنج می برند و حاکمیت سران غیرمردمی و فشار سرکوب، توزیع غیرعادلانه و تبعیض آمیز قدرت و ثروت، بحران فرهنگی، تحقیر ملتها در سطح ملی و منطقه ای و... مشکلاتی است که سران سرسپرده این کشورها در طول دهه ها به وسیله آنها بر ملتهای خود حکمرانی کرده و می کنند.
در یک نگاه کلان خیزش های اسلامی در کشور های خاورمیانه ناشی از عواملی چون: استبداد داخلی، استعمار و وابستگی خارجی، تحولات منطقه ای در دهه های اخیر متأثر از انقلاب اسلامی، نحوه برخورد دولتمردان کشورهای اسلامی با مسئله فلسطین و رژیم جعلی اسرائیل است که اشاره به این عوامل در چیستی و چرایی این خیزش ها رهگشا است.
ملت های منطقه با برخورداری از سابقه فرهنگی، در اختیار داشتن سرزمین های با اهمیت و منابع اقتصادی و... به دنبال پیشرفت در عرصه های داخلی و خارجی هستند، اما سران حاکم با رسمیت نشناختن آزادی های مدنی و سیاسی، سلب آزادی ها و جلوگیری از مشارکت در تصمیم گیری ها، چپاول ثروتهای عمومی، نابرابری های اجتماعی به جای تکیه بر ملت به سمت نظامی گری با جهت گیری داخلی و سرکوب مخالفان و ایجاد و گسترش انبارهای تسلیحاتی روی آورده اند و سالیانه میلیاردها دلار از منابع این کشورها که باید صرف پیشرفتهای همه جانبه شود را در راستای استمرار سلطه و چپاول خود قرار داده اند. هدر رفتن منابع ملی در این کشورها از یک سو از پیشرفت آنان جلوگیری کرده و امواج فقر و بیکاری را در برخی از این کشورها بر ملتها تحمیل نموده و از سوی دیگر، صرفاً برای سران این کشورها درآمدهای کلان انباشته کرده است، به گونه ای که صاحب نظران و کارشناسان، ثروت خاندان مبارک را بیش از 70 میلیارد دلار و دارایی های دیکتاتور لیبی را بیش از 120 میلیارد دلار برآورد کرده اند. در حالی که درصد بالایی از ملتهای این دو کشور در فقر و شرایط بد اقتصادی و اجتماعی قرار دارند.
تبعیض گسترده، فساد و فحشا به شدت اثرات نامطلوب بر برخی از زوایای جوامع کشورهایی چون مصر، تونس، لیبی و... گذاشته و تسلط خاندان های غیرمردمی حاکم بر عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی فاصله های طبقاتی را در این کشورها به اوج رسانده است. در اختیار گرفتن اغلب سهام کارخانه های غیردولتی، شبکه های ارتباطی، خطوط هواپیمایی و کشتیرانی، شرکتهای راه سازی و صادرات و واردات توسط خاندان حسنی مبارک و تسلط گسترده و عمیق تر خانواده قذافی بر منابع قدرت در لیبی و وضعیتی مشابه در دیگر کشورهای عربی از مهم ترین زمینه هایی است که در طول چند دهه ملتهای عربی را به فکر رهایی از نظامهای استبدادی و حاکمان مستبد انداخته است. دهه های متوالی است که اقشار مختلف جوامع عربی انواع ظلم و بی عدالتی را با همه وجود حس کرده اند و خواسته های حداقلی آنان با توهین، تحقیر، دستگیری، زندان و قتل پاسخ داده شده است. از این رو هرچند آنان همواره از عملکرد حاکمان خود نارضایتی داشته اند، اما با پیروزی انقلاب اسلامی متأثر از حرکت بسیار موفق ملت ایران در زمینه استبداد زدایی، رفع ظلم و... حرکتهای اسلامی و مدنی خود را پی گرفته اند. ملتهای مسلمان منطقه با الگوگیری از ملت ایران، بهره گیری از رهنمودهای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله) به تحلیل وضعیت نامطلوب حاکم بر خود پرداخته و در مقاطع مختلف برای احقاق حقوق خود دست به اقداماتی زده اند و با لبریز شدن صبر مردمی و از دست رفتن تاب و توان تحمل حکومتهای استبدادی، ضدمردمی و دین ستیز حرکتهای آزادی خواهانه و قیامهای ضداستبدادی آنان شکل گرفته است. در نگاهی گذرا به ماهیت رژیمهای تونس، مصر، یمن، لیبی، بحرین و... کاملاً این واقعیت خودنمایی می کند که رژیمهای حاکم و سران وابسته حاکم در این کشورها با از بین بردن عزت و کرامت ملتهای خود در مقابل بیگانگان سرسپردگی و اطاعت کورکورانه ای را پیش گرفته اند که نتیجه آن جز از بین رفتن عزت و هویت تاریخی و اعتقادی نخواهد بود. حکام این کشور ها با سرکوب گروه های اسلامی، سیاست های سازشکارانه با دولت های سلطه گر، اجازه دخالت بیگانگان در کشورها، تصرف و تسلط بر بازارهای آنان توسط کشورهای استعمارگر، کمک به تأمین امنیت رژیم صهیونیستی، تأمین امنیت پایگاه های نظامی آمریکا در برخی از این کشورها و... اوج وابستگی و سرسپردگی خود را همراه با تاراج عزت جوامع تحت حاکمیت به تصویر کشیده اند که این وابستگی حکام به بیگانگان و اثرات مخرب ناشی از حضور مستقیم و غیرمستقیم کشورهای سلطه گر و به صورت خاص آمریکا در مقدرات و سرنوشت ملتها، زمینه برای خیزشهای مردمی- اسلامی را در این کشورها فراهم کرده است.
ملتهای مسلمان عرب از یک سو با مشاهده دستاوردهای جبهه مقاومت و از سوی دیگر محروم شدن دیگر جوامع و کشورها از این افتخار، به دلیل خودکامگی و وابستگی رژیم های این کشورها به آمریکا و صهیونیستها، برای خروج از این حقارت، تنها راه مقابله با این روند را پایان دادن به حیات رژیم های وابسته و مقابله با سلطه بیگانگان با کشور خود دانسته و قیامها و خیزشهای خود را سامان داده اند تا ضمن انجام وظیفه دینی- وجدانی از نتایج قرار گرفتن در جبهه عزت و افتخار مقاومت بهره مند شوند.
ملتهای منطقه با درک این حقیقت تلخ که دولتهای حاکم بر کشورها با سازش و دوری از مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت نکردن از ملت مظلوم فلسطین در چارچوبی مغایر با امت اسلامی و منطبق بر خواست حامیان فرامنطقه ای رژیم جعلی اسراییل و حفظ قدرت نامشروع خود به روند سازش روی آورده اند و حتی از اجرای تعهدات اولیه نسبت به حمایت های انسانی- اسلامی نسبت به مردم مظلوم غزه سر باز زدند، به خشم آمده و برای خروج از این حقارت و بازسازی جایگاه متزلزل بین المللی خود، سعی نموده اند تا با ایجاد تغییرات اساسی و تشکیل دولت های همسو با جبهه مقاومت با تحولات منطقه همراه شوند.
اما نمی توان از علت العلل همه این خیزش ها یعنی انقلاب اسلامی و نتایج ناشی از موفقیت های پی در پی جمهوری اسلامی در طول بیش از سه دهه رویارویی ملت ایران با نظام سلطه غفلت نمود.
امروزه ویژگی های مردمی، دینی، ضد استبدادی و ضد استعماری که از مهمترین ویژگی های انقلاب اسلامی است، کاملاً در قیام ها و خیزش های ملت های منطقه مشاهده می شود. تمسک به رویکرد تظاهرات عمومی با مشارکت همه اقشار مردم در این کشورها و تمرکز آنان بر شعارهای اسلامی از جمله نشانه های غیرقابل انکار الگو قرار دادن انقلاب اسلامی توسط ملتهایی است که با تظاهرات خیابانی علیه رژیم های مستبد و وابسته حاکم در کشورها برای به نمایش گذاشتن خواسته عمومی مردم و زیر سوال بردن مشروعیت نظامهای حاکم، خلع سلاح کردن قدرت های بهانه جوی سلطه طلب برای مداخله در این تحولات و به حداقل رساندن تلفات انسانی و تخریب زیرساخت های اجتماعی- مدنی که از ویژگی های این نوع رویارویی با نظام های غیرمردمی است، خواسته های خود را دنبال کرده اند. ملتهای منطقه عموماً با راهنمایی علمای دینی و گرایش ها و جهت گیری های دینی و با نام و یاد خدا و شعار الله اکبر، برپایی نماز جماعت و جمعه، مبارزه خود را شروع کردند و در ادامه راه نیز بر این صبغه تأکید دارند.
جمهوری اسلامی نسبت به ماهیت حرکت و تحولات خاورمیانه و خیزش های مردمی کشورهای مختلف رویکردی کاملاً واقع بینانه داشته و مواضعی اسلامی- انسانی و مبتنی بر تکریم جوامع انسانی در پیش گرفته است. مقام معظم رهبری (مدظله) ضمن مردمی و دینی ارزیابی کردن خیزش ملتهای منطقه فرمودند: «دو خصوصیت در این تحولات وجود دارد؛ یکی عبارت است از حضور مردم و دیگری عبارت است از سمت و سوی دینی در این حرکت ها، این دو عنصر اساسی است.» ایشان علت شکل گیری این تحولات را سرکوب و تحقیر هویت دینی مردم و جریحه دار شدن غرور آنان توسط حاکمان ظالم از یک سو و الگوگیری ملت ها از حرکت ملت ایران در روند انقلاب اسلامی از سوی دیگر دانسته و فرمودند: «حرکت کنونی منطقه نتیجه انباشت تدریجی انگیزه ها، فکرها و تصمیم ها است که اکنون بروز کرده است و این موضوع نیز ناشی از ایستادگی و ثبات قدم ملت ایران و نشانه های خوب پیشرفت در ایران اسلامی است.»
دفاع از حرکت مردمی منطقه که کاملاً صبغه اسلامی دارد، رویکرد اصلی نظام جمهوری اسلامی است و مخالفت با حکومتهای غیر مردمی و دخالت بیگانگان در این تحولات نیز از اصول مبنایی این رویکرد است: مقام معظم رهبری (مدظله) در این رابطه فرمودند: «در قضایای منطقه موضع نظام جمهوری اسلامی روشن است. موضع ما دفاع از ملت ها و حقوق ملت هاست. ما با ملتهای مسلمان و ملتهای مظلوم در هر نقطه عالم موافقیم، با زورگویان و مستکبران و دیکتاتورها و خبیث ها و سلطه گران و غارتگران در هر نقطه دنیا مخالفیم، این موضع ملت ایران و موضع نظام اسلامی است.»
موضوع بسیار مهم دیگری که باید به آن توجه کرد ماهیت اسلامی : انقلابی واحد و به هم پیوسته این خیزش ها و دخیل نبودن نگاه طایفی - مذهبی است، بدین معنا که همان انگیزه های اسلامی و روحیه انقلابی که مردم مصر و لیبی را به خیابان کشانده است در رفتار و عملکرد مردم مسلمان بحرین نیز وجود دارد.
اعتراض ملتهای منطقه در همه کشورهایی که با نظامهای دیکتاتوری و وابسته اداره می شود به ظلمی است که سران این کشورها به ملتهای خود در عرصه اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و ... نموده اند. مقام معظم رهبری (مدظله) در این زمینه فرموده اند:
«ما بین غزه و فلسطین و تونس و مصر و لیبی و بحرین و یمن تفاوتی نمی گذاریم. در همه جا ظلم به ملتها محکوم است. حرکت ملتها با شعار اسلام و در جهت آزادی مورد تأیید ماست... این حرکت، حرکت ملتها است، حرکت امت اسلامی است، حرکت با شعار اسلام است، حرکت به سمت اهداف اسلامی است، نشان دهنده بیداری عمومی ملتها است، طبق وعده الهی این حرکت قطعاً و یقیناً به پیروزی خواهد رسید. ملت ایران سرافراز است، مفتخر است و خرسند است که آغازکننده این راه بوده است و ایستادگی و استقامت کرده است.»
موضوع مهمی که در این خیزشها مورد توجه قرار دارد، موانع و مشکلاتی است که پیش روی ملتها است، زیرا هر حرکت مهم با توجه به ماهیت آن با مخالفت هایی روبه رو می شود. با توجه به هدف ضد استبدادی و ضد استعماری و صبغه دینی این قیام ها علاوه بر استبداد حاکم بر این کشورها، کشورهای غربی و به صورت خاص آمریکا تلاش می کنند تا با سرکوب و عقیم ساختن این قیام ها، ایجاد شکاف در جبهه مقاومت، ناامید کردن انقلابیون نسبت به آینده، نگه داشتن در شرایط ابهام، بلاتکلیف و برزخی کردن وضعیت، تمرکز بر گزینه های منطبق بر خواست خود پس از تغییر احتمالی ساختار حکومتی و جابه جایی سران حاکم و... این خیزشها را با چالش روبه رو کنند. غربی ها به صورت عام و آمریکا به صورت خاص، صدور نفت را مهم دانسته و اخلال در آن را یک فاجعه برای خود تلقی می کنند، لذا تزلزل در ستون های مورد اتکای غرب و آمریکا در ساختارهای حکومتی را بر نمی تابند، چرا که به هم خوردن ثبات و امنیت رژیم صهیونیستی را تهدید منافع حیاتی خود می دانند، کنترل بر تنگه های استراتژیک چون باب المندب توسط انقلابیون را مغایر با اهداف خود دانسته و تزلزل در پایگاه های نظامی خود به ویژه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین را به عنوان فرو ریختن پایه های سلطه خود بر منطقه تلقی می کنند و به صورت آشکار و پنهان با این خیزش ها به مقابله پرداخته اند. آنها برای تثبیت حکام همگرا با خود و یا بر سر کار آوردن افراد مطیع در این کشورها به هر وسیله ای متوسل شده اند، به گونه ای که از دخالت نظامی مستقیم در لیبی و حمایت از اشغال بحرین توسط عربستان و امارات گرفته تا پیش بینی گزینه های متعدد جایگزین در مصر و یمن را در دستور کار قرار داده اند. هرچند دولتهای غربی با شعارهای فریبنده حتی به عنوان مدعیان حمایت از مردم اهداف خود را پیگیری می کنند، اما همگان به خوبی می دانند که این مدعیان خود در تقویت رژیم های دیکتاتوری کوشیده اند و روشن است که برنامه های آنها بر ورود بر عرصه های تصمیم گیری منطقه و گرفتن جای پا در کشورهایی چون لیبی، تسلط بر دولت های آینده، تبدیل حرکت ارزشی ملت ها به یک جنگ بدلی مفاهیم مورد نظر چون دموکراسی و ... اهداف و برنامه های خود را دنبال می کنند.
با گذشت چند ماه از حرکتهای مردمی در کشورهای عربی می توان بر این واقعیت تأکید کرد که این ملت ها همچنان به شدت درگیر مبارزه بوده و بر خواسته های خود پافشاری می کنند و آنان بر تشکیل دولتهای مردمی و غیر وابسته به بیگانگان پافشاری کرده و برای احیای هویت از دست رفته خود از هرگونه تلاش دریغ نمی ورزند و دیکتاتورهایی که گرفتار امواج خروشان انقلاب و قیام شده اند هرگز نمی توانند در این وضعیت خودساخته رهایی یابند. هرچند برخی ملتها در خیزش خود از فقر رهبری کارآمد رنج می برند و بیگانگان نیز با ترفندهای مختلف در این کشورها پای نهاده اند، اما گسترده تر شدن جبهه مقاومت و مبارزه با استبداد و استعمار و به حاشیه رانده شدن جریانهای افراطی ای چون القاعده در این حوادث، شانس بسیار کم بیگانگان برای مصادره انقلابهای مردمی را در پی داشته است و خلع سلاح آمریکایی ها و آشکار شدن چهره فریبنده آنها و... از جمله موفقیت هایی است که ملتها در مراحل اولیه قیام و خیزش خود کسب کرده اند.
در یک نگاه موضوعات زیر در ارتباط با خیزش های اسلامی در منطقه دارای اهمیت است:
1)بیداری اسلامی موجود در منطقه ناشی از آموزه های انقلاب اسلامی است، زیرا انقلاب اسلامی روح خودباوری، شجاعت، اعتماد به نفس را در ملت های مسلمان ایجاد کرد و ثابت نمود که می توان با تکیه بر ظرفیت های نامحدود مردمی : اسلامی در برابر استبداد و استعمار ایستاد و به پیروزی رسید و بر این اساس مسئولان جمهوری اسلامی در این زمینه مسئولیت دارند.
2)هرچند دست آشکار و نهان آمریکا در مقابله با خواست عمومی ملت ها در کشورهای مختلف به حمایت از مشی دیکتاتوری نمایان است اما آگاهی از این خطر و استمرار مقاومت و پافشاری ملت ها بر ماهیت مردمی و دینی خیزش ها تنها راه خنثی سازی این توطئه ها است.
3)تلاش برای به صحنه آوردن جایگزین های دروغین توسط غربی ها و جریانات با هویت دوگانه از مهم ترین خطراتی است که خیزش های اسلامی را تهدید می کند و تنها ادامه قیام توسط مردم، تأکید آنان بر خواسته های دینی، حرکت به سمت اهداف اسلامی، حفظ بیداری، امید به وعده های الهی می تواند در این راستا موثر واقع شود.
4)جریان انحرافی در قالب اسلام آمریکایی با تئوریزه کردن نظرات و فتاوای آخوندهای وابسته و حاکمان سرسپرده کشورهای اسلامی در تلاش است با دگرگونه جلوه دادن خواست اسلامی- انسانی ملت های منطقه و با سرکوب مستقیم خیزش آنان منافع نظام سلطه و حکام سرسپرده را تأمین کند که نقش آفرینی نخبگان و صاحب نظران اسلامی به ویژه علمای دینی در این عرصه بسیار رهگشا خواهد بود.
5)نظام سلطه با محوریت آمریکا، برخی دولت های سلطه گر اروپایی و سران غیر مردمی کشورهای منطقه در تلاش هستند با مطرح کردن مسائل غیر واقعی، اتهام، فریب و به صورت خاص متهم کردن جمهوری اسلامی به دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه و برخورد دوگانه با این خیزش ها ضمن کنترل و ناکارآمد نمودن حرکت عمیق دینی- مردمی ملتها زمینه مصادره مطلوب این خیزشها به نفع خود را فراهم نموده و با سوار شدن بر امواج ناشی از خروش مردمی اهداف نامشروع خود را در منطقه دنبال کنند.
6)متأسفانه سازمان های بین المللی و در رأس آنها سازمان ملل متحد بر خلاف وظایف قانونی خود در حمایت از ملت ها عموماً با همراهی پنهان و آشکار با دولت های سلطه گر و حکام سرسپرده غرب در منطقه خنثی سازی خیزش های اسلامی منطقه را هدف قرار داده اند که در این راستا باید با افشاگری ها و روشنگری ها با آن مقابله کرد.
7)غرب و آمریکا نیز به دلیل فرسودگی، فساد و ناکارآمدی رهبران غرب گرا، روبه رو شدن با بیداری گسترده مردمی، مواجه شدن با بغض و کینه انباشته شده در کشورهای عربی و مطرح شدن رهبران مردمی ای چون سیدحسن نصرالله با پیچیده ترین چالش ها در جهان اسلام و کشورهای عربی مواجه شده است و این وضعیت افول قدرت آن ها در منطقه را نوید می دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات